|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

| وبلاگ سهیل سلیمی نویسنده ، کارگردان و تهیه‌کننده | SOHEIL SALIMI's Weblog | Writer , Director & Producer |
|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

| وبلاگ سهیل سلیمی نویسنده ، کارگردان و تهیه‌کننده | SOHEIL SALIMI's Weblog | Writer , Director & Producer |

آلبوم موسیقیِ مستند : جنایت نامرئی "بزودی!"

آلبوم موسیقیِ  (جنایت نامرئی) که مجموعه ی  موسیقی های ساخته شده برای مستند جنایت نامرئی است. بزودی در دسترس عموم قرار خواهد گرفت تا علاقمندان آنرا تهیه نمایند.
آهنگسازی البوم موسیقی جنایت نامرئی را سهیل سلیمی به عهده داشته  و تنظیم قطعات توسط کیوان کریمی انجام شده است.

The music album (Invisible Crime) will also be released.
The music album (Invisible Crime) is a collection of music composed for the Invisible Crime documentary. After the release of the documentary on TV, COOMING SOON! it will be available to the public so that those interested can prepare it. Sohail Salimi composed the music for the album of the invisible crime, and the music was arranged by Keyvan Karimi . end

عناوین قطعات این آلبوم موسیقی عبارتند از:

1.      جنایت نامرئی  (Invisible Crime)

2.      سلاح‌های بیولوژیک   (Biological Weapons)

3.      اقتصاد مُتوازن  (Balance in the Economy)

4.      اکثریت فقیر و اقلیت  ثروتمند   (The Majority of the Poor and the Minority of the Rich)

5.      جنگ‌های ترکیبی، راه حلی برای تمامی فصول   (Hybrid Wars, a Solution for All Seasons)

6.      اقیانوسی از نفت   (An Ocean of Oil)

7.      جنایت نامرئی در جهان آینده   (Invisible Crime in the Future World)

8.      جهان در آشوب   (The World in Chaos)

9.      درد بی پایان و مافیای دارو   (Endless Pain and Drug Mafias)

10.  پروژه‌ی ام.کی.اُلترا   (MK.Ultra Project)

11.  پروژه‌ی کرونا   (Project CORONA)

12.  جلیقه زرد که باشی می‌میری   (Yellow Vests, You Will Die)

13.  نظم نوین جهانی   (New World Order)

14.  بیماری همچون باران می بارد   (Diseases Fall Like Rain)

15.  ناقوس مرگ   (Death Knell)

16.  جنگ جهانی چهارم   (Fourth World War)

رسـانه پیشرویــی در حـوزه ‌تمـدنسـازی خلق نکردیم

گفتوگو با سهیـل سلیـمی پیرامون نقش جریان سینمایی در تشکیل نظم جدید جهانی؛

سجادباقری؛ رهبر انقلاب اسلامی سال گذشته در پیامی که خطاب به انجمنهای اسـلامی اروپا صــادر نمودند، جنگ اوکراین را نشــانهای از تغییر نظم جهانی برشمردند و در ایــن میــان، نخبــگان را دارای وظایفی خطیر دانستند که در کوتاهمدت، میبایست جبههبندیها و صفآراییهای موجود را به درســتی بشناسند و در میان مدت آماده نقشآفرینی در تحوالت جهانی به ســود جبهه حق شوند. تأکید بر آمادگی برای دوران تحــول در نظم جهانــی و پــس از آن، در دیدار با دانشــجویان 1401/2/6 نیز انجام گرفت و در نهایت در دیدار با دانشآموزان مورخ 1401/8/11 ،ایشــان محورهای اساسی نظم آینده جهان را بیان نمودند. موضوع نظم نوین جهانی و ایجاد یک جهان یکپارچه از مفاهیم مهمی است که رهبر معظم انقالب بارها به آن تاکید داشتهاند و مطالبه کردهاند که برای این نظم باید طرحی ارائه داده شود. یکی از ابزارهایی که برای تفصیل بیشتر این مطالبه میتواند کارساز باشد ابزار رسانه، ساخت مستندات و تولیدات سینمایی در این زمینه و پرداختن به آن است. مستند جنایت نامرئی ساخته سهیل سلیمی یکی از آن تولیداتی است که به این امر پرداخته است. از این رو با توجه به موضوع مطرح شده در گفتوگو با سهیل سلیمی، فیلمساز و متخصص مطالعات اســتراتژیک به مســائل پیرامون نقــش جریان سینمایی در نظم جدید جهانی پرداختیم که در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید: 

در سالهای اخیر مفهوم نظم جدید جهانی در فضای رســانهای و علوم سیاسی بر سر زبانها افتاده اســت. شــکلگیری چنین ادبیاتی در جهان، مستلزم حضور سینما و رسانه و جریان ســازیهای صورت گرفته است تا مردم جهان پذیرای آن باشــند. جنابعالــی به عنوان یک سینماگر در این عرصه آیا آثار خاص یا جریان ســینمایی خاصی را مشاهده کردهاید؟ در این خصوص چه مــواردی را میتوانید نام برده و توضیح دهید. اساســا نظم دادن به جهان و ایجاد یک جهان منظم آرزوی همگان بوده اســت که کســانی که قدرت و اســتیلا در جهان داشــتند این نظم را ایجاد می‌کنند و نظم جهانی پدیده ای اســت که از گذشــتهای دور امپراطوریهــا به دنبــال تحقــق آن بوده‌اند اما در هردوره چگونه این نظم ایجاد شــده اســت تفاوت های زیادی داشته و در هر عصر نسبت به عصر دیگر متفاوت بوده است. در نظم نوین اساســا واژه نوین آن مهم اســت و به دنبال این نظم همواره بوده اند اما نظم نوین اولین بار در 11 ســپتامبر 1990 توســط بوش پدر اعلام شد که محصول یک ســری از اتفاقات بود که در دوره قبل از خودش رخ داده اســت، و اگر به تاریخ مراجعه کنیم قبل از جنــگ جهانی اول نوعی نظم خاص بر پایه اســتعمار شــکل گرفته بود که استعمارگران با یکدیگر بر ســر مســتعمرات خود می‌جنگیدند و هر کس که پیروز میشــد قوانین را بــرای چپاول دنیا به شــیوه خودش وضع میکــرد و البته دیگران هم در این بین ســهمی میگرفتند. بعد از جنگ جهانی اول تغییراتی ایجاد میشود و البته جنگ جهانی دوم را رقــم میزند و نظم جاری تا 1990 که فروپاشــی دیــوار برلین رقم میخورد پا برجا باقی میماند و بعد از آن نظم جدید که موضوع بحث ما اســت بسیار پر طمطراق و بسیار پر ســر و صدا خودش را به جهان معرفــی میکند تا جایی که فوکویامــا مبحثی را با عنوان پایــان تاریخ آغاز میکند کــه تاریخ تا پایان 1990 یک رویکردی را داشته است و بعد از آن تمام میشــود و این لیبرال دموکراسی است که قرار است جهان را تا انتها مدیریت کند البته این نظر فوکویاما بسیار ساده اندیشــانه بود. بعد از 1990 در 11 سپتامبر سال 2001 آمریکایی ها با ترفندی اقدام به فروپاشــی برجهای دوقلو تجارت جهانی توسط هواپیماهای مسافربری در نیویورک میشــوند و برخورد هواپیما با این برج ها باعث میشــود و تــا طبقه‌ی زیرزمین این برجها فرو بریزد! که کمدی تلخی اســت! که متاسفانه خیلی ها باور کرده اند. این فضا و ایجاد نظم نوین توســط این رفتار ها به وسیله آمریکاییها ادامه پیدا کرد و حمله به کشــور ها به بهانه 11 سپتامبر در دستور کار قرار میگیرد. در ادامه ما همین روند را در آثار سینمایی میبینیم و در ایــن دو دهه کمتر آثاری میبینیم که توســط هالیوود ساخته شده و موضوع آن نظم نوین نباشد و برعکس آن صادق نیســت و همه فیلم ها به نوعی به این موضوع میپردازند و در فواصل 1990 تا 2001 فیلمی به نام 2012 ســاخته میشود که قرار است پایان دنیا را برای ما روایت کند و این فیلم حوالی 11 سپتامبر اکران میشود و این نشان میدهد که رسانه آمریکا برای نظم نوین جهانی برنامه دارد.

 از نگاه شما این آثار سینمایی به دنبال القای چه چیزی به مخاطب خود هستند و در نظر دارند چگونه نظم جدید جهانی را مطرح سازند؟ امــروز غرب از طریق کرونا به دنبال نفوذ به شــکل بیولوژیک در وجود انسانها است. همچنین این در حالی اســت که در هوش مصنوعی به این سمت میرویم که انســان ها هم در حال کنترل هستند و ماشــین ها بخش عمده ای از کار را انجام میدهند و کنترل انســان ها را به عهــده دارند و هر آنچه به انسان ها بگویند انجام میدهند. این موضوع بردگی را کامل میکنــد که البته از طریــق اقتصاد هوش مصنوعی صورت میگیــرد. اقتصاد هوش مصنوعی اقتصادی اســت که از طریق پــول دیجیتال در دنیا رقم میخورد، تمام قدرت یک انســان به این است که بتواند اگر جایی کار میکند یک پس انداز داشته باشــد که خود را سیر کند اگر شــما ارز دیجیتالی تولید کنید و به انســانی که مکانیزه شــده بدهید و کنترل اســتفاده از آن ارز به دست شما باشد دیگر شــما این انســان را به بردگی گرفته‌اید و انسانی را دارید که کامال تحت کنترل شــما اســت و حیات و ممات آن کاملا به دســت شماست و هر چه این فرد  کــه کار و تلاش کنــد و به خاطر آن دســتمزدی دریافت کند به هر حال کنترلش دســت شماســت. شنیده‌ها حاکی از آن است که امروزه برخی از کمپانی‌ها دستمزد کارگرها را به شکل رمز ارز می‌دهند و برای آن تاریخ تعیین میکنند که این پول تا ســه ماه اعتبار دارد و این یعنی انســانی، که،  بردگی مالی در حوزه رمز ارز دارد و باید این پول را هزینه کند و وقتی این پول تمام شــد و آن آدم هم توان کار کردن نداشت در واقع به کثیف ترین حالت ممکن آن انسان را خواهند کشت چون آن فرد دیگر پیر شــده است این همان چیزی است که نظم نوین جهانی به دنبال آن اســت و نظم نوین جهانی 100 درصد با نظــم نوین ایرانی در تضاد اســت چرا که از اساس با انســانیت مخالف است. 

یکی از تلخ‌ترین آثار ســینمایی در این حوزه فیلم " این تایم " ســاخت ســال 2011 اســت و فیلم مهمی است که داستان زندگی آدمهایی را معرفی میکند که ســاعتهایی بر روی دستشــان دارند و زمانی که این ساعتها رو به پایان اســت باید آنرا شارژ کنند و دقیقا مشابه مدل چین است که به صورت بصری این را نشان میدهد و آدمها عمر و حیات و زندگیشان به عددی بستگی دارد که به صورت دیجیتال بر روی دستشــان هک میشــود. لذا فقط کســانی در نظم نوین غربی حق زندگــی دارند که دارایی بالایی داشــته و میتوانند کار کنند (هر کاری، در شیوه تفکر غربی برای پول در آوردن، خلاف یا غیر اخلاقی معنا ندارد) و به محض اینکه این دارایی تمام بشــود میمیرنــد و امــروز کرونا همیــن کار را برای غرب میکنــد و طبق آمار کشــته‌ها در غرب، بیشــترین کشــته‌ها کسانی هســتند که کارائی ندارند و برای جامعه مضر هستند و بنده در مستند جنایت نامرئی نشان دادم که بومیان آمریکا که درصد کمی را دارند کشته‌هایی دو برابر سفید پوستان آمریکایی دارند و این یک کشــتار، بیولوژیکی و یک طرح پاک‌سازی نژادی است و یک کشتار وحشیانه به حساب می‌آید که در حال رخداد اســت و بسیاری از مردم دنیا در این باره نا آگاه هستند. 

"نظم نوین جدید شروع شده اســت و باید جای خود را در آن تعریف کنیم"

جنایت نامریی بــه عنــوان جدیدترین اثر سینمایی (رسانه‌ای) شــما به مفهوم نظم جدید جهانی اشاراتی داشته اســت. خواهشمندیم در این خصــوص توضیحاتی را بفرماییــد. آیا برنامه خاصی به پرداختن به ایــن موضوع در قالب کارهای آتی نیز دارید؟ مســتند جنایت نامرئی در مجموع نظم نوین جهانی را از زوایــای مختلف بررســی میکند و در نهایت با هشــدار رهبر انقلاب که فرمودند؛ "نظم نوین جدید شروع شده اســت و باید جای خود را در آن تعریف کنیم" به پایان میرســد. این آغازی بر نظم نوین مد نظر ماســت که بفهمیم در کجــای آن قرار داریم، و باید ساختار های جهانی نظم مورد نظر ما آماده شده و در حــوزه های مختلف ارائه شــود و طراحی های جدیــدی برای نظم نوین اســلامی جهت معرفی به مخاطبین باید صورت پذیرد. آغاز کرونا در چین یک اتفاق مشکوک بود زیرا بنده با مطالعات استراتژیک سر و کار داشته و بسیاری از اسناد را مطالعه کرده‌ام و به دلیل کار فیلمســازی و مستندسازی با بسیاری از وقایع جنگی دنیا که به نوعی با وسایل بیولوژیک پیوند دارد آشــنایی داشــته‌ام و قبل از خبر انتشار ویروس در کشور خودمان بنده به تحقیقاتی پرداخته بودم و در نهایت طرح کلی مســتند جنایات نامرئی در اسفند 1398 نوشته شد. جنایت نامرئی محصول و نتیجه یک اتفاق بیولوژیک در جهان بود و بنده با هر قدمی که در دل این موضوعات برمیداشتم بیشتر به موضوعی به نام "نظم نوین جهانی" پی می‌بردم و اسناد و گزارشهایی یافت میشد که همه در پی ایجاد یک نظم نوین جهانی در کنار همدیگر بود و هر کدام در این زمینه یک نقشی را ایفا میکردند. متاســفانه خیلــی از عزیزانی که در ایــن حوزه کار میکنند پدیده نظم نوین جهانی را هر کدام در یک شــاخه خاص مورد نظر قرار میدهند و کمتر دیده میشــود که به همه ابعاد آن پرداخته شــود. وقتی میگوییم نظم نوین جهانی یعنی در تمام بخشهای سیاســی، اقتصادی، فرهنگــی و اجتماعی این نظم وجــود دارد و اگر تمــام جوانب را بــا هم ملاحظه نکنیم ممکن است با ســندی مواجه شویم و مقابل آن بایســتیم به طور مثال همین ســند 2030 زیر مجموعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... دارد و همه اینها در جهان در حال اجراســت و گمان میکنیم اگر جلوی بخش آموزشی آن بیاستیم این سند را نا کارآمد کرده‌ایم در صورتی که اینگونه نیست. نظــم نوین جهانی که غربیها امــروزه به دنبال آن هســتند حاصل ناتوانی آنها در رسیدن به یک نظم مقتدرانه و ســریع اســت و آنها گمان میکردند که ظرف 20 ســال بتوانند نظــم نوین خودشــان را با ایجاد جنگهای پرتکرار در جهان حاکم کنند و وقتی که با مقاومت کشــورهای مستقل خصوصا ایران و رهبر معظم انقالب مواجه شدند این نقشه ها نقش بر آب شــد و امروزه با وجود اینکه ما احســاس میکنیم آنها خیلی قدرتمند شــده اند امــا واقعیت اینگونه نیســت و اروپا و آمریکا از لحــاظ اقتصادی در حال فروپاشی هستند و از نظر قدرت نظامی دست برتری در منطقــه ندارند پس تنها کار این اســت که ابزار نوین جهانی را به شــکل پیوســته و یکجا در قالب مجموعه‌ای منســجم علیه کشورهایی که علیه آنها هســتند پیاده کنند و می‌بینیــم که علیه جمهوری اســامی چه هجمه‌ها و فتنه‌هایی را طراحی کردند و سعی داشــتند با ایجاد آشــوب در ایران و ایجاد جنــگ های نا منظم فتنه گســتردهای را رقم بزنند و پس از آن ایران را به ســمت تجزیه بکشانند البته ایــن را میدانند که با ایــران واحد هرگز نمیتوانند بجنگند زیرا این موضوع را در ســوریه تجربه کرده اند و طبیعتا تنها راه نجات آنها تجزیه ایران اســت و تمام انرژی و توان خود را برای تجزیه ایران گذاشته اند تا بتوانند نظم نوینی را که میخواهند اجرا کنند و ایران را حذف کنند. شــما مشاهده میکنید که به همین صورت روسیه را با یک جنگ فرسایشی اسیر کردهاند تا نتواند عــرض اندامی در مقابل رفتارهای دیگر آنها داشــته باشد و در حوزه های دیگر عقب نشینی کند. استراتژی غرب به حالت یک دریوزگی و یک وضع خفت بار افتاده است و قصد دارد با نظم نوین جهانی از فروپاشی خود جلوگیری کند و سابقا این موضوع در تاریخ به چشم میخورد به طور مثال برای فروپاشــی عثمانی از همین شــیوه ها استفاده کرده‌اند و بحثهای اقتصادی علیه آنها به کار بردند. اما این نظم نوین به دنبال بردگی انســان اســت به عنــوان مثال تا زمانی آمریکا پیشــرفت میکرد که در آن تفکــر برده داری وجود داشــت اینها بعد از حــذف قوانین برده داری هیچ پیشــرفتی نکردند و این ضــرب المثل در آمریکا وجــود دارد که بعد از حــذف قانون برده داری هیچ ســاختمان بلندی در آمریکا ساخته نشــد و این ضرب المثل جدی است و دقیقا همین طور اســت که بعد از اینکه دستشان از اســتعمار خاورمیانه کوتاه شد ضربه سنگینی به اقتصاد آمریکا وارد شد و آنها همگی به این آگاهند و میخواهند این را اصالح کنند اما این بار این اصالح فرق عمدهای با گذشته دارد که ما در مستند جنایت نامرئی دقیقا به این موضوع پرداختهایم. با توجه به اینکه در کشــورما از سالیان پیش مفهوم تمدن نوین اســامی تئوریزه شده و رهبر انقالب در بیانیه گام دوم آن را برجسته کرده و به عنوان یک ماموریت مطرح کرده‌اند،

 در ســالهای اخیر عرصه سینما و هنر چگونه در زمینه سازی برای پیادهسازی آن کار کرده است؟ آیا روند این آثار مناسب بوده و جوابگو اســت یا باید برنامهریزی خاصی برای تولید چنین آثاری داشت؟ آن چیزی که تمدن نوین اسلامی به دنبال آن است این است که انسان را به تعالی برساند و این توحشی که انسان را در جهان گرفته از بین برود و این با آزاد کردن انسان از بند نفسانیت محقق میشود و دومین مطلب این اســت که اسلام اساسا انسان را برای امر به معروف و نهی از منکر آزاد میخواهد و اگر رویکرد انسان به ســمت منکر باشد مسیر را غلط رفته‌ایم و این روند به صورت فرد به فرد رخ میدهد و در روند تعالی یک جامعه متعالــی پیش میآید و در نهایت به تمدن نوین خواهیم رســید و این تعالی باید برای ایران اســلامی رخ دهد و صادر شود و مردم جهان تشنه یک چنین وضعیتی هستند. قدرتهایی که دارای سلطه هستند وقتی میخواهند نظمی را ایجاد کنند به ابزارهای متفاوتی نیاز دارند طبیعتا در حال حاضر مهمترین ابزار برای رســیدن به یک نظم جهانی و نوین ابزار رســانه است. تا شما نتوانید که افکار مــردم را با خود همراه کنید هرگز نمیتوانید آنها را تحت سیطره خودتان بیاورید زیرا ابتــدا باید آن افراد موضوع را در ذهن بپذیرند و این هژمونــی را قبول کــرده و در عمل به آن تن دهند. آمریکاییها با توجه به شناخت بسیار عمیق و دقیقی که از قدرت رسانه دارند بیش از صد سال است که از این قدرت برای نفوذ در بین ملتها استفاده میکنند و حتی اگــر تاریخ را نگاه کنیم به نقش روزنامه‌ها و مطبوعات پی خواهیم برد که توســط حکومتها و غرب اداره میشدند. البته امروزه همه ابزارها در کنار فضای مجازی اســت و این نکتهای است که مدیران فرهنگی ما از آن غفلت کردهاند. فضای مجازی مثل فشــنگهای یک اســلحه است و تــا آن اســلحه اصلی وجود نداشــته باشــد آن فشــنگها کارآیی ندارد. اگر شــما هژمونی غرب را در ســلطه علمی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی نبینید آن وقت زمانی که وارد فضای مجازی میشــوید با یک اپلیکیشــن مواجه میشــوید که میخواهید با آن مبارزه کنید و این اشــتباهی اســت که سالها در کشــور ما وجــود دارد و هر مســئول به موضوع و مشــکالت فضای مجازی اینگونــه میپردازد که بــه دنبال این فشــنگها اســت و میخواهد آن را ناکارآمد کند در صورتی که اسلحه وجود دارد و آنها میتوانند فشنگ خود را عوض کنند و لزومی ندارد که حتما در فضای مجازی حضور داشــته باشــند و شما می‌بینید که ماهوارهها همین کار را میکنند. ســلطه‌ای که غرب دارد و به دنبال نظم نوین است یک ســلطه همه جانبه اســت که رســانه‌ها بخش عمــده و جدی آن را تشــکیل میدهند در ادامه ما اگــر هژمونی غــرب را در علم نبینیــم هر چه قدر کار رســانه‌ای انجام بدهیم اثری نخواهد داشت زیرا امروزه دانشــگاه‌های ما آلوده است و تا وقتی که این آلودگی در علوم دانشــگاهی در تمام رشته ها زدوده نشود آن هژمونی ادامه پیدا خواهد کرد درست است که شــاید با کار رسانه‌ای شــدن آن کمتر شود اما اینکــه بتوانیم با این شــیوه هــا آن را از بین ببریم اینگونه نیســت و ما به یک شــیوه همه جانبه نیاز داریم تــا از طریق آن بتوانیم در مقابل این قدرت و تهاجــم از خود محافظت کرده و از این پیچ تاریخی عبور کنیم. شــاید ترســناکترین نکته برای بنده به عنوان یک مســتند ساز در این زمینه نداشــتن سینما و رسانه اگاه اســت و ترسناک تر از همه نداشتن یک جریان فرهنگی هنری آگاه در کشور ماست و مهمتر از همه با وجود تاکیدات رهبرانقـلاب کارهای مفید علمی جهت تحقق تمدن نوین ایرانی اســامی به صورت کامل صورت نگرفته است متاسفانه شاهد آن هستیم که آثار رســانه‌ای ما هیچ کدام به این موضوع اشاره نکرده‌اند و هیچ نشــانه‌ای در آنها نیســت و حتی حس میشــود که تعمدی جهت نادیده گرفتن این ابر پروژه وجود دارد و این بســیار ترسناک است زیرا ما مهمتریــن ابزار انتقال قدرت فکری خودمان را از دست دادهایم و من معتقد هستم که در گذشته هم نداشتیم و در طول این 40 سال رسانه پیشرویی در حوزه تمدن سازی خلق نکرده‌ایم و با اتفاقاتی که رخ میدهد همواره سال ها فاصله نوری داریم. به طور مثــال در همین موضوع پدیده داعش وقتی که به آثار تولید شــده نگاهی میاندازیم مشــاهده میکنیم که به این موضوع به بدترین شــکل ممکن پرداخته شده است و ضعف بزرگی در تهیه این آثار ســینمایی به چشــم میخورد به طور مثال سریال پایتخت به ماهیت مدافعان حرم لطمه زد و آدمهایی را نشان داد که از سر ناچاری یا ناآگاهی به آن سمت رفته‌اند و این جزو یکی از مشکالت بزرگ هنرمندان و فیلمسازان در تهیه آثار تمدنی در کشور است. امید اســت که روزی برسد که ما رســانه‌های آگاه داشته باشــیم و طبیعتا این رسانه های آگاه توسط انسانهای آگاه ساخته میشود و ما تا تحقق آن باید به آگاهی جامعه کمک کنیم تا تمدن نوین اسالمی محقق گردد.

دانلود و تماشای مجموعه مستند "جاری چون رود"

مجموعه مستند "جاری چون رود" در صفحه اینما ی سهیل سلیمی آپلود شده و میتوانید این مجموعه را به طور کامل و با کیفیت عالی دراین سکو تماشا کنید.

نویسنده و کارگردان: سهیل سلیمی

تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

تماشا با کیفیت عالی:

قسمت1: https://enama.ir/videos/4388444

قسمت2: https://enama.ir/videos/4388510

قسمت3: https://enama.ir/videos/4388555

قسمت4: https://enama.ir/videos/4388693


دانلود مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

کارگردان: سهیل سلیمی   تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

1

جهان فانتزی من

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از غلامرضا آزادی مدیرفیلمبرداری سینما

پخش از شبکه مستند

2

خیلی دور خیلی نزدیک

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از مهری شیرازی طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

3

ماه و پلنگ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از جلال الدین معیریان طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

4

بالانس، به شیوه یک بازیگر

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از محمد فِیلی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

دور از بیسیم

 53 دقیقه

مستند پرتره ای از عبدالرضا اکبری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

6

دسته چهارم

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود دهنکی  رونامه نگار و کارگردان سینما و تلویزیون 

پخش از شبکه مستند

7

برفراز گذشته‌ها

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی جمشید گرگین بازیگر و مجری سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

8

پشت دیوار باغ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی رضا بنفشه خواه بازیگر سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

9

میکائیل

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار میکائیل شهرستانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

10

زندگی غیر خصوصی

 50 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار روح اله حجازی کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

11

برفراز رویای کودکی

52  دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار سید جواد هاشمی  کارگردان سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

12

عبور از غبار

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار محمد رضا ورزی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

13

سیاووش در صحنه

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی سیاووش طهمورث  بازیگر تاتر و سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

14

محمد رضا آهنج

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثارمحمد رضا آهنج بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

15

مسعود آبپرور

46 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود آبپرور کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

کارگردانی و تدوین : سهیل سلیمی

پرتره‌هایی از زندگی و آثار:

|میکائیل شهرستانی | سید جواد هاشمی | سیاووش طهمورث | محمد رضا ورزی | مسعود دهنمکی | روح اله حجازی | رضا بنفشه خواه |  عبدالرضا اکبری | غلام رضا آزادی | محمد فیلی | جلال الدین معیریان | مهری شیرازی | جمشید گرگین | محمد رضا آهنج | مسعود آب پرور | 

مهندسی رضایت با تخم مرغ

مهندسی رضایت با تخم مرغ

فیلم 100ثانیه‌ای ، خرده مستندی برای فهم یک استراتژی

مهندسی رضایت با تخم مرغ 

همانگونه که در فیلم خواهید دید، مهندسی رضایت در واقع ابزاری‌ست برای کنترل بشر از طریق نیازهایش. همانطور که در پروژه کرونا، صحنه را طوری ‌چیدند که فرد با عشق و رضایت قلبی برود و واکسنی که هیچ کس امنیتش را تضمین نمی‌کند تزریق کند! دقیقا با همین روش کاری می‌کنند که با رضایت کامل و حتی با عشق، حرفی بزنید، تصمیمی بگیرید و یا اقدامی انجام دهید که خلاف منافع خود، خانواده، جامعه و یا حتی کشورتان باشد. تحلیل‌های بیشتری را شما برای من بفرستید.


لینک تماشا در ایتا:  https://eitaa.com/SOHEILSALIMI


پاندمی بعدی چگونه خواهد بود؟

پاندمی بعدی چگونه خواهد بود؟

سناریو دانشگاه جان‌هاپکینز برای سال 2025 چیست؟

دانشگاه جان‌هاپکینز شش ماه قبل از پاندمی کووید19 ، وقوع آن‌ را در قالب سناریوی ‌Event201تمرین کرده بود!

در سناریو جدید کودکان محور اصلی پاندمی هستند!

برای دانلود پی.دی.اف سناریو اسپارس پاندمی روی عنوان "سند" کلیک کنید:

سند + فیلم


دانلود و تماشای مستند "جنایت نامرئی"

برای دانلود و تماشای مستند "جنایت نامرئی" روی عکس زیر کلیک کنید.

کانال ایتا عضو شوید:

eitaa.com/SOHEILSALIMI

ارتباط:

eitaa.com/SOHEILSALIMI1

وبلاگ:

soheilsalimi.blogsky.com

بی محابا و "افسارگسیخته"

عبور از چراغ قرمز انسانیت، بی محابا و "افسارگسیخته"

عبور از چراغ قرمز انسانیت، بی محابا و "افسارگسیخته" 

هوالحکیم. سال‌ها پیش مقاله‌ای نوشتم پیرامون تمسخر تعارفات بین ما ایرانی‌ها، و آنجا این نکته را به تجربه نوشته بودم که با از بین رفتن تعارفات احترام‌ها هم از بین خواهد رفت و با از بین رفتن احترام‌ها عذرخواهی و ببخشش خواستن از یکدیگر هم آرام آرام ناپدید خواهد شد و در نهایت همه اینها منجر به تنش و خشونت‌های شدید اما بر سر مسائل جزئی خواهد شد.

 چند روز پیش که فیلم " افسارگسیختهUNHiNGED  "را دیدم، خیلی شگفت زده شدم، انگار کلمات آن مقالهٔ قدیمی روی صفحه نمایش جان گرفته بودند و جلوی چشمانم رژه می‌رفتند البته از نظرِ زیرمتن و محتوای نابودیِ اخلاق در جامعه به واسطه‌ی نبودن ادب و زبانِ عذرخواهی.

دیالوگی در فیلم چند بار شنیده می‌شود که دقیقاً جمله‌ی مد نظر من یعنی "چرا عذرخواهی کردن اینقدر برایمان سخت شده است" در آن مقاله بود که کاراکتر ضد قهرمان فیلم افسارگسیخته که راسل کرو نقش آن را ایفا می کند به زنی که با بوق زدن باعث عصبانیت او شده، در چند جای فیلم قریب به این مضمون می‌گوید: چیه سخته برای چیزی های به ظاهر بی ارزش عذرخواهی کنی؟ یا در دیالوگی دیگر می‌گوید: وقتی داری عذرخواهی می‌کنی یه گورباباش هم تو صدات هست. یا؛ بهت یاد میدم چطور عذر خواهی کنی.

اساسا حرف فیلمِ افسارگسیخته این است که باید به دنبال تنبیه آدم های بی ادبی باشیم که هر روز در اشکال مختلف در سطح شهر می بینیمشان و معلوم نیست کی و سر چه موضوع بی ارزشی با آنها دست به یقه شویم. پس تو ای مخاطب آدم باش و آرام. این موضوع حتی در جمله تبلیغاتی فیلم هم مشهود است؛ اون میتونه برای هرکسی اتفاق بیوفته! 

اما آنچه فیلم از آن غافل است همان سیر بی ادب شدن جامعه است. همین تعارفاتی که با تمسخر سیستماتیک از فرهنگ زندگی ما حذف شد، هزاران سال بشر ایرانی برای پدید آوردنش تلاش کرده بود، رد پای این ادعا را از مکتوبات باستانی تا اشعار و داستان‌های معاصر و از روایات‌ها و احادیث تا متن صریح قرآن حکیم می‌شود پیدا کرد، اما مهمترین کلید واژه‌ای که در رسای این بی‌ادبی اجتماعی می شود نام برد، حیا زدایی است. زیرا خروجی تمام آن تعارفات و احترام ها ولو نمایشی! ایجاد نوعی حریم و حرمت فردی بود که با تمسخر مداوم در میان عوام و رسانه‌ها در کمتر از دو سه دهه همه از میان ما رخت بر بسته و دیگر آن احترام‌ها و تعارفات جایی میان ما ندارند و به بهانه صریح صحبت کردن بی ادب صحبت کردن را عادی انگار می کنیم.

فیلم افسارگسیخته سعی دارد با کثیف و کریه نشان دادن چهره کسی که قصد اصلاح اجتماعی دارد او را جامعه ستیز نشان دهد تا از ارزش‌های لیبرالیستی دفاع کند اما در نهایت این روند به ضد خودش تبدیل می شود و قتل و خشونت راه حل مبارزه با بی ادبی تصویر می شود که این همان پارادوکس لیبرال دموکراسی است که بارها برایش نوشته‌ام. در پلانی پارادوکسیکال زنی که به جهت بوق زدن باعث اتفقات تلخی شده در پایان فیلم خیلی دقیق پشت چراغ قرمز می ایستد و حتی برای خوردرویی که با قانون شکنی جلوی او می‌ایستد دیگر بوقی برای اعتراض نمی‌زند. البته از شخصیت پسربچه که نماد معصومیت درحال از دست رفتن هم هست غافل نشویم، کودک در فیلم اساسا نماد معصومیت و آینده است و پسرِ آن زن که در صندلی عقب ماشین مادرش نشسته است، در حال تجربه‌ی یک خانواده‌ی در حال فروپاشی و یک جامعه‌ی فروپاشیده است و معصومانه فقط ناظر این این آشوب و آشفتگی سیستماتیک است. به هر حال خوب است برای یک‌بار هم که شده افسارگسیخته را ببینید. سهیل سلیمی

تریلر فیلم "افسار گسیخته"  


من نبودم دستم بود، تقصیر پادشاه بود!

| تحلیل کوتاه انیمیشن "هیولای دریا"  ساخته کریس ویلیامز  | محصول نتفلیکس |

قصه‌ی به ظاهر تکراری "هیولای دریا" داستانِ مبارزه‌ی مردمی از تمدن غرب است که سال‌ها از هیولاهای دریایی آسیب دیده‌اند و هزاران دلاور و جنگجو در این راه از دست داده‌اند و ناگهان از طریق شجاعت دخترک دورگه‌ای می‌فهمند که هیولاها اصلا هم بد نیستند بلکه پادشاهان جهت منافع خودشان آنها را بد جلو داده‌اند تا از این طریق ضمن کنترل جامعه، ثروت‌شان را هم افزایش دهند و به بهانه مبارزه با هیولاها سرزمین‌هایشان را گسترش دهند. از ترکیب جمعیتی و نژادهای استفاده شده در فیلم مشخص است که منظور از این سرزمین تمدن غرب و پادشاهی این تمدن بر جهان است. اما هیولاها که دو تای آنها در فیلم به وضوح به آنها اشاره میشود در واقع تمدن‌های خفته‌ای هستند که سالیان سال توسط تمدن غرب به زور قدرت سرکوب شده‌اند. هیولای سبز و هیولای قرمز. از آنجا که تمدن غرب به دنبال نابود کردن ارزش‌های الهی است، هیولای سبز که در فیلم نماد تمدن اسلامی است را می‌کشد اما هیولای قرمز که نماد سوسیالیسم و خصوصا چین است، را از طریق دخترکِ دورگه کنترل می کند، و دخترک سوار بر گُرده‌ی هیولا، پادشاه را رسوا می‌کند و مردم را از صدها سال جنگ برای دوام آن امپراطوری نحس آگاه می‌سازد. چرا؟ 

تا جنگ تمام شود؟ 

چرا چند سال است که در آثار متعدد رسانه‌ای، تمدن غرب به چنین خودزنی دست زده است؟

یکی از روش‌های پاک کردن حافظه تاریخی ملت‌ها این است که با اظهار دوستی و گاه ندامت از کرده‌های پیشین آن‌ها را از اقدام متقابل یا انتقام منصرف کنند و اصطلاحا گذشته را در گذشته جا بگذارند!

تمدن غرب رو به افول و نابودی است، و بسیار از آن روزی که تبدیل به یک سری دولت شهر فروپاشیده شده هراس دارد. پس از طریق ساخت آثاری اینچنین سعی دارد تا سرمایه اجتماعی و سبک زندگی اش را حتی بعد از پایان هژمونی سیاهش حفظ کند. مهمترین حسی که بعد از تماشای این انیمیشن و آثاری از این دست مانند "پاندای کنگ‌فوکار" یا "چگونه اژدهای خود را تربیت می‌کنید" در ناخودآگاه مخاطب شکل می‌گیرد این است که؛ {ما "تمدن غرب" در حال نابودی هستیم و دیگر سر جنگ با شما را نداریم، لطفا! بعد از نابودی قدرت و هژمونی ما، به ما حمله نکنید! و ما را نکشید! و ما را نخورید!، هرچه بوده تقصیر فرمانروایان بوده، ما فریب خورده ایم و پشیمان. قلب مهربان شما را پشت چهره‌ی هیولایی‌تان! ندیده بودیم‌، شرمنده!}. بی تردید این گونه آثار در قلب مخاطب نا‌آگاه و روشنفکرهای کوته نظر بسیار تاثیرگذار است و نوعی خلع صلاح فکری و اعتماد حماقت‌بار به تمدن غرب ایجاد می‌کند. این مدل استراتژی‌های کنترل افکار عمومی از طریق اظهار ضعف، در طول تاریخ و در موارد متعدد، در آستانه‌ی شکست‌های بزرگ بسیار توسط غربی رخ داده است. نباید اجازه داد که حافظه تاریخی مردم و خصوصا انسان ایرانی از جنایت‌هایی که حاکمان تمدن غرب با حمایت مردمی علیه مردم ما انجام دادند از خاطر برود. حفاظت از حافظه‌ی تاریخیِ ملت و تمدن ایران اسلامی نباید لحظه ای به دست فراموشی سپرده شود.  سهیل سلیمی

بایوسایبرنتیک، سلامتی و دارو: ابزار کنترل و اعمال قدرت | آینده سلامت انسان در عصر هوش مصنوعی

ارائه دهنده: سهیل سلیمی  مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران / پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی و استراتژی فرهنگی / عضو هیئت مستشاری اندیشکده یقین / نویسنده و فیلم‌ساز

مقدمه: پشت‌پرده‌ای از کنترل بیولوژیکی از واکسن‌ها تا الگوریتم‌های ناشناخته

در جهانی که مرزهای بین جسم، ماشین و قدرت محو شده، "بایوسایبرنتیک" (Biosybernetics) نه تنها یک مفهوم علمی، بلکه نمادی از سلطه مطلق بر وجود انسانی است. بایوسایبرنتیک، که ریشه در سایبرنتیک (Cybernetics) – علم کنترل و ارتباطات در سیستم‌های زنده و ماشینی، ابداع‌شده توسط نوربرت وینر در دهه ۱۹۴۰ دارد، امروزه به فناوری‌هایی مانند ایمپلنت‌های عصبی، نانوبات‌ها (Nanobots)، و حتی واکسن‌های "هوشمند" (Smart Vaccines) گسترش یافته است. این فناوری‌ها وعده درمان‌های معجزه‌آسا می‌دهند، اما در عمق خود، ابزاری برای اعمال قدرت بر جسم، ذهن و جامعه هستند. تصور کنید: واکسن‌هایی که نه تنها ویروس را هدف قرار نمی‌دهند، بلکه ژنوم را دستکاری می‌کنند؛ داروهایی که وابستگی ابدی ایجاد می‌کنند؛ و هوش مصنوعی (AI) که تصمیمات پزشکی را به الگوریتم‌های ناشناخته و کنترل‌شده توسط شرکت‌های غول‌پیکر می‌سپارد. من بعد از ساخت مجموعه مستند جنایت نامرئی ( https://www.aparat.com/playlist/4688668)، که به ناچار بسیاری از مطالب را بازگو نکردم، تصمیم گرفتم بخشی از دریافت های خودم را در قالب این مقاله به شما مخاطبان عزیز ارائه کنم. هر چند به روش ابداعی سازمان سیا هر کس خلاف جهت نظم نوین جهانی حرفی بزند به تئوری‌های توطئهمتهم می شود (Conspiracy Theories)،  اما این مقاله، با نگاهی انتقادی به کاوش در این شبکه پنهان می‌پردازد جایی که مافیای دارو  (Big Pharma)، آزمایش‌های غیراخلاقی  (Unethical Human Experiments)، واکسن‌های مهلک (Deadly Vaccines)، و AI به عنوان ابزارهایی برای کنترل جمعیت عمل می‌کنند. در عصر ما، جایی که AI با سرعت خیره‌کننده در سیستم‌های بهداشتی نفوذ کرده و واکسن‌های نسل جدید (Next-Generation Vaccines) به عنوان "به‌روزرسانی‌های اجباری" (Mandatory Updates) عرضه می‌شوند، آینده سلامت انسان نه بهشت، بلکه جهنمی از نظارت دائمی، دستکاری ژنتیکی، و مرگ‌های کنترل شده و پنهان است.

شواهد تاریخی، whistleblowerها (افشاگران)، و داده‌های رسمی نشان می‌دهند که واقعیت‌های تلخی وجود دارند. از آزمایش‌های نازی‌ها (Nazi Medical Experiments) و پروژه آمریکاییِ MKUltra CIA تا رسوایی‌های مدرن واکسن  COVID-19، قدرت‌های پنهان همیشه از بدن انسان به عنوان آزمایشگاه استفاده کرده‌اند. کتاب "پنهانکار پاریس" (The Paris Covert) نوشته آربی پیرسون (Arby Pearson) و داگلاس هیوم  (Douglas Hume)، که به بررسی توطئه‌های پنهان در تاریخ واکسن‌ها و کشف‌های لویی پاستور (Pasteur's Discoveries) می‌پردازد، یکی از منابع کلیدی است که نشان می‌دهد چگونه "میکروب پاستور" (Pasteur's Microbe) با "میکروزیمای بشان" (Béchamp's Microzyma) در تضاد قرار گرفته و به ابزاری برای کنترل جمعی تبدیل شده است. این کتاب، با تمرکز بر سرکوب دانشمندان رقیب توسط ابَر شرکت های دارو سازی  Big Pharma، هشدار می‌دهد که واکسن‌ها از ابتدا بخشی از برنامه‌ای برای "بهداشتی‌سازی" (Sanitization) جمعیت بوده‌اند نه برای درمان، بلکه برای سلطه.

بخش اول: بایوسایبرنتیک و آزمایش‌های غیراخلاقی: جسم انسان به عنوان موش آزمایشگاهی واکسن‌ها به عنوان سلاح پنهان

بایوسایبرنتیک، از ایده‌های اولیه نوربرت وینر در مورد "ماشین‌های زنده"  (Living Machines)، به فناوری‌هایی رسیده که بدن را به یک سیستم سایبرنتیک (Cybernetic System) تبدیل می‌کنند: ایمپلنت‌های Neuralink برای خواندن افکار، نانوبات‌های تزریقی برای نظارت سلولی، و واکسن‌های mRNA (mRNA Vaccines) که ژنوم را "ویرایش" (Edit) می‌کنند. این فناوری‌ها بخشی از برنامه‌ای برای "ترانس‌هیومانیسم"  (Transhumanism)  هستند ارتقای انسان به موجودی کنترل‌پذیر توسط ابر طبقه ای که اهمیتِ استعمارگرانه‌ی کنترل و اعمال قدرت با ابزار سلامتی را خوب می دانند. کتاب "پنهانکار پاریس" جزئیات بسیار دقیقی ارائه می‌دهد که چگونه لوئی پاستور (Louis Pasteur) کشف‌های آنتوان بشان (Antoine Béchamp) در مورد میکروزیماها واحدهای پایه حیات که بیماری را از درون ایجاد می‌کنند را سرکوب کرد تا واکسن‌ها به عنوان "راه‌حل جادویی"  (Magic Bullet)  معرفی شوند، در حالی که در واقع، آن‌ها ابزاری برای وابستگی و کنترل بودند.

آزمایش‌های غیراخلاقی روی انسان، از مطالعه تاسکیگی (Tuskegee Syphilis Study) – جایی که ۶۰۰ آفریقایی-آمریکایی بدون درمان رها شدند تا آزمایش‌های واحد731 ژاپن روی اسرای کره‌ای و چینی و حتی روی ژاپنی‌هایی که بنا به هر دلیلی و از سر اجبار تن به آزمایش‌های بسیار خطرناک بایوشیمیایی می‌دادند، الگویی تکراری را نشان می‌دهند: استفاده از گروه‌های آسیب‌پذیر بدون رضایت آگاهانه (Informed Consent) .  در دوران مدرن، بایوسایبرنتیک این الگو را با واکسن‌ها ادامه داده است. پروژه MKUltra CIA  در دهه ۱۹۷۰ از مواد شیمیایی و ایمپلنت‌های اولیه برای کنترل ذهن استفاده کرد، و امروزه، واکسن‌های تولید شده به بهانه‌ی پاندمی کرونا COVID-19  به عنوان "آزمایش‌های جمعی (Mass Experiments)  عمل می‌کنند تزریق اجباری به میلیاردها نفر بدون سنجش داده‌های بلندمدت توسط شرکت‌هایی مانند Moderna و  Pfizer، با فناوری  mRNA، پروتئین‌های خارجی را وارد سلول‌ها میلیاردها انسان بی خبر از همجا می‌کرد، که بسیاری آن را مصداق "ویرایش ژنتیکی اجباری" (Forced Gene Editing)  می‌دانند ابزاری برای بایوسایبرنتیک که بدن را به "سنسورهای زنده (Living Sensors)  تبدیل می‌کند. بی تردید واکسن‌ها بخشی از "جنگ بیولوژیکی" (Biological Warfare) هستند و پاندمی  COVID-19، با تحریک رسانه ای بسیار شدید و اخباری از منشأ آزمایشگاهی  (Lab-Origin Theories)، ترسی جهانی کرد تا همه از ترس مرگ به واکسن پناه ببرند، و همین ترس خود بزرگترین عامل ضعف ایمنی بدن افراد و در نهایت آمار مرگ و میر بالای این بیماری ساختگی بود. اما آیا واکسن‌ها حامل نانوبات‌های کنترل‌کننده (Nanobot Trackers) یا عوامل سرطان‌زا (Carcinogens) هستند؟ منابع علمی نشان می‌دهند که mRNA می‌تواند سیستم ایمنی را به طور دائمی تغییر دهد، و این دقیقاً جایی است که سیستم جهانی کنترل و اعمال قدرت وارد می‌شود: دولت‌هاب پنهان و استعمارگران سنتی اروپایی و آمریکا و Big Pharma می‌توانند "دوزهای تقویتی  (Booster Shots)  را اجباری کنند، و مخالفان را با برچسب "ضدعلم" (Anti-Science) حذف نمایند. با ادغام واکسن‌ها در برنامه‌های بایوسایبرنتیک، مانند واکسن‌های "خود-تطبیقی (Self-Adaptive Vaccines) که با AI به‌روزرسانی می‌شوند، مرز بین درمان و نظارت محو خواهد شد.

بخش دوم: نقش مهلک واکسن‌ها: از سرکوب درمان‌های طبیعی تا مرگ‌های پنهان در ارتش

واکسن‌ها، که از قرن نوزدهم به عنوان "نجات‌دهنده بشریت (Humanity's Savior) معرفی شدند، امروزه به ابزاری مهلک برای اعمال قدرت تبدیل شده‌اند. کتاب "پنهانکار پاریس" با ارائه اسناد موثق افشا می‌کند که لویی پاستور، با حمایت نخبگان مالی، نظریه میکروبی (Germ Theory) را بر آنتوآن بشان تحمیل کرد تا واکسن‌ها پر از سموم (Toxins) و آلاینده‌ها به عنوان استاندارد طلایی (Gold Standard) جا بیفتند، در حالی که درمان‌های طبیعی مانند رژیم غذایی و سم‌زدایی (Detoxification) سرکوب شدند. بسیاری از محققین معتقدند واکسن‌ها نه تنها بیماری را درمان نمی‌کنند، بلکه آن را ایجاد یا فعال می‌کنند چرا که عوامل استفاده شده در مدیای واکسن مانند؛ آلومینیوم  (Aluminum Adjuvants)، جیوه  (Mercury Thimerosal)، از مخرب ترین عناصر محیط زیست ما علیه بایو سیستم بدن انسان هستند و از طرفی واکسن هاینو ترکیبیا همان  mRNA که التهاب مزمن (Chronic Inflammation)  و بیماری‌های خودایمنی (Autoimmunity) را برمی‌انگیزند. شواهد رسمی این نقش مهلک را برجسته می‌کند. در جلسه استماع کمیته تحقیق واکسن COVID در ارتش آمریکا  (US Army COVID Vaccine Hearing)، بر اساس داده‌های DEMD (Defense Medical Epidemiology Database) – پایگاه داده کنترل‌شده توسط وزارت دفاع  (Department of Defense)  –افزایش‌های وحشتناکی در بیماری‌ها پس از واکسیناسیون گزارش شد. شهادت یکی از کارشناسان چنین بود:

"بیماری‌های مختلف فشار خون ... ۲۱۸۱٪ افزایش ... بیماری‌های سیستم عصبی ... نئوپلاسم‌های بدخیم مری ... ۸۹۴٪ افزایش ... مولتیپل اسکلروز (Multiple Sclerosis) ... ۶۸۰٪ افزایش ... نئوپلاسم‌های بدخیم اندام‌های گوارشی ... ۶۲۴٪ افزایش ... سندرم گیلن-باره (Guillain-Barré Syndrome) ... ۵۵۱٪ افزایش ... اختلال عملکرد تخمدان ... از قضا ... ۴۳۷٪ افزایش ... ادامه دارد و این افزایش حتی تا میگرن ادامه دارد....

مسئول جلسه استماع می پرسد، آیا همه این تشخیص و آمار در اعضای ارتش بوده؟" پاسخ: "بله." و در ادامه می گوید: "داده‌های DEMD  اساساً نحوه‌ی کار آن پایگاه داده به این صورت است که اگر شما یک سرباز هستید، به اداره امور کهنه سربازان می‌روید، آنها سوابق بسیار کاملی دارند، من هر چیزی را که افراد راستگو می‌گویند، اینجا مطرح می‌کنم؛ این نشان می‌دهد که ما توسط رهبران خودمان کشته می‌شویم." این داده‌ها، که توسط عضو کنگره آمریکا مارجری تیلور گریین توماس رنز (وکیل)  برجسته شد، افزایش سرطان  (Cancer)، MS، و GBS را در میان سربازان واکسینه‌شده نشان می‌دهد.

در سطح جهانی، واکسن‌ها ابزاری برای کنترل جمعی هستند. در مونته‌نگرو، ۴۳% مردم به توطئه پنهان‌سازی آسیب‌های واکسن باور دارند، و منابع نشان می‌دهند که Big Pharma با لابی‌گری میلیاردها دلار برای سرکوب مطالعات منفی هزینه کرده است. تقریبا تمام شرکت های تولید واکسن‌های  COVID، در طول چهار سال گذشته با پروندهای حقوقی بسیار سنگین مواجه شده اند، و اغلب به دلیل نرخ مرگ‌ومیر (Mortality Rates) پنهان از طریق VAERS  (Vaccine Adverse Event Reporting System)، به کشتار جمعی (Mass Culling)  متهم شده‌اند تئوری‌ای که کتاب "پنهانکار پاریس" آن را به ریشه‌های قرن نوزدهمی نسبت می‌دهد. در چند سال اخیر، واکسن‌های "چندظرفیتی (Multivalent Vaccines)  که همزمان چندین بیماری را هدف قرار می‌دهند، احتمال بایوسایبرنتیک (کنترل و اعمال قدرت از طریق کنترل سلامتی) را افزایش داده اند. و این پرسش را به وجود آورده اند که؛ آیا این‌ها پلی به سوی انسان‌های هیبریدی (Hybrid Humans)  هستند؟

بخش سوم: مافیای دارو: سود، وابستگی و اعمال قدرت واکسن‌ها به عنوان ستون فقرات سیستم

اول مشکل را ایجاد کن و بعد راه حل را بفروش!

مافیای دارو  (Big Pharma)، غول‌هایی مانند Pfizer با درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری از واکسن  COVID، سالانه تریلیون‌ها دلار از "بیماری‌سازی (Disease Mongering) و واکسن‌سازی" (Vaccine Mongering) به دست می‌آورند استراتژی‌ای که علائم طبیعی را به تهدید همه‌گیر (Pandemic Threats) تبدیل می‌کند. این شرکت‌ها درمان‌های ارزان مانند ویتامین D یا ایورمکتین (دارویی برای درمان عفونت‌های انگلی) Ivermectin را سرکوب می‌کنند تا وابستگی دائمی به واکسن‌ها ایجاد کنند. افشاگرانی Whistleblowerهایی مانند جودی میکویتس (Judy Mikovits) در مستند Plandemic اسناد این ادعا را افشا کرده‌اند. رسوایی  opioid crisis، جایی که Purdue Pharma میلیون‌ها نفر را به اعتیاد کشاند، الگویی مشابه واکسن‌هاست: لابی‌گری برای مجوزهای اضطراری (Emergency Use Authorizations) و پنهان‌سازی عوارض جانبی  (Side Effects) از مهمترین ترفندهای ابر شرکت ها دارو سازی است. گزارش افزایش میگرن و اختلالات هورمونی (Hormonal Disorders) از DEMD، سرکوب توانایی باروری (Fertility) را منجر می شود.

همچنین گذرنامه‌های واکسن (Vaccine Passports) ابزارمطمئنی برای نظارت دیجیتال خواهند بود. با ادغام AI در کشف ساخت واکسن  Big Pharma  از الگوریتم‌ها برای پیش‌بینی پاندمی‌های آینده (Future Pandemics) استفاده می‌کند پیش‌بینی‌هایی که می‌تواند به بحران‌های مصنوعی و سودهای نجومی منجر شود. منابع نشان می‌دهند که این شرکت‌ها با آژانس‌های اطلاعاتی (Intelligence Agencies)  همکاری می‌کنند تا داده‌های واکسیناسیون را برای پروفایلینگ (Profiling) جمعی جمع‌آوری کنند، که در نبردهای بیولوژیک میتواند دست برتر را برای نیروهای متخاصم به همراه داشته باشد.

بخش چهارم: هوش مصنوعی در سلامت: از درمان به نظارت مطلق ادغام با واکسن‌های سایبرنتیک

حضور هوش مصنوعی در خدمات درمان و سلامت، که از اواخر2022 به انقلاب پزشکی (Medical Revolution) تبدیل شده، وعده تشخیص‌های دقیق می‌دهد، اما ریسک‌های اخلاقی آن در استفاده از الگوریتمی (Algorithmic Bias) تا نقض حریم خصوصی (Privacy Breach) آن را به ابزاری برای کنترل تبدیل می‌کند، به ویژه وقتی با واکسن‌ها ادغام شود. تصور کنید:  AI که داده‌های ژنتیکی پس از واکسیناسیون را تحلیل می‌کند و ریسک‌های اجتماعی (Social Risks) را پیش‌بینی کند! آیا این درمان است یا امتیازدهی (Social Scoring) بر اساس اولویت از پیش تعین شده حالا هش مصنوعی می تواند بی رحمانه دستور قتل عام صدها و هزاران انسان را صادر و انجام دهد.

نگرانی‌های اخلاقی برجسته عبارتند از: عدم شفافیت  (Black Box Problem)، جایی که الگوریتم‌ها تصمیمات واکسیناسیون را بدون توضیح می‌گیرند، و خطرات قانونی (Legal Risks) مانند مسئولیت در افزایش GBS یا MS. ، داده‌های مصنوعی (Synthetic Data)  از شبیه‌سازی‌های واکسن می‌تواند، بررسی‌های اخلاقی را دور بزند، و این دقیقاً جایی است که واقعیت‌های جعلی (Deepfakes)  برای توجیه افزایش مرگ‌ها ایجاد کند، بدون نیاز به اطلاعات یا انسان‌های واقعی.

روان‌پریشی مصنوعی (AI Psychosis)جایی که تعامل با چت‌بات‌های مبلغ واکسن (Vaccine-Promoting Bots) توهمات ایمنی را القا خواهند کرد. AI  نابرابری‌های سلامتی (Health Inequities) را تشدید می‌کند، زیرا الگوریتم‌ها بر اساس داده‌های آموزش می‌بینند مثلاً نادیده گرفتن اقلیت‌های آسیب‌دیده از عوارض یا فقرا و بیماران و افراد کهن سال. در نهایت، AI  ابزاری برای راهکارهای اجتناب از تقابل سیاسی (Politics of Avoidance) است و به جای حل ریشه‌ای آسیب‌های فعالیت های مافیای دارو سلامت، نظارت را از طریق اپ‌های سلامت هوشمند (Smart Health Apps) افزایش می‌دهد.

بخش پنجم: آینده سلامت: سناریوهای تاریک و هشدارهای نادیده گرفته شده

تا ۲۰۴۰، AI  و بایوسایبرنتیک سلامت را دگرگون می‌کنند: از واکسن‌های نانو-سایبرنتیک (Nano-Cybernetic Vaccines) که با ایمپلنت‌ها ادغام می‌شوند، تا سوپراینتلیجنس (Superintelligence) که انسان‌ها را "به‌روزرسانی" می‌کند. سناریوهای بدبینانه شامل پارانویا AI-واکسن (AI-Vaccine Paranoia) است، جایی که فناوری مرز واقعیت و توهم را محو می‌کند، و سلامت روانی را با افزایش اختلالات عصبی تهدید می‌نماید. فرضیه‌ها که حتی به دوقلوی بدنی (Body Double) می رسد، نشان‌دهنده ترس از دستکاری هویت و باروری دارد!

بایوسایبرنتیک، زنجیره‌ای از فساد سیستماتیک جهانی در تمام حوزه‌های بهداشت و درمان و غذا، برای کنترل و اعمال قدرت است. که کشورهای استمارگر سالیان درازی است که از آن بهره می برند که من تعدادی از آنها را در مجموعه‌ی مستند؛ جنایت نامرئی افشا نموده ام.

رفرانس‌ها

  • کتاب پنهانکار پاریس، آربی پیرسون و داگلاس هیوم
  • In the Shadow of Biological Warfare: Conspiracy Theories on the Origins of COVID-19.
  • A Bioweapon or a Hoax?
  • Biopolitics, Conspiracy and the Immuno-State. Taylor & Francis.
  • A Secret Group of Powerful People Control the World. UNICEF.
  • Conspiracy Theories as Barriers to Controlling COVID-19. ScienceDirect.
  • Medical Conspiracy Theories: Cognitive Science. Springer.
  • The Results of the Survey about Cybernetic Enhancements. Reddit.
  • Ethical Challenges in AI Integration.
  • Ethical-Legal Implications of AI in Healthcare. Frontiers.
  • Legal Risks of AI in Health Care. Stanford.
  • AI-Generated Medical Data. Nature.
  • Risks of AI in Medicine. Pneumon.
  • Unethical Human Experimentation. Wikipedia.
  • Unethical Human Experimentation in the US. Wikipedia.
  • 10 Outrageous Experiments. HowStuffWorks.
  • Ethical Scientific Misconduct. ScienceDirect.
  • Big Pharma Monopoly. American University.
  • Shaming Big Pharma. Yale Journal.
  • Behind Big Pharma is Big Intelligence. Fortune.
  • Shaming Big Pharma. Yale Bulletin.
  • Future of Pharmaceuticals: AI. ScienceDirect.
  • AI Conspiracy Beliefs Scale. PMC.
  • Leveraging AI for Conspiracy Factors. Nature.
  • AI Spreads: Best and Worst Changes. Pew Research.
  • AI Psychosis. News-Medical.
  • AI and Politics of Avoidance. ScienceDirect.
  • AI Impact by 2040. Imagining the Digital Future.
  • Reducing Conspiracy Beliefs with AI. Science.
  • Patients' Perceptions of AI. PMC.
  • Melania Trump AI Video. Tyla.
  • Sen. Johnson to Secretary Austin: Has DOD Seen an Increase... RonJohnson.Senate.gov.
  • Incidence of Guillain-Barré Syndrome After COVID-19 Vaccination. PMC.
  • Fact Check: DoD says data error... Reuters.
  • No Significant Increase in Guillain-Barré Syndrome... Rutgers.edu.
  • DEPARTMENT OF DEFENSE MONITORING OF COVID-19. Congress.gov.
  • Posts mislead on US Defense Department data... AFP Fact Check.
  • Prepared Statement Of Dr. Lester Martinez-Lopez. Congress.gov.
  • March 21, 2023 The Honorable Lloyd J. Austin III. RonJohnson.Senate.gov.
  • Reports of Guillain–Barre Syndrome Following COVID-19... PMC.
  • Covid vaccines did not cause a 300% rise... FullFact.org.
  • Myths and conspiracy theories on vaccines and COVID-19. PMC.
  • COVID-19 vaccine rumors and conspiracy theories. PMC.
  • COVID Was Created by Big Pharma... ScienceTalks.org.
  • Health conspiracy theories: a scoping review... BioMed Central.
  • 43% citizens believe in a conspiracy theory... UNICEF.
  • The Big Pharma conspiracy theory. ResearchGate.
  • Big Pharma - JITSUVAX.
  • Big Pharma conspiracy theories. Wikipedia.
  • Global Vaccination and Conspirancy Theories. Frontiers.
  • Not just conspiracy theories: Vaccine opponents... Harvard Misinfo Review.

" شکارچی تانک " The Tank Hunter "

شکارچی تانک

ستند پرتره "شکارچی تانک" به کارگردانی سهیل سلیمی به زندگی سرهنگ رفیع غفاری میپردازد که در طول جنگ تحمیلی با منهدم کردن بیش از دویست تانک دشمن به شکارچی تانک معروف شد. تهیه کننده این مستند سید مازیار هاشمی است. این مستند از مجموعه مستند یونیفرم میباشد که مجموعه‌ای از مستندهای پرتره از زندگی بزرگان ارتش جهوری اسلامی ایران است.

 

The portrait documentary "The Tank Hunter" directed by Sohail Salimi deals with the life of Colonel Rafi Ghaffari, who became known as a tank hunter during the imposed war by destroying more than two hundred enemy tanks. The producer of this documentary is Seyed Maziar Hashemi. This documentary is from the Uniform documentary collection, which is a collection of portrait documentaries about the lives of the great men of the Islamic Republic of Iran Army

برای تماشای مستند شکارچی تانک روی لینک زیر کلیک کنید  Click on the link below to watch the Tank Hunter documentary

مصاحبه ی سهیل سلیمی با رادیو CiTR

مصاحبه ی سهیل سلیمی با رادیو CiTR

مصاحبه ی سهیل سلیمی با رادیویی رسمی دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا 

مجری رادیو CiTR : خیلی ممنون از حضور شما، بی مقدمه وارد بحث اصلی می شوم. فیلم سینمایی فرشتگان قصاب واقعا فیلم خوبیه! من فکر میکنم اگر کسی تیتراژ فیلم رو نبینه فکر می کنه این فیلم توسط یکی از کارگردانان سرشناس سینمای جهان ساخته شده. این اثر  از آن دسته اثرهای سینما یست که در ذهن انسان جاری شده و باقی می ماند، تماشاگر از هر ملیت  و گروهی که باشد این اثر به نوعی با او ارتباط بر قرار میکند.  آیا فیلمنامه را خودتان نوشتید؟

سلیمی : از شما متشکرم! بله فیلمنامه را خودم نوشتم! فیلمنامه را بر اساس اتفاقات واقعی که در جاهای مختلف در مورد قاچاق اعضای بدن توسط صهیونیست ها به وقوع پیوسته، نوشتم.  تقریبا تمام اسناد و مدارک مرتبط با این جنایت صهیونیست ها را مطالعه کردم و با داستانی که خودم طرح آنرا آماده کرده بودم ترکیب نمودم. البته خُب حوادث دراماتیزه شد و در قالب یک داستان پیچیده نوشتم و با جلوه های ویژه ی بصری خاصی ساخته شده. فیلم، داستان مدرسه ای در افغانستان است که توسط گروهی از نظامیان آمریکایی مورد تهاجم قرار میگیرد، در نگاه اول نظامیان آمریکایی نجاتگر به نظر می رسند اما در طول زمان تماشاگر در برابر حقیقتی قرار میگیرد که کاملا در تضاد با آنچه پنداشته بود، است.

مجری رادیو CiTR : بله، کاملا درست است. تماشاگر بی دفاع و غافل گیرانه در میانه وحشت با  این فاجعه انسانی مواجه میشود، گویی راه گریزی جز مواجهه با این حقیقت وحشتناک نمییابد. سهیل، زمان بندی این مصاحبه در ارتباط با این مکان چه به جاست. اینجا این روزها در کانادا یک رسمی به نام هالووین وجود دارد که در طی آن آدم ها سعی  می کنند با وحشت مواجه شوند، اما تماشای اثر  فرشتگان قصاب که به بازگویی وحشتناک ترین حقیقت امروز جهان می پردازد کاملا مناسب با مناسبت  اینروزهاست. این فاجعه وحشتناک چیست؟

سلیمی: اینکه نظامیان آمریکایی نه تنها برای نجات کودکان نیامده اند، بلکه خود بازوی تهاجم به مدرسه اند  تا کودکان مدرسه برای سرقت اعضای بدن شان به یک گروه قاچاقچی اعضای بدن صهیونیست فروخته شوند.

مجری رادیو CiTR : این پارادوکس وحشتناکی ست که توسط این فیلم مطرح و به بحث گذا شته میشود. درست مثل نام اثر : فرشتگان در پارادوکس با قصابان. پیش از آنکه فلسفه این پارادوکس را عمیق تر برایمان توضیح دهید، اگر موافق باشید کمی بیشتر به سندیت ادعای اثر بپردازیم. جامعه دانشگاهی با این مساله غریبه نیست، به طور مثال انسان شناس مشهور نانسی شپر هیو سر نخهای قاچاق اعضا در کشورهای تحت استعمار را تا  سازمانهای بین الملل که تحت عنوان حقوق بشر در این کشور ها فعالیت می کنند دنبال میکند. او محقق و استاد دانشگاه کالیفرنیا است. و آثار خود را در جهت ثبت مدارک انسان شناسی اعضا، نسل کشی و بی عدالتی های جوامع انسانی  می نویسد، در ٢٠٠٩ او زنجیره ای بین المللی از قاچاق اعضا را ردیابی نمود که به نیویورک، نیوجرسی و اسراییل ختم می شد. نانسی طی سخنرانی های گسترده ای افشا کرد که بیشتر قاچاق مربوط به کلیه توسط اسراییل هدایت می شود. در سخنرانی ٢٠٠٨ خود وی دو نیت عمده اسراییل حاصل از مصاحبه ها و پژوهشهای خویش را "طمع" و "انتقام هولوکاست"  گزارش نمود. نانسی در مصاحبه های خود مشاهده کرد که دلالان اسرایلی تکرار می کردند که چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان، ما هر کلیه، کبد و قلبی را به هر قیمتی به دست می آوریم ، دنیا این اعضا را به ما بدهکار است.  در ارتباطی دقیق تر با کانادا،  نگاه ضد استعماری و افشاگرانه فرشتگان قصاب ما را به یاد فیلم مستند دهکده بیوه گان اثر پیتر بلوو می اندازد، داستان مردم بومی دنه کانادا  که از منابع انسانی و طبیعی سرزمینشان برای تامین اورانیوم غنی شده برای ساخت بمب اتمی هیروشیما استفاده شد و سالهاست که این مردم در برابر عواقب فاجعه انسانی این استعمار مقاومت می کنند.   فیلم شما دقیقا در همین جهت حرکت میکند، با زبانی جهانی و بسیار به روز، پارادکس عجیبی ست ، فرشته و قصاب.

سلیمی : فیلم یک هدف زد استعماری دارد و در این راستا تلاش می کند تا به تبیین پارادکس موجود در اندیشه ی تمدن غرب که ذاتا جنگ طلب است و اساسا جنگ را جزئی از موئلفه های استراتژیک تمدن سازی می داند، بپردازد. همچنین همین تمدن جنگ طلب مدعی حقوق بشر نیز هست. این پارادوکس تلخ که واقعیت تمدن غرب را نشان می دهد در نام فیلم قرار گرفته. کسانی که خود را فرشته نجات جهان می دانند مردم جهان را قصابی می کنند. فرشتگان قصاب یعنی پارادکس موجود در تمدن غرب. فیلم در بسیاری از صحنه ها به این نگاه پارادکسیکال وفادار است و سعی میکند با استفاده از ابزار سینما این مسئله را تبیین کند. در دیالوگ های متعددی این پارادکس مطرح میشود که مخاطبِ تیز هوش قطعا متوجه آن میشود.


مجری رادیو CiTR : می شود مثالی بزنید؟

سلیمی : البته! در ابتدای فیلم می بینید که فرمانده نظامی تاکید می کند که سربازانش به زخمی ها رسیدگی کنند، اما در اواسط فیلم خود او همان بچه ها را به کسی می سپارد که قرار است اعضای بدن آن کودکان را سرقت نماید. این نگاه پارادکسیکال تا انتهای فیلم ادامه می یابد، حتی در پایان فیلم مجری تلویزیون بر خلاف آنچه که مخاطب در طول فیلم دیده مدعی میشود که نیروهای آمریکایی برای کمک رسانی به مدرسه رفته بودند که در حمله ای تروریستی به همراه بچه های مدرسه کشته شده اند. در حالیکه مخاطب دیده که نیروهای آمریکایی خود طرح حمله و اشغال آن مدرسه را طراحی کرده بودند. این البته موید یک نکته دیگر نیز هست و آن اینکه بایکوت و سانسور خبری هم که از طرف غرب اعمال میشود با شعار آزادی بیان کاملا در تضاد است و این هم از پارادوکس های بیشمار تمدن غرب به شمار می رود.

مجری رادیو CiTR : در مورد اخبار گفتید. ابتدای فیلم مجری شبکه ی ملی افغانستان اعلام می کند که امروز سالگرد یازده سپتامبر است. آیا عمدی از مطرح کردن این موضوع داشتید؟

سلیمی : بله تمام موئلفه های موجود در فیلم با فکر و برنامه در فیلم قرار گرفته است. از جمله همین خبر در مورد یازده سپتامبر. اساسا فیلم مینیاتور و نمونه ی کوچک شده ی یازده سپتامبر است. همان طور که در یازده سپتامبر یک انفجار مشکوک دلیلی برای حمله و غارت افغانستان توسط آمریکا و ناتو شد، انفجار مشکوک این مدرسه هم زمینه ای را برای حضور نیروهای آمریکایی و در نهایت غارت اعضای بدن کودکان مدرسه را فراهم می کند. در واقع انتخاب روز یازده سپتامبر و لوکیشن افغانستان با این هدف صورت گرفته!

مجری رادیو CiTR : یعنی لوکیشن در خدمت استراتژی فیلم قرار دارد؟

سلیمی : کاملا!

مجری رادیو CiTR : همان اوایل فیلم کتاب اشعار خیام بین افغانها رد و بدل می شود، چرا؟ می خواهم توضیح بدهید که دنبال چه نکته ای هستید؟

سلیمی : خیام یکی از دانشمندان و ادیبان برجسته ی ایرانی بوده که علم جبر را بنیان نهاده و همچنین معادله مشهور " مثلث خیام پاسکال" متعلق به ایشان است. متاسفانه تاریخ سرقت دانشگاهی در سیطره علوم یک تاریخ پیچیده و غرض ورزانه را طی نموده که طی آن علمای قرون وسطی اروپا، آنگاه که به آثار پارسی ، اسلامی و شرقی دست یافتند، همزمان با تشکیل منابع چاپ و...، مطالب و آثار شرق را نیز به نام خود و بدون رعایت ذکر منابع اصلی ثبت کردند. اما متاسفانه غربی ها نام این دانشمند برجسته ایرانی را بایکوت کرده اند و در طول سه قرن گذشته با یک سانسور علمی گسترده به دنبال ثبت آثار بزرگان علمی تمدن ایرانی به نام خودشان بودند. از طرفی خیام یکی از ادیبان و شاعران نامدار ایران است.  کتاب رباعیات خیام در فیلم داخل کیسه ی داروها قرار می گیرد تا به دست عموی جاوید که بیمار است برسد. یعنی جامعه افغانستان بیمار است و این بیماری در دو بخش عمده ی فرهنگی و علمی نمود بیشتری دارد. لذا من کتاب رباعیات خیام را داخل کیسه ی داروها گذاشتم که هم زمان به دو جنبه ی فرهنگی و علمی مورد نیاز افغانستان تاکید کرده باشم. از طرفی مردم افغانستان اگر به دنبال بازیابی هویت اجتماعی یشان هستند بهتر است این دو موئلفه ی کلیدی را از ایران بگیرند تا از تمدن غرب به زورِ گلوله و بمب و موشک. به هر حال افغانستان در گذشته جزئی از امپراطوری بزرگ ایران بوده، سبک زندگی غربی جامعه افغانستان را دچار زلزله ی فرهنگی و ویرانی اجتماعی خواهد کرد.

مجری رادیو CiTR : یعنی فرهنگ ایرانی مناسب افغانستان است؟

سلیمی : بله! مطمئناً! زبان و خط مشترک بین ایران و افغانستان وجود داشته است. مذهب مشترک وجود داشته است. امروز به این اشتراکات حمله شده تا دو کشور از هم فاصله بگیرند.

مجری رادیو CiTR : کاراکترها و شخصیتهای فیلم خیلی در هم تنیده هستند و گویا هر کدام یک مفهوم ویژه دارند. آیا واقعا همینطور است؟

سلیمی : خیلی متشکرم! سوال بسیار مهمی را مطرح کردید. یکی از مهمترین مفاهیم فیلم همین نماد شناسی شخصیت هاست. شخصیت ها گاهی کارکرد استراتژیک دارند و گاهی فلسفی!

مجری رادیو CiTR : قبل از ادامه مبحث شخصیت ها، در یک جمله فلسفه فیلم را بگویید.

سلیمی : فلسفه ی حاکم بر فیلم ، فلسفه ی مقاومت است. که البته نیاز به توضیح و تبیین دارد.

مجری رادیو CiTR : می خواهید اول به توضیح فلسفه ی فیلم بپردازید یا با همان نماد شناسی شخصیت ها ادامه بدهیم؟

سلیمی : برای من فرق ندارد هر طور شما راحت هستید.

مجری رادیو CiTR : بسیار خوب ، پس از شفاف شدن نمادشناسی شخصیت ها به فلسفه ی فیلم بپردازیم. بفرمایید.

سلیمی : بله! حتما! ببینید زن در هنر نماد سرزمین و عقیده است. در فرشتگان قصاب سه کارکتر اصلی زن و یک کاراکتر فرعی زن وجود دارد. که با این رویکرد نمادشناسی، که هر یک نماد یک سرزمین هستند. اَشلی نماد صهیونسیت هاست. با همان روحیه ی اشغالگری و غارت. کیسی نماد سرزمین و مردم آمریکاست که توسط صهیونیستها به بازی گرفته شده و او در طول فیلم متوجه می شود که آنها در حال سوء استفاده از نظام و مردم ایالات متحده آمریکا هستند. او فقط تا زمانی زیر عنوان شهروندی آمریکایی خود در امان است که حقیقت را در نیافته است. 

مجری رادیو CiTR : یعنی شما معتقدید که صهیونیست ها از مردم آمریکا سوء استفاده می کنند؟

سلیمی : هیچ شکی در این موضوع ندارم. همین امروز اوضاع نابسامان اقتصادی ایالات متحده، حاصل اقتصاد صهیونیستی است. امروز سیاست مداران آمریکا مهره های صهیونیستی هستند و مردم آمریکا کم کم به این موضوع آگاه می شوند. و روزی که مردم آمریکا با هم متحد شوند حتما پایان عمر این  جهانبینی جهانخوار هم فرا خواهد رسید. مردم آمریکا در جنبش 99% نشان دادند که منشا فاسد  صهیونیسم یعنی بنگاه های مالی وال استریت را می شناسند و فهمیده اند که بانک و بورس، پایگاه های عملیاتی صهیونیسم برای نابودی جهان است.  در نماد شناسی فرد نظامی ارشد نماد حکومت است. در  فرشتگان قصاب  می بینید که اشلی همه کاره است و دیوید به عنوان فرمانده نظامی ارشد دستورات او را اجرا می کند. این یعنی نفوذ صهیونیسم در ارکان نظامی ، سیاسی و اقتصادی حکومت آمریکا. حتی وقتی دیوید می خواهد از افراد خودش دفاع کند، اشلی مسئله پول را پیش می کشد و یادآور می شود که دیوید تعهد مالی دارد و برای پول کار میکند، پس جان سربازان آمریکایی اهمیتی ندارد.

مجری رادیو CiTR : متشکرم. اما گفتید که سه زن اصلی و یک زن فرعی آنها را هم توضیح می دهید لطفاً.

سلیمی : بله! زن سوم در حقیقت نماد شرایط فعلی افغانستان است. گیسو که معلم مدرسه است سعی دارد با حداقل امکاناتی که در اختیار دارد ، بچه های خوب و دانش آموخته ای را تربیت کند. اما توان دفاع از خودش را ندارد. بعد از حمله به مدرسه او تمام وقت در یک کُمد پنهان است. به لحاظ نماد شناسی گیسو نماد سرزمین اشغال شده ای است که در چارچوب تحمیلی آمریکایی ها محبوس شده است. گیسو داخل آن کمد نماد سرزمین اشغال شده ی افغانستان است. زن فرعی فیلم دختر نوجوانی ست که نامش ناجیه است ، یعنی نجات یافته! او در نماد شناسی فیلم جایگاه ویژه ای دارد. یعنی اگر مردم افغانستان مثل کاراکترهای فیلم از خود مقاومت نشان دهند در نهایت جامعه ی آینده ی افغانستان که نمادش همین دختر نوجوان است از این ستم رهایی خواهد یافت.

مجری رادیو CiTR : کاراکتر نمادین دیگری نیز در فیلم وجود دارد؟

سلیمی : بله وجود دارد. من با فلسفه ی داروین و نگاه داروینیستی به جهان به شدت مخالف. افکار داروین مروج خشونت است. در واقع فلسفه داروین راه را برای وحشی گری و جنگل پنداشتن جهان از سوی داروینیست ها باز می کند. به همین دلیل یک شخصیتی در فیلم دارم که نامش  جیسون داروین  است. او به دنبال تنازع بقای خودش همه را مورد حمله قرار می دهد. در اواخر فیلم متوجه می شویم که افراد تحت فرمان خودش هم از او متنفرند.

مجری رادیو CiTR : سهیل شما به داروینیسم اشاره نمودید، داروینیسم با منشا کارتزین (فلسفه دکارت) امروز در پژوهشهای بی غرضانه در غرب هم به چالش کشیده شده است، به خصوص در وادی ملاقات و صلح دوباره علوم انسانی با علوم طبیعی. بیشتر به دلیل بحرانهای محیط زیست و ابعاد فاجعه آوری که تکنولوژی حاصل از علوم طبیعی بی اخلاقیات در غرب ایجاد کرده است. امروز متفکرانی که به دنبال حقیقت هستند و بی غرضانه پژوهش میکنند، نگاهشان معطوف به فلسفه های شرقی شده است و همچنین فلسفه های کهن بومی در غرب، نگاه های کهنی که پیش از عصر صنعتی و مدرنیسم متولد شده و سیر تکاملی خویش را طی می کردند تمدن های انسانی ای بنیان نهادند ، بدون آلوده گی محیط زیست و بدون جنگهای سیاسی و نژاد پرستانه.

 سلیمی: من به جدال سنگین بین داروینیست ها و کریشنیست ها در آمریکا آگاهم و سعی کردم این را در صحنه تنفر گروه، از جیسون داروین، این جدال را برای مخاطبم به نمایش بگذارم.

مجری رادیو CiTR : شما خودتان کریشنیست هستید؟

سلیمی : نه! من نگاه انسان شیعی را در خلقت و نگاه به جهان قبول دارم زیرا این نگاه هم جهان ناپیدا را تشریح می کند و هم جهان پیدا و قابل لمس را. اما نگاه کریشنیست ها به نگاه شیعی نزدیک تر است. آنها در آغاز راه هستند ، اما در جهت درستی حرکت می کنند. اگر بتوانند در تبیین جهان ماده به جای فیزیک ، خلقت را مطالعه کنند، راه برای رسیدن به نگاه شیعه، برایشان کوتاه تر خواهد شد.

مجری رادیو CiTR : پس در حقیقت  فرشتگان قصاب  کنکاشی حقیقت طلبانه در فلسفه های فکری و جهان بینی های بنیادیی که راه حل های بسیاری برای فاجعه های انسانی و طبیعی امروز جهان دارد. به خصوص که گروهی از شنوندگان ما پژوهشگران دانشگاهی هستند. و گروه دیگری فعالان صلح با جهانبینی ضدامپریالیسم.

سلیمی: من سعی کردم فرشتگان قصاب فیلمی جهانی باشد با اندیشه ای جهان شمول و مبتنی بر فطرت انسان و امیدوام که موفق شده باشم.

مجری رادیو CiTR : می دانم برای آنالیز کاراکترهای فیلم فرشتگان قصاب باید ساعتها با هم گفتگو کنیم و این در زمان برنامه ی ما نمی گنجد. به همین جهت می خواهم کمی به پروسه ی تولید بپردازیم. فرشتگان قصاب به لحاظ کیفیت ساخت و کارگردانی واقعا بی نقص است و در نگاه اول یک فیلم خوش ساخت هالیوودی را تداعی می کند. این اثر جوایز افتخار آمیزی دریافت کرده است. این توان تولید چطور ممکن است؟

سلیمی : واقعیت این است که کشور من مهد استعدادهای بی نظیر است. کاری که من انجام دادم مدیریت صحیح این توان و پتانسیل بود. به نظرم یک کارگردان خوب باید بتواند در فیلمنامه، دکوپاژ و استوری بورد جهان خود را به شکلی قابل فهم به تمام عوامل فیلم منتقل کند، تا آنها هم به جهان کارگردان وارد شوند و درست مطابق افکار کارگردان رفتار نمایند.

مجری رادیو CiTR : جلوه های ویژه فیلم بسیار زیبا و در خدمت فیلم است و فیلمبرداری هم بسیار تاثیرگذار. کمی توضیح دهید، لطفاً.

سلیمی : خواهش می کنم. ما در سه بخش جلوه های ویژه داشتیم. جلوه های ویژه ی میدانی(Visual Effect) ، جلوه های ویژه ی رایانه ای (CG یا همان VFX) و جلوهای ویژه ی گریم که واقعا حمید رسولیان ، بهروز باقری و محمد رضا توسلی  عالی کار کردند. طراحی صحنه و لباس هم کار خوب بابک پناهی بود. و البته فیلمبرداری فرشاد گل سفیدی بسیار حرفه ای و دقیق بود. ببینید ما روزانه 15 تا 20 ساعت کار می کردیم و فشار بسیار زیادی روی عوامل و بازیگران بود، اما همه کمک می کردند. باید یاد کنم از صدابرداری وحید مقدسی و صداگذاری بی نظیر آرش اسحاقی. همین جا ، من از همه ی تیم خوبم تشکر می کنم.

مجری رادیو CiTR : حالا که در مورد صدا صحبت کردید، کمی هم به موسیقی به پردازیم.

سلیمی : موسیقی توسط امیریل ارجمند و فرزاد ورزنده آذر ساخته شده که واقعا ساندتراک های خاطره انگیزی را بوجود آورده اند.

مجری رادیو CiTR : با توجه به تجربه ی خودتان در موسیقی در کار آهنگسازانتان دخالت داشتید؟

سلیمی : ببینید من در بیشتر فیلدهای فیلمسازی تجربه دارم. از جلوه های ویژه تا گریم، موسیقی ، فیلمبرداری ، بازیگری،... اما هرگز با دخالت کردن در کار تیم موافق نبودم. من خواسته هایم را دقیق و روشن به عوامل می گفتم، گاهی ساعتها با هم صحبت می کردیم تا به حس مشترکی برسیم. روش من در هدایت افرادم اینطور است که در موردشان پیش داوری نمی کنم. آنها را در فکر و خیال خودم شریک می کنم. بعد از آنها میخواهم بروند و خواسته ام را انجام دهند. آنوقت معجزه ای رخ می دهد. آنها دقیقا همان کاری را تحویل می دهند که من می خواستم. گاهی در مورد یک ساز یا میزان شنیده شدن ملودی ها با هم صحبت می کردیم و گاهی برای بهتر شدن کار پیشنهادی می دادم و آنها انجام می دادند و واقعا کار عالی می شد. البته دو تشکر بسیار ویژه هم باید داشته باشم از محمد قهرمانی تهیه کننده خوبم، که واقعا از اعتمادش سپاسگزارم. و همین طور از استاد حسن عباسی که همیشه از مشاوره های خوبشان بهره برده ام نهایت سپاس و تشکر رو دارم.

مجری رادیو CiTR : یک سوال شخصی دارم.

سلیمی : بله! بفرمایید.

سیمرغ : سینمای مورد علاقه ی سهیل سلیمی چیست؟

سلیمی : من به سینمای فاجعه علاقه مندم. سینمایی که کاراکترهای اصلی آن با فاجعه ای روبرو شوند و با یک دشمن بزرگ مبارزه کنند.

مجری رادیو CiTR : این مبارزه به پیروزی ختم می شود؟

سلیمی : بستگی دارد پیروزی را چطور تصور کنید. در نگاه من پیروزی یعنی استقامت در رسیدن به هدف. فرشتگان قصاب یک تراژدی مدرن است و کاراکترهای اصلی کشته می شوند اما هدف فیلم محقق می شود یعنی دشمن نابود می گردد و با زنده ماندن ناجیه امید به آینده در مخاطب شکل می گیرد.

مجری رادیو CiTR : یعنی مخاطب پاسخ سوالاتی را که فیلم برایش ایجاد کرده را دریافت می کند؟

سلیمی : بله! من اساسا با اینکه فیلم پایان باز داشته باشد مخالفم. همیشه این مثال را می زنم که پایان باز برای یک فیلم درست مثل این است که کسی یک جمله نا تمام بگوید. و بعد افتخار کند که به به چه جمله ی زیبایی گفتم. جمله نه تنها باید کامل باشد بلکه باید در پایان آن نقطه هم داشته باشد. من برای مخاطبم ارزش و احترام قائل هستم و به همین دلیل پاسخ تمام سوالات مطرح شده در فیلم را می دهم.

مجری رادیو CiTR : برگردیم به ابتدای مصاحبه، گفتید که فلسفه ی شما در فرشتگان قصاب ، فلسفه ی مقاومت است. می خواهم توضیح دهید تا مخاطبان ما با جهان فلسفی شما بیشتر آشنا شوند.

سلیمی : با تعریف اشغال و محاصره شروع میکنم. ببینید مقاومت اساسا در جایی شکل می گیرد که اشغال و محاصره صورت گرفته باشد. کمی مسئله را باز می کنم. وقتی یک مهاجم به سرزمینی حمله می کند و جنگ آغاز می شود تا مرحله پایان جنگ سه مرحله اقدام باید صورت بگیرد وگرنه آن جنگ نتوانسته اهدافش را محقق کند. اول اشغال یا محاصره ، دوم تصرف ، سوم تثبیت. در هر رویارویی یا منازعه ای این سه مرحله وجود دارد. برای مثال صهیونیست ها هفتاد سال است که کشور فلسطین را اشغال کرده اند، اما هنوز مرحله ی تصرف و تثبیت کامل نشده، زیرا مردم مظلوم فلسطین با حداقل امکانات در حال مقاومت هستند. بعد از مشخص شدن مفهوم اشغال و محاصره حالا می توان مفهوم مقاومت را توضیح داد. در زمان اشغال ممکن است مردمان سرزمین اشغال شده توان بیرون راندن دشمن را نداشته باشند، اما به هر حال با عملیات های کوچک و غیر متمرکز مرحله ی تصرف را برای دشمن سخت می کنند. وقتی آلمان نازی اروپا را مورد تهاجم گسترده ی خود قرار داد قبل از اینکه دولت ها بتوانند توان نظامی خود را بازیابی کنند مردم اروپا با تشکیل گروهای مقاومت به مبارزه با نازی ها پرداختند. که این اقدام در فیلم های زیادی به تصویر کشیده شده است. چند دقیقه ی قبل در مورد سوء استفاده ی صهیونیسم از سرزمین و دارایی های مردم آمریکا صحبت کردم، همان را در فرمول مقاومت تشریح میکنم. ببینید اقتصاد آمریکا توسط یهودیان صهیونیست مورد حمله قرار گرفت و اشغال شد. در همان اوایل افرادی مثل هنری فورد تلاشهایی برای مقاومت در مقابل این مارسمیِ چند سَر انجام دادند. اما چون مردم همراهی نکردند در نطفه خفه شد. سپس تمام بنگاه های اقتصادی آمریکا به تصرف صهیونیسم در آمد و امروز چنان این موضوع تثبیت شده که اگر بخواهند آنرا از اقتصاد آمریکا جدا کنند، آمریکا دچار فرو پاشی عظیمی خواهد شد. اما خواهید دید که در نهایت مردم آمریکا چاره ای جز این نخواهند داشت که با یک خود انهدامی گسترده شر این مار سمی را از سرزمین شان کوتاه کنند. ببینید این علامت دایره ای شکل که حرف C درون آن نوشته شده ]][ c و روی تمام کالاهای غربی جای دارد، معنایش این است که بخشی از پولی که بابت خرید هر کالایی که هزینه می شود به یهودیان صهیونیست داده می شود. به این علامت  کُشر  می گویند اما واقعا هیچ کس کارکرد دقیق آنرا نمی داند. مردم آمریکا حتی برای خریدن یک قرص نان هم باید این باج را به یهودیان صهیونیست بدهند، زیرا آردی که نانوایی ها تهیه می کنند باید  کشر شده باشد و طبیعتا نانوا آن مبلغ اضافی را روی قیمت نان از مردم میگیرد. و یهودیان صهیونیست بدون اینکه ذره ای کار کرده باشند هر روز صبح حساب های بانکی یشان با پول مردم آمریکا پر می شود. البته امروز مردم دنیا نسبت به این نشان حساس شده اند و صهیونست ها امروز موزیانه تر از قبل، این کار را انجام می دهند.

مجری رادیو CiTR : پس شما میگویید که مقاومت هم جنبه ی نظامی دارد و هم جنبه ی اقتصادی؟

سلیمی : فراتر از اینها! مقاومت یک ویژگی فرهنگی ست. مقاومت حیات جامعه را تضمین می کند. در فیلم می بینید که خانواده های افغانی برای نجات فرزندانشان تلاش می کنند و در این راه کشته می شوند و در نهایت یک دختر نوجوان که نماد آینده ی افغانستان است نجات می یابد.



مجری رادیو CiTR : آیا این انفجارهای تروریستی و انتحاری از نظر شما مقاومت است؟

سلیمی: سوال هوشمندانه ای پرسیدید! بین مقاومت و تخریب کورکورانه فرق است. متاسفانه آنچه امروز در سوریه ، عراق و افغانستان روی می دهد اصلا ماهیت مقاومت ندارد زیرا مقاومت در مقابل دشمن معنا می یابد. کشتن زنان و کودکان و شهروندان افغانی و عراقی و سوریه ای هیچ ربطی به مفهوم مقاومت ندارد بلکه بر عکس برای تامین منافع ]]صهیونیسم بین الملی است. یک راه ساده را به شما یاد می دهم. همواره در این گونه حوادث ببینید آیا منافع کشور مورد تهاجم تامین می شود یا منافع مهاجمین. در سوریه اگر واقعا مسئله آزادی بود، مردم با نظامیان درگیر بودند. در حالی که مردم و دولت در کنار هم با تروریست هایی درگیر هستند که کودکان را می کشند، بیمارستان ها و مساجد را ویران می کنند. شاید برای مردم غرب این سوال پیش آمده باشد که اگر اینها دنبال آزادی هستند چرا زیارتگاه ها را در سوریه ویران می کنند؟! چرا با بمب گذاری در بازار مردم و کسبه را می کشند. خوب به تاسیسات نظامی و لجستیکی حمله کنند. این بمب گذاری توسط صهیونیست های یهودی ، صهیونیست های مسیحی و صهیونیست های مسلمان یعنی وهابی ها ، سلفی ها و بهایی ها مدیریت می شود. و اتفاقا همین ها مانع تشکیل گروه های مقاومت می شوند. این گروه های تروریستی چند هدف کلیدی دارند،  اول سیاه کردن چهره ی دین برای ایجاد فضای لازم جهت شیطان پرستی که یک پروژه ی بزرگ صهیونیستی است. دوم سیاه نشان دادن چهره ی اسلام شیعی  به عنوان تنها دین پویایی که دارای برنامه استراتژیک برای جامعه سازی ست. سوم نسل کشی گسترده در میان مسلمانان توسط مسلمانان صهیونیست و یا حتی بوداییان صهیونیست مثل کشتار سال گذشته در میانمار. چهارم سلب اندیشه ی دینی در بین مردم سرزمین های اشغالی. پنجم نا امن جلوه دادن سرزمینهای اشغالی برای نفوذ و غارت بیشتر.  فرشتگان قصاب  سعی دارد تا روحیه ی مقاومت را در مخاطبانش زنده کند. این مقاومت نیاز امروز جامعه ی غربی نیز هست. امروز مشکلات اقتصادی غرب از یونان تا ایالات متحده بر گردن صهیونیسم است. ثروت اروپا و آمریکا را صهیونیست ها همان یک درصد خون خوار بلعیده اند. امروز که دیگر تمام شیره ی جان غرب توسط صهیونیستها مکیده شده، آنها به سرعت در حال کوچ به چین و آسیای شرقی هستند. باید مردم دنیا بیدار شوند و خود را ، سرزمینشان را، اقتصاد و فرهنگ شان را از اسارت صهیونیسم برهانند.

مجری رادیو CiTR : پس شما مدعی هستید که فلسفه ی شما، جهان شمول است؟!

سلیمی: البته! هر نگاه فلسفی باید این پتانسیل را داشته باشد.

مجری رادیو CiTR : سهیل، کشور شما هشت سال درگیر جنگ با دیکتاتور عراق بوده است. آیا نشانی از آن هشت سال جنگ در این فیلم هست؟

سلیمی : از سوال زیبایتان متشکرم. خیلی دوست داشتم به این موضوع هم بپردازم. من نزدیک به ده سال داشتم که آن جنگ وحشتناک تمام شد، دوران کودکی من با ترس از بمباران و حملات موشکی عراق گذشت. در پناهگاه هایی که در مدرسه باید در آنها پنهان می شدیم و یا نیمه شب ها با علام وضعیت قرمز در زیر زمین خانه مان پنهان می شدیم. عراق کشوری نبود که حتی هشت هفته بتواند با ایران بجنگد چه رسد به هشت سال. ما از هفتاد کشور مختلف اسیر جنگی داشتیم. یعنی هفتاد کشور به عراق نیروی نظامی می دادند. ژنرالهای فرانسوی نقشه ی عملیات برایشان طراحی می کردند. آمریکا و آلمان سلاح شیمیایی به صدام هدیه می دادند. تعداد کشته و مصدومام شیمیایی ما از تعداد کشته شدگان حمله اتمی به هیروشیما هم بیشتر است. عراق با بمب و موشک و هواپیماهای جنگنده و بمب افکن ساخت آمریکا و فرانسه و شوروی  و با گلوله های توپ و تانکهای انگلیسی با ما می جنگید. یعنی از شرق تا غرب عالم با هم جمع شده بودند ایران را نابود کنند که با مقاومت اسطوره ای و حماسی مردم ایران شکست خوردند. مطمئن باشید آن دوران را هرگز فراموش نخواهم کرد. بسیاری از الگوها و رفتارهای شخصیتهای مثبت و قهرمان فیلم از آدم های آن دوران گرفته شده. برای مثال جاوید همان نوجوان سیزده ساله ی فیلم از شخصیت بهنام محمدی سیزده ساله گرفته شده که در زمان حمله ی عراق جانانه مقاومت کرد و شهید شد.

مجری رادیو CiTR : هر چه پیش می رویم فیلم سینمایی فرشتگان قصاب عمیق تر میشود. درست مثل اینکه در ساحل اقیانوس جلوبروی. هرچه جلوتر می رویم عمق بیشتری را حس می کنیم.

سلیمی : متشکرم! لطف خدا بوده است.

مجری رادیو CiTR : سهیل، توصیف هایی که کردید سوالی را در ذهن من شکل داد. من احساس می کنم شما هنر و فلسفه را در خدمت تفکر شیعی استفاده کرده اید. درسته؟

سلیمی : اساسا مقاومت برای من یک الگوی ثابت دارد و آن رفتار امام حسین ع در کربلاست. ایشان مظهر مقاومت حقیقی هستند. وقتی در مقابل ظلم می ایستند با وجود اینکه فقط هفتاد و دو نفر هستند در مقابل لشکر هزاران نفره ی دشمن مقاومت می کنند. او و تمام یارانش و حتی کودک شش ماه اش در این مقاومت جان خود را از دست می دهند و به شهادت می رسند اما ذلت نمی پذیرند. ما از این واقعه با نام عاشورا یاد می کنیم.

مجری رادیو CiTR : شهادت یعنی چه؟

سلیمی : یعنی مقاومت و از دست دادن این جسم خاکی (کشته شدن) برای ماندن (شهادت) در راه و خواست خدا.

مجری رادیو CiTR : پس مقاومت به غیر از یک فلسفه ، یک بینش تاریخی هم هست؟ تصویری آز آن بینش در فیلم شما هست؟

سلیمی : همینطور است! صحنه عاشورایی فیلم من جایی ست که ناجیه بالای تپه ای ایستاده و محل کشته شدن بچه های مدرسه ، فرهاد و گیسو و جاوید را نگاه می کند. در عاشورا حضرت زینب س درست مانند این صحنه از بالای تپه ای به قتگاه برادر و عزیزانش نگاه می کند. اوست که پیام آن مقاومت را برای جهانیان می رساند. ناجیه هم شاهدی ست که پیام این ظلم را به جهانیان خواهد رساند.

مجری رادیو CiTR : از اینکه دعوت ما را از راه دور پذیرفتید، با اینکه میدانم الان باید ساعت از نیمه شب شما در ایران گذشته باشد، از شما سپا سگذارم. به جاست که اینجا در حضور شنونده گان رادیو  CiTR  لوح برگزیده سال 2013 این شبکه را،  لوح "مبارزان نور" را به دلیل داشتن نگاه ضد استعماری و پرداختن به بحرانی جهانی بر اساس مردم شناسی و با زبانی سینمایی و عملگرا و پارادایمی، به شما تقدیم کنیم. 

سلیمی : خب البته غافلگیر شدم. از شما و همه کسانی که مرا مفتخر به دریافت این لوح دانستند صمیمانه سپاسگزارم. از رادیو دانشگاهی " CiTR "، و به ویژه از مردم بومی قوم "ماسکویم  The Musqueam People "، صاحبان زمین اشغال شده این دانشگاه واقع  بر ارتفاعات "پونت گری Point Gre" که مهربانانه امروز میزبان من بودند.

مجری رادیو CiTR : ممنون از شما و هم سفرانتان در خلق فرشتگان قصاب و خدا نگهدار.

سلیمی : خدانگهدار


لینکِ خبر مصاحبه در CiTR 

دانلود مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

دانلود مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

کارگردان: سهیل سلیمی   تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

1

جهان فانتزی من

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از غلامرضا آزادی مدیرفیلمبرداری سینما

پخش از شبکه مستند

2

خیلی دور خیلی نزدیک

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از مهری شیرازی طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

3

ماه و پلنگ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از جلال الدین معیریان طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

4

بالانس، به شیوه یک بازیگر

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از محمد فِیلی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

دور از بیسیم

 53 دقیقه

مستند پرتره ای از عبدالرضا اکبری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

6

دسته چهارم

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود دهنکی  رونامه نگار و کارگردان سینما و تلویزیون 

پخش از شبکه مستند

7

برفراز گذشته‌ها

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی جمشید گرگین بازیگر و مجری سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

8

پشت دیوار باغ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی رضا بنفشه خواه بازیگر سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

9

میکائیل

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار میکائیل شهرستانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

10

زندگی غیر خصوصی

 50 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار روح اله حجازی کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

11

برفراز رویای کودکی

52  دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار سید جواد هاشمی  کارگردان سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

12

عبور از غبار

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار محمد رضا ورزی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

13

سیاووش در صحنه

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی سیاووش طهمورث  بازیگر تاتر و سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

14

محمد رضا آهنج

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثارمحمد رضا آهنج بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

15

مسعود آبپرور

46 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود آبپرور کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

کارگردانی و تدوین : سهیل سلیمی

پرتره‌هایی از زندگی و آثار:

|میکائیل شهرستانی | سید جواد هاشمی | سیاووش طهمورث | محمد رضا ورزی | مسعود دهنمکی | روح اله حجازی | رضا بنفشه خواه |  عبدالرضا اکبری | غلام رضا آزادی | محمد فیلی | جلال الدین معیریان | مهری شیرازی | جمشید گرگین | محمد رضا آهنج | مسعود آب پرور | 

نخستین اکران دانشگاهی مستند «جنایت نامرئی»

 نخستین اکران دانشگاهی  مستند «جنایت نامرئی» با حضور «سهیل سلیمی» نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان مجموعه  سه‌شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۱ ساعت ۱۰

 دانشکده مهندسی، تالار فرهنگ

 https://balad.ir/p/POi01R3IoFzLRV

 پخش زنده از سایبرنما:

http://tv.cysp.ir

 https://cysp.ut.ac.ir

مهندسی رضایت با تخم مرغ

فیلم 100ثانیه‌ای ، خرده مستندی برای فهم یک استراتژی

مهندسی رضایت با تخم مرغ 

همانگونه که در فیلم خواهید دید، مهندسی رضایت در واقع ابزاری‌ست برای کنترل بشر از طریق نیازهایش. همانطور که در پروژه کرونا، صحنه را طوری ‌چیدند که فرد با عشق و رضایت قلبی برود و واکسنی که هیچ کس امنیتش را تضمین نمی‌کند تزریق کند! دقیقا با همین روش کاری می‌کنند که با رضایت کامل و حتی با عشق، حرفی بزنید، تصمیمی بگیرید و یا اقدامی انجام دهید که خلاف منافع خود، خانواده، جامعه و یا حتی کشورتان باشد. تحلیل‌های بیشتری را شما برای من بفرستید.


لینک تماشا در ایتا:  https://eitaa.com/SOHEILSALIMI

بسم الله الرحمن الرحیم 

با سلام به تمام عزیزانی که به هر نحوی مستند جنایت‌نامرئی را دیده‌اند و با نقدها و تحلیل‌های گوناگون و با حمایت‌های بسیار پُر محبت و پُر مهرشان این سرباز کوچک، در جنگ شناختی و جنگ ترکیبیِ نوین، را یاری کرده‌اند. شاید در هیچ مرحله‌ای از تولید این اثر، این میزان از مهر و محبت شما عزیزانِ جان در خیالم نبود و برای این توفیق خداوند متعال را شاکرم. 

#جنایت_نامرئی حاصل قریب به سه سال تحقیق و پژوهش در تمام حوزه‌های جامعه سازی پسا کرونایی و در میانه‌ی این نبرد بیولوژیک، و با نگاهی تاریخی ساخته شد.

تنها، کلید واژه‌های موجود در این مستند قریب به دویست و پنجاه کلید واژه است و این میزان از مفاهیم عمیق و استراتژیک نشان از عظمت این پروژه دارد که تا یک سال به تنهایی بار آنرا به دوش می‌کشیدم و آرام آرام با همراه شدن دوستان اندیشمند دیگری این مجموعه با عنایت حضرت زهرا سلام الله علیها به نتیجه رسید.

هر چند این مجموعه‌ی عظیم به بسیاری از اهداف مورد نظرش رسید، اما در بخش هایی هم به دلایل گوناگونی که مجال این متن نیست، کاستی‌هایی رخ داد که به عنوان کارگردان این مستند سعی کردم تا این موضوع تاثیری در تصویر نهایی که به پیشگاه شما تقدیم شد، نگذارد. امیدوارم به شرط توفیق حضرت حق در فرصتی مقتضی آنچه مغفول مانده را در قالبی فاخر و در شأن ملت بزرگ ایران بسازم و تقدیم کنم به اندیشه‌ی سبز و الهی شما عزیزان جان. 

سهیل سلیمی


 برای دانلود و تماشای نسخه کاملِ فیلم‌ها و مستندها با کیفیت بالا در کانال آپارات عضو شوید: aparat.com/SOHEIL_SALIMI


کانال ایتا:  @SOHEILSALIMI

روزنامه جام‌جم: افشای یک جنایت نامرئی

جهان در آشوب، توازن جمعیت و جنگ‌های ترکیبی، راه‌حلی برای تمام فصول، جلیقه‌زرد که باشی می‌میری، قرن کنترل و جنگ جهانی چهارم عناوین قسمت‌های مختلف این مستند است که سعی در بازنمایی و افشاگری درباره صنعت بهداشت و درمان، سلاح‌های بیولوژیک، ساخت یا ارتقای بیماری‌ها، مافیای علم و کنترل تولید و سانسور مقالات علمی‌، سایبرنتیک، جنگ‌‌شناختی، انبیک و علوم‌نوین، و جنگ جهانی چهارم دارد. همچنین طیف گسترده‌ای از علوم مرتبط با کنترل هوشمند و نوین جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد و ارتباط این موضوعات را با شرایط اقتصاد جهانی و اعتراضات به فقر و موضوع جهانی‌‌‌سازی بررسی می‌کند. در گفت‌وگو با تهیه‌کننده و کارگردان «جنایت‌نامرئی» از نگاه و تحقیقات او درباره آغاز و شیوع کرونا پرسیدیم. 

نقطه شروع تصویر کردن جنایت‌نامرئی به یک اتفاق بازمی‌گردد که سال ۱۳۹۸ و روزهای آغازین همه‌گیری این ویروس در جهان رخ داد. سهیل سلیمی، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده مستند جنایت‌نامرئی در گفت‌وگو با جام‌جم ماجرا را این‌گونه روایت می‌کند: یک واقعه باعث شد ساخت این مستند برای من جدی شود. سال ۹۸ در حال ساخت مستندی بودم که سر صحنه به یک کتابفروشی سر زدیم. آنجا اتفاقی کتاب اخبار اثر آلن دوباتن را تهیه کردم. همین‌طور که ورق می‌زدم دیدم در آن به آمدن یک پاندمی که ویروس‌اش از طریق خفاش انتقال پیدا می‌کند اشاره شده است. این کتاب سال ۲۰۱۴ نوشته شده است. همین موضوع سبب شد به فکر تولید یک فیلم دراین‌باره بیفتم. روایت هم از نگاه من به‌عنوان سازنده مستند آغاز می‌شود اما صدایم در مستند شنیده نمی‌شود و منوچهر زنده‌دل راوی جنایت‌نامرئی است.
   
 شروع یک شک

سلیمی بیان می‌کند که برای تحقیقات و پژوهش درباره موضوع این مستند حدود سه سال زمان صرف کرده است. او ادامه می‌‌دهد: از همان ابتدای شیوع کرونا به لحاظ ذهنی درگیر این موضوع شدم. با توجه به این‌که از گذشته هم درباره مسائل مربوط به سلاح‌های بیولوژیک و شیمیایی مثلا سلاح‌های شیمیایی که در جنگ توسط رژیم بعث عراق علیه‌مان استفاده شد آشنایی داشتم و مستندهایی کار کرده بودم، آمادگی ذهنی داشتم که از کنار چنین اتفافی ساده نگذرم. وقتی کرونا پخش شد، حتی قبل از این‌که در ایران شیوع پیدا کند، تحقیقاتم را دراین‌باره شروع کردم. اول درباره این‌که چه بیماری‌ای است، نامش به چه معناست و به چه شکلی روی بدن تاثیر می‌گذارد. با پایان پاندمی در جهان تحقیقات‌مان گسترده‌تر شد. روند مطالعات به‌صورت کتابخانه‌ای، مطالعه رسانه‌های جدید و گفت‌وگو با کارشناسان این حوزه ادامه پیدا کرد. 

   
 پشت‌پرده جنایت بزرگ

با توجه به پررنگ بودن وجه علمی مستند و موضوعات سختی که در جنایت‌نامرئی به آن پرداخته می‌شود از سلیمی می‌پرسیم از چه راه‌هایی برای جذب عموم مخاطبان استفاده کرده است که او پاسخ می‌دهد: با این‌که جنایت‌نامرئی مستند علمی است، به مسائل پیچیده‌ای اشاره می‌کند و طیف مطالب علمی که در حوزه اقتصاد، سیاست، بیماری‌ها، سلاح‌های بیولوژیک، تکنولوژی‌های نوین، پروژه‌های محرمانه و ... در آن مطرح می‌شود گسترده است ولی عام‌فهم و دارای جذابیت‌بصری است. مخاطبی که اثر را می‌بیند احساس نمی‌کند مدام دارد به او اطلاعات علمی داده می‌‎شود. بلکه این حس به او دست می‌دهد که دارد یک اثر هنری را تماشا و در قالب فیلم اطلاعاتی را هم کسب می‌کند. 

این کارگردان می‌افزاید: یکی از مهم‌ترین کارهایی که در این فیلم انجام شده و معمولا در آثار علمی و افشاگرانه رخ نمی‌دهد این است که خط تعلیق و اوج و فرود دارد. مخاطبان را با سوالاتی مواجه می‌کند که با پیگیری فیلم به پاسخ‌شان می‌رسند. این روند مخاطب را در فضای دراماتیک قرار می‌دهد.
سلیمی در مورد انتخاب نام جنایت‌نامرئی برای این مجموعه که هم انتقالگر حس تعلیق و هم نشانی از نوع نگاهش به کرونا به‌عنوان یک جنایت دارد، توضیح می‌دهد: زمانی که به ساخت این مستند فکر می‌کردم مقوله کرونا در جهان شایع بود و کشتار عظیمی را رقم می‌زد و همچنان هم ادامه دارد اما کاملا ناپیدا بود و پشت این ماجرا کارتل‌های بزرگ دنیا، گلوبالیست‌ها و کسانی که خود را جهان‌وطن می‌نامند قرار داشتند. بخش عمده‌ای از پروژه نظم نوین جهانی درگیر این موضوع بود و به‌همین‌دلیل سعی کردیم به نامی برسیم که این نام بتواند حال‌وهوای گفته‌شده را داشته باشد. در نهایت به نام جنایت‌نامرئی رسیدیم. 
     
پیگیری کدهای تصویری

برای هر قسمت از این مستند نامی انتخاب شده است که شاید به‌صورت مشخص به موضوع هر قسمت اشاره نکند اما گویای فضای ترسیم‌شده در چند کلمه است. سلیمی در این مورد اظهار می‌کند: کسی که بخواهد کاملا با جنایت آشنا شود باید هر پنج قسمت را تماشا کند. اسامی ابتدای هر قسمت یکی از کدهای تصویری است که اشاره می‌کند این قسمت چه حرف مهمی دارد. مثلا کلیت قسمت اول با عنوان «جهان در آشوب» جهان پیش از کرونا که در آشوب به سر می‌برد را به مخاطبان معرفی می‌کند تا وارد فضایی شود که در آن جنگ جهانی بیولوژیک شروع می‌شود. درواقع عناوین به‌صورت مشخص در فیلم دنبال نمی‌شود بلکه شما با تماشای کلیت اثر به مفاهیم اشاره‌شده خواهید رسید. 


اسنادی که از دست رفت

سهیل سلیمی، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده مستند جنایت‌نامرئی در گفت‌وگو با جام‌جم برای نخستین‌بار نکاتی را درباره همکاری متخصصان ایرانی در خارج از کشور با این مجموعه و کارشکنی خارجی‌ها در مسیر دستیابی به برخی اسناد علمی بیان می‌کند. او می‌‎گوید: در طول کار دوستانی از خارج کشور با من همکاری کردند؛ دوستانی که آنجا دپارتمان‌های ضداستعماری دارند و به‌دنبال نوعی آزادی می‌گردند که آنجا پیدا نمی‌کنند و سعی دارند از زبان ما حرف‌شان را بزنند. در این زمینه به‌ویژه خانم دکتر اسکندری که استاد دانشگاه برتیش‌کلمبیا هستند، کمک‌های زیادی داشتند. گروهی از دوستان برای این مستند یک‌سری مصاحبه آماده کرده بودند که قرار بود خانم اسکندری فیلم‌ها را دریافت کند و برای ما بفرستد. درست روزی که قرار شد این فیلم‎‌ها را بفرستد پلیس کانادا به آن ساختمان می‌آید، فیلم‌ها را می‌گیرد و ضبط می‌کند. به‌همین‌خاطر بخش عمده‌ای از تحقیقات برون‌مرزی که از طریق این دوستان انجام داده بودیم از دست رفت. مثلا دینا ملک‌لود که در قسمت چهارم به مقاله ایشان اشاره شد، مجموعه مفصلی درباره واکسن کرونا و اثرات سوء آن تهیه کرده بود که همه از دست رفت و ما نتوانستیم فیلم‌ها را داشته باشیم. 


نوشین مجلسی - گروه رسانه

"جنایت نامرئی" از شبکه یک - شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت20   - 24تا28 دیماه 1401

مستند جنایت نامرئی به موضوع #نظم_نوین_جهانی و ارتباطش با #سلاح‌های_بیولوژیک و خصوصاً پاندمی #کرونا با بیش‌ از دو سال تحقیق و پژوهش، می‌پردازد که در پنج قسمت به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی #سهیل_سلیمی ساخته شده است. این مجموعه در راستای #جهادتبیین به بازنمایی و افشاگری گسترده‌ای درباره صنعت #بهداشت_و_درمان، سلاح‌های بیولوژیک، ساخت یا ارتقاء بیماری‌ها، #مافیای_علم و کنترل تولید و #سانسور #مقالات_علمی ، #سایبرنتیک ، #جنگ‌_شناختی، #اِنبیک و علوم نوین، و #جنگ_جهانی_چهارم می‌پردازد. همچنین طیف گسترده‌ای از علوم مرتبط با #کنترل_هوشمند و نوین جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد و ارتباط این موضوعات را با شرایط #اقتصاد_جهانی و #اعتراضات به فقر و موضوع #جهانی‌_سازی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. در این مستند از همراهی اساتید برجسته‌ای بهره گیری شده است که عبارتنداز: دکتر شکور امیدی، دکتر کاظم فولادی، دکتر علی‌رضا اصلانی زکریا ، دکتر مهتاب اسکندری، دکتر عاطفه عابدینی، دکتر میثم آذربخش و مهندس محمدعلی شکوهیان راد. 

عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: 

قسمت اول: جهان در آشوب 

قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول 

قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری 

قسمت چهارم: قرنِ کنترل

قسمت پنجم: جنگ جهانی چهارم.

عوامل تولید این اثر عبارتند از: راوی: منوچهر زنده دل / مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی.

 این مجموعه محصول موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی است.

هوالحکیم

باسلام به همراهان فرهیخته و گرانقدر

با توجه به اهمیت تهیه و تولید مستندهایی برای آگاهی بخشی و ارتقاء سطح سوادِ شناختی_رسانه‌ای جامعه، اینجانب موارد و سوژهای زیادی را در قالب پروژهایی منسجم و حرفه‌ای، مد نظر دارم تا در قالب محتوایی مطلوب و در شان مخاطب ایرانی به تصویر بکشم که متاسفانه به دلیل نبودِ حمایت مالی لازم همگی زمین‌گیر شده و امکان تولید نیافته‌اند. از همین رو  از تمام عزیزانی که می‌توانند با حمایت‌های خود این پروژه‌ها را یاری نمایند، جهت حمایت مالی دعوت به عمل می‌آورم. علاقمندان از طریق لینک زیر جهت دریافت اطلاعات حساب بانکی و هرگونه سوال می‌توانند در ارتباط باشند.

با نهایت سپاس

سهیل سلیمی

ارتباط:

https://eitaa.com/SOHEILSALIMI1


پخش مستند "جنایت نامرئی" از شبکه یک

پخش مستند "جنایت نامرئی" از شبکه یک - شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت20   - 24تا28 دیماه 1401

مستند جنایت نامرئی به موضوع #نظم_نوین_جهانی و ارتباطش با #سلاح‌های_بیولوژیک و خصوصاً پاندمی #کرونا با بیش‌ از دو سال تحقیق و پژوهش، می‌پردازد که در پنج قسمت به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی #سهیل_سلیمی ساخته شده است. این مجموعه در راستای #جهادتبیین به بازنمایی و افشاگری گسترده‌ای درباره صنعت #بهداشت_و_درمان، سلاح‌های بیولوژیک، ساخت یا ارتقاء بیماری‌ها، #مافیای_علم و کنترل تولید و #سانسور #مقالات_علمی ، #سایبرنتیک ، #جنگ‌_شناختی، #اِنبیک و علوم نوین، و #جنگ_جهانی_چهارم می‌پردازد. همچنین طیف گسترده‌ای از علوم مرتبط با #کنترل_هوشمند و نوین جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد و ارتباط این موضوعات را با شرایط #اقتصاد_جهانی و #اعتراضات به فقر و موضوع #جهانی‌_سازی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. در این مستند از همراهی اساتید برجسته‌ای بهره گیری شده است که عبارتنداز: دکتر شکور امیدی، دکتر کاظم فولادی، دکتر علی‌رضا اصلانی زکریا ، دکتر مهتاب اسکندری، دکتر عاطفه عابدینی، دکتر میثم آذربخش و مهندس محمدعلی شکوهیان راد. 

عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: 

قسمت اول: جهان در آشوب 

قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول 

قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری 

قسمت چهارم: قرنِ کنترل

قسمت پنجم: جنگ جهانی چهارم.

عوامل تولید این اثر عبارتند از: راوی: منوچهر زنده دل / مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی.

 این مجموعه محصول موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی است.

زمستان در راه است - هوش مصنوعی و جهانی که تغییر خواهد کرد

زمستان در راه است

هوش مصنوعی و جهانی که تغییر خواهد کرد؛ آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی و انسانی، زیر عنوانی جذاب پنهان شده‌اند

«زمستان در راه است.» این جمله سال‌هاست که تنها یک دیالوگ از یک داستان فانتزی نیست؛ استعاره‌ای است از آینده‌ای که آرام، بی‌صدا و بدون آنکه متوجه باشیم، از افق نزدیک می‌شود.

شاید ده سال دیگر، وقتی به این روزها نگاه کنیم، از خود بپرسیم چرا همه چیز این‌قدر آشکار بود اما کمتر کسی آن را جدی گرفت. درست همان‌گونه که انقلاب صنعتی، جهان کشاورزی را در سکوت دگرگون کرد، امروز نیز انقلابی در حال وقوع است؛ اما این بار نه در کارخانه‌ها، بلکه در ذهن انسان‌ها.

هوش مصنوعی با چهره‌ای دوست‌داشتنی وارد زندگی ما شده است. وعده می‌دهد سریع‌تر کار کنیم، کمتر خسته شویم، بهتر تصمیم بگیریم و حتی خلاق‌تر باشیم. شرکت‌های بزرگ فناوری آن را با واژه‌هایی چون «دستیار هوشمند»، «افزایش بهره‌وری» و «دموکراتیزه کردن دانش» معرفی می‌کنند. اما تاریخ به ما آموخته است که هر فناوری بزرگ، در کنار فرصت‌های بی‌شمار، هزینه‌هایی نیز دارد که معمولاً دیر دیده می‌شوند.

آیا ممکن است در آینده، انسان‌ها دیگر نیازی به فکر کردن نداشته باشند؟ اگر ماشین‌ها بنویسند، طراحی کنند، موسیقی بسازند، برنامه‌نویسی کنند، تشخیص پزشکی بدهند و حتی مشاوره روان‌شناسی ارائه کنند، جایگاه انسان دقیقاً کجاست؟

شاید بزرگ‌ترین خطر هوش مصنوعی، بیکار شدن میلیون‌ها نفر نباشد؛ بلکه بی‌استفاده شدن بسیاری از توانایی‌های انسانی باشد. ذهن، مانند عضله است؛ اگر از آن استفاده نکنیم، تحلیل می‌رود. نسلی را تصور کنید که دیگر برای نوشتن، تحلیل کردن، حل مسئله یا حتی فکر کردن، به خودش رجوع نمی‌کند و نخستین پاسخ را از یک ماشین می‌خواهد.

این تنها آغاز ماجراست.

هوش مصنوعی می‌تواند مرز میان واقعیت و دروغ را از بین ببرد. فردا ممکن است هیچ تصویر، صدا یا ویدیویی قابل اعتماد نباشد. حقیقت، به کالایی کمیاب تبدیل خواهد شد و اعتماد، که ستون هر جامعه سالم است، آرام‌آرام فرومی‌ریزد.

در عرصه فرهنگ نیز تغییرات عمیق‌تر از آن چیزی خواهد بود که امروز تصور می‌کنیم. وقتی الگوریتم‌ها بدانند چه کتابی بخوانیم، چه موسیقی‌ای گوش دهیم، به چه کسی رأی بدهیم، چه چیزی بخریم و حتی عاشق چه کسی شویم، آیا هنوز می‌توان از «انتخاب آزاد» سخن گفت؟ یا آزادی، تنها احساسی خواهد بود که برایمان شبیه‌سازی شده است؟

کودکانی که امروز متولد می‌شوند، احتمالاً جهانی را تجربه خواهند کرد که در آن دوست، معلم، پزشک، مشاور، نویسنده و همکارشان ممکن است انسان نباشد. اگر بخش بزرگی از روابط اجتماعی با موجوداتی شکل بگیرد که احساس واقعی ندارند اما احساس را به‌خوبی تقلید می‌کنند، تعریف خانواده، دوستی، عشق و حتی تنهایی دگرگون خواهد شد.

اقتصاد نیز از این موج در امان نمی‌ماند. ثروت بیش از گذشته در اختیار شرکت‌هایی قرار خواهد گرفت که مالک داده و مدل‌های هوش مصنوعی هستند. شکاف میان کشورهایی که این فناوری را تولید می‌کنند و کشورهایی که تنها مصرف‌کننده آن هستند، می‌تواند به اندازه شکاف میان کشورهای صنعتی و مستعمرات در قرن نوزدهم عمیق شود.

اما شاید خطرناک‌ترین اتفاق، عادی شدن همه این تغییرات باشد.

انسان موجودی سازگار است. همان‌طور که به حضور دائمی تلفن همراه عادت کرد، به تصمیم‌گیری ماشین‌ها نیز عادت خواهد کرد. روزی می‌رسد که دیگر کسی نپرسد چرا یک الگوریتم درباره استخدام، وام، درمان، آموزش یا حتی مجازات افراد تصمیم می‌گیرد؛ زیرا این وضعیت، طبیعی به نظر خواهد رسید.

این مقاله مخالفت با فناوری نیست. مخالفت با قطاری که حرکت کرده، بیهوده است. مسئله این است که آیا ما راننده این قطار خواهیم بود یا تنها مسافران خاموش آن؟

هوش مصنوعی می‌تواند بزرگ‌ترین فرصت تاریخ بشر باشد؛ همان‌قدر که می‌تواند بزرگ‌ترین آزمون تمدن انسانی نیز باشد. تفاوت این دو، نه در قدرت ماشین‌ها، بلکه در خرد انسان‌هاست.

شاید هنوز زمان باقی مانده باشد. سهیل سلیمی

رومانتیزه کردن دیکتاتوری به شیوه‌ی ساگوک

رومانتیزه کردن دیکتاتوری

سهیل سلیمی نویسنده، آهنگساز، کارگردان و تهیه کننده / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران / پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و استراتژیک فرهنگی

نگاهی به لایه‌ای پنهان در سریال های تاریخی کره‌ای

از حماسه‌ی «افسانه جومونگ» تا طوفان «امپراتور بادها» و ده ها سریال پرمخاطب دیگر، ما شیفته‌ی روایت‌هایی شده‌ایم که از شکوه امپراتوری‌های کهن سخن می‌گویند. اما اگر ذره بین نقد را بر روی این شاهکارهای تصویری بگذاریم، به نکته‌ای پنهان و تأمل برانگیز میرسیماین سریال ها، ناخواسته یا به عمد، دیکتاتوری را رومانتیزه می‌کنند.

داستان همیشه از جایی آغاز می شود که یک قهرمان، معمولاً از تبار نجات دهندگان اسطوره ای، در میان سختی ها قد می کشد. ما با او همذات پنداری می کنیم، برای پیروزی اش لحظه شماری می کنیم و سرنگونی دشمنانش را جشن می گیریم. اما در پس این پیروزی های نفسگیر، چهره ی دیگری از قدرت نیز نمایان می شود؛ مستبدی تمام عیار و دیکتاتوری بیرحم که در هیبت یک امپراتور دوست داشتنی، به خورد حافظه ی تاریخی مخاطب می‌رود.

تقدیس زر و زور و تزویر به جای میهن پرستی:

در این روایت ها، «میهن» اغلب بهانه ای است برای توجیه جاه طلبی های شخصی. شخصیت اصلی که برای «نجات کشور» قدم در راه می گذارد، در مسیر رسیدن به تخت، از هر ابزاری استفاده می کند: نیرنگ های سیاسی (تزویر)، از میان برداشتن رقبا با توسل به زور، و انباشتن ثروت (زر) برای تأمین قدرت. نکته اینجاست که این اعمال نه تنها تقبیح نمی شوند، بلکه در بستری از درام، و لحظات احساسی، موسیقی حماسی و نماهای سینمایی، به منزله «مصلحت اندیشی» و «ضرورت تاریخی» جلوه گر می شوند. بدین ترتیب، مرز باریک میان «میهن پرستی» و «جاه طلبی قدرت طلبانه» چنان در هم می آمیزد که مخاطب، بی آنکه متوجه باشد، فریب را می پذیرد و دیکتاتوری را تحسین می کند.

فیلم نامه ها به طرز استادانه ای، امپراتورها را به انسان هایی خاکی، عاشق پیشه و آسیب پذیر تبدیل می کنند. ما اشک های او را برای معشوق از دست رفته می بینیم، لبخندش را برای فرزندانش نظاره می کنیم و شوخ طبعی اش را در خلوت با نزدیکان به خاطر می سپاریم. این تکنیک روایی، تصویری دوگانه می سازد: از سویی، فرمانروایی که گاه دستور قتل عام هزاران بی گناه را صادر می کند، و از سوی دیگر، انسانی که ما دوستش داریم. این «انسانی سازی» شخصیت های مستبد، در واقع پاک سازی چهره ی تاریخی آن هاست. دستان آغشته به خون، با دستان نوازشگر پدری مهربان توجیه می شود و مخاطب را در ناخودآگاه به پذیرش این جمله می رساند که؛ برای چنین پادشاه محبوبی، این همه کشته شدن اشکالی ندارد.

قلیان تمایلات فاشیستی در مخاطب:

این نوع روایت پردازی، به تدریج نوعی علاقه ی کاذب به «سلطنت طلبی» و «قدرت متمرکز و دکتاتوری» را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. ما شیفته ی آن لحظه می شویم که قهرمان، با دستوری قاطع و نگاهی نافذ، سرنوشت یک کشور را رقم می زند. این شیفتگی به «قاطعیت» و «اقتدارگرایی»، به راحتی می تواند در دنیای واقعی به نوعی تمایل ناخودآگاه به پذیرش دیکتاتوری و فاشیسم تبدیل شود. در واقع، سریال با ارائه ی یک «دیکتاتور دوست داشتنی»، او را به آرزویی دست نیافتنی بدل می کند و مخاطب را در حسرت چنین «منجی قدرتمندی» نگه می دارد.

سفیدسویی تاریخ تاریک سلطنت برای مخاطب ایرانی:

و اینجا به نقطه ی حساس برخورد این روایت با حافظه ی تاریخی مخاطب ایرانی می رسیم. جامعه ای که هنوز زخم عمیق سیاه ترین صفحات استبداد ۳۰۰ ساله ی اخیر خود - از قتل عام های دوره قاجار تا دیکتاتوری خونبار پهلوی - را به یاد دارد، به طرز ویژه ای در برابر این رومانتیزه سازی آسیب پذیر است. وقتی این سریال ها، پادشاهانی را که برای مطامع شخصی دست به جنایت می زنند، به قهرمانانی محبوب تبدیل می کنند، ناخواسته در حال بازنویسی یک معادله ی تاریخی هستند: «استبداد می تواند زیبا باشد، دیکتاتورها را دوست بدارید.» این پیام، برای ما ایرانیان که بهای سنگین اتکا به «سلطنت» را پرداخته ایم، نه فقط گمراه کننده، که بسیار خطرناک است. این سفیدسویی، خاطره ی جمعی ما از ظلم و فرومایگی سلطنت را کمرنگ کرده و ناخودآگاه، الگویی از قدرت را در برابر چشمان ما می گذارد که با تجربه ی زیسته‌ی ما در تضادی آشکار است.

درام های تاریخی کره‌ای که در کره به ساگوک شُهره هستند، بدون شک آثار هنری ارزشمندی با بازی های درخشان و کارگردانی چشمنوازی هستند. اما نباید فراموش کرد که هنر، همواره حامل ایدئولوژی است. رومانتیزه کردن قدرت مطلقه، چه در لباس امپراتوران کره‌ای و چه در هر پوشش دیگری، در نهایت به توجیه خشونت و تقدیس استبداد می انجامد. نگاه نقادانه به این آثار، نه از سر تعصب، که از سر بیداری تاریخی و مسئولیت اخلاقی است. تماشای این سریال‌ها می تواند لذت بخش باشد، به شرط آن که چشم مان را بر روی پیام های پنهان آن نبندیم و همواره این پرسش را از خود بپرسیمبهای این تخت زرین، چند قطره اشک و جان چند انسان بوده است؟

اولین تیزر رسمی از مجموعه مستند " جنایت نامرئی " منتشر شد

برای تماشای اولین تیزر رسمی از مجموعه مستند " جنایت نامرئی " روی تصویر زیر کلیک کنید:

 مستند جنایت نامرئی به موضوع #نظم_نوین_جهانی و ارتباطش با #سلاح‌های_بیولوژیک و خصوصاً پاندمی #کرونا با بیش‌ از دو سال تحقیق و پژوهش، می‌پردازد که در پنج قسمت به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی #سهیل_سلیمی ساخته شده است. این مجموعه در راستای #جهادتبیین به بازنمایی و افشاگری گسترده‌ای درباره صنعت #بهداشت_و_درمان، سلاح‌های بیولوژیک، ساخت یا ارتقاء بیماری‌ها، #مافیای_علم و کنترل تولید و #سانسور #مقالات_علمی ، #سایبرنتیک ، #جنگ‌_شناختی، #اِنبیک و علوم نوین، و #جنگ_جهانی_چهارم می‌پردازد. همچنین طیف گسترده‌ای از علوم مرتبط با #کنترل_هوشمند و نوین جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد و ارتباط این موضوعات را با شرایط #اقتصاد_جهانی و #اعتراضات به فقر و موضوع #جهانی‌_سازی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. در این مستند از همراهی اساتید برجسته‌ای بهره گیری شده است که عبارتنداز: دکتر شکور امیدی، دکتر کاظم فولادی، دکتر علی‌رضا اصلانی زکریا ، دکتر مهتاب اسکندری، دکتر عاطفه عابدینی، دکتر میثم آذربخش و مهندس محمدعلی شکوهیان راد. 

عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: 

قسمت اول: جهان در آشوب 

قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول 

قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری 

قسمت چهارم: قرنِ کنترل

قسمت پنجم: جنگ جهانی چهارم.

عوامل تولید این اثر عبارتند از: راوی: منوچهر زنده دل / مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی.

 این مجموعه محصول موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی است.

فقدان دکترین فرهنگی کشور را در معرض خطر و تهدید امنیتی قرار می دهد

سلیمی: فقدان دکترین فرهنگی کشور را در معرض خطر و تهدید امنیتی قرار می دهد

سهیل سلیمی

سینماپرس: سهیل سلیمی کارگردان سینما همزمان با سالروز تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی و دستور صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور گفت: شورای عالی انقلاب فرهنگی عالی ترین شورای فرهنگی کشور است و از این رو باید نگاه کلان و دکترین در تمامی حوزه های فرهنگی و هنری کشور داشته باشد اما متأسفانه برخی سهل انگاری ها باعث شده این شورا کارکرد اصلی اش را فراموش کند؛ بنده معتقدم فقدان دکترین فرهنگی کشور را در معرض خطر و تهدید امنیتی قرار می دهد و این وظیفه شورای عالی انقلاب فرهنگی است که در این اوضاع خطیر تدبیر جدی داشته باشد.

کارگردان فیلم سینمایی «فرشتگان قصاب» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: ما در تمامی حوزه های فرهنگی و هنری کشور نیازمند تدبیر جدی از سمت شورای عالی انقلاب فرهنگی هستیم اما در این میان برخی بخش ها مانند سینما وضعیت شان نسبت به بخش های دیگر وخیم تر است.

وی در همین راستا ادامه داد: سینما همانند فضای مجازی ولنگار است و باندهای مافیایی برای آن تصمیم گیری می کنند! متأسفانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در تمامی سال هایی که از عمرش می گذرد هیچ تأثیر چشمگیری در سینما نداشته و همین مسأله باعث انحراف جدی سینمای کشور شده است.

سلیمی سپس با بیان اینکه ابتدا باید این دکترین فرهنگی و سپس در ذیل آن دکترین سینما تعریف شود تصریح کرد: متولیان سینما باید از سمت شورای عالی انقلاب فرهنگی و بر اساس دکترین تعریف شده برای سینمای کشور انتخاب شوند تا شاید از این طریق بتوان مانع از حضور افراد کارنابلد و ناآگاه در رأس سینمای کشور شد.

این سینماگر در پاسخ به این سوأل که به عقیده شما دلیل کم کاری اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی چیست متذکر شد: اعضای شورا در طول این سال ها تکنیکال با موضوعات برخورد کردند و حتی استراتژی ابتدایی هم برای مسائل و حوزه های مختلف نداشتند.

وی در پایان افزود: نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان صدا و سیما و... همگی باید تحت نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی اداره شده و قوام پیدا کنند اما متأسفانه آنچه ما شاهدیم این است که متولیان این نهادها هریک برای خودشان تصمیم می گیرند و بنا به سلیقه خود رفتار می کنند و آنقدر برنامه های شان ضعیف و سطح پایین است که حتی با تعویض مدیران کلیت برنامه های آن نهاد به هم می ریزد! این ها نکات اساسی است که باید نسبت به آن دقت جدی شود و تدبیری اندیشه شود تا از این عملکرد غلط فاصله بگیریم.

لینک مصاحبه در سینماپرس:

cinemapress

جنایت نامرئی

مستند جنایت نامرئی  بزودی!!!!!!!!!

نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: سهیل سلیمی

مستند جنایت نامرئی  که به موضوع نظم نوین جهانی و ارتباطش با سلاح‌های بیولوژیک و خصوصاً پاندمی کووید19 می‌پردازد در چهار قسمت به نویسندگی و کارگردانی سهیل سلیمی ساخته شده است. این مجموعه در راستای جهاد تبیین به بازنمایی و افشاگری گسترده‌ای درباره صنعت بهداشت و درمان، سلاح‌های بیولوژیک، ساخت یا ارتقاء بیماری‌ها، توازن جمعیت، پاندمی کرونا، مافیای علم و کنترل تولید و سانسور مقالات علمی، سایبرنتیک، جنگ‌های شناختی، اِنبیک و علوم نوین، و جنگ جهانی چهارم می‌پردازد. این مجموعه طیف گسترده‌ای از علوم مرتبط با کنترل هوشمند و نوین جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد و ارتباط این موضوعات را با شرایط اقتصاد جهانی و اعتراضات بین المللی به فقر گسترده و موضوع جهانی‌سازی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. در این مستند از همراهی اساتید بزرگ و صاحب نامی بهره گیری شده است که عبارتنداز: دکتر شکور امیدی، دکتر کاظم فولادی، دکتر علی‌رضا اصلانی ذکریا ، دکتر مهتاب اسکندری، دکتر عاطفه عابدینی و مهندس محمدعلی شکوهیان راد.

عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: 

قسمت اول: جهان در آشوب 

قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول 

قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری 

قسمت چهارم: جنگ جهانی چهارم.

عوامل تولید این اثر عبارتند از: راوی: منوچهر زنده دل / مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی.

این مجموعه محصول موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی می باشد.


سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران

https://soheilsalimi.blogsky.com

عکس‌های پشت صحنه‌ی مجموعه مستند جنایت نامرئی Invisible Crime BTS_Pictures

عکس‌های پشت صحنه‌ی مجموعه مستند: جنایت نامرئی      نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: سهیل سلیمی
  I N V I S I B E L    C R I M E
Writer, Director & Producer : SOHEIL SALIMI     BTS_Pictures

زمستان در راه است | وقتی هوش مصنوعی جهان را ببلعد

زمستان در راه است | وقتی هوش مصنوعی جهان را ببلعد

نویسنده: [سهیل سلیمی] – پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی و استراتژی فرهنگی، نویسنده، آهنگساز، کارگردان و تهیه‌کننده

در جهانی که هنوز سایه هوش مصنوعی بر زندگی روزمره نیفتاده، اما زمزمه‌های آن در گوشه و کنار شنیده می‌شود، باید هشدار داد: زمستان در راه است. نه آن زمستان سرد شمالی که برف و یخ می‌آورد، بلکه زمستانی دیجیتال که هوش مصنوعی – این اژدهای خفته در آزمایشگاه‌های سیلیکون ولی و مراکز تحقیقاتی پکن – آماده بلعیدن جهان ماست. هوش مصنوعی که امروز تنها در ابزارهای ساده‌ای مانند دستیاران صوتی یا الگوریتم‌های توصیه‌گر ظاهر شده، در چند سال آینده چنان فراگیر خواهد شد که ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ما را از ریشه دگرگون کند. اما این دگرگونی، برخلاف وعده‌های خوش‌بینانه غول‌های فناوری، بیشتر به یک فاجعه شباهت خواهد داشت تا به رستگاری.

سایبرنتیک و کنترل: هوش مصنوعی به مثابه یک سیستم بسته

از منظر سایبرنتیک – هوش مصنوعی چیزی نیست جز یک سیستم خودتنظیم که داده‌ها را می‌بلعد و رفتارها را پیش‌بینی می‌کند. اما این سیستم، برخلاف سیستم‌های طبیعی، توسط شرکت‌های بزرگ طراحی شده تا سودآوری را حداکثر کند. نظریه‌پردازان سایبرنتیک مانند نوربرت وینر از دهه ۱۹۴۰ هشدار می‌دادند که سیستم‌های کنترل ماشینی می‌توانند به ابزارهای سلطه تبدیل شوند، و کم مانده تا هوش مصنوعی این هشدار را به واقعیت تبدیل کرده است. فناوری‌های دیجیتال، از جمله هوش مصنوعی، رفتارهای انسانی را به کالایی تبدیل می‌کنند که بدون رضایت ما استخراج و فروخته می‌شود. تصور کنید چند سال دیگر، وقتی هوش مصنوعی در همه جا نفوذ کرده: الگوریتم‌هایی که نه تنها خریدهای شما را پیش‌بینی می‌کنند، بلکه افکار، احساسات و حتی تصمیمات سیاسی‌تان را شکل می‌دهند. جایی که به قول فیلم  Aiاستیون اسپیلبرگ ، AI  به عنوان یک سیستم کنترل خودکار، حریم خصوصی و اراده انسانی را نابود می‌کند.

هوش مصنوعی نه تنها ابزار کنترل، بلکه یک نیروی فرهنگی ویرانگر است. امروز، ما هنوز می‌توانیم محتوای فرهنگی خود را – موسیقی، فیلم، ادبیات – با دستان انسانی خلق کنیم. اما چند سال دیگر، وقتی هوش مصنوعی آهنگسازان را جایگزین کند (و من به عنوان آهنگساز می‌دانم که خلاقیت ماشینی چقدر سطحی است)، یا کارگردانان را با الگوریتم‌های تولید فیلم، چه بر سر هویت فرهنگی ما خواهد آمد؟ هوش مصنوعی جهان را نمی‌سازد؛ آن را می‌بلعد. فرهنگ‌ها را یکسان‌سازی می‌کند، تنوع را از بین می‌برد و تنها آنچه سودآور است را باقی می‌گذارد: "راه‌حل‌های تکنولوژیک" مشکلات اجتماعی را حل نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را عمیق‌تر می‌کنند.

امروز کارخانه‌های هوشمند یا خودروهای خودران، آزمایش می‌شوند، و چند سال دیگر میلیون‌ها شغل را خواهند بلعید. از رانندگان تا نویسندگان، از پزشکان تا هنرمندان – همه در معرض خطر هستند. گزارش‌های اخیر پیش‌بینی می‌کنند که تا سال ۲۰۲۵، AI  می‌تواند تا دو میلیون شغل در بخش تولید را جابه‌جا کند، و تا ۲۰۳۰، ۹۲ میلیون شغل دیگر را تحت تأثیر قرار دهد، در حالی که ایجاد شغل‌های جدید نمی‌تواند این خسارت را جبران کند.

بظر من تا حوالی سالهای 2030-۲۰۲۵، هوش مصنوعی نه تنها اقتصاد را ببلعد، بلکه حریم خصوصی را نیز نابود کند. سیستم‌های سایبرنتیکی، بر پایه داده‌های عظیم کار می‌کنند. تصور کنید جهانی که هر حرکت شما – از جستجوهای اینترنتی تا مکالمات روزمره – توسط هوش مصنوعی تحلیل شود تا تبلیغات یا حتی کنترل اجتماعی و مالی اعمال گردد. این، همان  آخرالزمان تکنولوژیک است، جایی که انسان‌ها نه شهروندان، بلکه داده‌های خام برای تغذیه ماشین‌ها هستند.

هوش مصنوعی اخبار جعلی را نه تنها تولید، بلکه توزیع خواهد کرد، به گونه‌ای که تشخیص واقعیت از خیال غیرممکن شود. در استراتژی‌های فرهنگی، این به معنای از دست رفتن اعتماد اجتماعی است. پیش‌بینی می‌کنم که هوش مصنوعی خلاقیت را استانداردسازی کند: موسیقی‌هایی که الگوریتم‌ها می‌سازند، فیلم‌هایی که ماشین‌ها کارگردانی می‌کنند، همه شبیه به هم و خالی از عمق فرهنگی.

منتقدان فرهنگی هشدار می‌دهند که AI نه تنها خلاقیت انسانی را تهدید می‌کند، بلکه با تولید محتوای ماشینی، ارزش هنری را تنزل می‌دهد و به "دوگانگی خلاقانه" منجر می‌شود – جایی که هنرمندان بین پذیرش AI و حفظ اصالت گیر می‌افتند. این، زمستانی است که فرهنگ‌های محلی را منجمد می‌کند و تنها فرهنگ غالب سیلیکون ولی را باقی می‌گذارد.

زمستان در راه است، اما هنوز فرصت داریم. هوش مصنوعی، اگر کنترل نشود، جهان را خواهد بلعید – اقتصاد را، فرهنگ را، حتی انسانیت را. سیاست‌گذاران، پژوهشگران و شهروندان باید حالا اقدام کنند: قوانین برای حفاظت از داده‌ها، سرمایه‌گذاری در آموزش انسانی و سواد رسانه‌ای، و استراتژی‌هایی فرهنگی که ماشین را خدمتگزار انسان نگه دارد، نه ارباب انسان. اگر امروز سکوت کنیم، چند سال دیگر در جهانی بیدار خواهیم شد که هوش مصنوعی همه چیز را بلعیده – و ما تنها خرده‌ریزهای باقی‌مانده‌ایم.

سهیل سلیمی

آیا جنگ دوم جهانی را انگلیس شروع کرد؟ قسمت پایانی: تفرقه بیانداز و حکومت کن!

آیا جنگ دوم جهانی را انگلیس شروع کرد؟

قسمت هفتم: تفرقه بیانداز و حکومت کن!

نویسنده: سهیل سلیمی

در قریب به پانزده سال گذشته، تمدن غرب با انواع حربه‌های سیاسی و اجتماعی و نظامی، روسیه را در منگنه‌ی جنگ با کشورهای همسایه‌ غربی گذاشت، تا با استفاده از مهره‌های دست‌آموز و سیاستمدارنِ وابسته و سرمایه‌های اجتماعی که از طریق انقلاب‌های رنگی در این کشورها جمع آوری کرده بودند، روسیه را به زانو در‌آورند و متعاقباً چین و ایران را هم از صفحه شطرنج معادلات‌شان حذف کنند و به منابع سرشار این سه تمدنِ باستانی دست یابند. هرچند روسیه در نهایت مجبور شد برای حفظ تمامیت عرضی خود وارد جنگ با اُکراین شود اما هوشمندی روسیه در دامن نزدن به دومینوی جنگی که آلمان را به نابودی کشاند، از هوشمندی و آینده نگری پوتین نشات می‌گرفت تا ضمن کشیدن ترمز نفوذ ناتو به مرزهای اُکراین، از ورود به مخاصمه بزرگ هم پرهیز کند و شرایط را در حالتی از خلسه وار از نه جنگ تمام عیار و نه صلح بدون تامین منافع روسیه نگه‌ دارد. هر چند پیش بینی این استراتژی موفق، در بلند مدت کار دشواری‌ست اما تحمیل هزینه‌های گزاف به تمدن غرب برای سرپا نگه داشتن اُکراین و رئیس جمهور کُمدینش، خود توفیقی بزرگ و راهبردی موثر برای پوتین بوده است، که اگر روسیه قدرت رسانه‌ای خوبی برای خود در جهان ایجاد کرده بود می‌توانست به ایجاد شورش در کشورهای غربی منجر شود که با وجود فقر گسترده در کشور خود میلیاردها دلار خرج جنگ اُکراین می‌کنند.

تاریخ نشان می‌دهد غرب تنها زمانی وارد یک جنگ تمام عیار می‌شود که یا فقر گسترده آن را فرا گرفته یا ثروتِ باد آورده‌ی زیادی به سرزمین‌هایشان سرازیر شده باشد. امروز به اعتبار آمارهای اقتصاد جهانی و آمارهای اقتصادی کشورهای غربی، و اطلاعات میدانی، تمدن غرب دوران ورشکستگی‌اش شروع شده و باز نیاز به شروع جنگ‌های بزرگ و بی پایان دارد. و به گفته‌ی "کلاوس شو آپ" رئیس اجلاس اقتصاد جهانی در کتابِ "نوآغاز بزرگ یا باز نشانی بزرگ"، جنگ را‌ه‌حلی است برای عبور از رکود اقتصادی برآمده از شیوع ویروس کرونا که در مستندِ "جنایت نامرئی" مفصل به آن پرداخته‌ام. اما بی‌تردید آنچه در طول صد سال گذشته تمدن آنگلوساکسون‌ها را موفق کرده تا بر اسب استعمار سوار باشند و بتوانند هرطور می‌خواهند بتازند، توان عملیاتی آنها برای کنترل افکار عمومی و تسخیر قلب‌ها و مغزها در جهت منافع آلوده‌شان بوده است. هرچند ابزار این توانمندی بسته به میزانِ پیشرفت تکنولوژی تغییر می‌کند، و از روزنامه رو رادیو به ماهواره و گوشی‌های هوشمند تغییر یافته است، اما اصول تکراری آن ثابت است و تغییر چندانی نکرده است؛ "تفرقه بیانداز و حکومت کن!"    پایان


سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران

https://soheilsalimi.blogsky.com

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟ قسمت ششم : جنگ‌های ترکیبی، راه‌حلی برای تمام فصول نویسنده : سهیل سلیمی

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟

قسمت ششم : جنگ‌های ترکیبی، راه‌حلی برای تمام فصول

نویسنده : سهیل سلیمی

جنگ‌های امروز هم مانند جنگ‌های مُدرن صد سال گذشته‌، جنگی همه جانبه است. اما عنوان همه جانبه، امروزه هیبریدی یا ترکیبی نامیده می‌شود. استفاده همزمان از آسیب‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای، اجتماعی و نظامی همواره وجود داشته و وجود خواهد داشت، حتی استفاده از بیماری‌ها در جنگ‌ها هم قدمتی تاریخی دارد، اما نداشتن حافظه تاریخی در میان ملت‌ها باعث می‌شود که هر بار غافلگیری جدیدی رخ دهد. علت آنکه بسیاری از غرب زده‌ها از بازگویی جنایت‌های غرب برای نسل‌های جدید واهمه دارند و به شدت با آن مخالفت و مقابله می‌کنند همین است که اگر امروز نشد برای ده سال دیگر نسلی تربیت کنند که از سر نا‌آگاهی تن به بازیی بدهد که برای نابودی خودش طراحی شده است، نسل نا آگاه، نسلی ساده لوح و نسلی که دشمن را با بزکِ نفوذی‌ها و رسانه‌های دشمن زیبا و قابل اعتماد می‌بیند. درست مانند همان‌هایی که وقتی هیتلر شروع به روشن کردن آتشِ جنگ جهانی دوم می‌کرد در مرزهای کشورهایشان به استقبال ارتش آلمان رفتند، یا عراقی‌هایی که وقتی آمریکایی وارد بغداد می‌شدند به دلیل آنچه نجات از دست صدام ‌می‌پنداشتند برای سربازان آمریکایی گوسفند قربانی می‌کردند و چند سال بعد وقتی نتیجه حضور آمریکایی‌ها شد کشتار قریب به پنج میلون کودک و نوجوان و زنان بی‌گناه، فهمیدند که چه بلایی به سرشان آمده، آنهم وقتی که صبح تا شب و تمام روزهای سال سرمایه‌ی کشورشان توسط آمریکایی غارت می‌شود و برای تسلای خاطر برایشان شورلت و دوج و تویوتا می‌فرستد، که خیال کنند وسط دنیایی که برای یک بیماری ساده باید تا ترکیه یا ایران سفر کنند، خُب، ماشین خوب سوار می‌شوند! اما نکته‌ای که نباید از آن غافل شد است این است که این جنگ‌های ترکیبی، یک آسیب ماندگار از طریق جنگ نرم دشمن در قربانی ایجاد می‌کند که در لایه‌های مختلف جامعه تاثیری ماندگار دارد. این آسیب به آسیب شناختی معروف است و از آن به جنگ شناختی یاد می‌شود. در کوتاهترین جمله بندی ممکن جنگ شناختی در واقع میزان تغییر شناخت قربانی را نسبت به جهانی که تا قبل از تهاجم شناختی، می‌شناخته شامل می‌شود. هر چند تفکیک میان جنگ نرم و جنگ شناختی پیچیده است، اما شاید به لحاظ ابزار، ابزارهای نوینِ اینترنت‌پایه مانند اپلیکیشن‌های گوشی‌های همراه را در نسبت به سریال‌ها و فیلم‌ها که در جنگ نرم پُر رنگ‌تر عمل می‌کردند، نقطه‌ی افتراق قابل تشخیصی دانست. که در جنگ ترکیبی نوین بسیار از آنها بهره‌برداری می‌شود. البته باز باید تاکید کنم که از نظر بنده هیچکدام از اقدامات دشمن چیز جدیدی نیست و در راستای همان استراتژی قدیمی که در قسمت اول و دیگر قسمت‌ها به شرح آن پرداختم، در هر دوره‌ای دشمن ، ابزارهای نو ظهور را به کار می‌گیرد. برای مثال دستکاری اطلاعات، حجیم‌سازی اطلاعات، ارائه اطلاعات غلط، تغییر تاثیرات روانشناختی اطلاعات، چینش و مدیریت اولولیت در اطلاعات و در نهایت کنترل در مبدا تولید، در نحوه و مسیر اطلاعات، و بهره‌برداری از اطلاعات همواره‌ی تاریخ با ابزارهای گوناگون و برای سطوح مختلف جامعه رخ می‌داده اما این، ابزارِ مدیریت این فرایند بوده، که همواره تغییر کرده است. سهیل سلیمی

آیا جنگ دوم جهانی را انگلیس شروع کرد؟ قسمت پنجم: سَدی بنام سید علی خامنه‌ای (مدظله و العالی) نویسنده: سهیل سلیمی

آیا جنگ دوم جهانی را انگلیس شروع کرد؟

قسمت پنجم: سَدی بنام سید علی خامنه‌ای (مدظله و العالی)

نویسنده: سهیل سلیمی

استراتژیِ که دو جنگ جهانی را به نفع تمدن غرب تمام کرده بود، ناکارآمد شد.

جمهوری اسلامی ایران که در طول بیش از چهل سال گذشته بیشترین و موثرترین تقابل را با تمدن غرب و دقیقا با تمدن آنگلوساکسون‌ها داشته، بارها از همین روش مورد تهدید قرار گرفته، یعنی تحریک کشورهای همسایه به ورود به جنگی فرسایشی برای تضعیف قدرتِ ایران و ورود به جنگی که تامین کننده منافع تمدن غرب باشد. اما ایران بعد از غافل‌گیری در مواجه با حمله‌ی رژیم بعث عراق و دفاع مقدس‌ که هشت سال به طول انجامید با نوعی سیاست اقتدار آفرین از حیث نظامی توانست به سطحی از قابلیت دفاعی برسد که بتواند در مواجه با تهدیدها و شیطنت‌ها بجای ورود به یک جنگ تمام عیار، با صبرِ استراتژیک و مبارزه‌ی فرهنگی و دیپلماتیک، دشمن را پشت مرزهای خود نگهدارد. هیچ کشوری در مرزهای ایران نیست که با هدایت آنگلوساکسون‌ها هوس جنگ با ایران به سرش نزده باشد، از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب بهانه‌هایی ساخته شد و حتی بارها لشکرکشی‌هایی تا لب مرزها انجام شد اما در نهایت با برگزاری یک مانور اقتدار آفرین دیگر جلوی جنگی فرسایشی گرفته شد.

جمهوری اسلامی ایران با هدایت مقام معظم رهبری مدظله العالی با تبدیل تهدید به فرصت توانست از این فرصت برای بهبود یا حتی در برخی موارد به تقویت روابطش با همسایگان بپردازد. استراتژی مقام معظم رهبری این بود که  بجای ورود به درگیری با همسایگان، همواره نوک پیکان جنگ را به سمت مبدا آن یعنی رژیم صهیونسیتی، اروپا و آمریکا بچرخاند و با بر ملا ساختن نقشه‌های تمدن غرب همسایه‌ها را هم تا حد امکان آگاه سازد، که دچار خطای محاسباتی نشوند و در دام نقشه‌های تمدن غرب نیوفتند و آنقدر این استراتژی را دقیق و حساب ‌شده انجام داده که عملا استراتژیِ که دو جنگ جهانی را به نفع تمدن غرب تمام کرده بود، ناکارآمد شده و به نتیجه دلخواه تمدن غرب منتج نشده است.

آنها در جنگ دوم جهانی به خواسته‌های خودشان رسیدند و در دوران جنگ سرد که به آن "جنگ سوم جهانی" هم می‌گویند، باعث فروپاشی "اتحاد جماهیر شوروی" شدند. برای قریب به پنجاه سال با دوشیدن کشورهای زمین خورده در این دو جنگ به حیات خباثت بار خود ادامه دادند و امروز در آستانه‌ی فروپاشی جدیدی، خیلی دوست دارند تا ایران را وارد جنگی فرسایشی با یکی از دست نشانده‌هایشان در غرب آسیا یا بقول غربی‌ها خاورمیانه بکنند. بگذریم از اینکه خود عنوان خاورمیانه را هم آنها از روی دشمنی و روحیه‌ی استعماری‌شان به منطقه‌ی غرب آسیا، چسباندند، و حتی اولین کسی هم که در آسیا به مقابله با این عنوان اشتباه برآمد، رهبری آینده‌نگر ایران امام خامنه‌ای بود، اما تمام داشته‌ی تمدن غرب و در واقع تمام توان استراتژیک غرب همین خباثتِ بی‌رحمانه است که مکرر در مکرر، باز طراحی و استفاده می‌شود.

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟ قسمت چهارم : از کرواسی تا اکراین

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟    

قسمت چهارم : از کرواسی تا اکراین

نویسنده: سهیل سلیمی

جنگ اُکراین نمونه‌ی کاملا مدرن این استراتژی سیاه است که تمدن آنگلوساکسون‌ها برای چندمین بار به آن دامن زده است. با فرسایشی شدن جنگ اکراین اولین آسیب‌ها متوجه اتحادیه اروپا شده و شاید بتوان گفت ضربه‌ای که اتحادیه اروپا از جنگ روسیه و اکراین خورده، این دو کشور خود متحمل نشده‌اند یا در حالت خوشبینانه هم سطح بوده.

شروع جنگ اُکراین خیلی قبل‌تر کلید خورد، شروع جنگ اکراین در واقع زمانی کلید خورد که انگلستان اتحادیه اروپا را بدون آنکه هرگز به صورت واقعی عضو آن باشد ترک کرد. در واقع اتحادیه اروپا طراحی انگلیسی‌ها بود تا اقتصاد اروپا را به طور کامل تحت سیطره‌ی خود درآورند و گواه این مطلب یکسان‌سازی واحد پول یورو برای تمام کشورهای اروپایی و نابودی پول ملی آن کشورها بود، آن هم در حالی که خود انگلستان هرگز پوند انگلیس را حذف یا تضعیف نکرد و زمانی که باج‌گیری‌های اقتصادیش از اتحادیه اروپا به دلیل ضعف اقتصادی در کشورهای اروپایی تمام شد، آن را ترک کرد!

امروز اروپای مستاصل از نبود انرژی ارزان روسیه، دست گدایی به سمت آمریکایی‌ها گرفته است که فرمان‌بُردار بی چون و چرای انگلستان است، و در واقع واشنگتن از لندن کنترل می‌شود. که گواه این مطلب هم ارائه و ذخیره کلیه اطلاعات جمع‌آوری شده توسط سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در جی‌سی‌اِچ‌کیو انگلستان است. حال آنکه روند معکوس آن وجود ندارد. با دانستن این موضوع که این میزان از اطلاعات تریلیون‌ها پوند ارزش دارد، پس در واقع سیستم سیاسی و اطلاعاتی آمریکا برای انگلستان کار می‌کند که رایگان آن را تحویل انگلیس می‌دهد و طبعا و متعاقب آن اقتصاد و سیستم نظامی‌ آمریکا هم در خدمت انگلستان است. هر چند دلایل بیشماری برای این ادعا وجود دارد اما در این نوشته به همین یک مورد اکتفا می‌کنم تا به موضوع مهم و اصلی این مقاله برسم.

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟ قسمت سوم : جنگ جهانی چهارم

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟

قسمت سوم : جنگ جهانی چهارم

نویسنده: سهیل سلیمی

بعد از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد که "الکساندر دومارانش" رئیس سرویس اطلاعاتی فرانسه، آن‌ را "جنگ جهانی سوم" نامید، همین سیاست علیه کشورهای دیگر و خصوصا کشورهای خاورمیانه هم کلید خورد. در واقع ایجاد رژیم جعلی اسرائیل برای تحقق همین هدف بود، ایجاد یک ناامنی پایدار و مستمر، برای چالشی پایدار و مستمر علیه کشورهای خاورمیانه، و البته تحقق نابودیِ هدفی مهم به نام اسلام، هدفی که یا باید نابود می‌شد و یا به کلی ناکارآمد. تمدنِ غرب با شناختی که در طول صدها سال استعمار از منطقه غرب آسیا به دست آورده بود راه نفوذ و آغاز استعماری نو را در نابود کردن اسلام و خصوصا تشیع می‌دانست که "الکساندر دومارانش" در کتاب "جنگ جهانی چهارم" به تفصیل به شرح استراتژی نابودی تشیُع پرداخته است. زیرا او معتقد بود که تشیع با محوریت ایران به زودی از مرزهای غربی چین تا شمال آفریقا را به کنترل ایدئولوژیک خود در خواهد آورد و تمدن غرب را به چالش خواهد کشید. او این مقطع را "جنگ جهانی چهارم" نامید و به رئیس جمهور آمریکا "ریگان" گفت که باید دست از جنگ شرق و غرب بردارد و جنگ نوین، یعنی جنگ شمال و جنوب را آغاز کند، جنگِ میان تمدن غرب با اسلام.

مهمترین استراتژی‌ که برای تحقق این هدف طراحی شده بود؛ ایجاد جنگ میان کشورها و گرفتن پُز حمایت از یک طرف جنگ، و بعد دوشیدن هر دو سوی نبرد از طریق فروش سلاح و گرفتن دارایی‌هایشان برای ارائه کالاهای اساسی و حتی دارو و ملزومات اولیه زندگی بود!

در این استراتژی با ایجاد جنگ میان کشورها دو هدف محقق می‌شود. اول؛ کشور ضعیف، یا کشور مورد حمله، از نیازهای کوچک گرفته تا ساختارهای عظیم اقتصادی و... محتاج کمکِ همان‌ها می‌شوند که طراح جنگ بوده‌اند و دوم؛ کشور قدرتمند یا کشور مهاجم، که در روندی اصطکاکی و فرساینده عناصر و موئلفه‌های قدرتش را از دست می‌دهد و سر آخر محتاج همان‌ها می‌شود.

بعد از جنگ جهانی دوم هر دو سوی جنگ، محتاج و تحت فرمانِ انگلستان و آمریکا بودند. برای آمریکا و انگلستان اصلا مهم نبوده و نیست که جنگ را کدام سمت شروع کند، یا کدام سمت ماجرا، پیروز میدان باشد، نفس وجود جنگ مهم است. پس تا جایی که بتوانند با ایجاد تفرقه میان کشورها این مهم را محقق می‌کنند. البته در دوران جنگ جهانی سوم و بعد جنگ جهانی چهارم سعی کردند تا جای ممکن جنگ‌ها را از مرزهای خود دور نگه دارند.

مجموعه‌ی مستندِ " جنایتِ نامرئی " نویسنده، کارگردان و تهیه کننده سهیل سلیمی

مستند جنایت نامرئی  بزودی!!!!!!!!!

نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: سهیل سلیمی

مستند جنایت نامرئی  که به موضوع نظم نوین جهانی و ارتباطش با سلاح‌های بیولوژیک و خصوصاً پاندمی کووید19 می‌پردازد در چهار قسمت به نویسندگی و کارگردانی سهیل سلیمی ساخته شده است. این مجموعه در راستای جهاد تبیین به بازنمایی و افشاگری گسترده‌ای درباره صنعت بهداشت و درمان، سلاح‌های بیولوژیک، ساخت یا ارتقاء بیماری‌ها، توازن جمعیت، پاندمی کرونا، مافیای علم و کنترل تولید و سانسور مقالات علمی، سایبرنتیک، جنگ‌های شناختی، اِنبیک و علوم نوین، و جنگ جهانی چهارم می‌پردازد. این مجموعه طیف گسترده‌ای از علوم مرتبط با کنترل هوشمند و نوین جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد و ارتباط این موضوعات را با شرایط اقتصاد جهانی و اعتراضات بین المللی به فقر گسترده و موضوع جهانی‌سازی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. در این مستند از همراهی اساتید بزرگ و صاحب نامی بهره گیری شده است که عبارتنداز: دکتر شکور امیدی، دکتر کاظم فولادی، دکتر علی‌رضا اصلانی ذکریا ، دکتر مهتاب اسکندری، دکتر عاطفه عابدینی و مهندس محمدعلی شکوهیان راد.

عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: 

قسمت اول: جهان در آشوب 

قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول 

قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری 

قسمت چهارم: جنگ جهانی چهارم.

عوامل تولید این اثر عبارتند از: راوی: منوچهر زنده دل / مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی.

 

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟ قسمت دوم : دو رفیق آدمکش

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟

قسمت دوم : دو رفیق آدمکش

نویسنده: سهیل سلیمی

اما آلمان‌ها، آلمــان‌ها هم از توانمندی‌های رسانه‌ای خوبی برخوردار بودند و حتی در شروع جنگ بسیاری از مناطق را حتی بدون شلیک یک گلوله، و با تبلیغات رسانه‌ای نازی‌ها تصرف کردند و مردمان آن مناطق ضمن تسلیم شدن به استقبال سربازان آلمانی می‌رفتند، تا از ثروت و قدرت و اقتدار آلمان‌ها بهرمند شوند، اما با غفلت از انگلستان، ناگهان آلمان‌ها خود را میانه‌ی نبردی بی‌بازگشت دیدند. در اسناد جنگ جهانی دوم آمده است که انگلستان به فرانسه قول داده تا در صورت حمله‌ی آلمان‌ها از آنها حمایت کند و رسما وارد جنگ شود، اما تا قریب به سه سال بعد از جنگ هیچ کمک مفید و جدی برای نجات فرانسه انجام نداد و فرانسه اشغال شد. انگلستان جز بمباران‌های گاه و بی‌گاه روستاهای آلمان کار دیگر انجام نمی‌داد، این کار انگلستان تا جایی برای آلمان نازی بی‌اهمیت شد که بعد از مدتی حتی این حملات را پاسخ هم نمی‌داد و بنادر انگلیسی که در روزهای اول جنگ بمباران می‌شدند پس از مدتی تا حدود اواخرِ 1942به فعالیت روزانه‌ی خود رو آوردند و انگار جنگ جهانی در انگلستان تمام شده بود. انگلستان با این استراتژی کاری کرد تا کشوری که ممکن بود روزی به دشمن شماره‌ی یک انگلستان تبدیل شود توسط آلمان‌ها با خاک یکسان گردد. این در حالی بود که انگلیسی‌ها چند سال قبل از جنگ با ارائه اطلاعات غلط در افکار عمومی و رسانه‌ها و از طریق نفوذ در میان سیاست مداران آلمانی، فرانسه را دشمن آلمان نشان می‌دادند، همین دو بهم زنی بود که کینه‌ای بین دو کشور برای جنگیدن با یکدیگر ایجاد کرده بود. در جنگ‌ جهانی دوم آلمان هر چه داشت را هزینه کرد و در انتهای جنگ از کشوری ثروتمند و پرقدرت به ویرانه‌ای تحت سلطه‌ی آمریکا و انگلیس تبدیل شد.

در واقع انگستان جنگ جهانی دوم را به راه انداخت تا تمام اروپا به خاک سیاه بنشینند و بعد با کمک آمریکا و سوپرمن‌وار، وارد جنگ با آلمانی بشود که در جبهه روسیه زمین‌گیر شده بود و هیتلر آنقدر در فشار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی قرار گرفته بود که دیگر هیچ توانی برای ایجاد راهکاری جدید نداشت، در 13 و 14 فوریه 1945 به دستور وینستون چرچیل هفتصدهزار بمب آتش‌زا فقط در شهر درسدن آلمان که شهری مسکونی بود رها کردند و جنایتی بی بدیل در قاره‌ی اروپا رقم زدند که در تاریخ ماندگار شد و شریک آمریکایی‌شان هم بعد از پایان جنگ و اعلام رسمی تسلیم شدن ژاپن و پایان جنگ، با دو بمب اتمی هیروشیما و ناکازاکی را با خاک یکسان کرد، تا برده‌داری جدیدی را آغاز کنند.




سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران.

https://soheilsalimi.blogsky.com

چرا پول چاپ نکنم؟ ?Why not print money

چرا پول چاپ نکنم؟   ?Why not print money

تحلیلی کوتاه بر سریال سرقت پول.   .A brief analysis of the Money Heist series 

سریال اسپانیایی سرقت پول، با سوژه ای بکر و جذاب، بسیار قابل تحسین ساخته شده است. ریتم بالا، بازیگران خوب، طراحی صحنه و تدوین و کارگردانی مناسب و موسیقی خوب، همگی دست به دست هم داده اند تا  یک اثر بسیار جذاب ساخته شود. اما فارغ از سوژه خوب و درام قابل قبول، زیر متن یا همان محتوای این سریال مهم است. زیر متن و محتوایی که به صراحت کلاهبرداری بانک دارها و اقتصاد لیبرالیستی را به تصویر می کشد. سوال اصلی فیلم که باید با تمام وجود به آن فکر کرد این است: چرا بانک می توانند روی کاغذ، تصویری چاپ کنند و نام آن را پول بگذارند، اما مردم عوام چنین امکانی ندارند. پشت این چاپ پول، هیچ ارزشی نهفته نیست. هیچ پشتوانه ای وجود ندارد و هیچ تلاشی صورت نمی گیرد، فقط رول های کاغذ وارد دستگاه چاپ می شوند و با شکل و اندازه ای بنام پول خارج می شوند. سریال سرقت پول، موفق ترین اثری است که توانسته این مفهوم را در ذهن مخاطب جای دهد. واقعا چرا دولت ها و بانک دارها می توانند، پول چاپ کنند و تمام حاصل زحمت مردم را بخرند، و خود مردم اگر پول چاپ کنند، مجرم شناخته می‌شوند. چرا؟   سهیل سلیمی

The Spanish series Money Heist (La Casa de Papel), with a pristine and attractive subject, is highly admirable.  High rhythm, good actors, good stage design and editing and good music all go hand in hand to make a very attractive work.  But regardless of the good subject and acceptable drama, the subtitle or the content of this series is important. The subtext and content that explicitly depicts the fraud of bankers and the liberal economy.  The main question of the film that should be thought about wholeheartedly is: why can banks print a picture on paper and name it, but the common people do not have such a possibility. There is no value behind this printing of money.  There is no backing and no effort is made, only the rolls of paper enter the printing press and come out in a shape and size called money.  Money theft series is the most successful work that has been able to place this concept in the minds of the audience.  Really, why can governments and bankers print money and buy all the people's hard work, and the people themselves are guilty if they print money.  Why?  Soheil Salimi Director of Butcher Angels

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟ قسمت اول : بُکُش تا زنده بمانی

آیا جنگ جهانی دوم را انگلیس شروع کرد؟

قسمت اول : بُکُش تا زنده بمانی

نویسنده : سهیل سلیمی

خبر صادرات گاز از آمریکا به اروپا، پشت پرده‌ی قریب به پانزده‌سال حرکت‌های نفوذی ناتو به رهبری آمریکا در اروپا را شفاف کرد. همه‌ تدارکات سیاسی، اقتصادی، نظامی و رسانه‌ای آمریکایی‌ها با طراحی انگلیس برای رسیدن به همین نقطه بود. فلج کردن اروپا و نیازمندسازی آن به آمریکا و تامین منافع انگلستان. شاید این بنظر غیر منطقی به نظر برسد اما اگر با تاریخ سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی انگلستان آشنایی داشته باشید متوجه می‌شوید که در صد سال گذشته این دومین بار است که انگلستان این بلا سر اروپا می‌آورد. در علم استراتژی به این کار "باز طراحی استراتژهای موفق می‌گویند"، یعنی استراتژی یا با معادل فارسی آن، "راهبردی"  که در مقطعی از زمان عملکرد درستی داشته و نتیجه‌ی خوبی داده، با توجه به نیازهای روز و شرایط موجود بروزرسانی می‌کنند و مجدد علیه کشور یا کشورهای هدف به کار می‌بندند.

قبل از جنگ جهانی دوم آلمان توانسته بود به یک قدرت اقتصادی مهم در اروپا تبدیل شود و با رویکرد مقاوم‌سازی نظامیِ که داشت کم‌کم به ابر قدرت قاره سبز تبدیل می‌شد تا جایی که سیاستمداران اروپایی به هیتلر حسادت می‌کردند و هر چند در زبان او را دیکتاتور می‌خواندند اما در خلوت‌هایشان او را ستایش می‌کردند و دوست داشتند جای او باشند. شرایط برای همه‌ی کشورهای اروپایی سخت بود و با وجود اینکه قریب به سی سال از زمانی که همدیگر را مثل موجودات متوحشِ حیات وحش در در جنگ اول جهانی پاره پاره کرده بودند می‌گذشت اما شرایط اقتصادی‌شان اصلا بهتر نشده بود و استراتژی بُکُش تا زنده بمانی، فقط در حد بخور و نمیر جواب داده بود، و از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب اروپا را فقر فرا گرفته بود. اما آلمان رو به رشد بود و هر روز شرایط اقتصادی‌اش بهتر و بهتر می‌شد. این موضوع بیش از همه امپراطوری استعماگرِ انگلیس را نارحت می‌کرد، زیرا هم از نظر ساختار درونی اقتصادش در آستانه‌ی ورشکستگی بود و هم از نظر تاثیرگذاری جهانی یک امپراطوری رو به زوال دیده ‌می‌شد، و هم به زودی این قدرت نو ظهور جای آنها را می‌گرفت. از 1935 برآورد استراتژیست‌های انگلستان این بود که با این شرایط تا کمتر از ده سال دیگر انگستان رسما سقوط خواهد کرد و تبدیل به طعمه‌ای آماده‌ی برای بلعیده شدن توسط فرانسه یا آلمان خواهد شد.

آلمان در واقع کشوری بود که از تجزیه‌ی امپراطوری پِروُس در جنگ اول جهانی بوجود آمده بود و مردم و سیاستمداران آلمانی این زخم را همواره با خود داشتند که بخش‌هایی از اروپا، بخشی سنتی از کشورشان است که حالا از دست رفته‌اند و به کشورهای دیگر الصاق شده بودند و حاکمیت‌ها هم سعی می‌کردند مردم را به وطن و حکومتی جدید عادت بدهند و زیر پرچمی جدید آنها را متحد سازند. دولت انگلستان از همین ویژگی برای سیاست همیشگی‌اش یعنی؛ "تفرقه بیانداز و حکومت کن" استفاده کرد.

استراتژیست‌های انگلیسی دست به کار شدند، آنها باید کاری می‌کردند که هم فرانسه‌ی ضعیف را ضعیف‌تر کنند تا تبدیل به تهدیدی جدی نشود، و هم آلمان قدرتمند را باید به کشوری ضعیف و قابل کنترل تبدیل نمایند. سیاستمدارن انگلیسی به صورت مستقیم و غیر مستقیم شروع به رای‌زنی با کشورهای اروپایی کردند، خصوصا با کشورهایی که با آلمان مشکلات مرزی داشتند، و به آنها گفتند؛ که ما از شما در برابر هرگونه تجاوز و تهدید آلمان حمایت خواهیم کرد و از طرفی به آلمان پیام می‌فرستادند که در صورت بازپس‌گیری سرزمین‌های اجدادی‌اش، انگلستان واکنشی نخواهد داشت و این خواستِ آلمانِ نازی را محترم خواهد شمرد. همین دو دسته‌گی سیاسی را در زمین اجتماعی هم از طریقِ روزنامه‌ها و رادیو اجرا کردند تا هم میان مردم سرزمین‌ها با حاکمیت‌های خودشان، و هم با حاکمیت دولت آلمان، دو دسته‌گی و تفرقه ایجاد کنند. در واقع افکار و سبک زندگی مردم اروپا تا قبل از جنگ جهانیِ دوم به شدت به دوپارگی و حتی چندپارگیِ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی تبدیل شده بود و هر تحرکی می‌توانست به جرقه‌ای برای شعله‌ور شدن آتش جنگ بیانجامد. سهیل سلیمی

 

سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران.

https://soheilsalimi.blogsky.com


پوسترِ "ایران مقتدر"

چو ایران نباشد تن من مباد،...

به وسعت تمام تاریخ،... 

از گذشته تا آینده،...

 ایران مقتدر

طرح ایرانِ مقتدر، طراح سهیل سلیمی.



 سهیل سلیمی

نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون

متخصص مطالعات استراتژیک فرهنگی

مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران


کانال آپارات: (دانلود و تماشای فیلم‌ها) 

www.aparat.com/SOHEIL_SALIMI


وبلاگ رسمی سهیل سلیمی:

www.soheilsalimi.blogsky.com


لینک کانال ایتا

https://eitaa.com/soheilsalimi

https://eitaa.com/soheilsalimi

ما سر هر کوچه و خیابون یه گناهِ کبیره می بینیم، اما بهش بی تفاوتیم، بی تفاوتیم چون برامون عادی شده!

تحلیلی بر فیلم سینمایی (هفت)

هرچند به ظاهر برای اکثر مردم، تعیینِ #هفت_گناه_کبیره (در آموزه های مسیحیت) و مجازات های سنگین و جهنمی برای آنها بسیار دلهره‌آور است، اما همه‌ی ما گاه از یک راننده تاکسیِ زیاده خواه، از یک #سیاست_مدار فاسد، از یک #پزشک مغرور، یک کارفرمای شکم باره، یک #روسپی بی حیا، یک دوست تنبلِ بدقولِ بی تفاوت، از خرید، وقتی پولی که با مشقت به دست آورده ایم به پای یک کالای بی کیفیت از دست می دهیم و حتی از وکیلی که قانون را به بالاترین پیشنهاد می فروشد، چنان زخم می خوریم و ناراحت می شویم که دوست داریم آن فرد را مجازات کنیم، مجازاتی سخت! 

 اما همواره به جای مجازات، گوشه ای می نشینیم و عصبانیت مان را بر فرق سرِ خودمان می کوبیم و غصه می خوریم و گاه گریه آخرین پناهِ مان می شود. اما این بغض فروخورده در فیلم " #هفت " به بلندترین شکل ممکن فریاد می شود.

اولین دیالوگِ مهم فیلم، اشاره به بی توجهی خودِ مخاطب دارد. روحیه ی وِلِش کن، یا به من چه! جان دوال می گوید؛ "گاهی برای اینکه مردم به حَرفِت گوش کنن، کافی نیست که فقط بزنی روی شونه شون، باید با پُتک بکوبی توی سرشون". اما آنچه که این دیالوگ را فراتر از معنای آن، بازهم مهمتر می کند، خاستگاه آن است. فیلم در آمریکا ساخته شده، در هالیوود، جایی که اوجِ تمدنِ #لیبرال_دموکراسی محسوب می شود. 

#لیبرالیسم‌ی که اساس آن "لِسِفِر" است. مفهومی که وقتی معنای آن را بدانید حیرت‌انگیز بودنِ "هفت" و این دیالوگ را بیشتر درک می کنید. لِسفر، یعنی وِلِش کن! یعنی تمدنی که ماهیتش بی خیالی و رهاسازی بوده، کارش به جایی رسیده که نسخه درمان را در مجازات سخت می بیند، در توجه همه ی افراد جامعه به افعال یکدیگر، اما نه با امر به معروف و نهی از منکر، بلکه با گلوله‌ی یک تفنگ اتوماتیک یا تکه تکه کردن هرزه ها و فاحشه ها با چاقوهای تیز قصابی!. 

 کارگاه سامرست " #مورگان_فریمن " در جایی میگوید: "توی #آمریکا راحتره که توی #اعتیاد غرق بشی تا اینکه بخوای زحمت بکشی، راحتره چیزی رو که میخوایی بدزدی!

 فیلم اساسا بسیار بصری و هنرمندانه ساخته شده، اما #دیالوگ ها چنان پُرمحتوا و کوبنده است که شاید بارها و بارها برای درک دقیق آنها "هفت" را باید به تماشا نشست. در جای دیگری ‌"جان دوال" کاراکتری که می‌خواهد عدالتی خونین را علیه گناهکاران اجرا کند، می گوید؛ "ما سر هر کوچه و خیابون یه #گناه_کبیره می بینیم، اما بهش بی تفاوتیم، بی تفاوتیم چون برامون عادی شده." 

در این دیالوگِ شاهکار و بی بدیل، دو نکته بسیار مهم و استراتژیک در حوزه جامعه سازی نهفته شده است. 

اول اینکه؛ هیچ کس زحمتِ تذکر و ارشادِ کس دیگری را به خودش نمی دهد. در یک مثال مع الفارغ، اگر ببینیم کسی در حال افتادن به چاهی هست که اتفاقا ما از همان چاه آب برای نوشیدن بالا می کشیم، تنها لَبی میگَزیم و لب برای هشدار باز نمی کنیم. یعنی از رویکردِ دینیِ #امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر روی گردان هستیم، حتی وقتی که آسیبِ این روی گردانی مستقیم به خود ما باز می گردد. 

دوم آنکه؛ گناه و متعاقب آن جرم و جنایت، عادی سازی می شود. یعنی نه تنها با فسادهای مختلفِ درون جامعه مقابله و مواجهه صورت نمی دهیم، بلکه آن را بَدیهی و طبیعی و حتی گاه لازمه ی جامعه می دانیم.

فیلم سینمایی "هفت" جامعه را منفعل و بی خاصیت نمی خواهد و از باورهای احمقانه ی دنیای مدرن و لیبرالیسم عبور می کند. 

"هفت" نوعی انسان آرمانیِ عدالت خواه دارد که در شکلی اغراق شده و نمادین، با توسل به احکام مجازات در دینِ مسیحیت، سعی در اصلاح جامعه و حتی خودش "جان دوال" دارد، و داستان را جوری جلو می‌برد که در نهایت خودش هم به دلیل #گناه #حسادت کشته می شود. اما نکته ای نباید از آن غافل شد این است که فیلم مستقیم می گوید؛ #تمدن_غرب به چنان لجنزاری از فساد تبدیل شده که جز کشتن بی واسطه و مستقیم گناهکارن راه دیگری باقی نمانده است.

فیلم سینمایی "هفت" اثری هنرمندانه است که حتی خالقان آن یعنی " #اَندرو_کیوین_واکر " در مقام نویسنده و " #دیوید_فینچر " در مقام کارگردان، و حتی " #داریوش_خُنجی " در مقام فیلمبردار دیگر هرگز به ساخت چنین اثرِ شاهکاری دست نیازیدند.


 سهیل سلیمی

*نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون

*متخصص مطالعات استراتژیک فرهنگی

*مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران


کانال آپارات: (دانلود و تماشای فیلم‌ها) 

www.aparat.com/SOHEIL_SALIMI


وبلاگ رسمی سهیل سلیمی:

www.soheilsalimi.blogsky.com


لینک کانال ایتا:

https://eitaa.com/soheilsalimi


مستند (جنایت نامرئی) نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: سهیل سلیمی

 

مستند جنایت نامرئی  بزودی!!!!!!!!!

نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: سهیل سلیمی

مستند جنایت نامرئی در چهار قسمت به نویسندگی و کارگردانی سهیل سلیمی ساخته شده است. عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: 

قسمت اول: جهان در آشوب 

قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول 

قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری 

قسمت چهارم: جنگ جهانی چهارم.


عوامل تولید این اثر عبارتند از:

مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی / راوی: منوچهر زنده دل.

کسی چه می‌داند، شاید روایتِ تاریخ چیز مهمی باشد!

چیستی، چرایی و چگونگیِ قصه های تاریخی

همانطور که اهل معنا و تفکر آگاهند و می‌دانند برای شناخت درست و فهم دقیق هر پدیده‌ای در چیستی و چرایی و چگونگی آن باید مداقه نمود. از این منظر در این کوتاه نوشت گریزی میزنم به اهمیت روایت قصه‌های تاریخی، خصوصا تاریخ باستانِ ایران زمین، که جای آن در رسانه‌های ما به شدت خالی است و این کوتاهی در بیان روایت‌های تاریخی، از سرزمینی که قریب به ده هزارسال تاریخ تمدن دارد، می‌تواند در جنگ رسانه‌ای نوین تا حد یک تهدید در حوزه امنیت ملی، کشور را به چالش بکشد. تاریخ ایران عزیز ما یکی از دراماتیک ترین و پر فرازو نشیب ترین روایت‌هایی ست که در پهنه‌ی عالم رقم خورده است و هزار آه و افسوس که این عظمت تاریخی در قاب رسانه های ما هیچ جایگاهی ندارد.

چیستی! قصه های تاریخی به عمق خود تاریخ، معنا، به دوش می کشند. قصه های تاریخی گونه ای آشنا از آنچه که انسان، مبهم می پندارد را به او ارائه می کنند که مخاطب به دنبال خودش یا خواسته ها  و باورهای خودش در درون آنها به سَیلان در می آید. در این گونه آثار، باورها و نگاه مخاطب در قلمرو تاریخ شناور است و می توان قایق عواطف و احساسات مخاطب را، گاه در آرامشی رویایی و گاه در طوفانی عظیم فرو برد. هر چه در عمق تاریخ پیش می رویم قهرمانان عظیم تر و ضد قهرمانان آن مهیب تر می شوند و افسانه ها و اسطوره ها سر بلند می کنند و مخاطب را به جهانی از رویاهای بزرگ تاریخی دعوت می کنند. تاریخ جولانگاه قصه هایی است که انسان ها در فطرت و ناخودآگاه خود آنها را می پذیرند. زیرا قصه های تاریخی و اساطیری اساسا بر مبنای فطری ترین تمایلات انسان شکل گرفته اند. تاریخ همانند یک دانشگاه بزرگ است که انسان را در زوایای مختلف به انسان می شناساند. تاریخ روند تکوین و تکرار انسان است و تا جهان بوده و هست این تکوین و تکرار بی درنگ ادامه خواهد داشت. شاید یکی از بارزترین و مهمترین تعاریف را رهبر معظم انقلاب در هشتِ بهمنِ سال هزاروسیصدو هفتاد ارائه کردند؛ تاریخ، درس و گنجینه اطلاعات ما از گذشته بشریت است؛ سرگذشت ماست. مگر می شود نسبت به تاریخ بی اعتنا بود؟ همه علوم و همه معارف و همه تلاشهای بشری و همه آنچه که امروز در این صحنه عالم وجود دارد، فقط زمان حال است؛ میلیونها برابرِ این تلاشها در گذشته انجام گرفته است. سرگذشت اینها، یعنی تاریخ.» و هفده سال بعد در نوزده اردیبهشتِ هشتادوهفت تعبیری دقیق از اهمیت عبرت گرفتن از تاریخ را بیان کردند که؛ «می خواهیم از راه شناختن تاریخ خود، گذشته خود و برجستگان این تاریخ، خود را درست بشناسیم؛ امروزمان را درست بفهمیم و راه فردامان را تشخیص بدهیم و باز کنیم... ما به گذشته که نگاه می کنیم، با این چشم نگاه می کنیم. گذشته برای ما یک وسیله و آئینه ای است؛ مایه عبرتی است تا راه آینده مان را هموار کنیم.»

چرایی! وجود قصه های تاریخی در راز بی بدیل هستی نهفته است، در تکوین و تکرار.  شناخت تاریخ و تکوین و تکرار آن برای فهم بهترِ شرایط امروز و آینده ضروری است. زیرا امروز همان دیروزِ فردای ماست! جامعه ای که تاریخ را نمی داند تجربه ها را تجربه می کند و طعم شکست های پی در پی  را برای رسیدن به یک پیروزی ناچیز می چشد. جامعه ای که تاریخ را نمی داند در پنچه ی تجربه های کشنده اسیر خواهد شد، چنان که نتیجه ی این نا آگاهیِ تاریخی چیزی جز زوال آن جامعه را به دنبال نخواهد داشت. از سوی دیگر انسان و جامعه ی آگاه به تاریخ، می تواند با عبرت گرفتن از آن، تجربه های نویی را رقم بزند که آینده ای درخشان و روشن را برایش به ارمغان بیاورد. و باز به جمله‌ای از رهبر انقلاب استناد می‌کنم؛ «حافظه ی تاریخی یک ملّت نباید ضعیف بشود.» بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در هجدهم شهریور نود و چهار. این حافظه‌ی تاریخی در واقع منجر به هویت سازی برای انسان ایرانی می‌شود. هویتی که در دل خود صدهاهزار دلیل و مدرک دارد که باید به مهین عشق ورزید و دوستش داشت. در واقع وقتی از زاویه‌ی دشمن به این امر مهم تاریخی نگاه کنیم متوجه می‌شویم که چرا و چگونه دشمن با ساخت فیلم‌هایی همچون سیصد و تولید روزانه‌ی اخبار منفی از ایران، در تمام اعصار تاریخی به دنبال نابودی این هویت ملی انسان ایرانی است.

چگونگی! پرداختن به تاریخ، نیاز به داشتن فانوسی روشن برای درست دیدن تاریخ دارد. این فانوس روشن همان رجوع به بیان فطری تاریخ است. در چگونگی بیان تاریخ، فطرت بشر باید مبنا باشد. نمایش حرکت سختِ عبور از میان شر، به سمت خیر، نمایش فطرت تاریخ است. اگر این مسیر درست تصویر شود مخاطب هم بی تاب برای دیدن آن لحظه شماری خواهد کرد، اما اگر مسیر رسیدن به قله، نه از راه های دشوار و پیچ ها و گردن های مرگ آسا، بلکه از پله ای سهل، تصویر شود، مخاطب در ناخودآگاه و سپس در خودآگاه خود، از آن بیزار خواهد شد. برای مثال بشر هر چند خود، گاه زبان به دروغ می گشاید اما به شکل ذاتی و فطرتی از دروغ بیزار است و همین است که ضد قهرمان های دروغ گو را ابتدا دل فریب و جذاب می سازد اما آنجا که منافع مردم و باورهایشان مورد هجوم قرار می گیرد دیگر آن ضد قهرمانِ دل فریب را دوست ندارند و می خواهند که قهرمان شکست خورده ی قصه بر او چیره شود و ضد قهرمان فریب کار رسوا. همچنین بشر عشق را همواره در سینه ی خود فهمیده و تجربه های ریز و درشتی از آن را در طول حیات خود اندوخته است، اثر تاریخی مبطنی بر عشق یعنی اثری مبطنی بر فطرت. کیمیای عشق، همواره می تواند در هر دو جبهه ی خیر و شر خرج شود و کدام را به سوی دیگری بکشد. اما آنگاه که عشق زلال شود و قهرمانان عاشق پیشه از ضد قهرمانان هوس باز جدا گردند، دیگر کیمیای عشق جز برای خیر شمشیر نخواهد زد. داستان های تاریخی همواره بر بستری از گل های سرخِ عشق پهن می شوند تا تاریخ و قهرمانان اش در قلب مخاطب بنشینند. بشر از نمایش جنگ لذت می برد اما از فرو رفتن در جنگ پرهیز دارد و همین است که تاریخ و قصه هایش همواره میادین نبرد را بین خیر و شر صف آرایی می کنند تا ذات حق طلب بشر را بیدار کنند و ناخودآگاه بشر را به سمت خیر سوق دهند، تا با سَروری خیر، دیگر تیغی کشیده نشود و خونی ریخته نگردد.

پس از آنکه بیش از یک دهه است که به دنبال ساخت سریال یا فیلمی از تاریخ باستان ایران عزیز بوده‌ام و متاسفانه حامی مالی برای تحقق این هدف و به تصویر کشیدن فیلمنامه‌هایم نیافته‌ام، به نظرم آمد که باید برای آیندگان از این مهمِ تاریخی سخنی بنویسم به امید روزی که شاید طلسم ساخت آثاری هویت ساز و هویت بخش از تاریخِ این تمدن کهن، بشکند. سهیل سلیمی

 

سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران.

https://soheilsalimi.blogsky.com

آلبوم موسیقیِ (جنایت نامرئی) منتشر خواهد شد.

آلبوم موسیقیِ  (جنایت نامرئی)   منتشر خواهد شد.
آلبوم موسیقیِ  (جنایت نامرئی) که مجموعه ی  موسیقی های ساخته شده برای مستند جنایت نامرئی است. پس از پخش مستند در دسترس عموم قرار خواهد گرفت تا علاقمندان آنرا تهیه نمایند.
آهنگسازی البوم موسیقی جنایت نامرئی را سهیل سلیمی به عهده داشته  و تنظیم قطعات توسط کیوان کریمی انجام شده است.

The music album (Invisible Crime) will also be released.
The music album (Invisible Crime) is a collection of music composed for the Invisible Crime documentary. After the release of the documentary on TV, it will be available to the public so that those interested can prepare it. Sohail Salimi composed the music for the album of the invisible crime, and the music was arranged by Keyvan Karimi . end

عناوین قطعات این آلبوم موسیقی عبارتند از:

1.      جنایت نامرئی  (Invisible Crime)

2.      سلاح‌های بیولوژیک   (Biological Weapons)

3.      اقتصاد مُتوازن  (Balance in the Economy)

4.      اکثریت فقیر و اقلیت  ثروتمند   (The Majority of the Poor and the Minority of the Rich)

5.      جنگ‌های ترکیبی، راه حلی برای تمامی فصول   (Hybrid Wars, a Solution for All Seasons)

6.      اقیانوسی از نفت   (An Ocean of Oil)

7.      جنایت نامرئی در جهان آینده   (Invisible Crime in the Future World)

8.      جهان در آشوب   (The World in Chaos)

9.      درد بی پایان و مافیای دارو   (Endless Pain and Drug Mafias)

10.  پروژه‌ی ام.کی.اُلترا   (MK.Ultra Project)

11.  پروژه‌ی کرونا   (Project CORONA)

12.  جلیقه زرد که باشی می‌میری   (Yellow Vests, You Will Die)

13.  نظم نوین جهانی   (New World Order)

14.  بیماری همچون باران می بارد   (Diseases Fall Like Rain)

15.  ناقوس مرگ   (Death Knell)

16.  جنگ جهانی چهارم   (Fourth World War)



وبلاگ رسمی سهیل سلیمی نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان

اَسرارِ خیلی رسمی | تحلیلی بر فیلم اسرار رسمی Official Secrets 2019

اَسرارِ خیلی رسمی
بی شک ساختن فیلم با مضمونِ نقدِ سیاسی آنهم در کشور مبدا موردِ نقد بسیار سخت است. و قطعا در کشورهایی که نهادهای امنیتی پیچیده تر و مخوف تری دارند به مراتب سخت تر. انگلستان با داشتن قریب به ۱۰ نهاد امنیتی یکی از این کشورهاست. GCHQ و Mi6 از مخوف ترین نهادهای امنیتی جهان بشمار می روند. فیلم سینمایی "اسرار رسمی" "Official Secret" نمونه بارزی است از یک فیلم سیاسی که خفقان و قدرت سرویس های امنیتی را به زیبایی به تصویر می کشد. مهمتر اینکه چگونه سیاست مداران صاحب نفوذ، فاسد و آلوده با استفاده از اطلاعات و زنجیره ی ارتباطات افراد، می توانند سیاست گذاری های کثیف خود را پیش ببرند. فیلم "اسرار رسمی" به داستان جاسوسی می پردازد که در بخش شنود و تجسس از مقامات رسمی دیگر کشورها در GCHQ کار می کند. در همان ابتدای فیلم از او "کاترین گان"، خواسته می شود گزارشش را از تجسس درباره ی یکی از سیاست مداران چینی زودتر ارائه کند، زیرا وزارت خارجه قصد مذاکرات تجاری دارد و به این اسناد نیاز دارد. سپس به او ماموریت داده می شود تا با جاسوسی از زندگی اعضای غیر دائم شورای امنیت، از آنها نقطه ضعف هایی پیدا کنند که بشود با استفاده از نقاط ضعف آنها، اعضای شورای امنیت را تهدید کنند تا از قطعنامه آمریکا و انگلیس برای حمله به عراق حمایت کنند. کاترین که روحیه ضد جنگ دارد و بنا به جایگاه اطلاعاتی اش می داند که آمریکا و انگلیس در مورد سلاح‌های کشتار جمعی عراق دروغ می گویند، تصمیم به افشاگری می گیرد. بی تردید پُز آزادی بیان و کلید واژه جنگ غیر قانونی و جنگ قانونی، دست آویزی بوده که با استفاده از آنها فیلمساز توانسته فیلمش را بسازد. و سپس با کثیف نشان دادن "تونی بلر" نخست وزیر وقت، انگلستان، دامن ملکه را از این ننگ پاک کند. اما به هر حال برای انسان های نکته بین، همین میزان از اطلاعات هم می تواند آگاه کننده باشد که چطور با دروغ هایی مثل سلاح کشتار جمعی و حقوق بشر، کشورهای ضعیف تر را مجبور به مذاکره می کنند و چطور با همین روش آنها را خلع سلاح و سپس استعمار می کنند. یادمان باشد بعد از صدام نفت عراق برای ۹۹سال تحت استعمار ایالات متحده آمریکا قرار گرفت، آنهم باید دروغی که با جنگ رسانه ای آن را به دنیا حقنه کردند. در جایی از فیلم، دو مامور از دوستان کاترین به او می گویند که قرار است به لندن بروند تا فارسی یاد بگیرند، و فیلمساز از این طریق به مخاطب القاء می کند که پروژه ی بعدی پرونده سازی برای ایران است (پرونده های دروغینِ هسته ای، حقوق بشر و حمایت از تروریسم). فیلم یادآوری می کند که "مارگارت تاچر" هم با استفاده از همین روش یک کشتی آرژانتینی را غرق، و جنگ فالکلند را به راه انداخت. در سوی دیگر هفته نامه "آبزرور Observer" و روزنامه‌نگارهای آن قرار دارد که در دو جناح موافق جنگ و مخالف حنگ در تلاش هستند تا قصه جلو برود. جنگ شروع می شود و افشاگری کاترین چیزی را عوض نمی کند. در فیلم تلاش کاترین برای نجاتِ همسرِ مسلمان اش که ناخواسته درگیر پرونده افشاگری او شده و حالا برای زهر چشم گرفتن از کاترین می خواهند او را از انگلیس اخراج کنند، این القاء را صورت می دهد که گویا کاترین با این کار مشغول نجات مسلمان است. فیلم در حالی از کاترین گان ، جاسوس سرویس امنیتی GCHQ یک قهرمان می سازد که، در کپشن انتهای فیلم می نویسد که در چهار سال ابتدای جنگ، قریب به یک میلیون نفر از مردم عراق توسط نیروهای آمریکایی و انگلیسی کشته شده اند. فیلم، خوش ساخت و خوش ریتم است و بازی های قابل قبولی در آن به چشم می خورد. بسیاری از نکات سیاسی و امنیتی فیلم در این مجال نمی گنجد و دیدنِ با بصیرتِ این اثرِ خوب سینمایی را توصیه میکنم. سهیل سلیمی

دانلود و تماشای مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

کارگردان: سهیل سلیمی   تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

1

جهان فانتزی من

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از غلامرضا آزادی مدیرفیلمبرداری سینما

پخش از شبکه مستند

2

خیلی دور خیلی نزدیک

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از مهری شیرازی طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

3

ماه و پلنگ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از جلال الدین معیریان طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

4

بالانس، به شیوه یک بازیگر

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از محمد فِیلی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

دور از بیسیم

 53 دقیقه

مستند پرتره ای از عبدالرضا اکبری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

6

دسته چهارم

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود دهنکی  رونامه نگار و کارگردان سینما و تلویزیون 

پخش از شبکه مستند

7

برفراز گذشته‌ها

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی جمشید گرگین بازیگر و مجری سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

8

پشت دیوار باغ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی رضا بنفشه خواه بازیگر سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

9

میکائیل

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار میکائیل شهرستانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

10

زندگی غیر خصوصی

 50 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار روح اله حجازی کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

11

برفراز رویای کودکی

52  دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار سید جواد هاشمی  کارگردان سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

12

عبور از غبار

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار محمد رضا ورزی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

13

سیاووش در صحنه

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی سیاووش طهمورث  بازیگر تاتر و سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

14

محمد رضا آهنج

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثارمحمد رضا آهنج بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

15

مسعود آبپرور

46 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود آبپرور کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

کارگردانی و تدوین : سهیل سلیمی

پرتره‌هایی از زندگی و آثار:

|میکائیل شهرستانی | سید جواد هاشمی | سیاووش طهمورث | محمد رضا ورزی | مسعود دهنمکی | روح اله حجازی | رضا بنفشه خواه |  عبدالرضا اکبری | غلام رضا آزادی | محمد فیلی | جلال الدین معیریان | مهری شیرازی | جمشید گرگین | محمد رضا آهنج | مسعود آب پرور | 

سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران.

https://soheilsalimi.blogsky.com

آیا از جنایتی نامرئی که در نزدیکِ شما در حال وقوع است خبر دارید؟

مستند جنایت نامرئی

نویسنده و کارگردان: سهیل سلیمی

مستند جنایت نامرئی پاسخی است به دها سوال پیچیده در حوزه حکومت‌ها و جهان پیرامون ما. جهانی که گلوبالیست‌ها و کانون‌های بزرگ تصمیم‌گیری مانند بنیاد راکفلر و گروه بیلدربرگ و دانشگاه جان هاپکینز و... برای آینده‌ی آن تصمیم گیری می‌کنند. این مستند سوالاتی را که سال‌ها به دنبال جواب‌شان می‌گشتید پاسخ داده است. سوالاتی مانند:

آیا بیماری‌های جدید محصول طبیعت هستند یا آزمایشگاها؟

آیا تجارت سلامت با بیماری‌های جدید رونق می‌گیرد یا بیماری‌ها سلامت را به مهمترین تجارت جهان مانند تجارت سلاح و تجارت موارد مخدر تبدیل کرده‌اند؟!

آیا تولید علم در جهان کنترل می‌شود؟

آیا علم هم مافیای خاص خودش را دارد؟

آیا علم و مقالات علمی سانسور می‌شوند؟

آیا سلاح‌های بیولوژیک فقط در جنگ استفاده می‌شوند یا در زمان صلح هم اهداف خود را مورد هجوم قرار می‌دهند؟

آیا رسانه‌ها بخشی از یک پاندمی هستند؟

آیا در مقوله جمعیت و کاهش جمعیت! و ارتباط آن با اقتصاد و طرح‌های سازمان‌ها و نهاد‌های بین‌المللی برای کنترل جمعیت ارتباطی وجود دارد؟

آیا از نقش بیماری در تصرف قاره‌آمریکا توسط اروپائیان و کشتارِ بومیانِ آمریکا و ظهور امپراتوری ایالات متحده اطلاع دارید؟

آیا در طول تاریخ جنگ‌هایی بوده که از طریقِ بیماری‌های واگیردار به شکست یا پیروزی‌های بزرگ بیانجامد؟

آیا می‌دانید در دوران مدرن بیماری‌های ساخته‌ی دست بشر در کدام کشورها ساخته و یا آزمایش شده است؟

آیا حفاظت از جمعیتِ بیمار و کهن‌سال با نگاهِ علم مدرن و ایدئولوژی لیبرالیسم و کپیتالیسم، مقرون به صرفه است؟

آیا ارتباطی میان موارد زیر می بینید؟ (لطفا توضیح کامل بدهید) فروپاشی اقتصادی آمریکا در سال 2001 که بحرانِ دات‌کام معروف شد، خروج آمریکا از کنوانسیون منع اشاعه سلاح‌های بیولوژیک و سموم در همان سال و پیرو آن، فرو ریختنِ برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک در 11 سپتامبر 2001 و تصرف عراق و افغانستان توسط ایالات متحده آمریکا. گزارش بانک جهانی در سال 2004 از تاثیرات کسری ۶۶۶ میلیارد دلاری بودجه آمریکا بر رشد اقتصادی کشورهای جهان، خصوصا کشورهای در حالِ توسعه، و تصویب قانون سپر دفاعی بیولوژیک آمریکا در سال 2004. سقوطِ اقتصادی سال 2008 و جنگ‌های متعدد در آفریقا و غرب آسیا (خاورمیانه) ورشکستگی یونان با مدیریت بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول. ظهور پدیده‌ای بنام داعش در 2013! کشته شدن قریب به هشت‌هزار نفر در حج سال 2015-1394. جمع آوری ژنوم نژادهای مختلف بشری از کشورهای مختلف، با عجله و فشار تبلیغاتی فراوان تا قبل از سال 2019. بحران بدهیِ جهان که از اواسط دهه نود شروع شده بود و در سال 2019 از مرزِ 55تریلیون دلار عبور کرد! تظاهراتِ مردم در اروپا و آمریکا برای نجاتِ شرایطِ اقتصادی (خصوصا در فرانسه و آمریکا)! شکست داعش توسط ایران، شهادت سپهبد سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا و ظهورِ ویروسِ سارس-کوو2 یا همان کرونا یا کووید19!

آیا می‌دانید آمریکا با بیش از 30تریلیون دلار چین با 8 تریلیون دلار و انگلیس با قریب به 4 تریلیون دلار، فرانسه 5/3 تریلیون دلار، آلمان با 4 تریلیون دلار، برزیل 2 تریلیون دلار و کشور کوچک ژاپن با قریب به 15 تریلیون دلار مهم‌ترین بدهکاران اقتصاد جهان هستند؟

آیا از کاربرد ژنوم انسان در ساخت سلاح‌های بیولوژیک و برقراری توازن جمعیت اطلاع دارید؟

آیا شیوع گسترده‌ی بیماری‌های تنفسی در مسیر اربعین در عراق را در حالی که هیچ شهر دیگری جز کربلا و نجف آلوده نمی‌شوند، اتفاقی می‌دانید یا محصول یک حمله بیولوژیک؟ کشته شدن هشت هزار نفر در فاجعه منا 1394 که علت آن ازدحام! و یکی دو ساعت! تشنگی! اعلام شد را چقدر حمله‌ی بیولوژیک و مسمومیت با گاز می‌دانید؟

 در حوزه‌ی اقتصاد با توجه به نظریات فروپاشی اقتصاد جهان: مانندِ کتاب "سقوط آزاد" اثرِ ژوزف استیگلیتز و توابینِ علم اقتصاد به سَرکردگیِ راث ‌اَشکرافتس. چطور جهان را تفسیر می‌کنید؟ چگونه تورم از کشورهای توسعه یافته، خصوصا آمریکا به دیگر کشورها صادر می‌شود؟! جایگزینی پشتوانه‌ی پول که طلا بود با نفت و سپس با دلار چگونه رخ داد؟ نقش فرانسه در خروج طلاهایش از آمریکا و اعلام زنگ خطرِ پول کاغذی چه بود؟

از چه زمانی کشورهای جهان به این نتیجه رسیدند که معیار دلار باید کنار گذاشته شود؟  نسبت توازن جمعیتِ مولد و جمعیت سربارِ اقتصاد چه تاثیری در بدهی داخلی و اقتصاد آمریکا دارد؟ توازن جمعیتِ استفاده کننده از دلار در جهان، چه تاثیری در اقتصاد آمریکا دارد؟ بحران فقر و پیری و بیماریِ جمعیت در کشورهای توسعه یافته! چه تاثیری در سیاست‌گذاری‌های بانک‌ها و بیمه‌ها و خدمات‌درمانی گذاشته است؟

علتِ بدهی دولت‌های جهان و شرایط اقتصادی جهان و ارتباطشان با جنبش‌های گوناگونِ رخ داده مانند جنبش جلقه زردها در فرانسه و جنبش ضد طمع در آمریکا چه می‌دانید؟

در دکترین مجمع جهانی اقتصاد با عنوان "ریستِ بزرگ یا بازنشانیِ بزرگ"، از کاهش جمعیت! جهان به عنوان راه‌حل مُعظلات جهانی یاد می‌شود. آیا با توجه به شرایط وخیم اقتصاد جهان، منظور کاهش طبیعی است یا کشتار فوری؟

 چه رابطه‌ای میان پول، جنگ و بیماری‌ها وجود دارد؟

چرا اغلب ثروتمندان جهان از سهامدارانِ عمده‌ی شرکت‌های خدماتِ درمان و داروی‌سازی هستند؟

آیا بیماری‌ها و گونه‌های جدید بیماری‌ها، محصول جدید کمپانی‌های ارائه دهنده‌ی خدمات درمان است؟ مانند ویروس‌ها و آنتی‌ویروسهایی کامپیوتری که اغلب محصول یک شرکت هستند!

از واحد731 ژاپن تا پروژه‌های "اِم‌کی اُلترا" و "تاسکیگ" "112" در ایالات متحده، و آزمایش سلاح‌های بیولوژیکِ شیمیایی، میکروبی و ویروسی و مخدرها و روان‌گردان‌ها و تاثیرات شوک‌های الکتریکی بر ساختار الکتروشیمیایی بدن انسان، اطلاعی دارید؟

 آیا کرونا محصولِ آزمایشگاه‌های بیولوژیک آمریکاست؟

 اگر بحران اقتصاد و بحران توازن جمعیت راه‌حلی جز جنگ بیولوژیک ندارد، کدام کشور یا کدام کشورها توان استفاده از این راه‌حل را دارند؟

چه کسی بیشترین سود را از فراگیر شدنِ کرونا بُرده است؟

چه اهداف کلان و خُرد دیگری جز حل مشکل اقتصادِ جهان در این جنگ بیولوژیک پنهان شده است؟

آیا می دانید وحشت و ترس چه تاثیری در سیستم ایمنی بدن دارد؟

آیا می دانید بمباران خبری، پروتکل‌های بهداشتی، زمینه‌ چینی‌های غذایی و دارویی (مانند جمع آوری راینیتیدین به بهانه سرطان‌زا بودن، که می‌توانست با کاهش اسید معده از اسیدی شدنِ دهان و نای جلوگیری کند، با توجه به اینکه ویروس‌ها و اساسا کرونا‌ویروس عاشق فضای اسیدی است، و یا عدم چاپ و نشر مقالات تحلیلی و منتقد در مورد واکسن‌ها با دستور سازمان بهداشت جهانی از دو سال قبل از شیوع کرونا در مجلات معتبر علمی) و حملات رسانه‌ای و شبه علمی، همگی بخشی از یک پازل بزرگ برای کشتار مردم جهان است؟

 آیا با شناخت ایدئولوژیک غرب در ساحت لیبرال‌دموکراسی و کپیتالیسم، و برده‌داری نوینِ این مکتب فکری آیا نشانه یا نشانه‌هایی از وجود فلسفه‌ای مشخص برای اشاعه‌ و استفاده از سلاح‌های بیولوژیک وجود دارد؟

آیا با توجه به آمار و ارقام ارائه شده از میزان کشته‌های بیماری کرونا در کشورهای مختلف و با تطبیقِ آمارهای میزانِ کشته‌های: افراد فقیر، رنگین پوست، ازکارافتاده، بیمار و کهن‌سالان، به ارتباطی معنادار از ایجاد توازن جمعیت با سلاح‌های بیولوژیک می‌رسیم؟

آیا می دانید جهان نه دو جنگ جهانی بلکه چهار جنگ جهانی را تجربه کرده است؟

آیا می دانید امروز جهان در درون جنگ جهانی چهارم به حیات خود ادامه می‌دهد؟

آیا می‌دانید جنگ جهانی چهارم، جنگ شمال و جنوب نام دارد؟

جهان پسا کرونا چه شکل و ویژه‌گی‌هایی خواهد داشت؟

آیا از طرح حاکمیتِ واحد جهانی مطلع هستید؟

آیا از جنایت نامرئی با خبر هستید؟

پاسخ تمام این سوالات و بیشتر را در مستند پژوهشیِ جنایت نامرئی به تهیه کنندگی سهیل سلیمی می‌توانید ببینید. مستند جنایت نامرئی در چهار قسمت و در موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی ساخته شده است و نویسندگی و کارگردانی آن ره عهده‌ی سهیل سلیمی بوده است. عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: قسمت اول: جهان در آشوب – قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول – قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری – قسمت چهارم: جنگ جهانی چهارم.

عوامل تولید این اثر عبارتند از:

مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی / راوی: منوچهر زنده دل.


سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران.

https://soheilsalimi.blogsky.com