
مدیاسایبرنتیک (سایبرنتیکِ رسانه): قدرتِ تلقین و مهندسی ذهن
نویسنده: سهیل سلیمی
پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی
مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران
مدیا سایبرنتیک (Media Cybernetics) بهعنوان امتداد نظریه سایبرنتیک نوربرت وینر (Norbert Wiener) در عرصه رسانه، بستر شکلدهی رفتار و نگرش مخاطبان را فراهم آورده است. رسانه، دیگر صرفاً واسطه انتقال پیام نیست، بلکه خود به بازیگری مستقل بدل شده که با بهرهگیری از اصول feedback (بازخورد)، control (کنترل)، و communication (ارتباط)، جامعه را مهندسی میکند. این مقاله، با تکیه بر نظریههای کلاسیک سایبرنتیک و نمونههای معاصر رسانهای، نشان میدهد چگونه «تلقین» به ابزار اصلی هدایت ذهن و رفتار تبدیل شده است. همچنین، ضمن بررسی چرخههای قدرت و کنترل رسانهای، راهکارهای مقاومت در برابر پروژههای سایبرنتیکی رسانهای نیز تحلیل میشود.
واژگان کلیدی: سایبرنتیک رسانه (Media Cybernetics)، کنترل (Control)، تلقین (Suggestion)، بازخورد (Feedback)، رسانه (Media)
نوربرت وینر (Norbert Wiener)، بنیانگذار سایبرنتیک، در کتاب مشهور خود Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine (Wiener, 1948) سایبرنتیک را علم «کنترل و ارتباط» میداند. در این چهارچوب، رسانه (Media) نه صرفاً ابزار ارتباطی، بلکه سامانهای سایبرنتیکی است که با بهرهگیری از اصول بازخورد (Feedback)، پیامرسانی را به ابزاری برای اعمال کنترل بدل کرده است.
در چنین سامانهای، رسانهها با بهرهگیری از فناوریهای هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)، کلاندادهها (Big Data) و تحلیل رفتار مخاطب، پیامها را به گونهای تنظیم میکنند که «ادراک مخاطب» را مهندسی کنند (Zuboff, 2019).
واژه کلیدی درک عملکرد رسانههای سایبرنتیکی، «تلقین» (Suggestion) است. تلقین در روانشناسی اجتماعی به معنای کاشت یک باور یا نگرش در ذهن فرد بهگونهای است که فرد گمان کند آن باور را خود پذیرفته است (Bargh & Chartrand, 1999).
چرخه کنترل سایبرنتیکی رسانهای بهطور خلاصه به شکل زیر عمل میکند:
این چرخه نوعی لوپ تقویتشونده (Positive Feedback Loop) ایجاد میکند که هر بار کنترل را دقیقتر و عمیقتر میسازد (Shannon & Weaver, 1949).
آیا رسانه صرفاً ابزاری در دست قدرت است یا خود به کنشگری مستقل بدل شده است؟ به تعبیر مارشال مکلوهان (Marshall McLuhan)، «رسانه خود پیام است» (The medium is the message) (McLuhan, 1964). رسانه امروز، نه تنها محتوای رفتاری تولید میکند، بلکه با هوشمندسازی فرایند تولید و توزیع محتوا، در فرایند تصمیمسازی اجتماعی مداخله مستقیم دارد.
نمونههای معاصر این امر را میتوان در کارزارهای خبری حول بحرانهای اقتصادی یا بهداشت عمومی مشاهده کرد. رسانهها، از طریق خلق «واقعیتهای بدیل» (Alternative Realities)، افکار عمومی را به سوی پذیرش سیاستهای خاص سوق میدهند (Chomsky & Herman, 1988).
فرض کنید یک رسانه جریان اصلی (Mainstream Media) چنین سناریویی را پیادهسازی کند:
هشدار بحران: پخش گسترده هشدار درباره کمبود منابع (مثلاً آب)
ترغیب: تبلیغات صرفهجویی و مسئولیتپذیری
تهدید: اعلام تصمیم احتمالی برای افزایش قیمت
اعمال فشار: قطع موقت خدمات برای ایجاد تجربه زیسته از بحران
بازخورد مثبت: گزارش موفقیت اقدامات
نهاییسازی کنترل: افزایش تدریجی قیمت به عنوان راهکار منطقی
این فرایند، نمونهای کلاسیک از پروژههای سایبرنتیکی رسانهای است که با استفاده از «مهندسی ادراک» (Perception Engineering) و «مدیریت رفتار» (Behavior Management) اجرا میشود.
تمام این سازوکارها تنها در یک صورت شکست میخورند: زمانی که مخاطبان به «آگاهی انتقادی» (Critical Consciousness) دست یابند (Freire, 1970). اما رسانههای سایبرنتیکی حتی برای این شرایط هم تمهیداتی اندیشیدهاند. رسانهها مفاهیم مقاومت و بیداری را مصادره کرده و آنها را در قالبهای جدید بازتعریف میکنند (مثلاً تبدیل مقاومت به مد جدید یا بازی سرگرمکننده).
رسانهها امروز در جایگاه سامانههای سایبرنتیکی خودمختار قرار گرفتهاند که با بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، قدرت تلقین خود را چند برابر کردهاند. مخاطبانی که آگاهانه با این سازوکار مواجه شوند، قادر خواهند بود زنجیره تلقین را بشکنند و خود را از چرخهی کنترل خارج کنند.
بنابراین، تنها راه برونرفت، تربیت مخاطب انتقادی است؛ مخاطبی که نه صرفاً مصرفکننده پیام، بلکه تحلیلگر سازوکار تولید پیام باشد.
Bargh, J. A., & Chartrand, T. L. (1999). The Unbearable Automaticity of Being. American Psychologist.
Chomsky, N., & Herman, E. S. (1988). Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media. Pantheon.
Freire, P. (1970). Pedagogy of the Oppressed. Continuum.
Harari, Y. N. (2016). Homo Deus: A Brief History of Tomorrow. Harper.
McLuhan, M. (1964). Understanding Media: The Extensions of Man. MIT Press.
Shannon, C. E., & Weaver, W. (1949). The Mathematical Theory of Communication. University of Illinois Press.
Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.
Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.
* مقالهی حاضر، نسخهی تکمیلشده و توسعهیافتهی ارائهای است که پیشتر در قالب کارگاه تخصصی «مدیاسایبرنتیک و قدرتِ تلقین» در دومین دوره کنفرانس بینالمللی فضای سایبر (آبان ۱۴۰۲) ارائه شده است. این مقاله تلاش دارد با بهرهگیری از مبانی نظری و شواهد تجربی، چارچوبی تحلیلی برای فهم رابطهی میان رسانه، سایبرنتیک و سازوکارهای کنترل ذهنی ارائه کند.

مدیاسایبرنتیک (سایبرنتیکِ رسانه): قدرتِ تلقین و مهندسی ذهن
نویسنده: سهیل سلیمی
پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی
مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران
مدیا سایبرنتیک (Media Cybernetics) بهعنوان امتداد نظریه سایبرنتیک نوربرت وینر (Norbert Wiener) در عرصه رسانه، بستر شکلدهی رفتار و نگرش مخاطبان را فراهم آورده است. رسانه، دیگر صرفاً واسطه انتقال پیام نیست، بلکه خود به بازیگری مستقل بدل شده که با بهرهگیری از اصول feedback (بازخورد)، control (کنترل)، و communication (ارتباط)، جامعه را مهندسی میکند. این مقاله، با تکیه بر نظریههای کلاسیک سایبرنتیک و نمونههای معاصر رسانهای، نشان میدهد چگونه «تلقین» به ابزار اصلی هدایت ذهن و رفتار تبدیل شده است. همچنین، ضمن بررسی چرخههای قدرت و کنترل رسانهای، راهکارهای مقاومت در برابر پروژههای سایبرنتیکی رسانهای نیز تحلیل میشود.
واژگان کلیدی: سایبرنتیک رسانه (Media Cybernetics)، کنترل (Control)، تلقین (Suggestion)، بازخورد (Feedback)، رسانه (Media)
نوربرت وینر (Norbert Wiener)، بنیانگذار سایبرنتیک، در کتاب مشهور خود Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine (Wiener, 1948) سایبرنتیک را علم «کنترل و ارتباط» میداند. در این چهارچوب، رسانه (Media) نه صرفاً ابزار ارتباطی، بلکه سامانهای سایبرنتیکی است که با بهرهگیری از اصول بازخورد (Feedback)، پیامرسانی را به ابزاری برای اعمال کنترل بدل کرده است.
در چنین سامانهای، رسانهها با بهرهگیری از فناوریهای هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)، کلاندادهها (Big Data) و تحلیل رفتار مخاطب، پیامها را به گونهای تنظیم میکنند که «ادراک مخاطب» را مهندسی کنند (Zuboff, 2019).
واژه کلیدی درک عملکرد رسانههای سایبرنتیکی، «تلقین» (Suggestion) است. تلقین در روانشناسی اجتماعی به معنای کاشت یک باور یا نگرش در ذهن فرد بهگونهای است که فرد گمان کند آن باور را خود پذیرفته است (Bargh & Chartrand, 1999).
چرخه کنترل سایبرنتیکی رسانهای بهطور خلاصه به شکل زیر عمل میکند:
این چرخه نوعی لوپ تقویتشونده (Positive Feedback Loop) ایجاد میکند که هر بار کنترل را دقیقتر و عمیقتر میسازد (Shannon & Weaver, 1949).
آیا رسانه صرفاً ابزاری در دست قدرت است یا خود به کنشگری مستقل بدل شده است؟ به تعبیر مارشال مکلوهان (Marshall McLuhan)، «رسانه خود پیام است» (The medium is the message) (McLuhan, 1964). رسانه امروز، نه تنها محتوای رفتاری تولید میکند، بلکه با هوشمندسازی فرایند تولید و توزیع محتوا، در فرایند تصمیمسازی اجتماعی مداخله مستقیم دارد.
نمونههای معاصر این امر را میتوان در کارزارهای خبری حول بحرانهای اقتصادی یا بهداشت عمومی مشاهده کرد. رسانهها، از طریق خلق «واقعیتهای بدیل» (Alternative Realities)، افکار عمومی را به سوی پذیرش سیاستهای خاص سوق میدهند (Chomsky & Herman, 1988).
فرض کنید یک رسانه جریان اصلی (Mainstream Media) چنین سناریویی را پیادهسازی کند:
هشدار بحران: پخش گسترده هشدار درباره کمبود منابع (مثلاً آب)
ترغیب: تبلیغات صرفهجویی و مسئولیتپذیری
تهدید: اعلام تصمیم احتمالی برای افزایش قیمت
اعمال فشار: قطع موقت خدمات برای ایجاد تجربه زیسته از بحران
بازخورد مثبت: گزارش موفقیت اقدامات
نهاییسازی کنترل: افزایش تدریجی قیمت به عنوان راهکار منطقی
این فرایند، نمونهای کلاسیک از پروژههای سایبرنتیکی رسانهای است که با استفاده از «مهندسی ادراک» (Perception Engineering) و «مدیریت رفتار» (Behavior Management) اجرا میشود (Harari, 2016).
تمام این سازوکارها تنها در یک صورت شکست میخورند: زمانی که مخاطبان به «آگاهی انتقادی» (Critical Consciousness) دست یابند (Freire, 1970). اما رسانههای سایبرنتیکی حتی برای این شرایط هم تمهیداتی اندیشیدهاند. رسانهها مفاهیم مقاومت و بیداری را مصادره کرده و آنها را در قالبهای جدید بازتعریف میکنند (مثلاً تبدیل مقاومت به مد جدید یا بازی سرگرمکننده).
رسانهها امروز در جایگاه سامانههای سایبرنتیکی خودمختار قرار گرفتهاند که با بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، قدرت تلقین خود را چند برابر کردهاند. مخاطبانی که آگاهانه با این سازوکار مواجه شوند، قادر خواهند بود زنجیره تلقین را بشکنند و خود را از چرخهی کنترل خارج کنند.
بنابراین، تنها راه برونرفت، تربیت مخاطب انتقادی است؛ مخاطبی که نه صرفاً مصرفکننده پیام، بلکه تحلیلگر سازوکار تولید پیام باشد.
Bargh, J. A., & Chartrand, T. L. (1999). The Unbearable Automaticity of Being. American Psychologist.
Chomsky, N., & Herman, E. S. (1988). Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media. Pantheon.
Freire, P. (1970). Pedagogy of the Oppressed. Continuum.
Harari, Y. N. (2016). Homo Deus: A Brief History of Tomorrow. Harper.
McLuhan, M. (1964). Understanding Media: The Extensions of Man. MIT Press.
Shannon, C. E., & Weaver, W. (1949). The Mathematical Theory of Communication. University of Illinois Press.
Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.
Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.