|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

| وبلاگ سهیل سلیمی نویسنده ، کارگردان و تهیه‌کننده | SOHEIL SALIMI's Weblog | Writer , Director & Producer |
|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

| وبلاگ سهیل سلیمی نویسنده ، کارگردان و تهیه‌کننده | SOHEIL SALIMI's Weblog | Writer , Director & Producer |

دانلود مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

دانلود مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

کارگردان: سهیل سلیمی   تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

1

جهان فانتزی من

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از غلامرضا آزادی مدیرفیلمبرداری سینما

پخش از شبکه مستند

2

خیلی دور خیلی نزدیک

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از مهری شیرازی طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

3

ماه و پلنگ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از جلال الدین معیریان طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

4

بالانس، به شیوه یک بازیگر

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از محمد فِیلی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

دور از بیسیم

 53 دقیقه

مستند پرتره ای از عبدالرضا اکبری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

6

دسته چهارم

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود دهنکی  رونامه نگار و کارگردان سینما و تلویزیون 

پخش از شبکه مستند

7

برفراز گذشته‌ها

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی جمشید گرگین بازیگر و مجری سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

8

پشت دیوار باغ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی رضا بنفشه خواه بازیگر سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

9

میکائیل

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار میکائیل شهرستانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

10

زندگی غیر خصوصی

 50 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار روح اله حجازی کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

11

برفراز رویای کودکی

52  دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار سید جواد هاشمی  کارگردان سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

12

عبور از غبار

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار محمد رضا ورزی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

13

سیاووش در صحنه

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی سیاووش طهمورث  بازیگر تاتر و سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

14

محمد رضا آهنج

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثارمحمد رضا آهنج بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

15

مسعود آبپرور

46 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود آبپرور کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

کارگردانی و تدوین : سهیل سلیمی

پرتره‌هایی از زندگی و آثار:

|میکائیل شهرستانی | سید جواد هاشمی | سیاووش طهمورث | محمد رضا ورزی | مسعود دهنمکی | روح اله حجازی | رضا بنفشه خواه |  عبدالرضا اکبری | غلام رضا آزادی | محمد فیلی | جلال الدین معیریان | مهری شیرازی | جمشید گرگین | محمد رضا آهنج | مسعود آب پرور | 

| دیدگاه و نظر مخاطبان جهانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب" نویسنده و کارگردان سهیل سلیمی |

| دیدگاه و نظر مخاطبان جهانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب" نویسنده و کارگردان سهیل سلیمی |

این مجموعه شامل آرا و نظراتِ مخاطبان جهانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب" به نویسندگی و کارگردانی: سهیل سلیمی و تهیه کنندگی: محمد قهرمانی می‌باشد. در این مجموعه نظرات مخاطبانی از ترکیه، انگلیس، آمریکا، اندونزی، استرالیا، نیجریه، کانادا، سوریه، اسپانیا، هند، آلمان و فرانسه، در قالب "عکس نوشت" گردآوری و منتشر شده است. در میان این مخاطبین، افراد صاحب نامی چون (استیو بسویک تهیه کننده فیلم لژیون) و (مایکل کاسیا نویسنده فیلم مخروط کاج چسبنده) و (استیوارت مکنیون تهیه کننده سریال مردی در قلعه بلند) نیز دیده می‌شود.

برای خواندن تمام نظرات لینک را باز کنید: | دیدگاه و نظر مخاطبان جهانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب" نویسنده و کارگردان سهیل سلیمی |

کسی چه می‌داند، شاید روایتِ تاریخ چیز مهمی باشد!

چیستی، چرایی و چگونگیِ قصه های تاریخی

همانطور که اهل معنا و تفکر آگاهند و می‌دانند برای شناخت درست و فهم دقیق هر پدیده‌ای در چیستی و چرایی و چگونگی آن باید مداقه نمود. از این منظر در این کوتاه نوشت گریزی میزنم به اهمیت روایت قصه‌های تاریخی، خصوصا تاریخ باستانِ ایران زمین، که جای آن در رسانه‌های ما به شدت خالی است و این کوتاهی در بیان روایت‌های تاریخی، از سرزمینی که قریب به ده هزارسال تاریخ تمدن دارد، می‌تواند در جنگ رسانه‌ای نوین تا حد یک تهدید در حوزه امنیت ملی، کشور را به چالش بکشد. تاریخ ایران عزیز ما یکی از دراماتیک ترین و پر فرازو نشیب ترین روایت‌هایی ست که در پهنه‌ی عالم رقم خورده است و هزار آه و افسوس که این عظمت تاریخی در قاب رسانه های ما هیچ جایگاهی ندارد.

چیستی! قصه های تاریخی به عمق خود تاریخ، معنا، به دوش می کشند. قصه های تاریخی گونه ای آشنا از آنچه که انسان، مبهم می پندارد را به او ارائه می کنند که مخاطب به دنبال خودش یا خواسته ها  و باورهای خودش در درون آنها به سَیلان در می آید. در این گونه آثار، باورها و نگاه مخاطب در قلمرو تاریخ شناور است و می توان قایق عواطف و احساسات مخاطب را، گاه در آرامشی رویایی و گاه در طوفانی عظیم فرو برد. هر چه در عمق تاریخ پیش می رویم قهرمانان عظیم تر و ضد قهرمانان آن مهیب تر می شوند و افسانه ها و اسطوره ها سر بلند می کنند و مخاطب را به جهانی از رویاهای بزرگ تاریخی دعوت می کنند. تاریخ جولانگاه قصه هایی است که انسان ها در فطرت و ناخودآگاه خود آنها را می پذیرند. زیرا قصه های تاریخی و اساطیری اساسا بر مبنای فطری ترین تمایلات انسان شکل گرفته اند. تاریخ همانند یک دانشگاه بزرگ است که انسان را در زوایای مختلف به انسان می شناساند. تاریخ روند تکوین و تکرار انسان است و تا جهان بوده و هست این تکوین و تکرار بی درنگ ادامه خواهد داشت. شاید یکی از بارزترین و مهمترین تعاریف را رهبر معظم انقلاب در هشتِ بهمنِ سال هزاروسیصدو هفتاد ارائه کردند؛ تاریخ، درس و گنجینه اطلاعات ما از گذشته بشریت است؛ سرگذشت ماست. مگر می شود نسبت به تاریخ بی اعتنا بود؟ همه علوم و همه معارف و همه تلاشهای بشری و همه آنچه که امروز در این صحنه عالم وجود دارد، فقط زمان حال است؛ میلیونها برابرِ این تلاشها در گذشته انجام گرفته است. سرگذشت اینها، یعنی تاریخ.» و هفده سال بعد در نوزده اردیبهشتِ هشتادوهفت تعبیری دقیق از اهمیت عبرت گرفتن از تاریخ را بیان کردند که؛ «می خواهیم از راه شناختن تاریخ خود، گذشته خود و برجستگان این تاریخ، خود را درست بشناسیم؛ امروزمان را درست بفهمیم و راه فردامان را تشخیص بدهیم و باز کنیم... ما به گذشته که نگاه می کنیم، با این چشم نگاه می کنیم. گذشته برای ما یک وسیله و آئینه ای است؛ مایه عبرتی است تا راه آینده مان را هموار کنیم.»

چرایی! وجود قصه های تاریخی در راز بی بدیل هستی نهفته است، در تکوین و تکرار.  شناخت تاریخ و تکوین و تکرار آن برای فهم بهترِ شرایط امروز و آینده ضروری است. زیرا امروز همان دیروزِ فردای ماست! جامعه ای که تاریخ را نمی داند تجربه ها را تجربه می کند و طعم شکست های پی در پی  را برای رسیدن به یک پیروزی ناچیز می چشد. جامعه ای که تاریخ را نمی داند در پنچه ی تجربه های کشنده اسیر خواهد شد، چنان که نتیجه ی این نا آگاهیِ تاریخی چیزی جز زوال آن جامعه را به دنبال نخواهد داشت. از سوی دیگر انسان و جامعه ی آگاه به تاریخ، می تواند با عبرت گرفتن از آن، تجربه های نویی را رقم بزند که آینده ای درخشان و روشن را برایش به ارمغان بیاورد. و باز به جمله‌ای از رهبر انقلاب استناد می‌کنم؛ «حافظه ی تاریخی یک ملّت نباید ضعیف بشود.» بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در هجدهم شهریور نود و چهار. این حافظه‌ی تاریخی در واقع منجر به هویت سازی برای انسان ایرانی می‌شود. هویتی که در دل خود صدهاهزار دلیل و مدرک دارد که باید به مهین عشق ورزید و دوستش داشت. در واقع وقتی از زاویه‌ی دشمن به این امر مهم تاریخی نگاه کنیم متوجه می‌شویم که چرا و چگونه دشمن با ساخت فیلم‌هایی همچون سیصد و تولید روزانه‌ی اخبار منفی از ایران، در تمام اعصار تاریخی به دنبال نابودی این هویت ملی انسان ایرانی است.

چگونگی! پرداختن به تاریخ، نیاز به داشتن فانوسی روشن برای درست دیدن تاریخ دارد. این فانوس روشن همان رجوع به بیان فطری تاریخ است. در چگونگی بیان تاریخ، فطرت بشر باید مبنا باشد. نمایش حرکت سختِ عبور از میان شر، به سمت خیر، نمایش فطرت تاریخ است. اگر این مسیر درست تصویر شود مخاطب هم بی تاب برای دیدن آن لحظه شماری خواهد کرد، اما اگر مسیر رسیدن به قله، نه از راه های دشوار و پیچ ها و گردن های مرگ آسا، بلکه از پله ای سهل، تصویر شود، مخاطب در ناخودآگاه و سپس در خودآگاه خود، از آن بیزار خواهد شد. برای مثال بشر هر چند خود، گاه زبان به دروغ می گشاید اما به شکل ذاتی و فطرتی از دروغ بیزار است و همین است که ضد قهرمان های دروغ گو را ابتدا دل فریب و جذاب می سازد اما آنجا که منافع مردم و باورهایشان مورد هجوم قرار می گیرد دیگر آن ضد قهرمانِ دل فریب را دوست ندارند و می خواهند که قهرمان شکست خورده ی قصه بر او چیره شود و ضد قهرمان فریب کار رسوا. همچنین بشر عشق را همواره در سینه ی خود فهمیده و تجربه های ریز و درشتی از آن را در طول حیات خود اندوخته است، اثر تاریخی مبطنی بر عشق یعنی اثری مبطنی بر فطرت. کیمیای عشق، همواره می تواند در هر دو جبهه ی خیر و شر خرج شود و کدام را به سوی دیگری بکشد. اما آنگاه که عشق زلال شود و قهرمانان عاشق پیشه از ضد قهرمانان هوس باز جدا گردند، دیگر کیمیای عشق جز برای خیر شمشیر نخواهد زد. داستان های تاریخی همواره بر بستری از گل های سرخِ عشق پهن می شوند تا تاریخ و قهرمانان اش در قلب مخاطب بنشینند. بشر از نمایش جنگ لذت می برد اما از فرو رفتن در جنگ پرهیز دارد و همین است که تاریخ و قصه هایش همواره میادین نبرد را بین خیر و شر صف آرایی می کنند تا ذات حق طلب بشر را بیدار کنند و ناخودآگاه بشر را به سمت خیر سوق دهند، تا با سَروری خیر، دیگر تیغی کشیده نشود و خونی ریخته نگردد.

پس از آنکه بیش از یک دهه است که به دنبال ساخت سریال یا فیلمی از تاریخ باستان ایران عزیز بوده‌ام و متاسفانه حامی مالی برای تحقق این هدف و به تصویر کشیدن فیلمنامه‌هایم نیافته‌ام، به نظرم آمد که باید برای آیندگان از این مهمِ تاریخی سخنی بنویسم به امید روزی که شاید طلسم ساخت آثاری هویت ساز و هویت بخش از تاریخِ این تمدن کهن، بشکند. سهیل سلیمی

 

سهیل سلیمی / فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران.

https://soheilsalimi.blogsky.com

دانلود مجموعه مستند جنایت نامرئی در سایت: عماریار

مجموعه مستند «جنایت نامرئی»، مستند جنایت نامرئی به موضوع نظم نوین جهانی و ارتباطش با سلاح‌های بیولوژیک و خصوصاً پاندمی کرونا با بیش‌ از دو سال تحقیق و پژوهش، می‌پردازد. دانلود مجموعه مستند جنایت نامرئی در سایت: عماریارقابل دسترس شد.

لینک سایت عمار یار:    https://ammaryar.ir/m/pxhufhttps://ammaryar.ir/m/pxhuf

نقدی بر انیمیشن ببعی قهرمان دکتر مهتاب اسکندری

بسم الله الرحمن الرحیم 

نقدی بر انیمیشن ببعی قهرمان دکتر مهتاب اسکندری استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا و جامعه شناس رسانه 

انتقاد: در دوره ای که حتی انیمیشنهای سیاست‌زده والت دیزنی روی به تولید آثاری با محتوای جامعه شناسی آسیبهای کودک و نوجوان مثل «درون و برون» روی آورده اند، جای بسی تعجب و تاسف است که انیمیشن برخاسته از اثر سریال تلویزیونی و داستانی ادبی قوی کودک و نوجوان «ببعی و ببعو» در ایران، علی رغم تبلیغات قدرتمند رسانه ای برای اکرانش، به یکباره فیلمی با محتوای بسیار ضعیف و کلیشه ای، با موسیقی های رپ ناشایست برای گروه سنی مخاطبش با شخصیت پردازی های کاملا متناقض با اثر ادبی اش را جلوی چشمان کودکان و نوجوانان که به امید وعده ای به طاهر صادق به تماشا آمده اند به تصویر می کشد. 

رمز گشایی: در انیمیشن ببعی قهرمان، بره ها تبدیل به بزغاله شده اند و تصادفی نیست که خط رایج سرزمین این بزها بیشتر شبیه به الفبای عبری است تا هر زبان و خط دیگر! از نقطه نظر محتوا، عناصر جهان بینی فراماسونری و گنوسیسم در خط داستان آشکارا بیداد می کند. بچه ها برای موفقیت باید عضو کلوپ آقای جغد شوند که اتفاقا استاد قطعه موسیقی گل مریم‌ را با تکرار عبارت «برنمی گردم به خانه» برای بچه ها نهادینه می کند. تنها کودکی که در جمع بچه ها با والدین صادقانه در ارتباط است (ببعو با موهای صورتی!) به طور خاص به عنوان شخصیتی بی عرضه و ضد قهرمان مورد تمسخر و استهزای خط داستان است. مادر ببعی با موهای سبز (!) الگوی شخصیتی یک زن پرآرایش با خصوصیاتی دور از مادرانگی است. پدر ببعی از هیبت رسمی و مودبانه خود در اثر مبدا تبدیل به شخصیتی رپ و عامرانه شده است. هوش مصنوعی مانند جادو در صحنه های پیروزی شخصیتهای محبوب در داستان حضور دارد. و برای موفقیت قهرمانان لازم و ضروری نمایانده می شود. رقابتی ناسالم تمام محوریت شخصیت پردازی قهرمانان داستان است. طولانی ترین و قوی ترین شعر و ترانه فیلم مربوط به شیطانی ترین شخصیت داستان بوقلمون ماده است و این انفاقی نیست که محتوای آواز او توجیه نافرمانی ها و فتنه گری ها و پلیدی گری شیطان است و سعی در خاکستری نمایاندن شخصیت سیاه داستان در نظر مخاطب کودک و نوجوان دارد. 

ریشه یابی: نقطه ضعفهای جدی اثر برخاسته از جهان بینی دست اندرکاران کنونی صنعت وهنر انیمیشن در ایران هستند. بطور مثال بهرام عظیمی به عنوان شخصیتی کلیدی در این حوزه در برنامه هفت (شهریورماه ۱۴۰۳) در نقد اثر «درون و برون» دقیقا قوی ترین رویکرد اثر فوق را به عنوان نقطه ضعف تلقی می کند. وی در اشاره به معمولی و روزمره بودن شخصیت رایلی در این اثر، رسالت انیمیشن را اغراق در شخصیت و ارایه داستان حول محور شخصیتهای خاص و قهرمانانه بر می شمارد! در عصری که کودکان و نوجوانان ما از آسیبهای متنوع روحی و روانی رنج می کشند، اتفاقا پرداختن به مشکلات و چالشهایی که بطور روزمره گریبان‌گیر نسل کودک و نوجوان ما هستند بسیار پراهمیت و اضطراری تر است. متاسفانه می توان ادعا کرد که دست اندرکاران و بزرگان حوزه انیمیشن کودک که سنگین ترین مسوولیت آموزش را در حوزه آموزش رسانه ای این قشر از جامعه بر شانه دارند، مانند بسیاری از حوزه های دیگر از نظر شناخت آسیب شناسی جامعه و  حقیقت جاری در زندگی کودکان و نوجوانان جامعه ما ناآگاه و کم سوادهستند. 

پیشنهاد راهکار: کم سوادی شناختی و دردنا آشنا بودن گروهی که بیش از آنکه به عنوان متخصص عمل کنند رویکردی صرفا صنفی و تکنولوژیک به حوزه انیمیشن دارند، تا حد زیادی به دلیل انحصار قدرت تولید به گروهی خاص بنام نخبگان این حوزه است که انفاقا نخبگی آنها فقط مربوط به مهارت ایشان در پارتی بازی و وابستگیشان به شبکه های سرمایه داری یا دست اندرکاران همیشه پشت میز است. دست اندرکاران همیشه پشت میز افرادی هستند که در هر عصر و دوره ای موقعیتهای کلیدی تصمیم سازی دست این عده معدود و مخصوص است. 

منابع اخذ تجربه و سواد اجتماعی که بتوانند به عنوان مرجع برای تولیدکنندگان انیمیشن و نویسندگان این حوزه مورد استفاده قرار بگیرند بایستی از پژوهشهای جامعه شناسی کودک و نوجوان از بستر جامعه خودمان تغذیه شوند. در این صورت می توان انتظار تولید و ظهور انیمیشنهایی چون لوپتو که برخاسته از نیازهای روحی و اجتماعی کودکان و نوجوانان این سرزمین هستند را داشت.تنها در این صورت فرزندان ایران می توانند از آسیبهای انیمیشنهای سلیقه ای و سفارشی که آمال پیش پا افتاده عده ای سرمایه دار نامربوط به این حوزه را به نقش تخیل می کشند خلاصی یابند. 

انیمیشن به عنوان مرجع تولید خوراک ذهن و منبع انتقال جهان بینی و فرهنگ یک حوزه استراتژیک است که اتفاقا متعهدترین و بیدارترین قشر متخصصان حوزه آموزش و رسانه کودک و نوجوان را می طلبد. 

با امید به جدی گرفتن این حوزه فوق استراتژیک توسط دست اندرکاران شایسته.

نابغه ایرانی

نابغه ایرانی

ابن هیثم: پدر نورشناسی مدرن و چهرهی درخشان فیزیک جهان اسلام

 

 مقدمه

ابوعلی محمد بن حسن بن هیثم بصری، مشهور به ابن هیثم (۳۵۴-۴۳۰ هجری قمری/۹۶۵-۱۰۴۰ میلادی)، از بزرگترین دانشمندان جهان اسلام و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ علم به شمار میرود. او که به "پدر نورشناسی مدرن" شهرت یافته، نه تنها در فیزیک، بلکه در ریاضیات، نجوم، مهندسی و فلسفه نیز دستاوردهای شگرفی داشته است. من به دلیل علاقه ی شخصی ام این مقاله به بررسی گوشه ای از زندگی علمی او و دستاوردهای این نابغهی جهان اسلام میپردازم.

 

 زندگی و دوران علمی ابن هیثم

ابن هیثم در سال ۳۵۴ هجری قمری (۹۶۵ میلادی) در بصره به دنیا آمد و در دوران طلایی تمدن اسلامی پرورش یافت؛ دورهای که شاهد شکوفایی علوم مختلف و ترجمهی آثار یونانی، فارسی و هندی به زبان عربی بود . او ابتدا به تحصیل علوم دینی پرداخت، اما به تدریج به علوم تجربی گرایش پیدا کرد. ابن هیثم در بصره منصب دیوانی داشت، اما برای پرداختن به علم، تظاهر به جنون کرد تا از این سمت برکنار شود .

داستان مهاجرت او به مصر و مواجهه با خلیفه الحاکم فاطمی از جذابترین بخشهای زندگی اوست. ابن هیثم با ادعای توانایی تنظیم جریان نیل به مصر دعوت شد، اما پس از بررسیهای میدانی به غیرعملی بودن این طرح پی برد. از ترس خشم خلیفه، بار دیگر تظاهر به جنون کرد و حدود ده سال تحت حبس خانگی قرار گرفت . جالب اینجاست که همین دوران حبس، پربارترین دورهی علمی زندگی او بود و در این مدت کتاب مشهور "المناظر" را تألیف کرد .

 دستاوردهای علمی ابن هیثم

۱. انقلابی در نورشناسی

ابن هیثم را میتوان بنیانگذار نورشناسی مدرن دانست. او در کتاب هفت جلدی "المناظر" (کتاب نورشناسی) که بین سالهای ۱۰۱۱ تا ۱۰۲۱ میلادی نوشته شد، نظریهای انقلابی دربارهی بینایی ارائه داد . برخلاف نظریههای رایج آن زمان که معتقد بودند نور از چشم خارج میشود (نظریهی انتشار)، ابن هیثم ثابت کرد که نور از اجسام به چشم میتابد (نظریهی درونتابی) . او همچنین:

- قوانین بازتاب نور را به طور کامل فرمولبندی کرد

- به بررسی دقیق پدیدهی شکست نور پرداخت

- ویژگیهای عدسیها و آینهها را مطالعه کرد

- ماهیت رنگها و ارتباط آنها با نور را توضیح داد

۲. اختراع دوربین تاریکخانهای (Camera Obscura)

ابن هیثم اولین کسی بود که از اتاق تاریک (Albeit Almuzlim) برای مطالعهی نور و تصویر استفاده کرد. این دستگاه که بعدها به نام Camera Obscura شناخته شد، اساس اختراع دوربین عکاسی و سینما در قرنهای بعد گردید . او با این اختراع نشان داد که نور در خطوط مستقیم حرکت میکند و تصاویر به صورت وارونه تشکیل میشوند .

۳. روش علمی تجربی

ابن هیثم را میتوان پیشگام روش علمی مدرن دانست. او پنج قرن قبل از دانشمندان رنسانس، روشی مبتنی بر مشاهده، فرضیهسازی، آزمایش و استنتاج منطقی را پایهگذاری کرد . رویکرد او در علم، ترکیبی از ریاضیات و آزمایش بود که در آن زمان کاملاً نوآورانه محسوب میشد. ابن هیثم معتقد بود: "اگر یادگیری حقیقت هدف دانشمند است... پس باید خود را دشمن همهی آنچه میخواند قرار دهد" .

۴. دستاوردهای ریاضی و نجوم

ابن هیثم در ریاضیات نیز نوآوریهای مهمی داشت:

- حل مسئلهی معروف "مسئلهی الحسن" (Alhazen's problem) در هندسه

- توسعهی روشهای محاسبهی مساحت و حجم اجسام سهبعدی

- پیشرفت در نظریهی اعداد و محاسبات مثلثاتی

در نجوم، او به نقد نظریههای بطلمیوس پرداخت و در کتاب "الشکوک علی بطلمیوس" (شکهای دربارهی بطلمیوس) به ناسازگاریهای مدل نجومی بطلمیوس اشاره کرد . همچنین اندازهگیریهای دقیقی از سرعت نور و صوت انجام داد و محیط کرهی زمین را با واحد ذرع (واحد طول رایج در آن زمان) محاسبه کرد .

۵. تأثیر بر علوم دیگر

ابن هیثم در زمینههای دیگری نیز تأثیرگذار بود:

- پزشکی: مطالعهی ساختار و عملکرد چشم

- فلسفه: تلفیق روشهای تجربی با فلسفهی طبیعی

- روانشناسی: بررسی ادراک بصری و خطاهای دید

 میراث و تأثیر جهانی ابن هیثم

آثار ابن هیثم، به ویژه کتاب "المناظر"، تأثیر شگرفی بر رشد علم در غرب داشت. ترجمهی لاتین این کتاب در قرن ۱۲ و ۱۳ میلادی به دسترس دانشمندان اروپایی قرار گرفت و الهامبخش چهرههایی مانند راجر بیکن، یوهانس کپلر، رنه دکارت و حتی اسحاق نیوتن شد . برخی مورخان علم، کتاب المناظر را همتراز "اصول ریاضی فلسفهی طبیعی" نیوتن در تأثیرگذاری بر علم فیزیک میدانند .

یونسکو در سال ۲۰۱۵ که به عنوان "سال جهانی نور" نامگذاری شده بود، از ابن هیثم به عنوان یکی از پیشگامان علم نورشناسی تجلیل کرد. این سال مصادف با هزارمین سالگرد تألیف کتاب المناظر بود . همچنین دهانهای در کرهی ماه و یک سیارک به نام او (Alhazen) نامگذاری شدهاند .

 نتیجهگیری

ابن هیثم به حق یکی از بزرگترین فیزیکدانان جهان اسلام و تاریخ علم به شمار میرود. نوآوریهای او در نورشناسی، روش علمی تجربی و ریاضیات، بنیانهای علم مدرن را شکل داد. داستان زندگی او - از تظاهر به جنون برای پرداختن به علم تا دستاوردهای شگفتانگیزش در دوران حبس خانگی - الهامبخش همهی جویندگان علم و حقیقت است. امروزه، با وجود گذشت حدود هزار سال از مرگ او در سال ۴۳۰ هجری (۱۰۴۰ میلادی) در قاهره، آثار و افکار ابن هیثم همچنان زنده و تأثیرگذار است و نام او به عنوان نماد شکوفایی علمی تمدن اسلامی میدرخشد.  سهیل سلیمی

مجموعه مستند یونیفورم

برای تماشای مجموعه مستند یونیفورم که پبرامون فرماندهان جنگ تحمیلی می‌باشد به کانال آپارات سهیل سلیمی مراجعه کنید. 

روی تصویر زیر کلیک کنید.

سایه سیاه بر پرده نقره‌ای (گفتگوی سهیل سلیمی و نشریه صبح صادق به مناسب روز ملی سینما)

سایه سیاه بر پرده نقره‌ای  

 یکی از دغدغه‌های امروز جریان انقلاب، چهره غربی برخی از فیلم‌هایی است که بر پرده نقره‌ای سینما نقش می‌بندد؛ مسئله‌ای که با مذاق فرهنگ و خانواده ایرانی سازگار نیست. برای بررسی این موضوع با «سهیل سلیمی» کارگردان و مستندساز ایرانی که آهنگسازی و نویسندگی هم می کند، گفتوگو کردیم، او کارگردانی فیلم‌هایی، همچون روز داوری، فرشتگان قصاب، روزنه و... را در کارنامه خود دارد و در زمینه مستند نیز کارگردانی آثاری همچون مجموعه مستند رخ، مجموعه مستند جنایت نامرئی، قصه امیر، بر فراز رویاهای کودکی، شکارچی تانک، جاری چون رود و... را برعهده داشته است.

 

* کلیدواژه‌ «سینمای سفارتخانه‌ای» یا جشنواره‌ای از جمله مسائلی است که در این سال‌ها به نوعی می‌شود گفت که از سوی برخی غرب‌گرایان رونق گرفته است؛ این افراد سعی دارند آثاری را وارد چرخه سینمای ایران کنند که خواسته غرب است؛ نظر شما در این باره چیست؟

پس از هشت سال دفاع مقدس جنگ چهره خود را در قالب دیگری و تحت عنوان سینما نشان داد. در این دوران یک جریان روشنفکری در سینماها رخ داد که در پی جاری کردن فرهنگ غرب در دل جامعه بود، روند این موضوع این پالس را به غرب می‌داد که می‌شود از این طریق در سطح جامعه تغییراتی را ایجاد کرد. غربی‌ها به این فکر افتادند که از طریق فیلم‌سازان و کارگردانان ایران تصویر سیاهی را در داخل و خارج از کشور به نمایش بگذارند. خب طبیعتاً این جریان به حمایت مالی و رسانه‌ای نیاز داشت. بنابراین، غربی‌ها چهره‌هایی را در جشنواره‌های رنگارنگ و سینماهای ایران و خارج از کشور مطرح کردند؛ آنها به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده این چهره‌ها را الگوی دانشجویان رشته‌های فیلم‌سازی کردند به این صورت که هر کسی که می‌خواست فیلمی بسازد، خط‌کش و معیار آنها همین چهره‌هایی بود که غرب از آنها حمایت مالی کرده بود. یکی از کارهایی که آن زمان اتفاق افتاد، این بود که سفارت‌خانه‌ها از این چهره‌ها حمایت ویژه‌ای انجام دادند و حتی برای اینکه این جریان‌ها مستمر و ادامه‌دار باشد، راه کارهایی را طراحی کردند که جشنواره‌هایی که در آنها پشتوانه‌های مالی به فیلم‌هایی تعلق می‌گرفت از این جریان مرموز حمایت کنند، آنها در واقع ساختاری را ایجاد کردند که سیستماتیک و منظم سینماگرانی را تربیت کند که همان ساختارهای روشنفکرمآب را به شکلی پخته‌تر نسبت به سینماگران قبلی تهیه و تدارک ببینند؛ اگر هم در این بین یک فیلم‌سازی حاضر شود که دغدغه انقلاب و کشور را داشته باشد،  شما دقت کنید یک فیلم می‌سازد و به دلیل عدم حمایت مالی بعد از مدتی تقلا برای ساخت فیلمهای بعدیش و ناکامی های مالی مجدد از عرصه سینما خداحافظی می‌کند؛ چرا که جریان سینمایی غرب‌زده و روشنفکر با هزینه‌های گزافی که از طریق همین سفارت‌خانه‌ها دریافت می‌کند، راه ادامه دادن و دیده شدن جریان‌های انقلابی را سد می‌کنند.

واقعیت این است که صنعت سینما، صنعت بسیار گران‌قیمتی است. بنابراین، وقتی شما فیلمی می‌سازید، قطعاً هزینه زیادی را خرج کرده‌اید؛ از این رو جریانی در این صنعت مقدم‌تر و جریان‌سازتر است که هزینهی بیشتری را خرج کرده باشد. شما فیلم‌های روشنفکری را نگاه کنید، اینها هزینه‌های زیادی برای ساخت یک فیلم خرج می‌کنند هرچند تماشاگران آنچنانی هم ندارند. خب! به نظر شما این هزینه‌هایی که برگشت مالی هم ندارد، از کجا می‌آید؟ چرا باید شخصی برای یک فیلم که بازگشت مالی ندارد، هزینه کند؟ مطمئناً یک جایی هزینه این فیلم‌های روشنفکری را پرداخت می‌کند! آن زمانی که فیلم‌های «عباس کیارستمی» در سینماهای ایران پخش می‌شد ما دانشجویان تازه کار سینما بودیم؛ یادم است در آن دوران جمعیت ده بیست نفری برای دیدن این فیلم‌ها می‌رفتند. آنها هم تا انتهای فیلم نمی‌نشستند و فیلم را نصف و نیمه رها می‌کردند و می‌رفتند. در همان دوران شما می‌بینید که کیارستمی در جشنواره‌های رنگارنگ خارجی پشت سر هم جایزه دریافت می‌کند؛ نکته‌ای که هست، این است که این جشنواره‌ها فله‌ای به کسی جایزه نمی‌دهد آنها قطعاً شما را می‌شناسند؛ یعنی وقتی یک جشنواره‌‌ای یک فاندی را به کسی می‌دهد آن شخص تأیید شده سفارت آن کشور است؛ اینطور نیست که فقط جنبه هنری اثر برای این جشنواره‌ها مهم باشد، پیش از آن باید سفارت‌خانه‌ها آن شخص را تأیید کرده باشند و حتماً شرایط امنیتی ویژه‌ای برای آن فیلم‌ساز حاکم است و آن سفارت‌خانه مطمئن است که این فیلم‌ساز در زمین آنها بازی خواهد کرد و در آینده هم تغییر مسیر نخواهد داد.

هدف سفارت‌خانه‌ها حتی شامل آثار ابزوردی که از سوی بازیگران مطرح طنز هم شکل می‌‌گیرد می‌شود؛ این فیلم‌ها هم تابع همان سیاه‌نمایی هستند که در ذیل پروژه غرب تعریف می‌شود و در جهت تغییر اعتقادات و حیای جامعه پیش می‌رود.

 * به نظر شما راه حل مبارزه با این جریان که سعی دارد فرهنگ غربی را وارد سینمای ایران کند، چیست؟

راه حل بسیار روشن است. باید از جریان‌های فیلم‌ساز انقلابی حمایت مالی شود. تنها راه مقابله هم همین است؛ چرا که جریان روشنفکر تماشاگر جدی ندارد و غالباً تماشاگران آنها افرادی هستند که بی‌دغدغه هستند و از روی بیکاری تماشاگر این فیلم‌ها بودند اما به مرور با تغییر ذائقه‌ی مخاطب توانستند به فروش های چند میلیاردی هم برسند، یعنی بیست سال هزینه کردند و میان جریان ضد ارزش‌های ایرانی-اسلامی، پول پاشی کردند و بعدا، هم در فروش فیلم‌ها و هم در تغییر سبک زندگیِ انسانِ ایرانی میوه‌اش را چیدند. شما هر کشوری را می‌بینید که در صنعت سینما رشدی کرده‌ است، به سبب هزینه مالی عظیمی بوده که وارد این صنعت کرده‌اند. امروز اگر سینمای ترکیه و کره در بین کشورهای فیلم‌ساز خودی نشان داده‌اند و استقبال جدی از سینمای این کشورها شده، به سبب تزریق هزینه‌هایی است که این صنعت را جلو برده است.

ورود حمایت مالی هم به این معنا نیست که فقط فیلم جنگی بسازیم، نه! بلکه باید فیلم‌هایی را در ژانرهای گوناگون تدوین و تهیه کنیم که ذائقه همه مخاطبان را در بر بگیرد. اینطور نباشد که فقط یک سبک فیلم را حمایت کنند، الان بنده چند فیلم‌نامه دارم که هر کدام هشت سال، ده سال، سیزده‌سال دارد خاک می‌خورد و هیچ حمایتی هم از آنها صورت نمی‌گیرد و مهمترین مانع هم ظاهراً پول است، اغلب مدیران فرهنگی از ترس اینکه مبادا فیلمی در اکران و در فروش موفق نباشد فقط به دنبال سلبریتی ها هستند تا پشت سر شهرت آنها یکی دوتا فیلم بسازند و بعد آن را به نام کُل سینمای انقلاب و دفاع مقدس و اسلام و مسلمین فاکتور کنند، و در سوی دیگر صدها هنرمند که قلباً به انقلاب و نظام علاقمند هستند، خانه نشین می شوند. باید جریان روشنفکری و حمایت‌هایی را که از این قشر می‌شود، جدی گرفت و در مقابل آنها ایستاد و ایستادن در مقابل آنها هم یعنی هزینه کردن برای فیلم‌سازان انقلابی که نه تنها دغدغه انقلاب را دارند، بلکه در این زمینه تخصص هم دارند. صهیونیست‌هایی که امروزه اداره‌کننده سینمای جهان هستند، در ساخت فیلم‌های‌شان یک نظریه‌ای دارند که جالب است آن معتقدند شما نمی‌توانید به هرکسی پول بدهید که برای‌تان فیلم بسازد شما فیلم‌سازتان را انتخاب می‌کنید؛ یعنی وقتی قرار است سازمان سیا دنبال جیمز کامرون برود، او را برای یک حوزه‌ و موقعیتی انتخاب می‌کند که او در آن تبحر دارد و از دل این خلاقیت اهداف خود را دنبال می‌کند.

 *چه پیشنهادی به مسئولان دغدغه‌مند سینمایی دارید؟

متأسفانه فیلم‌سازان انقلابی به سبب اینکه سال‌های بیکاری‌شان بیشتر از تعداد کارهای‌شان است، در هر زمینه‌ای که به آنها پیشنهاد ساخت فیلم داده می‌شود، می‌پذیرند؛ اما اگر در طول این سال‌ها هزینه مالی به آنها تعلق می‌گرفت و در آن ژانری که تخصص داشتند، فیلم‌های بیشتری می‌ساختند، یقیناً به مرحله‌ای می‌رسیدند که می‌توانستند در عرصه سینما جریان‌سازی کنند. کارگردانی که سازنده فیلم‌های تاریخی است، نمی‌تواند فیلم پلیسی هیجان‌انگیز و پرمخاطبی بسازد. حال این یک مشکل است، مشکل دیگری هم هست که مسئول دلسوز،  فیلم‌ساز متخصص همان ژانر را انتخاب کرده اما دائماً به سبب دخالت‌هایی که در ورق به ورق فیلم‌نامه ایجاد می‌کند، خروجی‌ای از فیلم در می‌آورد که نه تنها هزینه فیلم را به باد می‌دهد، بلکه مخاطبان این فیلم را از بین می‌برد. بنابراین، باید به کارگردان انقلابی که تخصص دارد اعتماد کرد؛ چرا که دخالت‌های نادانسته آنها ضربات سنگینی به فیلم وارد می‌کند؛ برای نمونه پیش آمده که یک سکانسی را ما گرفته‌ایم و چند روز هم از آن سکانس گذشته در نتیجه موقعیت و لوکیشن آن صحنه به کلی تغییر کرده است در اینجا مسئول مربوطه بنابر دغدغه دینی و فرهنگی که دارد به ما پیام می‌دهد که در آن سکانس چند روز پیش یک دیالوگ را اضافه کنید یا فلان مطلب را بگویید تا فلان بازیگر بگوید!

حال در طرف مقابل جریان روشنفکر صفر تا صد کار را دست کارگردان می‌دهد و تنها یک تهیه‌کننده‌ای را بالای سر فیلم می‌گذارد که در گروه کارگردانی و فیلمبرداری دخل و تصرفی غیر از مفهوم اصلی فیلم انجام ندهند؛ این افراد برای این کار با مجوز یک فیلمنامه‌ی موجه و ظاهراً سلامت مجوزهای گوناگون مانند فیلم‌برداری در پارک و خیابان و... را برای یک فیلم‌شان می‌گیرند، اما فیلم دیگری را تولید می‌کنند این برای یکی دو فیلم نیست؛ بلکه یک روال روتین بین فیلم‌سازان این جریان است.

 * برای غلبه جریان انقلابی در سینما چه کار باید کرد؟

وقتی از هزینه کردن برای جریان انقلابی صحبت می‌کنیم، لزوماً به این معنا نیست که آن فیلم بازدیدکننده و مخاطب زیادی داشته باشد؛ چون غالباً مردم وقتی پای دیدن فیلم می‌روند، نگاه نمی‌کنند که این فیلم انقلابی است یا نه! مخاطب دنبال قصه خوب است؛ آنچه ما دنبال آن هستیم، این است که جریان انقلابی استمرار پیدا کند و به عنوان فرهنگ غالب به روند خود ادامه بدهد. حال در این بین اگر مخاطب کم باشد یا زیاد، در هر صورت ما برنده‌ایم؛ چرا که در حال جریان‌سازی هستیم. رهبرمعظم انقلاب هم طی یک سخنرانی به این موضوع اشاره کردند و گفتند که به جوان‌های انقلابی که دغدغه سینمای انقلابی دارند، کمک کنید تا فیلم‌ بسازند. این نشان می‌دهد که حضرت آقا هم به جریان‌سازی جبهه انقلاب در زمینه سینما اهمیت قائلند. در دوره دولت سیزدهم و در دولت شهید رئیسی به این موضوع توجه شد و ما شاهد رشد سینما در همین سه سال شدیم. خدا ایشان را بیامرزد حقیقتاً ما ایشان را از دست دادیم. بنابراین همانطوری که در ابتدا گفتیم آن زمانی که جریان روشنفکری شروع به کار کرد، بیشتر از ده نفر برای دیدن این فیلم‌ها حاضر نمی‌شدند، اما برای این جریان به قدری هزینه کردند و فیلم‌ها ساختند تا رشد پیدا کند و افرادی مانند «اصغر فرهادی» از دل آنها بیرون بیاید. شاید بگوییم از لحاظ فرم اصغر فرهادی با عباس کیارستمی متفاوت باشد، اما در معنا هر دو یکی است. بنابراین، آنچه در عرصه فیلم‌سازی  اهمیت دارد، این است که هدفدار پیش برویم و به تعداد مخاطبان نگاه نکنیم، مطمئناً در آینده این جریان جای خود را در بین مردم پیدا می‌کند. برای نمونه، بازخوردی که ما از فیلم «ملک سلیمان» داشتیم، بسیار جالب توجه بود و انتظار می‌رفت این فیلم که به‌صورت عیان نه پرده‌پوش به معجزات الهی پرداخته ادامه‌دار باشد؛ به گونه‌ای که فیلم‌های این چنینی زیادی تولید شود، اما دیگر تولید نشد! این فیلمی بود که می‌توانست یک جریان فرهنگی دینی را در جامعه ایجاد کند، اما حمایتی از آن صورت نگرفت. متأسفانه، فیلم‌های مذهبی، دینی و انقلابی ما یک حالت مُسکن در جامعه سینمایی ما گرفته است، هر چند سال یک بار می‌آید و بعد دوباره می‌رود تا چند سال آینده! ما اگر می‌خواستیم یک جریان بشویم، باید حداقل در یک بازه زمانی دو تا سه ساله 100 تا 150 فیلم این سبکی می‌ساختیم.

جریان روشنفکر را ببینید در یک سال اخیر چه تعداد فیلم کوتاه ساخته‌اند که موضوع همجنسگرایی را ارائه می‌دهد. چه کسی دارد برای چنین فیلمی که اکثرا زمان‌شان 10 تا 20 دقیقه‌ است دو، سه میلیارد تومان پول هزینه می‌کند؟ شما رصد کنید که اینها چطور دارند برای جریان‌سازی در کشور هزینه می‌کنند. بعدها همین فیلم‌سازانی که کسی به عملکرد آنها توجه نداشته، در یک عرصه بزرگ دست به ساخت فیلم‌های سینمایی می‌زنند.

* برای آشتی دادن مردم با سینما چه کاری باید انجام داد؟

درباره مردم هم باید بگوییم که غالباً به دنبال قصه خوب هستند! برخی از افراد مذهبی هم که با سینما قهر کرده‌اند، دلیل دارند. آنها وقتی می‌بینند بازیگری که فیلم مذهبی بازی کرده، امروز در جهت مخالف نظام ایستاده است حق دارند که از سینما بدشان بیاید. بنابراین باید حواس جریان انقلابی به  بازیگران هم باشد و خوراک بازیگران را از نظر اعتقادی و فرهنگی آماده کنند تا شاهد این انحرافات در بازیگران نباشیم.

 * چه پیشنهادی برای دیدن فیلم در روز ملی سینما دارید؟

ملک سلیمان آقای شهریار بحرانی و "فرشتگان قصابِ" خودم!


خبرنگار: حسن نوروزی

مدیاسایبرنتیک: قدرتِ تلقین


مدیاسایبرنتیک: قدرتِ تلقین

چگونه رسانه با بهره‌گیری از اصول سایبرنتیک ذهن ما را کنترل می‌کند؟

نویسنده: سهیل سلیمی
نویسنده، کارگردان و مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبرِ دانشگاه تهران


مقدمه: وقتی کنترل در قالب پیام شکل می‌گیرد

اگر سایبرنتیک را همان‌گونه که نوربرت وینر تعریف می‌کند، «علم کنترل و ارتباط» بدانیم، پس رسانه یکی از قدرتمندترین ابزارهای این کنترل در عصر حاضر است. رسانه، نه‌فقط انتقال‌دهنده‌ی اطلاعات، بلکه هدایتگر رفتار، شکل‌دهنده‌ی نگرش، و در نهایت ابزاری برای اعمال قدرت است.

اما این قدرت چگونه عمل می‌کند؟ واژه‌ی کلیدی درک این فرآیند، چیزی نیست جز: تلقین.


انسان و میل به برتری: ریشه‌ی نیاز به کنترل

از دوران هابیل و قابیل تا امروز، انسان همیشه در پی برتری بوده است. قدرت به معنای «توان تحمیل اراده» در اشکال مختلفی چون قدرت مالی، نظامی، علمی و فرهنگی ظاهر شده است. اما در دنیای مدرن، هیچ‌کدام از این اشکال به تنهایی کفایت نمی‌کنند. برای اثربخشی، آن‌ها باید با یک ابزار هماهنگ شوند: رسانه.


چرخه کنترل و قدرت: لوپ بی‌پایان سایبرنتیک

سایبرنتیک، در یک چرخه‌ی تکراری، ابتدا کنترل را برقرار می‌کند و سپس قدرت را اعمال می‌نماید. در این میان، هر بار که اعمال قدرت با مقاومت یا ناکارآمدی روبرو می‌شود، کنترل جدیدی ایجاد می‌شود. رسانه در این چرخه، نقش روان‌ساز و واسطه‌ای هوشمند دارد: بی‌صدا می‌آید، تلقین می‌کند و می‌رود.


رسانه؛ ابزار یا بازیگر اصلی؟

رسانه فقط ابزار نیست. در ساختار سایبرنتیک، رسانه یک بازیگر است. رسانه اطلاعات را نه فقط منتقل می‌کند، بلکه «کدهای رفتاری» را طراحی و به ذهن مخاطب القا می‌کند. این کدها، اعمال کنترل را ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کنند. مخاطب در نهایت، خود، خواهان اجرای خواسته‌های اعمال شده می‌شود.


رسانه، تلقین و جامعه‌سازی

تلقین، یعنی القای یک معنا، نگرش یا رفتار به‌گونه‌ای که فرد آن را درونی کند. رسانه با تکرار، داستان‌سرایی، احساس‌برانگیزی، ترس، تهدید، طنز و سرگرمی، ذهن مخاطب را آماده‌ی پذیرش کنترل می‌کند. نتیجه؟
یک جامعه‌ی کنترل‌شده که خود را آزاد می‌پندارد.


مثال کاربردی: بحران ساختگی برای افزایش قیمت

برای درک نقش رسانه در کنترل رفتار عمومی، سناریوی زیر را تصور کنید:

  1. هشدار بحران آب در اخبار

  2. ترغیب به صرفه‌جویی

  3. تهدید به افزایش قیمت

  4. قطع موقت آب

  5. گزارش‌هایی از کاهش مصرف

  6. افزایش تدریجی قیمت

  7. تبلیغات پیرامون فواید مصرف آب

  8. سکوت رسانه‌ها پس از موفقیت برنامه

این یک «پروژه‌ی سایبرنتیکی کامل» است، که رسانه نقش کلیدی آن را ایفا می‌کند.


نقطه‌ی شکست سامانه

تنها نقطه‌ی ضعف این سامانه پیچیده؟ آگاهی، بیداری، آزادی.
زمانی که مخاطب نسبت به سازوکار رسانه آگاه شود، تلقین بی‌اثر می‌گردد و کنترل، دچار نقص می‌شود. در این مرحله، رسانه دست به ضدحمله می‌زند: مصادره‌ی همین واژه‌ها و بازتعریف آن‌ها به نفع سامانه!


جمع‌بندی

در نهایت، سایبرنتیک با رسانه پیوندی ناگسستنی دارد. رسانه سایبرنتیکی، جامعه‌ساز است؛ با ابزار تلقین، کنترل را اعمال می‌کند و اعمال قدرت را مشروع جلوه می‌دهد.

مدیاسایبرنتیک یعنی حاکمیتِ پنهانِ تلقین!



مدیاسایبرنتیک: قدرتِ تلقین

* مقاله‌ی حاضر، نسخه‌ی تکمیل‌شده و توسعه‌یافته‌ی ارائه‌ای است که پیش‌تر در قالب کارگاه تخصصی «مدیاسایبرنتیک و قدرتِ تلقین» در دومین دوره کنفرانس بین‌المللی فضای سایبر (آبان ۱۴۰۲) ارائه شده است. این مقاله تلاش دارد با بهره‌گیری از مبانی نظری و شواهد تجربی، چارچوبی تحلیلی برای فهم رابطه‌ی میان رسانه، سایبرنتیک و سازوکارهای کنترل ذهنی ارائه کند.

مدیاسایبرنتیک (سایبرنتیکِ رسانه): قدرتِ تلقین و مهندسی ذهن

Media Cybernetics: The Power of Suggestion and Mind Engineering

نویسنده: سهیل سلیمی
پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی
مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران


چکیده

مدیا سایبرنتیک (Media Cybernetics) به‌عنوان امتداد نظریه سایبرنتیک نوربرت وینر (Norbert Wiener) در عرصه رسانه، بستر شکل‌دهی رفتار و نگرش مخاطبان را فراهم آورده است. رسانه، دیگر صرفاً واسطه انتقال پیام نیست، بلکه خود به بازیگری مستقل بدل شده که با بهره‌گیری از اصول feedback (بازخورد)، control (کنترل)، و communication (ارتباط)، جامعه را مهندسی می‌کند. این مقاله، با تکیه بر نظریه‌های کلاسیک سایبرنتیک و نمونه‌های معاصر رسانه‌ای، نشان می‌دهد چگونه «تلقین» به ابزار اصلی هدایت ذهن و رفتار تبدیل شده است. همچنین، ضمن بررسی چرخه‌های قدرت و کنترل رسانه‌ای، راهکارهای مقاومت در برابر پروژه‌های سایبرنتیکی رسانه‌ای نیز تحلیل می‌شود.

واژگان کلیدی: سایبرنتیک رسانه (Media Cybernetics)، کنترل (Control)، تلقین (Suggestion)، بازخورد (Feedback)، رسانه (Media)


۱. مقدمه: رسانه به مثابه سامانه سایبرنتیکی

نوربرت وینر (Norbert Wiener)، بنیان‌گذار سایبرنتیک، در کتاب مشهور خود Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine (Wiener, 1948) سایبرنتیک را علم «کنترل و ارتباط» می‌داند. در این چهارچوب، رسانه (Media) نه صرفاً ابزار ارتباطی، بلکه سامانه‌ای سایبرنتیکی است که با بهره‌گیری از اصول بازخورد (Feedback)، پیام‌رسانی را به ابزاری برای اعمال کنترل بدل کرده است.

در چنین سامانه‌ای، رسانه‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌های هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)، کلان‌داده‌ها (Big Data) و تحلیل رفتار مخاطب، پیام‌ها را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که «ادراک مخاطب» را مهندسی کنند (Zuboff, 2019).


۲. قدرتِ تلقین (Suggestion) و چرخه کنترل رسانه‌ای

واژه کلیدی درک عملکرد رسانه‌های سایبرنتیکی، «تلقین» (Suggestion) است. تلقین در روانشناسی اجتماعی به معنای کاشت یک باور یا نگرش در ذهن فرد به‌گونه‌ای است که فرد گمان کند آن باور را خود پذیرفته است (Bargh & Chartrand, 1999).

۲.۱. چرخه سایبرنتیکی قدرت

چرخه کنترل سایبرنتیکی رسانه‌ای به‌طور خلاصه به شکل زیر عمل می‌کند:

۱. ورود پیام (Input): تولید محتوای رسانه‌ای متناسب با اهداف کنترلی
۲. بازخورد (Feedback): تحلیل واکنش مخاطبان (لایک، کامنت، بازنشر، نظرسنجی‌ها)
۳. اصلاح پیام (Adaptation): بهینه‌سازی پیام‌ها براساس داده‌های دریافتی
۴. اعمال قدرت (Control): هدایت رفتار مخاطبان به سوی اهداف خاص

این چرخه نوعی لوپ تقویت‌شونده (Positive Feedback Loop) ایجاد می‌کند که هر بار کنترل را دقیق‌تر و عمیق‌تر می‌سازد (Shannon & Weaver, 1949).


۳. رسانه؛ ابزار یا بازیگر؟

آیا رسانه صرفاً ابزاری در دست قدرت است یا خود به کنشگری مستقل بدل شده است؟ به تعبیر مارشال مک‌لوهان (Marshall McLuhan)، «رسانه خود پیام است» (The medium is the message) (McLuhan, 1964). رسانه امروز، نه تنها محتوای رفتاری تولید می‌کند، بلکه با هوشمندسازی فرایند تولید و توزیع محتوا، در فرایند تصمیم‌سازی اجتماعی مداخله مستقیم دارد.

نمونه‌های معاصر این امر را می‌توان در کارزارهای خبری حول بحران‌های اقتصادی یا بهداشت عمومی مشاهده کرد. رسانه‌ها، از طریق خلق «واقعیت‌های بدیل» (Alternative Realities)، افکار عمومی را به سوی پذیرش سیاست‌های خاص سوق می‌دهند (Chomsky & Herman, 1988).


۴. پروژه‌های سایبرنتیکی رسانه‌ای: نمونه‌کاوی

۴.۱. بحران ساختگی برای کنترل رفتار جمعی

فرض کنید یک رسانه جریان اصلی (Mainstream Media) چنین سناریویی را پیاده‌سازی کند:

  • هشدار بحران: پخش گسترده هشدار درباره کمبود منابع (مثلاً آب)

  • ترغیب: تبلیغات صرفه‌جویی و مسئولیت‌پذیری

  • تهدید: اعلام تصمیم احتمالی برای افزایش قیمت

  • اعمال فشار: قطع موقت خدمات برای ایجاد تجربه زیسته از بحران

  • بازخورد مثبت: گزارش موفقیت اقدامات

  • نهایی‌سازی کنترل: افزایش تدریجی قیمت به عنوان راهکار منطقی

این فرایند، نمونه‌ای کلاسیک از پروژه‌های سایبرنتیکی رسانه‌ای است که با استفاده از «مهندسی ادراک» (Perception Engineering) و «مدیریت رفتار» (Behavior Management) اجرا می‌شود (Harari, 2016).


۵. نقطه شکست سامانه‌های رسانه‌ای: آگاهی انتقادی

تمام این سازوکارها تنها در یک صورت شکست می‌خورند: زمانی که مخاطبان به «آگاهی انتقادی» (Critical Consciousness) دست یابند (Freire, 1970). اما رسانه‌های سایبرنتیکی حتی برای این شرایط هم تمهیداتی اندیشیده‌اند. رسانه‌ها مفاهیم مقاومت و بیداری را مصادره کرده و آن‌ها را در قالب‌های جدید بازتعریف می‌کنند (مثلاً تبدیل مقاومت به مد جدید یا بازی سرگرم‌کننده).


۶. نتیجه‌گیری: مسئولیت انسانی در عصر سایبرنتیک رسانه‌ای

رسانه‌ها امروز در جایگاه سامانه‌های سایبرنتیکی خودمختار قرار گرفته‌اند که با بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند، قدرت تلقین خود را چند برابر کرده‌اند. مخاطبانی که آگاهانه با این سازوکار مواجه شوند، قادر خواهند بود زنجیره تلقین را بشکنند و خود را از چرخه‌ی کنترل خارج کنند.

بنابراین، تنها راه برون‌رفت، تربیت مخاطب انتقادی است؛ مخاطبی که نه صرفاً مصرف‌کننده پیام، بلکه تحلیل‌گر سازوکار تولید پیام باشد.


منابع

Bargh, J. A., & Chartrand, T. L. (1999). The Unbearable Automaticity of Being. American Psychologist.

Chomsky, N., & Herman, E. S. (1988). Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media. Pantheon.

Freire, P. (1970). Pedagogy of the Oppressed. Continuum.

Harari, Y. N. (2016). Homo Deus: A Brief History of Tomorrow. Harper.

McLuhan, M. (1964). Understanding Media: The Extensions of Man. MIT Press.

Shannon, C. E., & Weaver, W. (1949). The Mathematical Theory of Communication. University of Illinois Press.

Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.

Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.

تحلیل سریال Dark Matter "ماده تاریک"

نگاهی به سریال Dark Matter

به قلم: سهیل سلیمی

(احتمال اسپول سریال وجود دارد.)

هر تصمیمی که می‌گیریم یک جهان ویژه را سامان می‌دهد، و در واقع به تعداد تصمیم‌های فرضی که در ذهن ما بوجود می‌آید، جهان‌های موازی شکل می‌گیرد که از نظر کمیت افراد، مشابه همین دنیای فعلی ماست اما از نظر وقایع، به دلیل تصمیم‌های متفاوتی که ما گرفته‌ایم به نتایج بهتر یا بدتری منتج شده است. (این کل حرف ماده‌ی تاریک است).

یکی از پدیده‌هایی که قریب به دو دهه است که به صورت بسیار پر رنگ و محسوس در سینما و تلویزیون مورد توجه قرار گرفته و آثار بسیار زیادی پیرامون آن ساخته شده، مسئله‌ی جهان‌های موازی از که بر اساس یک فرضیه در فیزیک بنا نهاده شده است. هر چند در خودِ فیزیک آن میزان که جهانِ نمایش این موضوع را جدی گرفته و پیگیری می‌کند، جدی پیگیری نمی‌شود، زیرا از نظر علمی تکنولوژی‌های موجود، فاصله‌ی بعیدی با واقعیت برای تحقق چنین ایده‌ای دارند. اما با فرض وجودِ تکنولوژی، باز هم موردی که می‌خواهم به آن به بپردازم به عمد، اساساً از پرداختن به ساختار علمی این پدیده عبور کرده و جهان متفاوتی خلق کرده است. ماده تاریک سریال نسبتاً خوش‌ساخت و جذابی است که توانسته توجه مخاطبان زیادی را در سطح جهان به خود جلب کند. این سریال نُه قسمتی که می‌توانست هفت یا هشت قسمتی هم باشد، تعریف متفاوتی از جهان‌های موازی ارائه می‌کند، تعریفی که بیش آن که به فیزیک ارتباط پیدا کند به سایکولوژی (از آنجا که معتقدم واژه‌ی سایکولوژی هم معنا یا مترادف روانشناسی نیست و در فارسی به اشتباه به روانشناسی ترجمه شده به جای روانشناسی همان سایکولوژی را بکار می‌برم) ارتباط می‌یابد. سال‌های خیلی دور، زمانی که تلویزیون ایران کلاً دو شبکه داشت! یک میان برنامه نمایشی پخش می‌شد که یک واقعه روزمره را از دو منظر نمایش می‌داد، اولی منظر غلط بود و دومی منظر درست ماجرا. مثلاً آقایی خسته و عصبانی وارد خانه می‌شد و عصبانیتش باعث رنجش همسر و خانواده می‌شد و کم کم شرایط نا آرام و چه بسا بر سر هیچ و پوچ دعوا به راه می‌افتاد. بعد تصویر سیاه می‌شد و نوشته‌ای ظاهر می‌شد که اگر اشتباه نکنم، نوشته بود؛ زندگی شیرین می‌شود. این بار آقا مشکلاتش را با خود وارد خانه نمی‌کرد و قبل از ورود به خانه نفسی می‌کشید و بعد با لبخند وارد می‌شد. حالا همه شاد و خندان بودند و دور هم فیلم می‌دند و شام می‌خورند. شاید بتوان گفت سریال ماده‌ی تاریک به روز شده‌ی همین ایده است که سر از جهان موازی در‌آورده است. در سریال ماده تاریک ایده‌ی اصلی پیرامون این نکته بنا شده که ما در مواجه با مسائل باید تصمیمی بگیریم! هر تصمیمی که می‌گیریم یک جهان ویژه را سامان می‌دهد، و در واقع به تعداد تصمیم‌های فرضی که در ذهن ما بوجود می‌آید، جهان‌های موازی شکل می‌گیرد که از نظر افراد، مشابه همین دنیای فعلی ماست اما از نظر وقایع به دلیل تصمیم‌های متفاوتی که ما گرفته‌ایم به نتایج بهتر یا بدتری منتج شده است.  (چه به آن تصمیمات توجه کرده باشیم چه نه، ماننده آن حدیثی که امام صادق علیه السلام فرمود: نیّت برتر از عمل است. بدانید که نیّت همان عمل است. سپس آیه‌ی «بگو : هر کس فراخور خود ، عمل مى کند» را قرائت کرده و فرمود:یعنى بر پایه نیّت خود.)

ماده تاریک برای سفر در میان جهان‌های موازی هیچ تکنولوژی یا سامانه‌ی فوق پیشرفته با نورهای عجیب و غریب و رعد و برقی! را به ما نشان نمی‌دهد، و برای سفر میان جهان‌ها موازی، کارکترها کافیست وارد یک جعبه‌ی مکعب فلزی شوند و بعد با تزریق نوعی ماده‌ی مخدر اقدام به سفر میان جهانی خود بکنند. به نظر من اساساً فیلمساز به دنبال این است که جهان موازی را از عالم فیزیک کوآنتوم به عالم اندیشه‌ی انسان بکشاند و با نگاهی منتالیستی و سایکولوژیکال، تعریف متفاوتی از جهان مواز ارائه دهد. در واقع آن ماده‌ی مخدر فرد را در خلسه‌ای وارد می‌کند که می‌تواند با عواقب تصمیم‌های درست و غلطش روبرو شود، آن هم در یک جعبه‌ی بزرگ فلزی که بنظر من ساحت اندیشه‌ی بشر است جایی که در غرب به آن مایندMIND می‌گویند و در عربی ذهن، که بنظر من مترادف مناسبی برای مایند نیست.

ماده‌ی تاریک در یک حرکت نوگرایانه توانسته در قالب یک درام نسبتاً پیچیده اما بدون استفاده از ابزارهای عجیب و غریب و گاهی حتی خنده‍دار فیلمی‌های علمی تخلیی به دستاورد تازه‌ای دست یابد و مانند فیلم تلقینِ نولان اثر مهمی بر روی آثار بعد از خودش خواهد داشت. یکی از جذابیت‌های ایده‌ی جهان‌های موازی که علت اصلی سرمایه‌گذاری غرب روی این ایده در عرصه‌ی رسانه‌ای است، ترویج الحاد است، زیرا با ترویج نگاه کثرتگرایی و همه چیز را در تکرار و تکثیر دیدن، این مفهوم که خدا یکتاست را زیر سوال می‌برد و با این شبهه که جهان‌های بیشمار خدایان بیشمار یا مهندسان و سازندگان بی شمار داند اساساً مسئله‌ی توحید را مورد حمله قرار می‌دهند، آن هم در شرایطی که خودِ این علوم از اساس توهم هستند. الحاد و کفرکیشیِ مُنبَعث از خُرافه‌ای مدرن به نام فرضیه‌های علمی، که به گفته‌ای بسیاری از متفکران غربی همه توهمی از علم هستند، توضیح علم متوهم یا توهم در علم در این متن نمی‌گنجد اما توضیح ساده‌ی ماجرا این است که وقتی دو عددِ پنج داشته باشید، حاصل جمع شان می‌شود ده. یعنی وجود ذهنی و عینی دو مقدار قابل جمع ما را به عدد ده می‌رساند. اما در بسیاری از فرضیات علمی اساساً چنین روندی وجود ندارد، یعنی بر اساس یک فرضیه‌ی اثبات نشده در فیزیک کوآنتوم، فرضیه‌ی اثبات نشده‌ی دیگری به نام جهان‌های موازی شکل گرفته است و در توهمی حیرت‌انگیز از دلِ این فرضیه‌ی اثبات نشده عده‌ی با مدارج علمی! به دنبال سفر در جهان‌های موازی هستند که به مجموعه‌ی این روند در علم، توهم علمی می‌گویند و متاسفانه مردم از این موضوع بی خبرند و فکر می‌کنند این قبیل فیلم‌ها پایه‌های علمی محکمی دارند.

در همان قسمت ابتدایی سریال یک اشاره مختصر به موئلفه‌ای بنام "آبزِروِر اِفکت" می‌شود که بسیار مهم است. بر اساس یک تحقیق میدانی ثابت شده که ذرات نور در جایی که امکان و اجازه دیده شدن توسط چشم موجودات زنده یا دوربین فراهم نباشد رفتارشان با زمان که دیده می‌شوند (چه با چشم انسان یا حیوانات و چه دوربین های عکاسی و فیلمبرداری) فرق می‌کند. در واقع نور تا زمانی که ببننده دارد، این گونه‌ که ما دیده و می‌شناسیم رفتار می‌کند، اما اگر مشاهدِگری نباشد رفتارش بسیار متفاوت است. مثلا اگر نور به وسیله‌ی موجودی یا وسیله‌ای دیده شود، در حالت طبیعی وقتی از یک منبع که چیزی در مقابلش نباشد تابش می‌یابد، مستقیم به جلو می‌رود و شعاع نوری را شکل می‌دهد، اما اگر کسی یا چیزی در حال تماشای آن نباشد به هر سویی می‌رود. دانشمندان بعد از ده‌ها بار آزمایش بدون اینکه به علتِ دقیقِ این رفتار نور پی ببرند، نام این پدیده را آبزِروِر اِفکت یا "تاثیر تماشاگر" گذاشتند.

فرض مهم سریال ماده‌ی تاریک در اکتفا کردن به یک جعبه فلزی هم از همین‌جا نشات گرفته است. زیرا در آزمایش آبزرور افکت هم در نهایت تاثیر حرکت نور در مکانی که هیچ کسی نمی‌تواند آنجا را ببیند در یک اتاقک تاریکِ فلزی آغشته به جیوه اندازه‌گیری شد و ثابت شد که نور در جایی که دیده نمی‌شود به هر سمتی که خودش بخواهد حرکت می‌کند و دیگر شعاع نوری معنا ندارد. این فرضیه‌ی سریال ماده‌ی تاریک، این نکته را که ما در اندیشه‌ی کارکتر اصلی به سر می‌بریم را تقویت می‌کند، زیرا فکر ماهم قابل روئیت نیست و هیچ کس در زمانی که فکر می‌کند، فکرش را به تماشای کسی نمی‌گذارد، پس فکر سیال و آزاد به هر کجا سرک می‌کشد.

البته مانند فلیم تلقین یا همان INSEPTION نکته‌ی منفی ماجرا استفاده از مخدر برای متمرکز کردن افکار سیال انسان است. گویا از نظر تمدن غرب بشر محکوم به مصرف مواد مخدر است و هیچ راهی جز مواد مخدر برای رسیدن به تمرکز ولو برای لحظاتی کوتاه نمی‌شناسد.

سهیل سلیمی 

عوارض واکسن‌های کرونا Injuries Caused By COVID-19 Vaccines

عوارض واکسن‌های کرونا

جلسه‌ی استماع کمیته تحقیق واکسن کووید در ارتش آمریکا

بر اساس داده‌های DEMD (واحد آمار پزشکی ارتش امریکا)

بر اساس این گزارش در بررسی #عوارض_واکسن_کرونا تعدادی از بیماری‌ها در ارتش آمریکا افزایش چشمگیری داشته‌اند که اهم آنها عبارتند از:

• فشار خون 2181%

• بیماری‌های عصبی 1048%

• نئوپلاسم‌های بدخیم (سرطان) 894%

• مولتیپل اسکلروزیس (ام.اس) 680%

• سندروم گیلین باره (نارسایی عصبی عضلانی حاد) 551%

*توماس رنز (وکیل): سربازان ما توسط رهبران‌مان کشته می‌شوند.

*عضو کنگره آمریکا مارجری تیلور گریین: "به عنوان عضوی از کمیته منتخب کووید، امیدوارم این جلسه امروز صدای افرادی را که توسط این واکسن‌ها مجروح شده‌اند یا عزیزانشان را از دست داده‌اند، ارائه دهد." "در حالی که من خودم واکسینه نشده ام، برای کسانی که به دولت اعتماد کردند و واکسن را مصرف کردند، دلسوزی فوق العاده دارم."


آدرس ویدیو:    https://www.aparat.com/v/OksCW
واشنگتن (TND) - نماینده مارجوری تیلور گرین، نماینده جمهوری آمریکا، دوشنبه پخش زنده ای را با تمرکز بر بررسی آسیب هایی که گفته می شود در اثر واکسیناسیون COVID-19 ایجاد شده است، برگزار کرد.

در این رویداد، دکتر رابرت مالون، دکتر کیمبرلی بیس و وکیل توماس رنز حضور داشتند که هر کدام آشکارا نسبت به واکسن‌های دوران همه‌گیری و پروتکل‌های پوشاندن شک دارند. نماینده گرین جلسه استماع را با یادآوری ممنوعیت سال 2022 خود از توییتر، پلت فرم رسانه اجتماعی که اکنون به نام X شناخته می شود، پس از به اشتراک گذاشتن اطلاعات در مورد واکسن های کووید آغاز کرد.

نماینده گرین روز دوشنبه گفت: "به عنوان عضوی از کمیته منتخب کووید، امیدوارم این جلسه امروز صدای افرادی را که توسط این واکسن‌ها مجروح شده‌اند یا عزیزانشان را از دست داده‌اند، ارائه دهد." "در حالی که من خودم واکسینه نشده ام، برای کسانی که به دولت اعتماد کردند و واکسن را مصرف کردند، دلسوزی فوق العاده دارم."

شرکت کنندگان در "شنیدن" سوالاتی از اعضای مختلف جمهوری خواه کنگره مطرح کردند. وقتی از مالون خواسته شد درباره واکسن‌ها صحبت کند، گفت: «آنها بدون رضایت آگاهانه واقعی مستقر می‌شوند». او سپس ادعا کرد که پروتئین‌های موجود در واکسن‌های کووید سمی هستند و با آزمایشگاه‌های ووهان چین ارتباط دارند.

رنز در شهادت خود به وضعیت خود به عنوان یک وکیل اشاره کرد و گفت اگر در مورد واکسیناسیون دروغ بگوید، مجوز خود را از دست خواهد داد. او سپس اظهار داشت که مردم آمریکا در طول همه‌گیری توسط دولت «آزمایش» شده‌اند.

رنز با استدلال عدم وجود اطلاعات عمومی در مورد واکسن‌ها گفت: «ما حتی سؤالات اساسی را هم نمی‌پرسیم». "راه حل [] قانون شفافیت است."

بیس، متخصص زنان و زایمان، شهادت داد که زنان به‌ویژه تحت تأثیر واکسن‌ها قرار می‌گیرند، حتی اگر خودشان آن را دریافت نکرده باشند.

بیس گفت: "قطعاً تغییراتی در چرخه های قاعدگی زنان و همچنین در بیماران یائسه وجود داشت." همه این زنان واکسینه نشده بودند، اما آنها در اطراف افراد دیگری بودند که واکسینه شده بودند، جالب نیست؟

همچنین سناتور ران جانسون از R-Wis. نیز حضور داشت که آماری از تعداد مرگ و میرهای رخ داده در سراسر کشور در طول این همه گیری را به اشتراک گذاشت.

جانسون گفت: «نمی‌دانم چگونه کسی می‌تواند نگاهی به واکنش ما به کووید بیندازد و فکر نکند که این یک شکست تلخ بوده است.

در اعلامیه نماینده گرین درباره این رویداد، یک ویدیوی تریلر فیلم گنجانده شده بود که چهره هایی مانند دکتر آنتونی فائوچی و رئیس جمهور جو بایدن را نشان می داد که درباره اثربخشی واکسن ها صحبت می کنند.

نماینده گرین در X نوشت : "آنها سال ها به ما دروغ گفتند. من در کنار گروهی از شاهدان متخصص، حقیقت پشت واکسن های کووید-19 را افشا خواهم کرد."


دیدگاه و نظر مخاطبان جهانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب" نویسنده و کارگردان سهیل سلیمی

این مجموعه شامل آرا و نظراتِ مخاطبان جهانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب" به نویسندگی و کارگردانی: سهیل سلیمی و تهیه کنندگی: محمد قهرمانی می‌باشد. در این مجموعه نظرات مخاطبانی از ترکیه، انگلیس، آمریکا، اندونزی، استرالیا، نیجریه، کانادا، سوریه، اسپانیا، هند، آلمان و فرانسه، در قالب "عکس نوشت" گردآوری و منتشر شده است. در میان این مخاطبین، افراد صاحب نامی چون (استیو بسویک تهیه کننده فیلم لژیون) و (مایکل کاسیا نویسنده فیلم مخروط کاج چسبنده) و (استیوارت مکنیون تهیه کننده سریال مردی در قلعه بلند) نیز دیده می‌شود. برای دیدن تمام نظرات لطفاً روی تصویر کلیک کنید:

نقدی بر شاهکار مستند: «جنایت نامرئی» + پوستر جدید مجموعه مستند جنایت نامرئی

نقد مجموعه مستند جنایت نامرئی در سایبر کانال (Kubernētes)


نقدی بر شاهکار مستند «جنایت نامرئی»

نقاب حقیقت در عصر پساپاندمی

در دنیایی که حقیقت هر روز در لایه‌های فریب‌آلود رسانه‌های رسمی دفن می‌شود و ژورنالیسم جهانی اغلب به بوق تبلیغاتی ساختارهای قدرت بدل گشته، مستند «جنایت نامرئی» چونان پیکی از دنیای زیرین، در لابه‌لای انبوه سانسورها و روایت‌های ساختگی، حقیقتی تکان‌دهنده را به تصویر می‌کشد. این مستند نه تنها جسارت بیان دارد، بلکه با بهره‌گیری از نگرشی سایبرنتیکی، دستگاه حکمرانی نوین جهانی را در معرض تحلیل و تشریح قرار می‌دهد.

«جنایت نامرئی» را باید نه صرفاً یک مستند، بلکه یک پرسش راهبردی در قالب سینما دانست؛ پرسشی که پرسیدن آن شهامت می‌طلبد و پاسخ دادن به آن، فروپاشی بسیاری از پیش‌فرض‌های ذهنی را. از همین منظر، این اثر بیش از آنکه در دسته‌بندی ژانری محدود شود، باید در ساحت دکترینال ـ استراتژیک رسانه‌ای فهم شود؛ اثری که ساختارهای سلطه در عصر پاندمی و فراتر از آن را به چالش می‌کشد.

زیست‌سیاست در میدان جنگ خاموش

کارگردان مستند با اتکا به سندیت بالا، تبحر در روایت، و جسارت تحلیلی، جهان کرونازده را نه صرفاً به عنوان پدیده‌ای زیستی، بلکه به‌مثابه جنگی تمام‌عیار بیولوژیک و سایبرنتیکی تحلیل می‌کند. او به مدد اسناد رسمی، از DMED وزارت دفاع آمریکا تا سند Lockstep بنیاد راکفلر، پرده از پروژه‌ای برداشته که هدف غایی‌اش چیزی نیست جز بازطراحی مناسبات قدرت جهانی با ابزار زیست‌پزشکی، رسانه و ترس.

در این اثر، بیماری به سلاحی بدل شده که نه فقط بدن بلکه اراده‌ها را هدف قرار می‌دهد؛ جنگی که بی‌هیاهو آغاز می‌شود، اما ژرف‌ترین تغییرات را در ساحت سیاست، اقتصاد و حاکمیت رقم می‌زند. درست همانگونه که سون تزو در «هنر جنگ» توصیه می‌کند: «پیروزی بزرگ آن است که کشور دشمن را بی‌آنکه جنگی شود، تسخیر کنی.»

سینما به‌مثابه سلاح بیدارسازی

آنچه این مستند را از آثار هم‌رده خود متمایز می‌کند، صرفاً افشاگری نیست؛ بلکه تحلیل عمیق ساختارهای قدرت بر مبنای نظریه‌های کنترل، اقتصاد سلامت، جنگ بیولوژیک، و سایبرنتیک است. مستند درک دقیقی از رابطه‌ی دانش، قدرت و حکمرانی ارائه می‌دهد و با اتکا به دکترین نوربرت وینر و استافورد بیر، به‌روشنی نشان می‌دهد که کنترل اطلاعات در عصر نوین، همان حکمرانی بر حیات انسانی است.

کارگردان با زبان سینما، رسانه را نه ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه بازیگر اصلی میدان جنگ نرم معرفی می‌کند؛ رسانه‌ای که قادر است حقیقت را دفن کند و هراس را تکثیر. مستند در صحنه‌هایی یادآور نوارهای ویدئویی استنلی کوبریک در «چشمان باز بسته»، حقیقت را در تاریکی به تماشا می‌گذارد و تماشاگر را به زلزله‌ای شناختی دعوت می‌کند.

جمع‌بندی: شورش یک دوربین علیه امپراتوری خاموش

«جنایت نامرئی» شاهکاری است که در بزنگاه تاریخی پساکرونا، ساحت سینمای مستند را از گزارش صرف، به سطح نبرد مفهومی ـ استراتژیک ارتقاء می‌دهد. این اثر هم جسور است، هم دقیق، هم رادیکال، و هم اخلاقی. در زمانی که بسیاری از مستندها در دایره تکرار گرفتارند، این اثر با ساختار پژوهش‌محور، جسارت نظری، و عمق تحلیلی، همچون آژیر خطر در شب سکوت رسانه‌هاست.

بی‌هیچ تردید، «جنایت نامرئی» نه‌فقط مستندی برای دیدن، که متنی برای اندیشیدن و پرسشی برای زمانه ماست؛ و بی‌اغراق، یکی از آثار ماندگار سینمای مستند ایران در حوزه جنگ شناختی و سایبرنتیکی قرن حاضر.


کانال سایبری کیبرنِتِس (Kubernētes)


پوستر جدید مجموعه مستند جنایت نامرئی

تاکتیک "تیربارن کامنتی" در شبکه‌های اجتماعی

خُرده مقاله‌ای پیرامون تاکتیک "تیربارن کامنتی" در شبکه‌های اجتماعی، خصوصا اینستاگرام

نویسنده: سهیل سلیمی  فیلمساز و متخصص مطالعات استراتژیک 

و مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران

تاکتیک "تیربارن کامنتی" در شبکه‌های اجتماعی

شاید این متن خیلی جنبه‌ی عمومی نداشته باشد و مخاطب اصلی آن افراد سرشناس، سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها باشند. اما دانستن این تاکتیک برای عموم افرادی که در فضای مجازی فعال هستند بسیار مهم و راه گشاست. برای بسیاری از افراد پیش آمده که وقتی موضع خاصی می‌گیرند با کامنت‌های متفاوتی از طرف هواداران‌شان مواجه شوند. گاهی کامنت‌های خوب و محبت‌آمیز و گاه بد و ناامید کننده، البته به فرمایش حضرت مولا علی ع در هر دو حالت فرد نباید خودش را ببازد و از تحسین دیگران مغرور یا از تحقیر آنها احساس یاس کند. اما برای کشور ما که اساساً زیر حملات گسترده و بی وقفه‌ی دشمنان ایران قرار دارد، این کامنت‌ها مانند رگبار گلوله‌ی تیربار ام61 وُلکان عمل می‌کند، و متاسفانه در این پنج شش سال اخیر شاهد بوده‌ایم که بسیاری از سلبریتی‌های ما از این گلوله باران جان سالم به‌در نبرده، و مسیر حق را گم کردند. به طور کلی این "تیربارن کامنتی" با سه نوع محتوای روان‌شناختی تهیه و علیه اهداف استفاده می‌شود.

مرحله‌ی اول؛ کامنت‌های توهین‌آمیز. این کامنت‌ها با هدف عصبانی کردن و بهم ریختن تعادل روانی فرد نوشته می‌شوند. در این مرحله اکثر کامنت‌ها فحش و ناسزاهای رکیک و ناموسی است و کلمات و صفت‌هایی بسیار بی‌شرمانه، تا هر چقدر هم که فرد سعه‌ی‌صَدر داشته باشد و به روی خودش نیاورد، باز از درون دچار آشفتگی روحی و پریشانی در تصمیم‌گیری شود.

مرحله‌ی دوم؛ کامنت‌های شرمنده‌ساز. در این مرحله کامنت‌ها شکل مهربانانه و دلسوزانه بخود می‌گیرند و با جملاتی مانندِ؛ (از شما بعید بود چنین مطلبی را عنوان کنید!) یا (در شان شما نبود) و یا (از شما توقع نداشتیم) فرد را در شرایطی قرار می‌دهند که از کرده، یا گفته‌ی خود احساس شرمساری کند و کامنت‌های فوق را نوعی لطف نسبت به خود قلمداد نماید. در این مرحله که به مرحله‌ی شرمنده‌سازی شهرت دارد، فرد که با کامنت‌های توهین‌آمیز حس حقارت و عصبانیت را همزمان تجربه می‌کرده، از خودش خجالت می‌کشد که چرا موضعی گرفته یا مطلبی گفته که با نظر عام جامعه در تضادی این چنین قرار داشته، حال آنکه تمام این گلوله بارانِ کامنتی که گاه تا صدها هزار کامنت می‌رسد (با توجه به میزان شُهرت فرد) توسط چند ده نفر اتفاق می‌افتد و اساساً این کامنت‌ها و نگارنده‌هایش وزنی در جامعه ندارند یا در بهترین حالت وزن بسیار اندکی دارند. در این دو مرحله، فرد از نظر روانشناختی به مرحله‌ی پذیرش می‌رسد، زیرا از کرده‌ی خود پشیمان است و به دنبال مَفری برای رهایی می‌گردد اما از آنجا که این حملات با هدف ناتوان‌سازی و تنبیه فرد صورت می‌گیرد هرگز دارای گذاره‌هایی برای گفتگو و پرسش و پاسخ نیستند و هدف یا خواسته‌ی خود را با رویکردی کاملا دیکتاتور مابانه به هدف خود تزریق می‌کنند. فرد که پریشان و مستاصل شده ناگهان با کامنت‌های دیگری مواجه می‌شود.

مرحله‌ی سوم؛ کامنت‌های تهدید آمیز. در این مرحله کامنت‌ها به وضوح خشن هستند از تهدید به اسیدپاشی و چاقو زدن تا حمله به خانواده و خانه، و یا آتش زدن خودرو یا حتی تجاوز و تعدی و قتل. حالا که فردِ مورد هدف در استیصال کامل به سر می‌برد، تهدید او، هویتش را زیر فشار قرار می‌دهد و فرد خود را در لبه‌ی پرتگاهی می‌بیند که به زودی از آن فروخواهد افتاد، پس تصمیمات آنی برای حفظ آبرو یا جان خود می‌گیرد و عقب نشینی را بهترین راه‌حل تصّور می‌کند، غافل از اینکه همین عقب‌نشینی فوری و بدون تامل و تفکر، دقیقا هدف اصلی و نهایی این "تیرباران‌کامنتی" است. در موارد بسیاری هدفِ مورد نظر دیگر جرات ارائه نظر در رابطه با موضوعات مهم کشور و خصوصا حمایت از آرمان‌ها یا اهداف سرزمینی‌اش را از دست داده و سعی می‌کند با تغییراتی در سبک زندگی‌اش در شبکه‌های اجتماعی خود را شبیه جماعتی کند که زیر گلوله بارانِ چنین کامنت‌هایی قرار نمی‌گیرند، و احتمالا با خودش می‌گوید؛ خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!.

این سه مرحله یعنی توهین و تحقیر، شرمنده‌سازی، و ترساندن، در بلند مدت از فردِ موردِ هدف یک عاملِ بی‌جیره و مواجب ‌می‌سازد که حالا بی‌هیچ حمله‌ای، خودش پیش پیش برای تیم حریف، گل به خودی بزند و حتی از باورها و اعتقاداتش به طور کامل دست بکشد.

سهیل سلیمی

تحلیلی بر فیلم سینمایی پلت فرم The PLATFORM

ما غذای طبقه اشراف و ثروتمندان هستیم We are the food for of the Riches & Aristocrats

ما غذای طبقه اشراف و ثروتمندان هستیم

در فیلم پلتفورم، جهان همچون زندانی تصویر شده است که به صورت عمودی ساخته شده و از بالای این برج غذا، روی میزی، پایین می آیید و هر طبقه که پایین می رود، مدام کم و کمتر می شود و در نهایت در طبقات پایین، میز هیچ غذایی برای ارائه ندارد، لاجرم زندانیان طبقات پایین به جان هم می افتند و در نهایت حتی به مردار خواری می رسند.
پلتفورم، جامعه ای را به تصویر می کشد که سخت برای بقاء خود در رقابت و نبرد به سر می برد، تاجایی که برای زنده ماندن، آدمخواری می کنند. فیلم به بهترین و نمادین ترین شکل ممکن جامعه طبقاتی امروز را به تصویر می کشد. جنگی بی پایان در میان تمام نژادهای مختلف برای رسیدن به طبقه بالاتر. پلتفورم ادامه ای ست برای به تصویر کشیدن نا عدالتی بی حدو اندازه ای که لیبرالیسم و خصوصا نئولیبرالیسم برای جامعه جهانی به ارمغان آورده است. دو نفری که در انتهای فیلم قهرمانانه می خواهند غذا به طبقات پایین برسانند یکی شخصیت اصلی فیلم است که روشنفکر ماب طراحی شده و دیگری مردی مذهبی و خداباور، که هر دو کشته می شوند تا فیلمساز فریاد بزند که سیستم آنچنان فاسد شده که با هیچ قدرتی نمی شود در مقابل آن قدعلم کرد. فسادی آنقدر نهادینه و بی رحم که حتی نیروهای خودش را نیز قربانی می کند، آنهم با وجود اعتمادی که آنها به ساختار درست سیستم دارند. هرچند غذا از بالا به پایین فرستاده می شود، اما تضمین وجود و اندازه غذا به دلیل وجود ساکنین طبقات پایین است، لذا فیلم این نکته را القاء می کند که اساسا وجود جامعه فرودست ضامن حیات جوامع بالادستی است. جهان فیلم پلتفورم، جهانی سیاه، ناامید و تباه است. دقیقا مانند همین جهانی که هرروز هزاران نفر مثل ما ذره ذره توسط افراد طبقه ای بالاتر خورده می شویم. سهیل سلیمی

We are the food for of the Riches & Aristocrats
In the movie Platform, the world is depicted as a prisoner who is made vertically and you come down from the top of this food tower on the table and every floor that goes down, it gets less and less and finally no food on the lower floors of the table.  In order not to present, the inmates of the lower classes inevitably fall in love with each other, and in the end, they even reach the point of carnage.
The Platform depicts a society that is struggling to survive in the face of adversity, so much so that they are cannibals to survive.  The film portrays today's class society in the best and most symbolic way possible.  Endless warfare among all the different races to reach the higher classes.  My platform is a continuation of the unbridled injustice that liberalism, and especially neoliberalism, has brought to the world community.  The two people who want to bring food to the lower classes at the end of the heroic film, one of them is the main character of the film, which is designed by Mab's intellectual, and the other is a religious and God-fearing man, both of whom are killed so that the filmmaker shouts that the system is so corrupt.  Power cannot be ignored.  Corruption is so institutionalized and ruthless that it sacrifices even its own forces, despite their confidence in the proper structure of the system.  Although food is sent from top to bottom, the food is guaranteed to be available because of its low population, so the film suggests that the existence of a lower society essentially guarantees the lives of higher societies.  The world of film platform is a world of black, despair and ruin.  Just like the world where thousands of people like us are being eaten up by the upper classes every day.  Soheil Salimi


گذاری کوتاه در فلسفله اخلاق در هوش مصنوعی

نقش ساختار شبکه‌ای قدرت و بازخورد اجتماعی در شکل‌گیری تصمیمات هوش مصنوعی. گذاری کوتاه در فلسفله اخلاق در هوش مصنوعی. سهیل سلیمی


هوش مصنوعی و تصمیم سازی و تصمیم گیری در سایبرنتیک قدرت


مقدمه: وقتی تصمیم، یک خروجی فردی نیست

ما در مواجهه با مسئلهٔ انتخاب اخلاقی توسط هوش مصنوعی، اغلب فرض می‌کنیم که ماشین در موقعیتی منفرد قرار دارد، جایی که با تحلیل داده‌ها، تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند. اما اگر به جای نگاه کردن به هوش مصنوعی به‌مثابه «ذهنی جدا»، آن را همچون «گره‌ای در شبکه‌ای پیچیده از قدرت، داده و بازخورد اجتماعی» ببینیم، آنگاه پرسش اخلاقی ما نیز دگرگون می‌شود.

مثلا رفتار یک هوش مصنوعی در نجات یک خودروی در حال غرق شدن، که باید یکی از پنج سرنشین آن را نجات دهد چگونه خواهد بود؟

در واقع، ممکن است تصمیمی که در لحظهٔ نجات گرفته می‌شود، پیشاپیش از قبل، در لایه‌های پنهان‌تر شبکه‌ای ـ از سوگیری داده‌ها گرفته تا جهت‌گیری‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ـ شکل گرفته باشد.


بازگشت به سایبرنتیک به‌مثابه میدان نیرو

سایبرنتیک، در معنای عمیق‌تر، تنها یک علم دربارهٔ کنترل و فرمان نیست؛ بلکه مطالعه‌ای‌ست دربارهٔ اینکه چگونه نیروهای موجود در جامعه، از طریق اطلاعات، به همدیگر جهت می‌دهند. وقتی ما یک ماشین نجات‌گر طراحی می‌کنیم، آن‌چه تعیین می‌کند چه کسی نجات یابد، فقط الگوریتم نیست؛ بلکه میدان پیچیده‌ای‌ست از نیروهای اقتصادی، اجتماعی، نظامی، سیاسی، طبقاتی، بیومتریک (زیستی)، نژادی و رسانه‌ای و... که از طریق داده‌ها خود را تحمیل می‌کنند.

مثلاً اگر در یک پایگاه داده‌ی آموزش ماشین، نجات کودک سفیدپوست در فیلم‌های هالیوودی بیش‌تر نمایش داده شده باشد، این ماشین (هوش مصنوعی) ناخودآگاه به الگوی خاصی از "ارزش انسانی" شرطی شده است، حتی اگر در ظاهر، تابع هیچ ایدئولوژی نباشد.


تصمیم هوش مصنوعی، یا بازتابی از نظم اجتماعی؟

تصور کنید در همان صحنهٔ سقوط خودرو، پنج نفر داخل ماشین متعلق به طبقهٔ فرودست جامعه‌اند. آیا احتمال دارد الگوریتم، حتی بی‌آنکه از طبقهٔ اجتماعی اطلاعی داشته باشد، داده‌هایی در اختیار داشته باشد که غیرمستقیم این موقعیت را بازتولید کنند؟ در این صورت با توجه به هزینه‌ی فایده شاید هیچ کس را نجات ندهد! با این پیش فرض که قیمت یه ماشین نجات دهند از جان پنج آدم فقیر بیشتر است!

هوش مصنوعی، بر اساس داده‌هایی که از جهان دریافت کرده، جهان را بازسازی می‌کند. اما این داده‌ها بی‌طرف نیستند؛ آن‌ها حامل ارزش‌ها، اولویت‌ها و گاه تبعیض‌های ساختاری‌اند. تصمیم ماشین، حتی اگر «عقلانی» به‌نظر برسد، ممکن است چیزی جز بازتولید نظم نابرابر قدرت نباشد.


مسئله مسئولیت در سیستم‌های غیرمتمرکز

در مدل سایبرنتیکیِ کلاسیک، یک نهاد یا فرمانده وجود دارد که مرکز تصمیم‌سازی است. اما در سامانه‌های امروزیِ مبتنی بر یادگیری عمیق، داده‌ها از میلیون‌ها منبع تغذیه می‌شوند. تصمیم نهایی هوش مصنوعی ممکن است محصول میلیون‌ها بازخورد از کاربران، سیستم‌های ترجیحی، وزن‌دهی شبکه‌ای و الگوریتم‌های نامرئی باشد.

بنابراین، نمی‌توان پرسید: «این تصمیم را چه کسی گرفت؟»
پرسش درست این است: «چه شبکه‌ای، این تصمیم را ممکن ساخت؟»
و در این‌جا، مسئولیت اخلاقی، پراکنده می‌شود ـ نه اینکه گم بشود، بلکه در لایه‌هایی پنهان می‌شود که به‌آسانی قابل ردیابی نیستند.


 هوش مصنوعی به‌مثابه بازتاب نظم سایبرنتیکی جهانی (سایبرنتیک قدرت)

اگر هوش مصنوعی را یک آیینه بدانیم، باید بپرسیم: چه تصویری را بازتاب می‌دهد؟
اگر نظم جهانی امروز، مبتنی بر تقدم بهره‌وری، قدرت لیبرال دموکراسی، و سرمایداری و بازار آزاد است، پس ماشین نیز احتمالاً نجات آن کسی را ترجیح خواهد داد که از نظر سیستم، «سودمندتر» است. این یعنی اخلاق هوش مصنوعی، نه اخلاق فردی مبتنی بر الگوریتم‌های اولیه، بلکه اخلاق سرمایداری است؛ نه ترجیح انسانی، بلکه ترجیح سایبرنتیکیِ ساختارهای قدرت.

در این صورت، شاید سؤال اصلی دیگر این نباشد که «اگر ماشین بین کودک و پیرمرد یکی را انتخاب کند، چه باید بکند؟»
بلکه این باشد: «چگونه ساختارهای قدرت، اقتصاد، رسانه و تاریخ، از پیش تصمیم ماشین را شکل داده‌اند؟»

اینجا دیگر اخلاق، مسئله‌ای فردی یا نرم‌افزاری نیست؛ بلکه مسئله‌ای اقتصادی، نظامی، سیاسی، رسانه‌ای، و ساختاری‌ست.
و پاسخ اخلاقی، نه در بازنویسی تابع هزینه، بلکه در بازاندیشی داده‌ها، بازآفرینی روایت‌ها و بازتوزیع قدرت نهفته در اطلاعات خودش را آشکار خواهد کرد.

در این وضعیت هوش مصنوعی و تصمیم سازی و تصمیم گیری در سایبرنتیک قدرت می‌تواند بازتابی تلخ از نوعی بی عدالتی ساختاریافته باشد، و این شبیه با به همان مثل معروف است که می گوید؛ تیغ در دست زنگی مست باشد.

سهیل سلیمی

تحلیل بر فیلم سینمایی هفت SEVEN

بعد از گذشتِ بیش از ربع قرن از ساخت فیلم سینمایی "هفت"، هنوز بهترین تصویر از اجرای عدالت در عالمِ سینما، عدالتِ نقش بسته بر تصویرِ کِدر و گاه وهم آلود فیلمِ "هفتِ" دیوید فینچر است.

فیلم سینمایی "هفت"  تصویر رویایی از جهانی است که گاه در آن عدالت محقق می شود. رویایی که خیلی اوقات ما آدم‌ها در جایگاه‌های مختلف و افکار گوناگون آرزوی آن را از سَر می گذرانیم. عدالتی که خود از احقاق آن نا امید هستیم و به دنبال منجی برای اجرای آن می گردیم.

شاید مانند بسیاری از آثار هنری دیگر، که هنرمند قصد بیان مفهومی را دارد که اثرش فاقِد آن معناست یا حتی گاهی متضاد با آن است، سازندگان "هفت" هم به دنبال مفهوم دیگری بودند و فیلم چیز دیگری از آب در آمده است. شاید می خواستند فیلمی در تقبیحِ قوانین سخت گیرانه ی کلیسا در مواجه با گناهان کبیره بسازند، یا ضد قهرمانی مذهبی به نمایش بگذارند تا دین را افراطی و متحجر نمایش بدهد، اما خروجی فیلم برعکس شده، مخاطبان در سراسر جهان به فیلم واکنش مثبت نشان دادند و حس دلنشین عدالت را با "هفت" تجربه کردند. عدالتی که به ظاهر از آستین یک انسان مقید به انجام احکام الهی سر بیرون آورده است، اما در واقع او "جان دوال"، تنها، انسانی ست رنجیده و خسته از جهانِ فاسد و آلوده ی پیرامون خودش، رنجیده از شعارهای پوچ و تحقیرآمیز دموکراسی و آزادی بیان. انسانی رنجیده که آگاه شده است از صلیبی که با شعار لیبرالیسم وجود او را به بردگی گرفته است . 

هرچند به ظاهر برای اکثر مردم، تعیینِ هفت گناه کبیره و مجازات های سنگین و جهنمی برای آنها بسیار دلهره‌آور است، اما عذابی هم که مردم جهان از یکدیگر و گاه از طبقه ی فرا دست، می کشند بسیار دردناک و غم انگیز است. همه‌ی ما گاه از یک راننده تاکسیِ زیاده خواه، از یک سیاست مدار فاسد، از یک پزشک مغرور، یک کارفرمای شکم باره، یک روسپی بی حیا، یک دوست تنبلِ بدقولِ بی تفاوت، از خرید، وقتی پولی که با مشقت به دست آورده ایم به پای یک کالای بی کیفیت از دست می دهیم و حتی از وکیلی که قانون را به بالاترین پیشنهاد می فروشد، چنان زخم می خوریم و ناراحت می شویم که دوست داریم آن فرد را مجازات کنیم، مجازاتی سخت! اما همواره به جای مجازات، گوشه ای می نشینیم و عصبانیت مان را بر فرق سرِ خودمان می کوبیم و غصه می خوریم و گاه گریه آخرین پناهِ مان می شود. اما این بغض فروخورده در فیلم "هفت" به بلندترین شکل ممکن فریاد می شود.

اولین دیالوگِ مهم فیلم، اشاره به بی توجهی خودِ مخاطب دارد. روحیه ی وِلِش کن، یا به من چه! جان دوال می گوید؛ گاهی برای اینکه مردم به حَرفِت گوش کنن، کافی نیست که فقط بزنی روی شونه شون، باید با پُتک بکوبی توی سرشون. اما آنچه که این دیالوگ را فراتر از معنای آن، بازهم مهمتر می کند، خاستگاه آن است. فیلم در آمریکا ساخته شده، در هالیوود، جایی که اوجِ تمدنِ لیبرال دموکراسی محسوب می شود. لیبرالیسمی که اساس آن "لِسِفِر" است. مفهومی که وقتی معنای آن را بدانید حیرت‌انگیز بودنِ "هفت" و این دیالوگ را بیشتر درک می کنید. لِسفر، یعنی وِلِش کن! یعنی تمدنی که ماهیتش بی خیالی و رهاسازی بوده، کارش به جایی رسیده که نسخه درمان را در مجازات سخت می بیند. در توجه همه ی افراد جامعه به افعال یکدیگر.

فیلم اساسا بسیار بصری و هنرمندانه ساخته شده، اما دیالوگ ها چنان پُرمحتوا و کوبنده است که شاید بارها و بارها برای درک دقیق آنها "هفت" را باید به تماشا نشست. در جای دیگری جان دوال می گوید؛ ما سر هر کوچه و خیابون یه گناه کبیره می بینیم، اما بهش بی تفاوتیم، بی تفاوتیم چون برامون عادی شده.

در این دیالوگِ شاهکار و بی بدیل، دو نکته بسیار مهم و استراتژیک در حوزه جامعه سازی نهفته شده است. اول اینکه؛ هیچ کس زحمتِ تذکر و ارشادِ کس دیگری را به خودش نمی دهد. در یک مثال مع الفارغ، اگر ببینیم کسی در حال افتادن به چاهی هست که اتفاقا ما از همان چاه آب برای نوشیدن بالا می کشیم، تنها لَبی میگَزیم و لب برای هشدار باز نمی کنیم. یعنی از رویکردِ دینیِ امر به معروف و نهی از منکر روی گردان هستیم، حتی وقتی که آسیبِ این روی گردانی مستقیم به خود ما باز می گردد و دوم آنکه؛ گناه و متعاقب آن جرم و جنایت عادی سازی می شود. یعنی نه تنها با فسادهای مختلفِ درون جامعه مقابله و مواجهه صورت نمی دهیم، بلکه آن را بَدیهی و طبیعی و حتی گاه لازمه ی جامعه می دانیم.

فیلم سینمایی "هفت" شاهکاری ست که جامعه را منفعل و بی خاصیت نمی خواهد و از باورهای احمقانه ی دنیای مدرنِ و لیبرالیسم عبور می کند. "هفت" نوعی انسان آرمانیِ عدالت خواه دارد که در شکلی اغراق شده و نمادین، با توسل به احکام مجازات در دینِ مسیحیت، سعی در اصلاح جامعه و حتی خودش "جان دوال" دارد. در دیالوگی دیگر جان دوال می گوید؛ این فقط شروع ماجراست، این داستانی است که تمام نمی شود و سال ها بعد بسیاری درباره آن خواهند گفت و خواهند نوشت. 

همین نوشته گواهی ست بر آن مدعا. فیلم سینمایی "هفت" اگرچه محبوب ترین فیلم زندگی من است، اما به واقع اثری هنرمندانه است که حتی خالقان آن یعنی "اَندرو کیوین واکر" در مقام نویسنده و "دیوید فینچر" در مقام کارگردان، دیگر هرگز به ساخت چنین اثرِ شاهکاری دست نیازیدند. 

سهیل سلیمی 

سینماپرس: سهیل سلیمی در آستانه چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری به بررسی برنامه های فرهنگی نامزدهای انتخابات پرداخت.

کارگردان «فرشتگان قصاب» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

«فرهنگ» همواره یک حاشیه‌نشین در جلسات و برنامه‌ریزی‌ها است/ از میان کاندیداها «جلیلی» تنها فردی است که برنامه جدی در حوزه فرهنگ دارد

سهیل سلیمی








این فیلمساز در گفتگو با خبرنگار سینماپرس اظهار داشت: اساساً یک کاندیدا و فردی که قرار است حاکمیت دولت را در دست بگیرد یا برنامه ای دارد یا ندارد؛ مهم اینجا است که هر برنامه ای در هر حوزه ای باید زیربنایش فرهنگی اش باشد. در واقع همه برنامه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و حتی نظامی باید زیربنای فرهنگی داشته باشند اما این معضل عجیب و جدی در ادوار و دوره های مختلف وجود داشته که به مقوله فرهنگ توجه جدی نشده است. وی با بیان اینکه فرهنگ همواره یک حاشیه نشین در جلسات و برنامه ریزی ها است و به شکل تزئینی حضور دارد تصریح کرد: خیلی مهم است هر دولتی که در دوره جدید می خواهد کار را دست بگیرد در ابتدا تکلیف خود را با فضای فرهنگی کشور روشن کند. کسانی که تنها روی برنامه های سیاسی یا اقتصادی مانور می دهند باید بدانند که اگر می خواهند در حوزه اقتصاد هم گام محکمی بردارند باید حوزه و پیوست فرهنگ آن برنامه اقتصادی را ابتدا به ساکن باید دیده باشد. داشتن برنامه در حوزه فرهنگ آنقدر جدی است که اگر کاندیدایی بخواهد موفق عمل کند باید تمرکز جدی خود را روی این اصل اساسی استوار کند.

این سینماگر در بخش دیگری از این گفتگو متذکر شد: از نظر بنده از میان کاندیداها آقای «جلیلی» تنها فردی است که برنامه جدی در حوزه فرهنگ دارد و فرهنگ را عنصر کلیدی کشور می داند! ایشان باور دارند که فرهنگ پدیده مهمی در جهان امروز است و هیچ حاکمیتی نمی تواند میان خود با حوزه فرهنگ فاصله بیندازد.

سلیمی در پایان این گفتگو خاطرنشان کرد: حاکمیت مقتدر و منسجم باید به انسجام فرهنگی برسد و آن را تقویت کند. خروجی این موضوع مهم است. خروجی داشتن فرهنگ منسجم یک هویت منسجم ملی به ما می دهد و ما باید برای رسیدن به این هویت ملی شبانه روز تلاش کنیم. خروجی این فرهنگ می شود هویت اجتماعی و هویت ملی ما و فرهنگ هر آسیبی ببیند به هویت مردم آسیب می زند.

یک رئیس‌جمهور باید باور داشته باشد که فرهنگ اصلی‌ترین برنامه‌اش است.

سهیل سلیمی، کارگردان سینما و نویسنده و تهیه کننده مجموعه جنایت نامرئی در گفت وگو با کیهان گفت: یک رئیس‌جمهور باید باور داشته باشد که فرهنگ اصلی‌ترین برنامه‌اش است. چون اگر بناست اقتصاد درست شود باید ابتدا زمینه فرهنگی آن اصلاح شود اگر بناست یک فرآیند سیاسی اصلاح شود باید فرهنگ آن هم درست شود و... رهبر انقلاب هم تاکید کردند که هر برنامه‌ای اجرا می‌شود باید پیوست فرهنگی داشته باشد، یعنی پایه و اساس را باید در فرهنگ دید و بعد روی آن، سیاست، اقتصاد و... پیاده شود. 

باید اول مردم را از نظر فرهنگی بارور کرد. مسئله‌ای که موجب نگرانی است، رهاشدگی فرهنگ در جامعه امروز ماست چون این فاجعه را در پی خواهد داشت که انسان ایرانی برای خودش هویت ایرانی قائل نباشد. 

وی تصریح کرد: یکی از عرصه‌هایی که می‌تواند جامعه را از نظر فرهنگی بارور سازد، سینماست. اما متاسفانه سینمای ما در هیچ دوره‌ای واجد این ویژگی نبوده است. سینمای ما به ویژه در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی چنان به قهقرا رفت که حتی اگر چهار‌، پنج دولت هم برای اصلاح سینما تلاش کنند باز هم نمی‌توانند ویرانه‌ای که آن دولت در حوزه فرهنگ و سینما ایجاد کرد را ترمیم کند و ما تا سالیان متمادی با این تخریب فرهنگی درگیر خواهیم بود.

 لینک خبر در کیهان: https://kayhan.ir/001DaD


انتخابات

انتخاب اصلح، یعنی انتخاب کسی که نگاه تمدنی به جایگاه ریاست جمهوری داشته باشد، الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و حرکت در مسیر تحقق گام دوم انقلاب اسلامی را در افق تمام برنامه‌هایش لحاظ کند.

سهیل سلیمی 

فرصت‌های تاریخی تمدنی ما بیشتر از تهدیدها است

جلیلی در دیدار با اهالی هنر: فرصت‌های تاریخی تمدنی ما بیشتر از تهدیدها است

برآورد ما این است که در نقطه بزنگاهی قرار داریم که فرصت های تاریخی تمدنی ما بیشتر از تهدیدها است و هنر دولت این است که این فرصت‌ها را به بهترین شکل به نفع کشور، نظام و انقلاب استفاده کند.

نامزد چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری: دولت نقش آفرین در امتداد شعار ماست تا بتواند با استفاده از ظرفیت‌های عظیم کشور مردم را وارد میدان کند.

وی افزود: ما فرصت بزرگ تاریخی تمدنی داریم که باید ابتدا از آن آگاه باشیم و سپس بدانیم و برنامه داشته باشیم که از آن در مسیر توسعه استفاده کنیم.

او تصریح کرد: متاسفانه با توجه به ذخایر عظیم فرهنگی نتوانسته‌ایم این ظرفیت را در حوزه سیاست و اقتصادی استفاده کنیم. در سند آمریکا طی چند دهه اخیر بیان می شود که فاصله خود را با جهان حفظ کند و طی ۱۰۰ سال این گشور رهبری دنیا را به دست داشته باشند. در این مسیر از ابزار سخت و نرم هم استفاده می کنند که در غزه نمونه بارز آن دیده می شود که علاوه بر کشتار زنان و کودکان غزه با شهدا عکس یادگاری می گیرند.

جلیلی افزود: امروز بیش از تمامی عرصه ها جهان فرصت ما در حوزه فرهنگ است و باید جهش بزرگ فرهنگی داشته باشیم زیرا سایر فرصت‌های ما به خصوص قدرت سخت ما نیز به پشتوانه فرهنگ بدست آمده است.


انتخاب اصلح، یعنی انتخاب کسی که نگاه تمدنی به جایگاه ریاست جمهوری داشته باشد، الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و حرکت در مسیر تحقق گام دوم انقلاب اسلامی را در افق تمام برنامه‌هایش لحاظ کند.

سهیل سلیمی 


مناظره انتخاباتی با روند و رویکردی در شأن رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران

با سلام حضور برادر بزرگوار و فرهیخته جناب آقای دکتر جبلی

بابت برگزاری مناظره انتخاباتی با روند و رویکردی در شأن رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران از جنابعالی و همکاران شما بسیار سپاسگزارم.

این تصویر خوب و قابل تقدیر، محصول اندیشه متعالی جنابعالی و مدیران محترم شما می‌باشد. بی‌تردید مردم، کارشناسان و اهل فن این تغییر و تحول عظیم در قاب رسانه‌ای ملی را به دیده‌ی جان دیدند و فهم کردند.

در پناه حضرت حق باشید.

نظر یک کارگردان درباره مناظره‌ها و تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری (اخبار ادبی و هنری کیهان)

یک کارگردان با بیان اینکه روند برنامه مناظره نامزدهای ریاست جمهوری در قسمت اول درمجموع مثبت بود، پیشنهاداتی را هم مطرح کرد.
سهیل سلیمی، فیلم‌ساز و کارشناس مطالعات استراتژیک فرهنگی در گفت وگو با خبرنگار کیهان گفت: مناظره اول در صداوسیما فضای خوبی داشت و نیاز داشتیم که رسانه با چنین رویکردی نامزدها را مقابل دوربین قرار دهد تا همه مردم بدانند که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قبل از هر چیزی ایرانی و مسلمان هستند. اینکه تقید دارند، اهل نماز و واجبات دینی هستند و... باید توسط مردم دیده می‌شد. امسال صداوسیما گام مثبتی در این زمینه برداشت. همچنین چیدمان داخل استودیو، به لحاظ طراحی صحنه بجا بود، چون این را به مخاطب القا می‌کند که همگرایی وجود دارد، نه تقابل! وی درباره شخصیت‌هایی که در مناظره وجود داشتند هم اظهار کرد: نامزدهای منتسب به جبهه انقلاب سعی می‌کردند با انضباط و طمأنینه در مناظره حضور داشته باشند. اما سایر نامزدها تاحدودی در رفتارشان شانتاژ وجود داشت. به طور مثال، آقای پزشکیان نحوه رفتار و حرکات دستانش مطابق با زبان بدن، این را نشان می‌داد که سعی داشت بگوید نسبت به جمعی که حضور داشتند آدم جسورتری است! این تفاوت از نظر بصری کاملا مشهود بود.
این فیلمساز برای قسمت‌های بعدی مناظره‌ها پیشنهاد داد: نکته‌ای که خوب است مورد توجه قرار بگیرد این است که در طرح سؤالات نگاه کارشناسان به عمق مطلب هم دیده شود. مثلاً در حوزه اقتصاد مسائل دارای ریشه‌ای هستند که خوب یا بد ما را به این‌جا رسانده‌اند. در قسمت اول مناظره‌ها مخاطب ناگهان با طرح سؤالاتی صرفاً درباره مشکلات مثلاً تورم مواجه می‌شد، اما جای طرح این موضوع خالی بود که چه ریشه‌ها‌، کدام مکتب و تفکری موجب این شرایط اقتصادی شده است! آیا اقتصاد اسلامی پیاده شده است یا این وضعیت خروجی اجرای اقتصاد نئولیبرال و آدام اسمیتی است؟ این پایه‌های فکری باید در پرسش‌ها مدنظر گرفته شود و یا در قالب وله به مردم معرفی گردد.
کارگردان فیلم «فرشتگان قصاب» همچنین تأکید کرد: نامزدهای ریاست جمهوری باید برنامه‌های فرهنگی خودشان را اعلام کنند، چون مهم‌ترین مسئله امروز جامعه ما فرهنگ است و سایر حوزه‌ها مثل سیاست، اقتصاد و... باید برپایه فرهنگ پیش بروند؛ همچنان‌که رهبر معظم انقلاب نیز بارها تأکید کرده‌اند که همه کارها باید پیوست فرهنگی داشته باشند. مسئله‌ای که موجب نگرانی است، رهاشدگی فرهنگ در جامعه امروز ماست چون این فاجعه را در پی خواهد داشت که انسان ایرانی برای خودش هویت ایرانی قائل نباشد.
مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران همچنین گفت: همه مردم را دعوت می‌کنم که فراتر از فضای مجازی، به صورت رو در رو نیز درباره انتخابات، صحبت کنند و به صورت اخلاقی و انسانی به تبادل نظر بپردازند. چون امسال تمام فعالیت‌های تبلیغی برای انتخابات در فضای مجازی که به نظر من عنوان بهتر آن فضای سایبر است متمرکز شده است؛ هر چند معرفی نامزدها و فرآیند تبلیغات در فضای سایبر انجام می‌شود اما این برونداد اجتماعی ندارد. وقتی گفت‌وگو می‌کنیم، فرهنگ تبادل نظر و گوش دادن به نظرات موافق و مخالف و تحلیل را می‌آموزیم. اما محدود شدن به فضای سایبر باعث ضعیف شدن روابط انسانی می‌شود. البته ما باید از ابزار جدید هم استفاده کنیم اما این ابزار باید مکمل روابط انسانی باشد. 

دولت باید در عرصه فرهنگ ظرفیت مردم را بشناسد

دولت باید در عرصه فرهنگ ظرفیت مردم را بشناسد

بخش دوم دیدار با اهالی هنر:

سعید جلیلی گفت: دولت باید برای حل مشکلات از عمق راهبردی برخوردار باشد و برای موفقیت در این حوزه باید در عرصه فرهنگ ظرفیت مردم را بشناسد.

جلیلی اضافه کرد: انتظاری که از دولت می رود داشتن برنامه جدی در حوزه فرهنگی است و رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای انقلاب فرهنگی باید ظرفیت ها را به سمت حل مشکلات هدایت کند.

جلیلی با تاکید بر اینکه در حوزه فرهنگ یک فرصت تاریخی و تمدنی بی نظیر و کم نظیر داریم، اظهار کرد: باید از ظرفیت ها  استفاده کنیم. شکل گیری تمدن امتداد یک تفکر و هدایت به عرصه عمل است. 

جلیلی بیان کرد: امتداد اندیشه مهم‌ترین کنش در استفاده از فرصت تمدنی است که امام به بهترین شکل آن را در زمان حیات مبارکشان انجام داد.

جلیلی با تاکید بر اینکه اگر دولتی از توان به حرکت دراوردن استعدادها باز بماند، هنرمند نیست، اظهار کرد: دولت متقاضی هنر برای انتقال مفاهیم و رویدادها و کشف استعداد است. ما به مدیر و مدیریتی نیاز داریم که از عمق راهبردی مناسب برخوردار باشد و توانایی جهت دهندگی به هنر را داشته باشد. اگر نتوانیم این ظرفیت را آزاد کرده و کشف و بهره ببریم، در حوزه‌های دیگر با مشکلات جدی روبه‌رو خواهیم شد.

وی گفت: طی دهه های گذشته بخشنامه و قوانین متعددی ابلاغ کردیم اما حماسه ای شکل نگرفت در حالیکه در ابتدای انقلاب بدون تمامی این بخشنامه ها و در دوران دفاع مقدس شاهد خلق حماسه‌های بزرگی بودیم.

وی بیان کرد: هر کسی منتخب مردم شد همه باید به او کمک کنند تا استفاده مناسب از هنر صورت گیرد

دانلود مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

کارگردان: سهیل سلیمی   تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

1

جهان فانتزی من

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از غلامرضا آزادی مدیرفیلمبرداری سینما

پخش از شبکه مستند

2

خیلی دور خیلی نزدیک

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از مهری شیرازی طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

3

ماه و پلنگ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از جلال الدین معیریان طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

4

بالانس، به شیوه یک بازیگر

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از محمد فِیلی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

دور از بیسیم

 53 دقیقه

مستند پرتره ای از عبدالرضا اکبری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

6

دسته چهارم

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود دهنکی  رونامه نگار و کارگردان سینما و تلویزیون 

پخش از شبکه مستند

7

برفراز گذشته‌ها

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی جمشید گرگین بازیگر و مجری سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

8

پشت دیوار باغ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی رضا بنفشه خواه بازیگر سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

9

میکائیل

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار میکائیل شهرستانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

10

زندگی غیر خصوصی

 50 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار روح اله حجازی کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

11

برفراز رویای کودکی

52  دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار سید جواد هاشمی  کارگردان سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

12

عبور از غبار

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار محمد رضا ورزی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

13

سیاووش در صحنه

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی سیاووش طهمورث  بازیگر تاتر و سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

14

محمد رضا آهنج

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثارمحمد رضا آهنج بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

15

مسعود آبپرور

46 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود آبپرور کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

کارگردانی و تدوین : سهیل سلیمی

پرتره‌هایی از زندگی و آثار:

|میکائیل شهرستانی | سید جواد هاشمی | سیاووش طهمورث | محمد رضا ورزی | مسعود دهنمکی | روح اله حجازی | رضا بنفشه خواه |  عبدالرضا اکبری | غلام رضا آزادی | محمد فیلی | جلال الدین معیریان | مهری شیرازی | جمشید گرگین | محمد رضا آهنج | مسعود آب پرور | 

دانلود و تماشای مجموعه مستند "جاری چون رود"

مجموعه مستند "جاری چون رود" در صفحه اینما ی سهیل سلیمی آپلود شده و میتوانید این مجموعه را به طور کامل و با کیفیت عالی دراین سکو تماشا کنید.

نویسنده و کارگردان: سهیل سلیمی

تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

تماشا با کیفیت عالی:

قسمت1: https://enama.ir/videos/4388444

قسمت2: https://enama.ir/videos/4388510

قسمت3: https://enama.ir/videos/4388555

قسمت4: https://enama.ir/videos/4388693


رئیس‌جمهور شهید، ثابت کردی که انتخاب شما چقدر درست بود

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

 إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ.

منَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا.

و لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.

با سلام و تعظیم قلبی، خدمت مولایمان امام زمان عج، و درود به محضر رهبر عزیزِ جان، شهادت رئیس‌جمهور و همراهانش را خدمت محضر عالی شان و ملت بزرگ ایران تسلیت عرض می‌کنم.

دلنوشته ای برای آقای رئیس‌جمهور شهید تقدیم می‌کنم.

تکرار هزاران باره ی این جمله: اگر شهید نشوی می‌میری، همچون انعکاس نجوایی عاشقانه در میان کوه‌ها و دره‌های افکارم می پیچد. و نمی‌دانم چرا مدام عکس تو با حاج قاسم عزیز که تورا به آغوش کشیده مقابل نگاهم جان میگیرد.

اگر بغض بگذارد باید تاکید کنم، لازمه‌ی این شهید شدن، شهید زیستن است، و شهید زیستن لازمه‌اش اخلاص در عمل برای رضای حضرت حق است.

در تشویش بغض و اشک، تصویر آن برگ رأی که نام تو را نوشتم بخاطر می‌آورم، چقدر آن رای حلال بود سید جان که چنین شهد شیرین شهادت را نصیبتان کرد. آقای رئیس‌جمهور شهید، شما با خون خودتان ثابت کردی که انتخاب شما چقدر درست بود، ثابت کردی که نه برای قدرت که فقط برای خدمت آمدی و فقط برای جهادِ خدمت ایستادگی کردی. شما برای ایران مغتنم بودی و افسوس که باز هم رجائی دیگری را از دست دادیم.

دلدادگی امام رضا ع، عاقبت قیمت می دهد به جان، و این جسم خاکی بها می‌گیرد و خریدار پیدا می‌کند، که حضرت حق بهشت را به بها می‌دهد نه به بهانه.

در روز میلاد امام رضا ع، شهادت شما و یارانتان مبارک باد، که لباس شهادت برازنده ی شما بود. سلام مرا هم به آن یار سفر کرده حاج قاسم سلیمانی، و مولایمان، عشق ابدیمان حسین ابن علی ع برسانید.

سرباز کوچک قلم و روایت برای اسلام عزیز، سهیل سلیمی


اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عج)


آنچه در تولید یک اثر فرهنگی موثر است شخص هنرمند است

کارگردان «فرشتگان قصاب» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

آنچه در تولید یک اثر فرهنگی موثر است شخص هنرمند است/ تا باور از دل هنرمند نجوشد در مخاطب اثر نمی گذارد

سهیل سلیمی

سینماپرس: سهیل سلیمی کارگردان سینما در خصوص عدم همراهی و هجمه تولیدات سینما و تلویزیون به سیاست های جمعیتی گفت: قطعاً مدیران فرهنگی در این حوزه نقش جدی دارند اما آنچه در تولید یک اثر فرهنگی موثر است شخص هنرمند است. این نسبت ۶۰ به ۴۰ است. ۶۰ درصد خود هنرمند نقش دارد و ۴۰ درصد سیاست گذار فرهنگی! تا باور از دل هنرمند نجوشد در مخاطب اثر نمی گذارد.

کارگردان فیلم سینمایی «فرشتگان قصاب» در گفتگو با خبرنگار سینماپرس یادآور شد: زمانی که قرار شد سیاست کاهش جمعیت رخ دهد اساساً مسیر در نظر گرفته شده بر این مبنا بود که این سیاست در قالب محصولات رسانه ای ترویج شود. سینما، تلویزیون، کتاب و... از جمله محصولات فرهنگی بودند که مردم را به سمت این شعار هدایت می کردند که «فرزند کمتر، زندگی بهتر!»

وی در همین راستا ادامه داد: این مسیر طی شد و امروز به شرایط بحرانی جمعیت رسیدیم و شاهدیم که همه دنبال این هستند در میتینگ های رسانه ای و فضای بیرون گود کاری انجام دهند که این مشکل برطرف شود اما مسأله اینجا است که به این سادگی این معضل برطرف نخواهد شد.

این سینماگر تأکید کرد: دلیل این اتفاق آن است که رسانه زمانی که شروع کرد برای کاهش جمعیت کار کند چون عوامل درگیر در رسانه ها به سیاست کاهش جمعیت اعتقاد داشتند تولیدات هم به این سمت می رفت. در واقع از کوزه همان برون تراود که در او است! وقتی سیری طی شده و در طول آن هنرمندان خاصه و مدیران فرهنگی به صورت عام باورشان این است زندگی بهتر با فرزند کمتر است هرچقدر بخواهیم شعار دهیم به نتیجه نمی رسیم.

سلیمی خاطرنشان کرد: مدیر فرهنگی می تواند توصیه کند اما وقتی هنرمند به این باور نرسد حتی اگر اثری سفارشی تولید کند باز آن برآیند لازم را ندارد. این نکته در اینجا حائز اهمیت است که وقتی ما چیزی را می خواهیم خراب کنیم سریع تر به نتیجه می رسیم و درست کردن یک مسأله به ظاهر ساده ممکن است سال ها زمان ببرد.

این کارشناس فرهنگی سپس با بیان اینکه کارشناسان بر این باورند که یک خبر بد ۱۱ برابر یک خبر خوب وایرال می شود اظهار داشت: گسترش جمعیت اتفاق خوبی است اما چون کار سختی است و نسبت به تخریبی که قبلاً صورت گرفته اجرایش پیچیده است و موانع زیادی دارد به این سادگی ها دست یافتنی نیست.

وی در پاسخ به این پرسش که شما در این میان نقش هنرمندان را موثرتر می دانید یا مدیران فرهنگی متذکر شد: اصولاً چنین باوری در دل هنرمندان ضعیف است. قطعاً مدیران فرهنگی در این حوزه نقش جدی دارند اما آنچه در تولید یک اثر فرهنگی موثر است شخص هنرمند است. این نسبت ۶۰ به ۴۰ است. ۶۰ درصد خود هنرمند نقش دارد و ۴۰ درصد سیاست گذار فرهنگی! تا باور از دل هنرمند نجوشد در مخاطب اثر نمی گذارد.

سلیمی یادآور شد: بنده می خواهم در اینجا یک مثال ذکر کنم؛ اسپیلبرگ تا قبل از ساخت فیلم «جنگ دنیاها» همواره در آثارش پدر و پسرها با هم در تضاد بودند اما بعد از آن در تولیداتش شاهد اتحاد میان آن ها بودیم و می دیدیم که با یکدیگر مشکلات را حل می کنند. وقتی از اسپیلبرگ سوأل کردند که چطور یک باره در فیلم ها و مضامین خود تغییر ایجاد کردید او گفت من تا قبل از این فیلم پدر نبودم اما بعد از آن بچه دار شدم و آن زمان بود که فهمیدم چطور یک پدر حاضر است همه هست و نیست خود را فدای بچه هایش کند.

این کارگردان سینما با بیان اینکه وقتی هنرمندان ازدواج نکرده و طعم بچه دار شدن را نچشیده اند نمی توان توقع داشت که اهمیت فرزندآوری را درک کرده و در خصوص آن اثر تولید کنند تصریح کرد: وقتی ما می بینیم زندگی برخی هنرمندان بر اساس سبک غربی جلو می رود و در آن از ازدواج و تشکیل خانواده و بچه دار شدن کمتر خبری هست قطعاً نمی توانیم توقع داشته باشیم که آن ها در تولیدات شان به سمت تشویق فرزندآوری حرکت کنند تا کشور را از بحران جمعیتی نجات دهند.


لینک منبع خبر: سینما پرس

استعمار شناختی سلطه سایبری و جنگ نرم در عصر هوش مصنوعی

نویسنده: سهیل سلیمی | مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر، دانشگاه تهران

استعمار شناختی سلطه سایبری و جنگ نرم در عصر هوش مصنوعی

چکیده:
استعمار شناختی بهعنوان شکل نوینی از سلطه، از ابزارهای سایبرنتیک، رسانه و هوش مصنوعی برای کنترل ذهنها و قلبها بهره میگیرد. این مقاله با تحلیل مفاهیم کلیدی سایبرنتیک، هوش مصنوعی و جنگ شناختی، به بررسی چگونگی شکلگیری این استعمار در ساختارهای فرهنگی و زیرساختی میپردازد. با استفاده از منابع علمی و شواهد تاریخی، نشان داده میشود که چگونه فناوریهای نوین به ابزاری برای سلطه فرهنگی و شناختی تبدیل شدهاند. در پایان، به جایگزینی نبردهای کلاسیک با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی زیرساختی اشاره میشود که پذیرش استعمار شناختی را تسهیل میکند.


مقدمه

استعمار شناختی (Cognitive Colonialism) بهعنوان یک پارادایم نوظهور در جنگهای مدرن، از ابزارهای سایبرنتیک و هوش مصنوعی برای نفوذ به ذهنها و شکلدهی به ادراکات جمعی استفاده میکند. برخلاف استعمار سنتی که بر اشغال سرزمینها تمرکز داشت، این پدیده به دنبال سلطه بر ذهنها و قلبهاست. در جهانی که فناوریهای دیجیتال و رسانههای اجتماعی به بخش جداییناپذیری از زندگی روزمره تبدیل شدهاند، استعمار شناختی از طریق دستکاری اطلاعات، الگوریتمهای هدفمند و جنگ روانی، هویتها و فرهنگهای محلی را تهدید میکند. این مقاله با تمرکز بر حوزههای سایبرنتیک، رسانه، هوش مصنوعی و جنگ شناختی، به تحلیل این پدیده پرداخته و هشدار میدهد که چگونه فناوریهای مدرن میتوانند به ابزاری برای سلطه فرهنگی تبدیل شوند.


تعاریف کلیدی - سایبرنتیک

سایبرنتیک:
سایبرنتیک، علم مطالعه سیستمهای کنترل و ارتباطات در موجودات زنده و ماشینها، توسط نوربرت وینر در سال 1948 تعریف شد (Wiener, 1948). این علم به بررسی بازخوردها و تعادل در سیستمهای پیچیده میپردازد. سایبرنتیک در رسانه و هوش مصنوعی نقش کلیدی دارد، زیرا امکان طراحی سیستمهایی را فراهم میکند که رفتار انسانها را پیشبینی و هدایت کنند. برای مثال، الگوریتمهای رسانههای اجتماعی از حلقههای بازخورد برای تنظیم محتوا استفاده میکنند، که میتواند به شکلدهی به ادراکات کاربران منجر شود. سایبرنتیک بهعنوان پایهای برای سیستمهای خودکار مدرن، نقش مهمی در استعمار شناختی ایفا میکند.

منبع: Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.


تعاریف کلیدی - هوش مصنوعی

هوش مصنوعی:

هوش مصنوعی (AI) به سیستمهایی اطلاق میشود که قادر به انجام وظایفی هستند که معمولاً نیاز به هوش انسانی دارند، مانند یادگیری، استدلال و تصمیمگیری (Russell & Norvig, 2010). از الگوریتمهای یادگیری ماشین تا شبکههای عصبی، هوش مصنوعی در تحلیل دادههای کلان و شکلدهی به ادراکات اجتماعی نقش مهمی ایفا میکند. با این حال، تعصبات موجود در دادههای آموزشی میتوانند به نتایج ناعادلانه منجر شوند، مانند الگوریتمهای شناسایی چهره که برای پوستهای تیرهتر دقت کمتری دارند (Raji et al., 2021). هوش مصنوعی به دلیل تواناییاش در پردازش دادههای عظیم، ابزار قدرتمندی برای دستکاری شناختی است.

منابع:

  • Russell, S., & Norvig, P. (2010). Artificial Intelligence: A Modern Approach. Prentice Hall.
  • Raji, I. D., et al. (2021). AI and the Global South: Designing for Diversity. AI & Society.

تعاریف کلیدی - جنگ شناختی

جنگ شناختی:

جنگ شناختی (Cognitive Warfare) به استفاده از ابزارهای روانی، رسانهای و فناوری برای تأثیرگذاری بر ادراکات و تصمیمگیریهای افراد و جوامع اشاره دارد (NATO, 2020). این نوع جنگ، برخلاف جنگهای فیزیکی، به دنبال تغییر باورها، ارزشها و رفتارها از طریق دستکاری اطلاعات است. به عنوان مثال، عملیات اطلاعاتی در شبکههای اجتماعی میتوانند برای تضعیف اعتماد عمومی یا ترویج روایتهای خاص استفاده شوند. جنگ شناختی بهعنوان یکی از ارکان استعمار شناختی، از فناوریهای دیجیتال برای نفوذ به ذهنها بهره میبرد.

منبع: NATO. (2020). Cognitive Warfare: An Attack on Truth. NATO Strategic Communications.


تعاریف کلیدی - استعمار شناختی

استعمار شناختی:

استعمار شناختی به تحمیل چارچوبهای فکری و دانشی غالب از طریق فناوریهای پیشرفته مانند هوش مصنوعی، رسانه و سایبرنتیک اشاره دارد که سیستمهای شناختی بومی یا محلی را به حاشیه میراند. این فرآیند، نابرابریهای قدرت را با برتری دادن به برخی معرفتشناسیها و تحقیر دیگران تداوم میبخشد. برای مثال، ترویج محتوای رسانهای که ارزشهای غربی را تبلیغ میکند، میتواند هویتهای فرهنگی محلی را تضعیف کند. استعمار شناختی بهعنوان یک شکل پنهان از سلطه، از ابزارهای دیجیتال برای نفوذ به ذهنها استفاده میکند.

منبع: Birhane, A. (2020). The Algorithmic Colonization of Africa. Journal of Communication.


رسانه و استعمار شناختی

رسانهها از دیرباز ابزار قدرتمندی برای شکلدهی به افکار عمومی و فرهنگ بودهاند. در دوران استعمار سنتی، رسانههایی مانند روزنامهها و رادیو برای توجیه سلطه استعماری استفاده میشدند (Said, 1978). در عصر دیجیتال، رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی، محتوایی را ترویج میدهند که میتواند ادراکات کاربران را هدایت کند (Zuboff, 2019). این فرآیند میتواند به ایجاد اتاقهای پژواک (Echo Chambers) و فیلترهای حبابی (Filter Bubbles) منجر شود که باورهای موجود را تقویت کرده و دیدگاههای مخالف را حذف میکنند (Pariser, 2011). برای مثال، الگوریتمهای یوتیوب ممکن است محتوای خاصی را به کاربران پیشنهاد دهند که بهطور غیرمستقیم ارزشهای مصرفگرایی غربی را ترویج میدهد.

منابع:

  • Said, E. (1978). Orientalism. Pantheon Books.
  • Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.
  • Pariser, E. (2011). The Filter Bubble: What the Internet Is Hiding from You. Penguin Press.

سایبرنتیک و استعمار شناختی

سایبرنتیک با تمرکز بر حلقههای بازخورد، امکان کنترل رفتارها و ادراکات را فراهم میکند. در فناوریهای مدرن، این اصول در الگوریتمهای رسانههای اجتماعی و سیستمهای هوش مصنوعی به کار گرفته میشوند. برای مثال، سیستمهای توصیهگر در پلتفرمهایی مانند یوتیوب و فیسبوک از بازخورد کاربران برای تنظیم محتوا استفاده میکنند، که میتواند به هدایت ادراکات منجر شود (Woolley & Howard, 2020). این سیستمها میتوانند بهطور ناخواسته یا عمدی محتوای خاصی را ترویج دهند که با اهداف استعمار شناختی همراستا باشد، مانند تضعیف فرهنگهای محلی یا تقویت روایتهای غالب.

مثالها:

  • پلیسگری پیشبینیکننده: الگوریتمهایی که برای پیشبینی جرم استفاده میشوند، ممکن است جوامع حاشیهنشین را هدف قرار دهند و نابرابریها را تشدید کنند.
  • تنظیم محتوا در رسانههای اجتماعی: سرکوب صداهای مخالف به دلیل تعصبات الگوریتمی.

منبع: Woolley, S. C., & Howard, P. N. (2020). Computational Propaganda. Oxford University Press.


هوش مصنوعی و استعمار شناختی

هوش مصنوعی با توانایی پردازش دادههای کلان، ابزار قدرتمندی برای دستکاری شناختی است. دادههای آموزشی متعصب میتوانند به نتایج ناعادلانه منجر شوند، مانند سیستمهای شناسایی چهره که برای پوستهای تیرهتر دقت کمتری دارند (Raji et al., 2021). همچنین، فناوریهایی مانند دیپفیک میتوانند برای انتشار اطلاعات نادرست استفاده شوند، که به جنگ شناختی و استعمار شناختی کمک میکند. استعمار داده (Data Colonialism) نیز به جمعآوری دادهها از جوامع حاشیهنشین بدون رضایت آنها اشاره دارد، که برای توسعه محصولاتی استفاده میشود که عمدتاً به نفع شرکتهای غربی هستند (Mohamed et al., 2020).

منابع:

  • Raji, I. D., et al. (2021). AI and the Global South: Designing for Diversity. AI & Society.
  • Mohamed, S., et al. (2020). Decolonial AI: Decolonial Theory as Sociotechnical Foresight. Big Data & Society.

جنگ شناختی و استعمار شناختی

جنگ شناختی شامل تاکتیکهایی مانند انتشار اطلاعات نادرست، عملیات روانی و استفاده از هوش مصنوعی برای پیشبینی رفتارها است (NATO, 2020). این تاکتیکها میتوانند برای حفظ سلطه استعماری استفاده شوند، مانند زمانی که قدرتهای استعماری از آموزش و رسانه برای القای حس حقارت در مردم مستعمره استفاده میکردند. در دنیای مدرن، جنگ شناختی از طریق رسانههای اجتماعی و فناوریهای دیجیتال اجرا میشود و به دنبال تغییر باورها و ارزشهای جوامع است.

مثالها:

  • عملیات روانی در جنگهای مدرن: استفاده از رسانههای اجتماعی برای تضعیف اعتماد عمومی، مانند انتخابات 2016 آمریکا.
  • نبرد قلبها و مغزها: تلاش برای تغییر باورهای جوامع محلی در عملیات ضدشورش.

منبع: NATO. (2020). Cognitive Warfare: An Attack on Truth. NATO Strategic Communications.


مطالعات موردی

1.      آفریقای جنوبی: نظارت دیجیتال

شرکتهای فناوری مانند هواوی فناوریهای نظارتی را در آفریقای جنوبی مستقر کردهاند که میتواند به نظارت گسترده بر جوامع حاشیهنشین منجر شود. این سیستمها از هوش مصنوعی برای شناسایی و ردیابی افراد استفاده میکنند، که نگرانیهایی درباره حریم خصوصی ایجاد کرده است (MIT Technology Review, 2022).

 (MIT Technology Review, 2022).

2.      هند: سامانه آدهار

سامانه شناسایی بیومتریک آدهار در هند نگرانیهایی درباره حریم خصوصی و نظارت ایجاد کرده است. این سیستم دادههای شخصی میلیونها نفر را جمعآوری میکند، که میتواند برای کنترل اجتماعی استفاده شود (Ricaurte, 2020).

منابع:

  • MIT Technology Review. (2022). Artificial Intelligence is Creating a New Colonial World Order.
  • Ricaurte, P. (2020). Data and the Coloniality of Power. Journal of Communication.

از نبردهای کلاسیک به جنگ قلبها و مغزها

استعمار شناختی خودمختاری فردی، تنوع فرهنگی و عدالت اجتماعی را تهدید میکند. این پدیده با تحمیل چارچوبهای فکری غالب، دانشهای بومی را به حاشیه میراند و نابرابریهای قدرت را تقویت میکند. برای مثال، ترویج ارزشهای مصرفگرایی غربی از طریق رسانههای دیجیتال میتواند هویتهای فرهنگی محلی را تضعیف کند. همچنین، استفاده از هوش مصنوعی در نظارت و دستکاری اطلاعات میتواند به نقض خودمختاری افراد منجر شود.

در عصر مدرن، نبردهای کلاسیک جای خود را به جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دادهاند. جنگ نرم با استفاده از ابزارهای رسانهای، سایبرنتیک و هوش مصنوعی، به دنبال تغییر باورها و ارزشهاست (Nye, 2004). استعمار شناختی بهعنوان زیرساخت این جنگ، با نفوذ به قلبها و مغزها، سلطهای پایدارتر از استعمار فیزیکی ایجاد میکند. برای مثال، عملیات روانی در رسانههای اجتماعی میتوانند اعتماد عمومی را تضعیف کرده و ارزشهای محلی را با روایتهای خارجی جایگزین کنند. این فرآیند به پذیرش استعمار شناختی کمک میکند، زیرا جوامع بهتدریج چارچوبهای فکری غالب را میپذیرند.

منبع: Nye, J. S. (2004). Soft Power: The Means to Success in World Politics. PublicAffairs.


و در پایان

استعمار شناختی بهعنوان یک تهدید جدی برای استقلال فکری جوامع، از ابزارهای سایبرنتیک، هوش مصنوعی و رسانه برای تحمیل چارچوبهای فکری غالب استفاده میکند. این پدیده با تضعیف فرهنگهای محلی و دانشهای بومی، نابرابریهای قدرت را تداوم میبخشد. برای مقابله با این تهدید، نیاز به آگاهی عمومی، آموزش سواد رسانهای و توسعه فناوریهای بومی است. در نهایت، حرکت از نبردهای کلاسیک به جنگ قلبها و مغزها نشاندهنده تغییر پارادایم در سلطه جهانی است که نیازمند مقاومت فعال و آگاهانه است.


منابع:

  1. Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.
  2. Russell, S., & Norvig, P. (2010). Artificial Intelligence: A Modern Approach. Prentice Hall.
  3. NATO. (2020). Cognitive Warfare: An Attack on Truth. NATO Strategic Communications.
  4. Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.
  5. Pariser, E. (2011). The Filter Bubble: What the Internet Is Hiding from You. Penguin Press.
  6. Woolley, S. C., & Howard, P. N. (2020). Computational Propaganda. Oxford University Press.
  7. Birhane, A. (2020). The Algorithmic Colonization of Africa. Journal of Communication.
  8. Raji, I. D., et al. (2021). AI and the Global South: Designing for Diversity. AI & Society.
  9. Mohamed, S., et al. (2020). Decolonial AI: Decolonial Theory as Sociotechnical Foresight. Big Data & Society.
  10. MIT Technology Review. (2022). Artificial Intelligence is Creating a New Colonial World Order.
  11. Ricaurte, P. (2020). Data and the Coloniality of Power. Journal of Communication.
  12. Said, E. (1978). Orientalism. Pantheon Books.
  13. Nye, J. S. (2004). Soft Power: The Means to Success in World Politics. PublicAffairs.

 

مصاحبه ی سهیل سلیمی با رادیو CiTR رادیویی رسمی دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا

مجری رادیو CiTR : کاراکترها و شخصیتهای فیلم خیلی در هم تنیده هستند و گویا هر کدام یک مفهوم ویژه دارند. آیا واقعا همینطور است؟

سلیمی : خیلی متشکرم! سوال بسیار مهمی را مطرح کردید. یکی از مهمترین مفاهیم فیلم همین نماد شناسی شخصیت هاست. شخصیت ها گاهی کارکرد استراتژیک دارند و گاهی فلسفی!

مجری رادیو CiTR : قبل از ادامه مبحث شخصیت ها، در یک جمله فلسفه فیلم را بگویید.

سلیمی : فلسفه ی حاکم بر فیلم ، فلسفه ی مقاومت است. که البته نیاز به توضیح و تبیین دارد.

مجری رادیو CiTR : می خواهید اول به توضیح فلسفه ی فیلم بپردازید یا با همان نماد شناسی شخصیت ها ادامه بدهیم؟

سلیمی : برای من فرق ندارد هر طور شما راحت هستید.

مجری رادیو CiTR : بسیار خوب ، پس از شفاف شدن نمادشناسی شخصیت ها به فلسفه ی فیلم بپردازیم. بفرمایید.

سلیمی : بله! حتما! ببینید زن در هنر نماد سرزمین و عقیده است. در فرشتگان قصاب سه کارکتر اصلی زن و یک کاراکتر فرعی زن وجود دارد. که با این رویکرد نمادشناسی، که هر یک نماد یک سرزمین هستند. اَشلی نماد صهیونسیت هاست. با همان روحیه ی اشغالگری و غارت. کیسی نماد سرزمین و مردم آمریکاست که توسط صهیونیستها به بازی گرفته شده و او در طول فیلم متوجه می شود که آنها در حال سوء استفاده از نظام و مردم ایالات متحده آمریکا هستند. او فقط تا زمانی زیر عنوان شهروندی آمریکایی خود در امان است که حقیقت را در نیافته است. 

مجری رادیو CiTR : یعنی شما معتقدید که صهیونیست ها از مردم آمریکا سوء استفاده می کنند؟

سلیمی : هیچ شکی در این موضوع ندارم. همین امروز اوضاع نابسامان اقتصادی ایالات متحده، حاصل اقتصاد صهیونیستی است. امروز سیاست مداران آمریکا مهره های صهیونیستی هستند و مردم آمریکا کم کم به این موضوع آگاه می شوند. و روزی که مردم آمریکا با هم متحد شوند حتما پایان عمر این  جهانبینی جهانخوار هم فرا خواهد رسید. مردم آمریکا در جنبش 99% نشان دادند که منشا فاسد  صهیونیسم یعنی بنگاه های مالی وال استریت را می شناسند و فهمیده اند که بانک و بورس، پایگاه های عملیاتی صهیونیسم برای نابودی جهان است.  در نماد شناسی فرد نظامی ارشد نماد حکومت است. در  فرشتگان قصاب  می بینید که اشلی همه کاره است و دیوید به عنوان فرمانده نظامی ارشد دستورات او را اجرا می کند. این یعنی نفوذ صهیونیسم در ارکان نظامی ، سیاسی و اقتصادی حکومت آمریکا. حتی وقتی دیوید می خواهد از افراد خودش دفاع کند، اشلی مسئله پول را پیش می کشد و یادآور می شود که دیوید تعهد مالی دارد و برای پول کار میکند، پس جان سربازان آمریکایی اهمیتی ندارد.

مجری رادیو CiTR : متشکرم. اما گفتید که سه زن اصلی و یک زن فرعی آنها را هم توضیح می دهید لطفاً. ادامه مصاحبه در را اینجا بخوانید

"سهیل سلیمی" در شبکه‌های اجتماعی

برای تماشای تمام قسمت‌های مجموعه مستند "جنایت نامرئی" و دیگر مستندها و فیلم‌ها در آپارات یا یوتوب عضو شوید:

aparat.com/SOHEIL_SALIMI

youtube.com/@soheilsalimi1

soheilsalimi.blogsky.com

سهیل سلیمی در ویراستی :

virasty.com/SOHEILSALIMI

کانال ایتا عضو شوید :

https://eitaa.com/SOHEILSALIMI 

ارتباط:

https://eitaa.com/SOHEILSALIMI1

عوارض واکسن‌های کرونا Injuries Caused By COVID-19 Vaccines

عوارض واکسن‌های کرونا

جلسه‌ی استماع کمیته تحقیق واکسن کووید در ارتش آمریکا

بر اساس داده‌های DEMD (واحد آمار پزشکی ارتش امریکا)

بر اساس این گزارش در بررسی #عوارض_واکسن_کرونا تعدادی از بیماری‌ها در ارتش آمریکا افزایش چشمگیری داشته‌اند که اهم آنها عبارتند از:

• فشار خون 2181%

• بیماری‌های عصبی 1048%

• نئوپلاسم‌های بدخیم (سرطان) 894%

• مولتیپل اسکلروزیس (ام.اس) 680%

• سندروم گیلین باره (نارسایی عصبی عضلانی حاد) 551%

*توماس رنز (وکیل): سربازان ما توسط رهبران‌مان کشته می‌شوند.

*عضو کنگره آمریکا مارجری تیلور گریین: "به عنوان عضوی از کمیته منتخب کووید، امیدوارم این جلسه امروز صدای افرادی را که توسط این واکسن‌ها مجروح شده‌اند یا عزیزانشان را از دست داده‌اند، ارائه دهد." "در حالی که من خودم واکسینه نشده ام، برای کسانی که به دولت اعتماد کردند و واکسن را مصرف کردند، دلسوزی فوق العاده دارم."


آدرس ویدیو:    https://www.aparat.com/v/OksCW
واشنگتن (TND) - نماینده مارجوری تیلور گرین، نماینده جمهوری آمریکا، دوشنبه پخش زنده ای را با تمرکز بر بررسی آسیب هایی که گفته می شود در اثر واکسیناسیون COVID-19 ایجاد شده است، برگزار کرد.

در این رویداد، دکتر رابرت مالون، دکتر کیمبرلی بیس و وکیل توماس رنز حضور داشتند که هر کدام آشکارا نسبت به واکسن‌های دوران همه‌گیری و پروتکل‌های پوشاندن شک دارند. نماینده گرین جلسه استماع را با یادآوری ممنوعیت سال 2022 خود از توییتر، پلت فرم رسانه اجتماعی که اکنون به نام X شناخته می شود، پس از به اشتراک گذاشتن اطلاعات در مورد واکسن های کووید آغاز کرد.

نماینده گرین روز دوشنبه گفت: "به عنوان عضوی از کمیته منتخب کووید، امیدوارم این جلسه امروز صدای افرادی را که توسط این واکسن‌ها مجروح شده‌اند یا عزیزانشان را از دست داده‌اند، ارائه دهد." "در حالی که من خودم واکسینه نشده ام، برای کسانی که به دولت اعتماد کردند و واکسن را مصرف کردند، دلسوزی فوق العاده دارم."

شرکت کنندگان در "شنیدن" سوالاتی از اعضای مختلف جمهوری خواه کنگره مطرح کردند. وقتی از مالون خواسته شد درباره واکسن‌ها صحبت کند، گفت: «آنها بدون رضایت آگاهانه واقعی مستقر می‌شوند». او سپس ادعا کرد که پروتئین‌های موجود در واکسن‌های کووید سمی هستند و با آزمایشگاه‌های ووهان چین ارتباط دارند.

رنز در شهادت خود به وضعیت خود به عنوان یک وکیل اشاره کرد و گفت اگر در مورد واکسیناسیون دروغ بگوید، مجوز خود را از دست خواهد داد. او سپس اظهار داشت که مردم آمریکا در طول همه‌گیری توسط دولت «آزمایش» شده‌اند.

رنز با استدلال عدم وجود اطلاعات عمومی در مورد واکسن‌ها گفت: «ما حتی سؤالات اساسی را هم نمی‌پرسیم». "راه حل [] قانون شفافیت است."

بیس، متخصص زنان و زایمان، شهادت داد که زنان به‌ویژه تحت تأثیر واکسن‌ها قرار می‌گیرند، حتی اگر خودشان آن را دریافت نکرده باشند.

بیس گفت: "قطعاً تغییراتی در چرخه های قاعدگی زنان و همچنین در بیماران یائسه وجود داشت." همه این زنان واکسینه نشده بودند، اما آنها در اطراف افراد دیگری بودند که واکسینه شده بودند، جالب نیست؟

همچنین سناتور ران جانسون از R-Wis. نیز حضور داشت که آماری از تعداد مرگ و میرهای رخ داده در سراسر کشور در طول این همه گیری را به اشتراک گذاشت.

جانسون گفت: «نمی‌دانم چگونه کسی می‌تواند نگاهی به واکنش ما به کووید بیندازد و فکر نکند که این یک شکست تلخ بوده است.

در اعلامیه نماینده گرین درباره این رویداد، یک ویدیوی تریلر فیلم گنجانده شده بود که چهره هایی مانند دکتر آنتونی فائوچی و رئیس جمهور جو بایدن را نشان می داد که درباره اثربخشی واکسن ها صحبت می کنند.

نماینده گرین در X نوشت : "آنها سال ها به ما دروغ گفتند. من در کنار گروهی از شاهدان متخصص، حقیقت پشت واکسن های کووید-19 را افشا خواهم کرد."


آموزش فیلم‌سازی و مستندسازی با سهیل سلیمی

چهار دوره‌ی 100% کاربردی برای علاقمندان به فیلمسازی

آموزش فیلم‌سازی و مستندسازی با سهیل سلیمی 

بیش از 1200 دقیقه فیلم آموزشی.


برخی محورهای دوره‌ها:

دوره آموزش "کارگردانی فیلم"

آشنایی با اصول کارگردانی فیلم / شناخت مبانی دکوپاژ فیلمنامه / شناخت مبانی میزانسن و فیلمبرداری،...

دوره ساخت فیلم "مستند پرتره"

آشنایی با اصول مستندسازی / معرفی ژانر مستند پرتره / شناخت سوژه و نفوذ در آن و هدایت سوژه،...

آموزش "عکاسی ( فیلمبرداری) با موبایل"

شناخت و مرور کلیات عکاسی و آشنایی با قاب‌بندی و انتخاب کادر / تعریف عمق میدان و نحوه استفاده از آن،...

دوره "شناخت موسیقی فیلم"

آشنایی با موسیقی , سبک در موسیقی فیلم / جایگاه تم و ریتم در انتقال حس / موسیقی فیلم و القاء محتوا،..

و...


آموزش کارگردانی فیلم 5/500/000 ت

آموزش ساخت مستند پرتره 5/500/00 ت

آموزش عکاسی با موبایل 5/500/000 ت

دوره شناخت موسیقی فیلم 4/500/00 ت


ارزش کل این پکیج 21 میلیون تومان است. در صورت خرید بیش از دو دوره 10% تخفیف دریافت خواهید کرد.


برای خرید این دوره، هزینه‌ی دوره را به کارت و یا شماره شبا زیر واریز کرده سپس رسید واریز وجه را در ایتا به آیدی eitaa.com/SOHEILSALIMI1  و یا در تلگرام به آیدی soheilsalimifilms  ارسال بفرمایید، کمتر از 48ساعت لینک دانلود این مجموعه‌ی ارزشمند برای شما ارسال خواهد شد.

شماره کارت: 5041721058757569   شماره شبا: 420700001000116266491001


 سهیل سلیمی

نویسنده، آهنگساز، تهیه‌کننده و کارگردان 

متخصص مطالعات استراتژیک فرهنگی 

مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران


 eitaa.com/soheilsalimi

SOHEILSALIMI.BLOGSKY.COM

“The behavior of the individual is purposeful if it can be interpreted as directed to the attainment of a goal.”  Norbert Wiener

رفتار یک فرد زمانی هدفمند است که بتوان آن را بهعنوان حرکتی در جهت رسیدن به یک هدف تفسیر کرد. نوربرت وینر

رفتار هدفمند: یکپارچگی سایبرنتیک

ارائه دهند: سهیل سلیمی   (مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران)

مقدمه

نوربرت وینر، بنیان‌گذار سایبرنتیک، در جمله‌ای عمیق اظهار می‌کند: «رفتار یک فرد زمانی هدفمند است که بتوان آن را به‌عنوان حرکتی در جهت رسیدن به یک هدف تفسیر کرد.» این تعریف، که ریشه در علم سایبرنتیک دارد، رفتار را به‌عنوان فرآیندی هدف‌محور می‌بیند که از طریق بازخورد و تنظیم هدایت می‌شود. رفتار هدفمند، چه در انسان و چه در ماشین، نیازمند هدفی مشخص و مکانیزمی برای ارزیابی و اصلاح مسیر است. برای مثال، یک راننده که به سمت مقصدی حرکت می‌کند، با توجه به علائم راهنمایی و رانندگی مسیر خود را تنظیم می‌کند، همان‌طور که یک سیستم هوش مصنوعی با تحلیل داده‌ها عملکرد خود را بهبود می‌بخشد. این مفهوم، پلی بین علوم طبیعی، علوم اجتماعی، و حکمت دینی ایجاد می‌کند و پرسش‌هایی بنیادین را مطرح می‌سازد: اهداف ما از کجا می‌آیند؟ چگونه فرهنگ و باورهای ما آن‌ها را شکل می‌دهند؟ و چگونه فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی می‌توانند این اهداف را تقویت یا مختل کنند؟

این پژوهش رفتار هدفمند را از سه منظر بررسی می‌کند: سایبرنتیک (با تکیه بر وینر و ماکسول مالتز)، انسان‌شناسی، و حکمت اسلامی (با تأکید بر تعالیم امام علی علیه‌السلام). این دیدگاه‌ها به‌صورت یکپارچه ترکیب شده‌اند تا نشان دهند چگونه رفتار هدفمند در انسان از تعامل بین مکانیزم‌های زیستی، فرهنگی، و معنوی شکل می‌گیرد و چگونه هوش مصنوعی می‌تواند این تعادل را به خطر بیندازد. هدف این متن، ارائه‌ی یک نمای کلی منسجم است که نه‌تنها علمی و دقیق باشد، بلکه برای مخاطب عام نیز قابل‌فهم و الهام‌بخش باشد.

سایبرنتیک: چارچوبی برای رفتار هدفمند

سایبرنتیک، علمی که نوربرت وینر در دهه‌ی 1940 پایه‌گذاری کرد، مطالعه‌ی کنترل و ارتباطات در سیستم‌های زیستی و مصنوعی است. وینر رفتار هدفمند را نتیجه‌ی وجود یک هدف و مکانیزم بازخورد تعریف می‌کند. بازخورد به سیستم اجازه می‌دهد تا با مقایسه‌ی وضعیت کنونی با هدف موردنظر، رفتار خود را تنظیم کند. برای مثال، یک ترموستات با اندازه‌گیری دمای اتاق و تنظیم گرمایش، رفتار هدفمندی برای حفظ دمای مطلوب نشان می‌دهد. در انسان، این فرآیند می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های آگاهانه تشبیه شود، مانند کارمندی که با بازخورد مدیرش عملکرد خود را بهبود می‌بخشد.

ماکسول مالتز در کتاب سایکو-سایبرنتیک (1960) این مفهوم را به روان‌شناسی انسانی گسترش داد. او معتقد بود که ذهن انسان مانند یک سیستم سایبرنتیک عمل می‌کند و از طریق تصویر ذهنی (Self-Image) و بازخورد، رفتارهای هدفمند را هدایت می‌کند. برای مثال، فردی که خود را به‌عنوان یک ورزشکار موفق تصور می‌کند، با تمرین مداوم و ارزیابی پیشرفت خود، به سوی هدف سلامتی یا موفقیت ورزشی حرکت می‌کند. مالتز تأکید دارد که اهداف باید با تصویر ذهنی فرد هم‌راستا باشند تا رفتار هدفمند به نتیجه برسد.

دیدگاه انسان‌شناسی: فرهنگ و رفتار هدفمند

انسان‌شناسی رفتار هدفمند را در بستر فرهنگ بررسی می‌کند. فرهنگ، مجموعه‌ای از معانی، ارزش‌ها، و هنجارهایی است که رفتارهای افراد را شکل می‌دهند. کلیفورد گیرتز، انسان‌شناس برجسته، فرهنگ را «تارهایی از معنا» می‌داند که افراد در آن‌ها رفتارهای خود را تعریف می‌کنند. برای مثال، در یک جامعه‌ی سنتی، رفتار هدفمند ممکن است شامل شرکت در آیین‌های مذهبی باشد، زیرا این آیین‌ها به حفظ هویت جمعی کمک می‌کنند. در مقابل، در یک جامعه‌ی صنعتی، هدف ممکن است دستیابی به موفقیت حرفه‌ای باشد که با ارزش‌های فردگرایی هم‌خوانی دارد.

این دیدگاه با سایبرنتیک پیوند می‌خورد، زیرا فرهنگ مانند یک سیستم بازخورد عمل می‌کند که اهداف افراد را هدایت می‌کند. برای مثال، یک جوان در یک جامعه‌ی دینی ممکن است از طریق آموزش‌های مذهبی و بازخورد اجتماعی (مانند تأیید بزرگ‌ترها) یاد بگیرد که احترام به دیگران هدفی ارزشمند است. این فرآیند مشابه مکانیزم‌های سایبرنتیک است که در آن بازخورد، رفتار را به سوی هدف تنظیم می‌کند.

دیدگاه حکمت اسلامی: هدف والای انسان از نگاه امام علی (ع)

حکمت اسلامی، به‌ویژه در تعالیم امام علی (ع)، رفتار هدفمند را در راستای هدف والای آفرینش انسان تعریف می‌کند: شناخت خدا، عبادت او، و آمادگی برای حیات اخروی. این دیدگاه با سایبرنتیک و انسان‌شناسی پیوند می‌خورد، زیرا هدف‌گذاری انسان را نه‌تنها نتیجه‌ی مکانیزم‌های زیستی یا فرهنگی، بلکه نتیجه‌ی نیت الهی می‌داند. امام علی (ع) در احادیث متعدد بر این نکته تأکید کرده‌اند که رفتارهای انسان باید به سوی مقصدی متعالی هدایت شوند. در زیر، چند حدیث معتبر از نهج‌البلاغه آورده شده است:

  • حدیث: «جهان پلی است، از آن عبور کنید، اما بر آن خانه نسازید» (نهج‌البلاغه، خطبه 132). این سخن نشان می‌دهد که رفتار هدفمند باید انسان را به سوی آخرت هدایت کند، نه اینکه در اهداف زودگذر دنیوی متوقف شود.
  • حدیث: «هر که خود را شناخت، پروردگارش را شناخت» (نهج‌البلاغه، حکمت 178). این حدیث خودشناسی را به‌عنوان مبنای معرفت الهی و هدفی بنیادین معرفی می‌کند.
  • حدیث: «بهترین اعمال، دوست داشتن برای خدا و نفرت داشتن برای خداست» (نهج‌البلاغه، حکمت 130). این سخن بر اهمیت نیت خالص در رفتارهای هدفمند تأکید دارد.

این تعالیم با ایده‌ی مالتز در سایکو-سایبرنتیک هم‌راستا هستند، زیرا هر دو بر نقش تصویر ذهنی و نیت در هدایت رفتار تأکید دارند. در حکمت اسلامی، تصویر ذهنی انسان باید با ایمان به خدا و هدف اخروی هم‌خوانی داشته باشد تا رفتارش هدفمند و متعالی باشد.

تأثیر هوش مصنوعی بر رفتار هدفمند

هوش مصنوعی (AI)، به‌عنوان محصولی از اصول سایبرنتیک، توانایی خلق سیستم‌هایی با رفتارهای هدفمند را دارد. برای مثال، یک سیستم هوش مصنوعی در پزشکی می‌تواند با تحلیل داده‌ها، بیماری‌ها را تشخیص دهد. اما بدون نظارت مناسب، این فناوری می‌تواند رفتار هدفمند انسانی را مختل کند:

  • محدودیت خودمختاری: الگوریتم‌های هوش مصنوعی، مانند آن‌هایی که در پلتفرم‌های دیجیتال استفاده می‌شوند، می‌توانند با ارائه‌ی محتوای هدفمند، انتخاب‌های انسان را محدود کنند. برای مثال، پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده در شبکه‌های اجتماعی ممکن است افراد را به سمت مصرف‌گرایی یا سرگرمی‌های بی‌فایده سوق دهند، که با اهداف متعالی مانند خودشناسی یا خدمت به جامعه در تضاد است.
  • تضاد با ارزش‌های انسانی: هوش مصنوعی ممکن است ارزش‌هایی را ترویج کند که با نظام‌های معنایی فرهنگی یا دینی هم‌خوانی ندارند. برای نمونه، تأکید بیش از حد بر بهره‌وری یا سودآوری در سیستم‌های هوش مصنوعی می‌تواند انسان را از اهداف معنوی، مانند عبادت یا همدلی، دور کند.
  • جایگزینی تصمیم‌گیری انسانی: وقتی هوش مصنوعی تصمیم‌های کلیدی (مانند مدیریت منابع یا انتخاب‌های شغلی) را بر عهده می‌گیرد، ممکن است انسان احساس کند کنترل زندگی‌اش را از دست داده است. این امر می‌تواند با هدف والای انسان، که در حکمت اسلامی شناخت خدا و آمادگی برای آخرت است، در تضاد باشد.

این چالش‌ها نشان می‌دهند که هوش مصنوعی، اگرچه ابزاری قدرتمند است، باید در چارچوبی طراحی شود که با اهداف انسانی و الهی هم‌راستا باشد. همان‌طور که وینر هشدار داده بود، ماشین‌ها بندگان خوبی هستند، اما اگر کنترل آن‌ها از دست انسان خارج شود، می‌توانند به اربابانی آسیب‌رسان تبدیل شوند.

رفتار هدفمند، به‌عنوان حرکتی به سوی یک هدف، در سایبرنتیک، انسان‌شناسی، و حکمت اسلامی به‌صورت یکپارچه قابل‌فهم است. سایبرنتیک (وینر و مالتز) رفتار هدفمند را نتیجه‌ی بازخورد و تصویر ذهنی می‌داند، انسان‌شناسی آن را در بستر فرهنگ و نظام‌های معنایی تحلیل می‌کند، و حکمت اسلامی (با تکیه بر تعالیم امام علی علیه‌السلام) آن را در راستای شناخت خدا و آمادگی برای آخرت تعریف می‌کند. این دیدگاه‌ها در یک نقطه به هم می‌رسند: رفتار هدفمند نیازمند هدفی متعالی و مکانیزمی برای تنظیم و ارزیابی است. هوش مصنوعی، به‌عنوان محصولی از سایبرنتیک، می‌تواند این رفتار را تقویت کند، اما بدون نظارت، ممکن است انسان را از اهدافش دور سازد. برای حفظ رفتار هدفمند، باید فناوری را در خدمت ارزش‌های انسانی و الهی به کار گرفت، تا همان‌طور که امام علی (ع) فرموده‌اند، انسان به سوی شناخت پروردگارش هدایت شود.

سهیل سلیمی

منابع

  1. Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.
  2. Maltz, M. (1960). Psycho-Cybernetics. Prentice-Hall.
  3. نهج‌البلاغه، گردآوری سید رضی، ترجمه به فارسی توسط محمد دشتی. قابل دسترسی در: https://www.al-islam.org/nahj.
  4. Geertz, C. (1973). The Interpretation of Cultures. Basic Books.

Invisible Crime جنایت نامرئی

Support "Invisible Crime" with a ten-star rating.

Dear friends and companions, support the invisible crime documentary on imdb. Please give ten stars for rating. Click on the poster to access the link: INVISIBLE CRIME

حمایت از : مجموعه مستند  "جنایت نامرئی"

با دادن ده ستاره از صفحه‌‌ی "جنایت نامرئی" در سایت مرجع آی.ام.دی.بی حمایت کنید. حمایتی به وسعت یک جهان. لینک: جنایت نامرئی

مستند جنایت نامرئی به موضوع #نظم_نوین_جهانی و ارتباطش با #سلاح‌های_بیولوژیک و خصوصاً پاندمی #کرونا با بیش‌ از دو سال تحقیق و پژوهش، می‌پردازد که در پنج قسمت به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی #سهیل_سلیمی ساخته شده است. این مجموعه  به بازنمایی و افشاگری گسترده‌ای درباره صنعت #بهداشت_و_درمان، سلاح‌های بیولوژیک، ساخت یا ارتقاء بیماری‌ها، #مافیای_علم و کنترل تولید و #سانسور #مقالات_علمی ، #سایبرنتیک ، #جنگ‌_شناختی، #اِنبیک و علوم نوین، و #جنگ_جهانی_چهارم می‌پردازد. همچنین طیف گسترده‌ای از علوم مرتبط با #کنترل_هوشمند و نوین جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد و ارتباط این موضوعات را با شرایط #اقتصاد_جهانی و #اعتراضات به فقر و موضوع #جهانی‌_سازی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. در این مستند از همراهی اساتید برجسته‌ای بهره گیری شده است که عبارتنداز: دکتر شکور امیدی، دکتر کاظم فولادی، دکتر علی‌رضا اصلانی زکریا ، دکتر مهتاب اسکندری، دکتر عاطفه عابدینی، دکتر میثم آذربخش و مهندس محمدعلی شکوهیان راد. 

عناوین هر قسمت به ترتیب به این شرح است: 

قسمت اول: جهان در آشوب 

قسمت دوم: توازن جمعیت و جنگهای ترکیبی، راه حلی برای تمام فصول 

قسمت سوم: جلیقه زرد که باشی می‌میری 

قسمت چهارم: قرنِ کنترل

قسمت پنجم: جنگ جهانی چهارم.

عوامل تولید این اثر عبارتند از: راوی: منوچهر زنده دل / مجری طرح: ستیف ربیعی / مدیرتولید: محمد حسین اکبری / فیلم‌بردار: محسن استیری / تدوین و صداگذاری: الهه شیرازی / آهنگساز: سهیل سلیمی / تنظیم: کیوان کریمی / موشن گرافی: سمانه ضیائی.

The invisible crime documentary deals with the #new_world_order and its relationship with #biological_weapons and especially the #corona pandemic with more than two years of research and research, which was written, produced and directed by #Sohail_Salimi in five episodes. This series is represent and expose widely about the #health_and_treatment industry, biological weapons, manufacturing or promotion of diseases, #science_mafia and production control and #censorship of #scientific_articles, #cybernetics, #cognitive_warfare, #nbic and modern sciences, and #fourth_world_war will pay. It also examines a wide range of sciences related to #intelligent and modern control of the world and explores the relationship of these issues with the conditions of #world_economy and #objections to poverty and #globalization. In this documentary, the company of prominent professors has been used, including: Dr. Shakur Omidi, Dr. Kazem Fuladi, Dr. Alireza Aslani Zakaria, Dr. Mehtab Eskandari, Dr. Atefeh Abedini, Dr. Maitham Azarbakhsh and Engineer Mohammad Ali Shakuhian Rad.

The titles of each part are as follows:

Part 1: The world in chaos

Part 2: Population balance and hybrid warfare, a solution for all seasons

Part 3: You will die if you are a yellow vest

The fourth part: The century of control

Part V: World War IV.

Crew: Narrator: Manouchehr Zinda Del / Project manager: Setif Rabiei / Production manager: Mohammad Hossein Akbari / Cinematographer: Mohsen Stiri / Editing and sound: Elaha Shirazi / Composer: Sohail Salimi / Editing: Kivan Karimi / Motion graphics: Samaneh Ziaei.


دانلود و تماشای مستند "جنایت نامرئی"

برای دانلود و تماشای مستند "جنایت نامرئی" روی عکس زیر کلیک کنید.


کانال ایتای سهیل سلیمی

آخرین اخبار و اطلاعات را در کانال ایتا دنبال کنید: 

https://eitaa.com/soheilsalimi

The soundtrack of "Invisible Crime" released

Sohail Salimi composed the soundtrack of "Invisible Crime" and this collection has sixteen songs The music of the "Invisible Crime" album was arranged by Keyvan Karimi

آلبوم موسیقی جنایت نامرئی منتشر شد.

سهیل سلیمی آهنگسازی آلبوم موسیقی جنایت نامرئی را انجام داده و این مجموعه دارای شانزده قطعه است. تنظیم موسیقی آلبوم جنایت نامرئی توسط کیوان کریمی انجام شده است.

عناوین قطعات این آلبوم موسیقی عبارتند از The track titles of this soundtrack album are

1.      جنایت نامرئی  (Invisible Crime)

2.      سلاح‌های بیولوژیک   (Biological Weapons)

3.      اقتصاد مُتوازن  (Balance in the Economy)

4.      اکثریت فقیر و اقلیت  ثروتمند   (The Majority of the Poor and the Minority of the Rich)

5.      جنگ‌های ترکیبی، راه حلی برای تمامی فصول   (Hybrid Wars, a Solution for All Seasons)

6.      اقیانوسی از نفت   (An Ocean of Oil)

7.      جنایت نامرئی در جهان آینده   (Invisible Crime in the Future World)

8.      جهان در آشوب   (The World in Chaos)

9.      درد بی پایان و مافیای دارو   (Endless Pain and Drug Mafias)

10.  پروژه‌ی ام.کی.اُلترا   (MK.Ultra Project)

11.  پروژه‌ی کرونا   (Project CORONA)

12.  جلیقه زرد که باشی می‌میری   (Yellow Vests, You Will Die)

13.  نظم نوین جهانی   (New World Order)

14.  بیماری همچون باران می بارد   (Diseases Fall Like Rain)

15.  ناقوس مرگ   (Death Knell)

16.  جنگ جهانی چهارم   (Fourth World War)


جهت دانلود آلبوم موسیقی جنایت نامرئی با کیفیت320 kbps با 50% تخفیف به قیمت 75000 تومان، ابتدا مبلغ مورد نظر به شماره کارت 5047061030880765 به نام سهیل سلیمی واریز و سپس فیش پرداخت را در نرم‌افزار ایتا به آیدی eitaa.com/SOHEILSALIMI1 ارسال نمایید تا لینک دانلود آلبوم برای شما ارسال شود.

لازم به ذکر است استفاده قانونی و شرعی این اثر فقط برای خریدار محفوظ است.


عکس‌های پشت صحنه‌ی مجموعه مستند جنایت نامرئی Invisible Crime BTS_Pictures

عکس‌های پشت صحنه‌ی مجموعه مستند: جنایت نامرئی      نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: سهیل سلیمی
  I N V I S I B E L    C R I M E
Writer, Director & Producer : SOHEIL SALIMI     BTS_Pictures

مستند جنایت نامرئی پاسخی است به دها سوال پیچیده در حوزه حکومت‌ها و جهان پیرامون ما. جهانی که گلوبالیست‌ها و کانون‌های بزرگ تصمیم‌گیری مانند بنیاد راکفلر و گروه بیلدربرگ و دانشگاه جان هاپکینز و... برای آینده‌ی آن تصمیم گیری می‌کنند. این مستند سوالاتی را که سال‌ها به دنبال جواب‌شان می‌گشتید پاسخ داده است. سوالاتی مانند:

آیا بیماری‌های جدید محصول طبیعت هستند یا آزمایشگاها؟

آیا تجارت سلامت با بیماری‌های جدید رونق می‌گیرد یا بیماری‌ها سلامت را به مهمترین تجارت جهان مانند تجارت سلاح و تجارت موارد مخدر تبدیل کرده‌اند؟!

آیا تولید علم در جهان کنترل می‌شود؟

آیا علم هم مافیای خاص خودش را دارد؟

آیا علم و مقالات علمی سانسور می‌شوند؟

آیا سلاح‌های بیولوژیک فقط در جنگ استفاده می‌شوند یا در زمان صلح هم اهداف خود را مورد هجوم قرار می‌دهند؟

آیا رسانه‌ها بخشی از یک پاندمی هستند؟

آیا در مقوله جمعیت و کاهش جمعیت! و ارتباط آن با اقتصاد و طرح‌های سازمان‌ها و نهاد‌های بین‌المللی برای کنترل جمعیت ارتباطی وجود دارد؟

آیا از نقش بیماری در تصرف قاره‌آمریکا توسط اروپائیان و کشتارِ بومیانِ آمریکا و ظهور امپراتوری ایالات متحده اطلاع دارید؟

آیا در طول تاریخ جنگ‌هایی بوده که از طریقِ بیماری‌های واگیردار به شکست یا پیروزی‌های بزرگ بیانجامد؟

آیا می‌دانید در دوران مدرن بیماری‌های ساخته‌ی دست بشر در کدام کشورها ساخته و یا آزمایش شده است؟

آیا حفاظت از جمعیتِ بیمار و کهن‌سال با نگاهِ علم مدرن و ایدئولوژی لیبرالیسم و کپیتالیسم، مقرون به صرفه است؟

آیا ارتباطی میان موارد زیر می بینید؟ (لطفا توضیح کامل بدهید) فروپاشی اقتصادی آمریکا در سال 2001 که بحرانِ دات‌کام معروف شد، خروج آمریکا از کنوانسیون منع اشاعه سلاح‌های بیولوژیک و سموم در همان سال و پیرو آن، فرو ریختنِ برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک در 11 سپتامبر 2001 و تصرف عراق و افغانستان توسط ایالات متحده آمریکا. گزارش بانک جهانی در سال 2004 از تاثیرات کسری ۶۶۶ میلیارد دلاری بودجه آمریکا بر رشد اقتصادی کشورهای جهان، خصوصا کشورهای در حالِ توسعه، و تصویب قانون سپر دفاعی بیولوژیک آمریکا در سال 2004. سقوطِ اقتصادی سال 2008 و جنگ‌های متعدد در آفریقا و غرب آسیا (خاورمیانه) ورشکستگی یونان با مدیریت بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول. ظهور پدیده‌ای بنام داعش در 2013! کشته شدن قریب به هشت‌هزار نفر در حج سال 2015-1394. جمع آوری ژنوم نژادهای مختلف بشری از کشورهای مختلف، با عجله و فشار تبلیغاتی فراوان تا قبل از سال 2019. بحران بدهیِ جهان که از اواسط دهه نود شروع شده بود و در سال 2019 از مرزِ 55تریلیون دلار عبور کرد! تظاهراتِ مردم در اروپا و آمریکا برای نجاتِ شرایطِ اقتصادی (خصوصا در فرانسه و آمریکا)! شکست داعش توسط ایران، شهادت سپهبد سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا و ظهورِ ویروسِ سارس-کوو2 یا همان کرونا یا کووید19!

آیا می‌دانید آمریکا با بیش از 30تریلیون دلار چین با 8 تریلیون دلار و انگلیس با قریب به 4 تریلیون دلار، فرانسه 5/3 تریلیون دلار، آلمان با 4 تریلیون دلار، برزیل 2 تریلیون دلار و کشور کوچک ژاپن با قریب به 15 تریلیون دلار مهم‌ترین بدهکاران اقتصاد جهان هستند؟

آیا از کاربرد ژنوم انسان در ساخت سلاح‌های بیولوژیک و برقراری توازن جمعیت اطلاع دارید؟

آیا شیوع گسترده‌ی بیماری‌های تنفسی در مسیر اربعین در عراق را در حالی که هیچ شهر دیگری جز کربلا و نجف آلوده نمی‌شوند، اتفاقی می‌دانید یا محصول یک حمله بیولوژیک؟ کشته شدن هشت هزار نفر در فاجعه منا 1394 که علت آن ازدحام! و یکی دو ساعت! تشنگی! اعلام شد را چقدر حمله‌ی بیولوژیک و مسمومیت با گاز می‌دانید؟

 در حوزه‌ی اقتصاد با توجه به نظریات فروپاشی اقتصاد جهان: مانندِ کتاب "سقوط آزاد" اثرِ ژوزف استیگلیتز و توابینِ علم اقتصاد به سَرکردگیِ راث ‌اَشکرافتس. چطور جهان را تفسیر می‌کنید؟ چگونه تورم از کشورهای توسعه یافته، خصوصا آمریکا به دیگر کشورها صادر می‌شود؟! جایگزینی پشتوانه‌ی پول که طلا بود با نفت و سپس با دلار چگونه رخ داد؟ نقش فرانسه در خروج طلاهایش از آمریکا و اعلام زنگ خطرِ پول کاغذی چه بود؟

از چه زمانی کشورهای جهان به این نتیجه رسیدند که معیار دلار باید کنار گذاشته شود؟  نسبت توازن جمعیتِ مولد و جمعیت سربارِ اقتصاد چه تاثیری در بدهی داخلی و اقتصاد آمریکا دارد؟ توازن جمعیتِ استفاده کننده از دلار در جهان، چه تاثیری در اقتصاد آمریکا دارد؟ بحران فقر و پیری و بیماریِ جمعیت در کشورهای توسعه یافته! چه تاثیری در سیاست‌گذاری‌های بانک‌ها و بیمه‌ها و خدمات‌درمانی گذاشته است؟

علتِ بدهی دولت‌های جهان و شرایط اقتصادی جهان و ارتباطشان با جنبش‌های گوناگونِ رخ داده مانند جنبش جلقه زردها در فرانسه و جنبش ضد طمع در آمریکا چه می‌دانید؟

در دکترین مجمع جهانی اقتصاد با عنوان "ریستِ بزرگ یا بازنشانیِ بزرگ"، از کاهش جمعیت! جهان به عنوان راه‌حل مُعظلات جهانی یاد می‌شود. آیا با توجه به شرایط وخیم اقتصاد جهان، منظور کاهش طبیعی است یا کشتار فوری؟

 چه رابطه‌ای میان پول، جنگ و بیماری‌ها وجود دارد؟

چرا اغلب ثروتمندان جهان از سهامدارانِ عمده‌ی شرکت‌های خدماتِ درمان و داروی‌سازی هستند؟

آیا بیماری‌ها و گونه‌های جدید بیماری‌ها، محصول جدید کمپانی‌های ارائه دهنده‌ی خدمات درمان است؟ مانند ویروس‌ها و آنتی‌ویروسهایی کامپیوتری که اغلب محصول یک شرکت هستند!

از واحد731 ژاپن تا پروژه‌های "اِم‌کی اُلترا" و "تاسکیگ" "112" در ایالات متحده، و آزمایش سلاح‌های بیولوژیکِ شیمیایی، میکروبی و ویروسی و مخدرها و روان‌گردان‌ها و تاثیرات شوک‌های الکتریکی بر ساختار الکتروشیمیایی بدن انسان، اطلاعی دارید؟

 آیا کرونا محصولِ آزمایشگاه‌های بیولوژیک آمریکاست؟

 اگر بحران اقتصاد و بحران توازن جمعیت راه‌حلی جز جنگ بیولوژیک ندارد، کدام کشور یا کدام کشورها توان استفاده از این راه‌حل را دارند؟

چه کسی بیشترین سود را از فراگیر شدنِ کرونا بُرده است؟

چه اهداف کلان و خُرد دیگری جز حل مشکل اقتصادِ جهان در این جنگ بیولوژیک پنهان شده است؟

آیا می دانید وحشت و ترس چه تاثیری در سیستم ایمنی بدن دارد؟

آیا می دانید بمباران خبری، پروتکل‌های بهداشتی، زمینه‌ چینی‌های غذایی و دارویی (مانند جمع آوری راینیتیدین به بهانه سرطان‌زا بودن، که می‌توانست با کاهش اسید معده از اسیدی شدنِ دهان و نای جلوگیری کند، با توجه به اینکه ویروس‌ها و اساسا کرونا‌ویروس عاشق فضای اسیدی است، و یا عدم چاپ و نشر مقالات تحلیلی و منتقد در مورد واکسن‌ها با دستور سازمان بهداشت جهانی از دو سال قبل از شیوع کرونا در مجلات معتبر علمی) و حملات رسانه‌ای و شبه علمی، همگی بخشی از یک پازل بزرگ برای کشتار مردم جهان است؟

 آیا با شناخت ایدئولوژیک غرب در ساحت لیبرال‌دموکراسی و کپیتالیسم، و برده‌داری نوینِ این مکتب فکری آیا نشانه یا نشانه‌هایی از وجود فلسفه‌ای مشخص برای اشاعه‌ و استفاده از سلاح‌های بیولوژیک وجود دارد؟

آیا با توجه به آمار و ارقام ارائه شده از میزان کشته‌های بیماری کرونا در کشورهای مختلف و با تطبیقِ آمارهای میزانِ کشته‌های: افراد فقیر، رنگین پوست، ازکارافتاده، بیمار و کهن‌سالان، به ارتباطی معنادار از ایجاد توازن جمعیت با سلاح‌های بیولوژیک می‌رسیم؟

آیا می دانید جهان نه دو جنگ جهانی بلکه چهار جنگ جهانی را تجربه کرده است؟

آیا می دانید امروز جهان در درون جنگ جهانی چهارم به حیات خود ادامه می‌دهد؟

آیا می‌دانید جنگ جهانی چهارم، جنگ شمال و جنوب نام دارد؟

جهان پسا کرونا چه شکل و ویژه‌گی‌هایی خواهد داشت؟

آیا از طرح حاکمیتِ واحد جهانی مطلع هستید؟

آیا از جنایت نامرئی با خبر هستید؟


The soundtrack of "Invisible Crime" released آلبوم موسیقی جنایت نامرئی منتشر شد.

The soundtrack of "Invisible Crime" released

Sohail Salimi composed the soundtrack of "Invisible Crime" and this collection has sixteen songs The music of the "Invisible Crime" album was arranged by Keyvan Karimi

آلبوم موسیقی جنایت نامرئی منتشر شد.

سهیل سلیمی آهنگسازی آلبوم موسیقی جنایت نامرئی را انجام داده و این مجموعه دارای شانزده قطعه است. تنظیم موسیقی آلبوم جنایت نامرئی توسط کیوان کریمی انجام شده است.

عناوین قطعات این آلبوم موسیقی عبارتند از The track titles of this soundtrack album are

1.      جنایت نامرئی  (Invisible Crime)

2.      سلاح‌های بیولوژیک   (Biological Weapons)

3.      اقتصاد مُتوازن  (Balance in the Economy)

4.      اکثریت فقیر و اقلیت  ثروتمند   (The Majority of the Poor and the Minority of the Rich)

5.      جنگ‌های ترکیبی، راه حلی برای تمامی فصول   (Hybrid Wars, a Solution for All Seasons)

6.      اقیانوسی از نفت   (An Ocean of Oil)

7.      جنایت نامرئی در جهان آینده   (Invisible Crime in the Future World)

8.      جهان در آشوب   (The World in Chaos)

9.      درد بی پایان و مافیای دارو   (Endless Pain and Drug Mafias)

10.  پروژه‌ی ام.کی.اُلترا   (MK.Ultra Project)

11.  پروژه‌ی کرونا   (Project CORONA)

12.  جلیقه زرد که باشی می‌میری   (Yellow Vests, You Will Die)

13.  نظم نوین جهانی   (New World Order)

14.  بیماری همچون باران می بارد   (Diseases Fall Like Rain)

15.  ناقوس مرگ   (Death Knell)

16.  جنگ جهانی چهارم   (Fourth World War)


جهت دانلود آلبوم موسیقی جنایت نامرئی با کیفیت320 kbps با 50% تخفیف به قیمت 75000 تومان، ابتدا مبلغ مورد نظر به شماره کارت 5047061030880765 به نام سهیل سلیمی واریز و سپس فیش پرداخت را در نرم‌افزار ایتا به آیدی eitaa.com/SOHEILSALIMI1 ارسال نمایید تا لینک دانلود آلبوم برای شما ارسال شود.

لازم به ذکر است استفاده قانونی و شرعی این اثر فقط برای خریدار محفوظ است.

The soundtracks "Invisible Crime" was released . آلبوم موسیقی "جنایت نامرئی" منتشر شد.

The soundtrack of "Invisible Crime" was releas

.Sohail Salimi composed the soundtrack of "Invisible Crime" and this collection has sixteen songs The music of the "Invisible Crime" album was arranged by Keyvan Karimi

آلبوم موسیقی جنایت نامرئی منتشر شد.

سهیل سلیمی آهنگسازی آلبوم موسیقی جنایت نامرئی را انجام داده و این مجموعه دارای شانزده قطعه است. تنظیم موسیقی آلبوم جنایت نامرئی توسط کیوان کریمی انجام شده است.


آلبوم موسیقی جنایت نامرئی منتشر شد.

آلبوم موسیقی جنایت نامرئی منتشر شد.

سهیل سلیمی آهنگسازی آلبوم موسیقی جنایت نامرئی را انجام داده و این مجموعه دارای شانزده قطعه است. تنظیم موسیقی آلبوم جنایت نامرئی توسط کیوان کریمی انجام شده است.

جهت دانلود آلبوم موسیقی جنایت نامرئی با 50% تخفیف به قیمت 75000 تومان، ابتدا مبلغ مورد نظر به شماره کارت 5047061030880765 به نام سهیل سلیمی واریز و سپس فیش پرداخت را در نرم‌افزار ایتا به آیدی eitaa.com/SOHEILSALIMI1 ارسال نمایید تا لینک دانلود آلبوم برای شما ارسال شود.

لازم به ذکر است استفاده قانونی و شرعی این اثر فقط برای خریدار محفوظ است.

همچنین برای دریافت لوح فشرده‌ی این اثر موسیقی و لوح فشرده فیلم مجموعه مستند جنایت نامرئی هم می‌توانید با آیدی ایتای فوق هماهنگ فرمایید. قیمت لوح موسیقی 150 هزارتومان و قیمت لوح فیلم 250 هزارتومان می‌باشد که به این مبالغ 25 هزارتومان هزینه‌ی پست نیز اضافه می‌شود.

"سهیل سلیمی" در شبکه‌های اجتماعی

برای تماشای تمام قسمت‌های مجموعه مستند "جنایت نامرئی" و دیگر مستندها و فیلم‌ها در آپارات یا یوتوب عضو شوید:

aparat.com/SOHEIL_SALIMI

youtube.com/@soheilsalimi1

soheilsalimi.blogsky.com

سهیل سلیمی در ویراستی :

virasty.com/SOHEILSALIMI

کانال ایتا عضو شوید :

https://eitaa.com/SOHEILSALIMI 

ارتباط:

https://eitaa.com/SOHEILSALIMI1