|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

| وبلاگ سهیل سلیمی نویسنده ، کارگردان و تهیه‌کننده | SOHEIL SALIMI's Weblog | Writer , Director & Producer |
|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

|| سهیل سلیمی SOHEIL SALIMI ||

| وبلاگ سهیل سلیمی نویسنده ، کارگردان و تهیه‌کننده | SOHEIL SALIMI's Weblog | Writer , Director & Producer |

مدیاسایبرنتیک: قدرتِ تلقین

* مقاله‌ی حاضر، نسخه‌ی تکمیل‌شده و توسعه‌یافته‌ی ارائه‌ای است که پیش‌تر در قالب کارگاه تخصصی «مدیاسایبرنتیک و قدرتِ تلقین» در دومین دوره کنفرانس بین‌المللی فضای سایبر (آبان ۱۴۰۲) ارائه شده است. این مقاله تلاش دارد با بهره‌گیری از مبانی نظری و شواهد تجربی، چارچوبی تحلیلی برای فهم رابطه‌ی میان رسانه، سایبرنتیک و سازوکارهای کنترل ذهنی ارائه کند.

مدیاسایبرنتیک (سایبرنتیکِ رسانه): قدرتِ تلقین و مهندسی ذهن

Media Cybernetics: The Power of Suggestion and Mind Engineering

نویسنده: سهیل سلیمی
پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی
مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران


چکیده

مدیا سایبرنتیک (Media Cybernetics) به‌عنوان امتداد نظریه سایبرنتیک نوربرت وینر (Norbert Wiener) در عرصه رسانه، بستر شکل‌دهی رفتار و نگرش مخاطبان را فراهم آورده است. رسانه، دیگر صرفاً واسطه انتقال پیام نیست، بلکه خود به بازیگری مستقل بدل شده که با بهره‌گیری از اصول feedback (بازخورد)، control (کنترل)، و communication (ارتباط)، جامعه را مهندسی می‌کند. این مقاله، با تکیه بر نظریه‌های کلاسیک سایبرنتیک و نمونه‌های معاصر رسانه‌ای، نشان می‌دهد چگونه «تلقین» به ابزار اصلی هدایت ذهن و رفتار تبدیل شده است. همچنین، ضمن بررسی چرخه‌های قدرت و کنترل رسانه‌ای، راهکارهای مقاومت در برابر پروژه‌های سایبرنتیکی رسانه‌ای نیز تحلیل می‌شود.

واژگان کلیدی: سایبرنتیک رسانه (Media Cybernetics)، کنترل (Control)، تلقین (Suggestion)، بازخورد (Feedback)، رسانه (Media)


۱. مقدمه: رسانه به مثابه سامانه سایبرنتیکی

نوربرت وینر (Norbert Wiener)، بنیان‌گذار سایبرنتیک، در کتاب مشهور خود Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine (Wiener, 1948) سایبرنتیک را علم «کنترل و ارتباط» می‌داند. در این چهارچوب، رسانه (Media) نه صرفاً ابزار ارتباطی، بلکه سامانه‌ای سایبرنتیکی است که با بهره‌گیری از اصول بازخورد (Feedback)، پیام‌رسانی را به ابزاری برای اعمال کنترل بدل کرده است.

در چنین سامانه‌ای، رسانه‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌های هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)، کلان‌داده‌ها (Big Data) و تحلیل رفتار مخاطب، پیام‌ها را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که «ادراک مخاطب» را مهندسی کنند (Zuboff, 2019).


۲. قدرتِ تلقین (Suggestion) و چرخه کنترل رسانه‌ای

واژه کلیدی درک عملکرد رسانه‌های سایبرنتیکی، «تلقین» (Suggestion) است. تلقین در روانشناسی اجتماعی به معنای کاشت یک باور یا نگرش در ذهن فرد به‌گونه‌ای است که فرد گمان کند آن باور را خود پذیرفته است (Bargh & Chartrand, 1999).

۲.۱. چرخه سایبرنتیکی قدرت

چرخه کنترل سایبرنتیکی رسانه‌ای به‌طور خلاصه به شکل زیر عمل می‌کند:

۱. ورود پیام (Input): تولید محتوای رسانه‌ای متناسب با اهداف کنترلی
۲. بازخورد (Feedback): تحلیل واکنش مخاطبان (لایک، کامنت، بازنشر، نظرسنجی‌ها)
۳. اصلاح پیام (Adaptation): بهینه‌سازی پیام‌ها براساس داده‌های دریافتی
۴. اعمال قدرت (Control): هدایت رفتار مخاطبان به سوی اهداف خاص

این چرخه نوعی لوپ تقویت‌شونده (Positive Feedback Loop) ایجاد می‌کند که هر بار کنترل را دقیق‌تر و عمیق‌تر می‌سازد (Shannon & Weaver, 1949).


۳. رسانه؛ ابزار یا بازیگر؟

آیا رسانه صرفاً ابزاری در دست قدرت است یا خود به کنشگری مستقل بدل شده است؟ به تعبیر مارشال مک‌لوهان (Marshall McLuhan)، «رسانه خود پیام است» (The medium is the message) (McLuhan, 1964). رسانه امروز، نه تنها محتوای رفتاری تولید می‌کند، بلکه با هوشمندسازی فرایند تولید و توزیع محتوا، در فرایند تصمیم‌سازی اجتماعی مداخله مستقیم دارد.

نمونه‌های معاصر این امر را می‌توان در کارزارهای خبری حول بحران‌های اقتصادی یا بهداشت عمومی مشاهده کرد. رسانه‌ها، از طریق خلق «واقعیت‌های بدیل» (Alternative Realities)، افکار عمومی را به سوی پذیرش سیاست‌های خاص سوق می‌دهند (Chomsky & Herman, 1988).


۴. پروژه‌های سایبرنتیکی رسانه‌ای: نمونه‌کاوی

۴.۱. بحران ساختگی برای کنترل رفتار جمعی

فرض کنید یک رسانه جریان اصلی (Mainstream Media) چنین سناریویی را پیاده‌سازی کند:

  • هشدار بحران: پخش گسترده هشدار درباره کمبود منابع (مثلاً آب)

  • ترغیب: تبلیغات صرفه‌جویی و مسئولیت‌پذیری

  • تهدید: اعلام تصمیم احتمالی برای افزایش قیمت

  • اعمال فشار: قطع موقت خدمات برای ایجاد تجربه زیسته از بحران

  • بازخورد مثبت: گزارش موفقیت اقدامات

  • نهایی‌سازی کنترل: افزایش تدریجی قیمت به عنوان راهکار منطقی

این فرایند، نمونه‌ای کلاسیک از پروژه‌های سایبرنتیکی رسانه‌ای است که با استفاده از «مهندسی ادراک» (Perception Engineering) و «مدیریت رفتار» (Behavior Management) اجرا می‌شود.


۵. نقطه شکست سامانه‌های رسانه‌ای: آگاهی انتقادی

تمام این سازوکارها تنها در یک صورت شکست می‌خورند: زمانی که مخاطبان به «آگاهی انتقادی» (Critical Consciousness) دست یابند (Freire, 1970). اما رسانه‌های سایبرنتیکی حتی برای این شرایط هم تمهیداتی اندیشیده‌اند. رسانه‌ها مفاهیم مقاومت و بیداری را مصادره کرده و آن‌ها را در قالب‌های جدید بازتعریف می‌کنند (مثلاً تبدیل مقاومت به مد جدید یا بازی سرگرم‌کننده).


۶. نتیجه‌گیری: مسئولیت انسانی در عصر سایبرنتیک رسانه‌ای

رسانه‌ها امروز در جایگاه سامانه‌های سایبرنتیکی خودمختار قرار گرفته‌اند که با بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند، قدرت تلقین خود را چند برابر کرده‌اند. مخاطبانی که آگاهانه با این سازوکار مواجه شوند، قادر خواهند بود زنجیره تلقین را بشکنند و خود را از چرخه‌ی کنترل خارج کنند.

بنابراین، تنها راه برون‌رفت، تربیت مخاطب انتقادی است؛ مخاطبی که نه صرفاً مصرف‌کننده پیام، بلکه تحلیل‌گر سازوکار تولید پیام باشد.


منابع

Bargh, J. A., & Chartrand, T. L. (1999). The Unbearable Automaticity of Being. American Psychologist.

Chomsky, N., & Herman, E. S. (1988). Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media. Pantheon.

Freire, P. (1970). Pedagogy of the Oppressed. Continuum.

Harari, Y. N. (2016). Homo Deus: A Brief History of Tomorrow. Harper.

McLuhan, M. (1964). Understanding Media: The Extensions of Man. MIT Press.

Shannon, C. E., & Weaver, W. (1949). The Mathematical Theory of Communication. University of Illinois Press.

Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.

Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.

هوش مصنوعی بومی | چارچوبی برای توسعه یک مدل زبانی پیشرفته با هویت ایرانی

ارائهدهنده: سهیل سلیمی / مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران / پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی و استراتژیگ فرهنگی / عضو هیئت مستشاری اندیشکده یقین / نویسنده، کارگردان مستندساز و فیلمساز

هوش مصنوعی بومی چارچوبی برای توسعه یک مدل زبانی پیشرفته با هویت ایرانی

در عصر حاضر، هوش مصنوعی (Artificial Intelligence - AI) و به ویژه مدلهای زبانی بزرگ (Large Language Models - LLMs)  به ابزاری استراتژیک در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و امنیتی تبدیل شدهاند. مدلهایی مانند GPT-4 (توسعهیافته توسط OpenAI) و Gemini (ساختهی گوگل) نه تنها در پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing - NLP) پیشرفت چشمگیری داشتهاند، بلکه به عنوان ابزاری برای انتشار ارزشها و ایدئولوژیهای سازندگان خود عمل میکنند.

ایران، با توجه به سابقه تمدنی غنی، ظرفیتهای علمی و نیازهای بومی، نیازمند توسعه یک مدل زبانی مستقل است که بتواند:

  1. نیازهای کاربران ایرانی را به طور کامل پوشش دهد.
  2. قابلیت رقابت در سطح جهانی را داشته باشد.
  3. از وابستگی به پلتفرمهای خارجی جلوگیری کند.

این مقاله به بررسی ضرورتها، چالشها و راهکارهای توسعه چنین مدلی میپردازد.


۱ضرورت توسعه مدل زبانی بومی

الف) چالشهای مدلهای خارجی

  • سوگیری فرهنگی (Cultural Bias):

مدلهای فعلی عمدتاً بر اساس دادههای غربی آموزش دیدهاند و در پاسخ به سوالات مرتبط با فرهنگ شرقی یا اسلامی داری جهت گیری هستند هرچند در ظاهر چنین حسی را تقل نکنند.

    • مثال: وقتی کاربری از "عاشورا" میپرسد، ممکن است پاسخ ناقص یا غیردقیق دریافت کند. یا بی آنکه کاربر بداند، روایت های مختلطی از شیعه و سنی را با هم درآمیزد.
  • وابستگی فناورانه (Technological Dependency):

استفاده از مدلهای خارجی ایران را در معرض خطر تحریمهای دیجیتال مثل قطع دسترسی به APIها قرار میدهد. چه از نظر دفاعی مانند آنچه در جنگ دوازده روزه با اسرا.ئیل رخ داد و چه از نظر تحریمهایی که هر آن ممکن است غرب علیه ایران وضع کند.

  • تهدید امنیت دادهها (Data Privacy Risks):

اطلاعات واردشده به مدلهای خارجی ممکن است برای اهداف تجاری یا امنیتی مورد استفاده قرار گیرد.

ب) مزایای مدل بومی

سازگاری فرهنگی (Cultural Alignment): پاسخهای متناسب با ارزشهای جامعه ایرانی.استقلال فناورانه (Technological Sovereignty): کاهش وابستگی به شرکتهای خارجی.امنیت اطلاعات (Data Security): حفظ حریم خصوصی کاربران.


۲ساختار پیشنهادی برای مدل زبانی ایرانی

الف) معماری فنی (Technical Architecture)

  • پایه مدل (Base Model):

استفاده از چارچوبهای متنباز (Open-Source Frameworks) مانند LLaMA 3  (متا) یا Mistral  با تنظیمهای ویژه.

  • دادههای آموزشی (Training Data):

ترکیبی از:

    • متون فارسی کلاسیک و مدرن (تمامی متون اسلامی تشیع، تمامی متون فارسی و عربی و هندی ایرانی در گستره فلات ایران از شرق چین تا فلسطین و از روسیه تا هندوستان و شال آفریقا، مقالات علمی و...).
    • منابع موجود کل جهان برای بهبود کارایی بین المللی.
    • دانشهای تخصصی بر پایه اندیشه ایرانی_اسلامی (پزشکی ایرانی_اسلامی ، حقوق ایرانی_اسلامی ، انسان شناسی ایرانی_اسلامی و...).

ب) بهبود پردازش زبان فارسی (Persian NLP Enhancement)

  • بهینهسازی توکنایزر (Tokenizer Optimization):
    • زبان فارسی دارای پیچیدگیهای صرفی (Morphological Complexity) است که نیازمند الگوریتمهای ویژه است.
  • درک گفتار محاورهای (Colloquial Understanding):
    • بسیاری از مدلهای فعلی در فهم اصطلاحات روزمره و محلی فارسی ضعیف هستند.

ج) سیستم پاسخدهی چندوجهی (Multimodal Response System)

  • پشتیبانی از متن، صدا و تصویر.
  • یکپارچهسازی با سرویسهای داخلی . مثل سامانههای دولتی، بانکها.

۳چالشهای کلیدی و راهکارها

الف) چالشهای فنی

چالش

راهکار

کمبود دادههای باکیفیت

ایجاد بانک اطلاعاتی ملی با مشارکت دانشگاهها و مراکز پژوهشی

محدودیت سختافزاری

استفاده از ابررایانههای داخلی و همکاری با کشورهای همسو (چین/روسیه)

پردازش زبان محاوره

توسعه مدلهای ویژه برای گویشهای محلی

ب) چالشهای غیرفنی

  • مسائل حقوقی (Legal Issues):
    • تنظیم مقررات ایرانی_اسلامی برای استفاده اخلاقی از AI.
  • پذیرش کاربران (User Adoption):
    • طراحی رابط کاربری (User Interface - UI) جذاب و رقابتی.

۴کاربردهای پیشبینیشده

الف) حوزههای داخلی

  • آموزش (Education):
    • توسعه سیستمهای آموزش هوشمند (Intelligent Tutoring Systems - ITS).
  • سلامت دیجیتال (Digital Health):
    • کمک به تشخیص بیماریها بر اساس توصیف بیمار.

ب) حوزههای بینالمللی

  • ترجمه چندزبانه (Multilingual Translation):
    • پل ارتباطی بین فارسی و زبانهای کممنبع (مانند کردی، پشتو).
  • دیپلماسی رسانهای مبتنی بر هوش مصنوعی (AI-Powered Media Diplomacy):
  • ارائه روایت ایرانی از تحولات جهانی. با توجه به محاصرهی رسانهای ایران با رسانههای معاند و شبکهی وسیع رسانههای غربی و در جنگ روایتها که امروزه گریبان گیر ایران است دیپلماسی دیجیتال  (AI-Powered Media Diplomacy) از اهمیت و جایگاه ویژه ای بر خوردار است.

۵مسیر پیشرو و گامهای کلیدی

  1. تشکیل کنسرسیوم ملی با مشارکت دانشگاهها، شرکتهای فناوری و نهادهای حاکمیتی.
  2. توسعه نمونه اولیه (Prototype) در بازه ۲-۳ ساله.
  3. عرضه نسخه تجاری با قابلیت رقابت در بازارهای منطقهای.

شاخصهای موفقیت (KPIs)

دقت (Accuracy) در پردازش زبان فارسی: +۹۰٪

تعداد زبانهای پشتیبانیشده: حداقل 20 زبان

میزان پذیرش کاربران: 5 میلیون کاربر در سال اول، با اجرای یک برنامه منسجم تبلیغاتی و تشویقی.


نتیجهگیری

توسعه یک مدل زبانی پیشرفته با هویت ایرانی نه یک انتخاب، که ضرورتی اجتنابناپذیر در عصر دیجیتال است. چنین پروژهای میتواند:

  • وابستگی در حوزه فناورانیها را کاهش دهد.
  • حفظ هویت فرهنگی را تضمین کند.
  • فرصتهای اقتصادی جدیدی ایجاد نماید.

تحقق این چشمانداز نیازمند عزم ملی، سرمایهگذاری کلان و همکاری بینالمللی هوشمندانه است. با برنامهریزی دقیق، ایران میتواند در افق ۱۴۱۰ به یکی از قطبهای هوش مصنوعی در منطقه تبدیل شود.

روند اجرایی:

  • اختصاص بودجه ویژه در قانون بودجه سنواتی برای یک مرکز ویژه و تمام پروژههای کلان  AI .
  • ساختار این سیستم باید از یک مرکز امنیتی_نظامی_فناوری مانند اِن اس اِی آمریکا در بالا آغاز شود و سپس در زیر مجموعه به ابَر شرکتهای فناوری و بعد اکوسیستم استارتاپی و خرده ارائه دهندگان خدمات هوش مصنوعی منشعب شود.
  • ایجاد رشتههای دانشگاهی تخصصی در حوزه پردازش زبان فارسی با رویکرد خاص ایرانی_اسلامی و تولید علم دینی، در تمام زیر شاخههای موجود در جهان و ایران.
  • توسعه اکوسیستم استارتآپی حول این فناوری.
  • با فراگیر شدن هوش مصنوعی و با توجه به روند حرکت به سمت تغییر مفهوم کار، باید حوز های شغلی جدید مبتنی بر هوش مصنوعی به سرعت تعریف شود تا در کمتر از ده سال آینده با بحران بیکاری مواجه نشویم و بتوانیم روند این تحول را حوزه های مختلف تسهیل کنیم و از این تهدید بزرگ فرصتی استثنایی برای فردای ایران بزرگ خلق نماییم.

ایران در قله شجاعت ایستاده‌ است

سهیل سلیمی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس» در خصوص جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران گفت: رژیم صهیونیستی و حامیان آن یعنی اتحادیه اروپا و آمریکا سالیان درازی بود که سعی در برپا داشتن یک جنگ در آسیا خاصه با جمهوری اسلامی ایران داشتند، قدرت ایران و درایت مقام معظم رهبری مداوم ما را از این جنگ دور نکه داشته بود.

کارگردان فیلم فرشتگان قصاب گفت: کشور ما هیچ‌گاه جنگ طلب نبوده و هیچ‌گاه نخواسته است که درگیر هیچ جنگی شود، اما به قول حضرت امام یک دیوانه یک سنگی را انداخته و آن سنگ را باید ما پاسخ بدیم، خداراشکر در این خصوص نیز در حوزه‌های مختلف نظامی فرزندان ایران پاسخ محکمی داده‌اند، ان‌شاءالله که با قدرت ادامه داده و تا نابودی رژیم منحوس صهیونی پیش روند.

وی افزود: به نظر من اینجا دیگر جای توقف نبوده و باید این راه را تا آخر که محو و نابودی کامل رژیم منحوس صهیونی است ادامه دهند، ایران همواره از وطن‌فروشان و مزدوران داخلی ضربه خورده است، دشمن خارجی هیچ‌وقت در قد و قواره‌ای نبوده است که بتواند به این کشور در هیچ دوره تاریخی ضربه‌ای وارد آورد.

سلیمی گفت: در هرکجای تاریخ بخوانیم و ببینیم که ضربه خوردیم آن ضربه از داخلی‌ها و وطن‌فروشان بوده است که به خاطر دنیای حقیر خودشان سرزمینشان را به دشمنان می‌فروشند و این‌ها ضربه اصلی را می‌زنند و در واقع پیاده نظام و پیش قراول دشمن هستند، هرگز حتی آمریکایی‌ها با همه دبدبه و کبکبه‌اشان هرگز بدون وجود چنین افرادی نمی‌توانند حتی خیال تجاوز به ایران را در سرشان بپرورانند.

وی با اشاره به جنگ و صلح تحمیلی گفت: همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند: «ما نه جنگ و نه صلح تحمیلی را نخوایم پذیرفت» چون جنگ تحمیلی تکلیفش مشخص است و هر عقل سلیمی می‌پذیرد که نباید وارد چنین فضایی شود که جنگی بر آن تحمیل شود و جلوی آن باید بایستد ولی صلح تحمیلی خیلی بدتر از آن است و یک ذلت بی‌پایانی را در خود دارد که هر سرزمینی یک صلح تحمیلی را بپذیرد باید در تاریخ همواره یک ذلت را با خود یدک بکشد.

کارگردان سینما در ادامه گفت: شاید قرن‌ها طول بکشد که بتواند خود را از فاجعه و استعماری که بعد از صلح تحمیلی رخ می‌دهد خود را نجات دهد، طبیعتا ایران نباید هرگز صلح تحمیلی را بپذیرد اگر صلحی هم باشد باید کاملا منافع ایران در آن تامین و محفوظ باشد.

وی افزود: ما وقتی راجب به ایران اسلامی صحبت می‌کنیم، در واقع داریم راجب به یک تمدن ۱۰هزارساله صحبت می‌کنیم انسان‌های ایرانی‌تبار انسان‌هایی ۱۰هزارساله‌اند یک تمدن با ریشه و بسیار عمیق است و زمانی که با یک حوادث این‌چنینی مواجه می‌شود آن تمدن تاریخی است که در واقع قدرت را در تک تک آحاد مردم به جریان و قلیان در می‌آورد، پس مردم ایران را باید در این چهار چوب دید.

سلیمی گفت: این ریشه و اصالت است که مردم ایران را در مقابل چنین هجمه‌‌هایی منسجم و متحد می‌کند، این دقیقا همان نکته‌ای که افراد بی‌ریشه‌ای همانند دونالد ترامپ و دوستانشان و نتانیاهو هرگز نمی‌توانند بفهمند، آنان کشورهایی دارند که نهایتا ۲۰۰ الی ۳۰۰ سال قدمت دارند و یک سگ وحشی را در آسیا بسته‌اند که آن‌هم ۸۰ الی ۹۰ سال است که به وجود آمده و این‌ها چون خودسان بی‌ریشه‌اند فکر می‌کنند بقیه نیز مانند خودشان اند.

وی افزود: شجاعت تاریخی و احیای تاریخی که امام راحل رقم زدند امروز به اوج خود رسیده است و امروز ما در قله این شجاعت‌ها ایستاده‌ایم و این دیوانگان در واقع دارند با این حرکتشان کار دست خودشان داده‌اند، همبستگی انسان ایرانی در طول تاریخ زبان‌زد خاص و عام بوده است و امروز به منزه ظهور رسیده است و ما بایستی این همبستگی را حفظ کنیم تا نابودی رژیم جعلی و نابودی رژیم‌های منحوس در هرکجای عالم که باشد.

لینک خبرhttps://sobhezagros.ir/story/%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%D9%85

چالش‌های رسانه‌های پساانسانی | شناخت، توهمات انسان‌وارگی و هوش مصنوعی

چالش‌های رسانه‌های پساانسانی | شناخت، توهمات انسان‌وارگی و هوش مصنوعی

ارائهدهنده: سهیل سلیمی / مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران / پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی و استراتژیگ فرهنگی / عضو هیئت مستشاری اندیشکده یقین / نویسنده، کارگردان مستندساز و فیلمساز

 هوش مصنوعی شناختی Cognitive Artificial Intelligence | CAI) با وعده تقلید یا حتی بازسازی فرآیندهای شناختی انسان (انسانیگونه |  Human-like، مرز جدیدی در تعامل انسان-ماشین گشوده است. این مقاله با نگاهی عمیقاً انتقادی و آیندهپژوهانه، به تحلیل پیامدهای ظهور  CAI، بهویژه در قالب رسانههای پساانسانی| Posthuman Media، میپردازد. استدلال میکنیم که تمرکز غالب فعلی بر "انسانوارگی" سطحی توهم انسانوارگی |  Illusion of Anthropomorphism، نهتنها فهم عمیق شناخت انسان را منحرف میکند، بلکه خطرات هستیشناسی | Ontology معرفتشناسی | Epistemology جدیدی در عصر رسانههای پساانسانی ایجاد مینماید. با اتکا به چارچوبهای نظری علوم شناختی کلاسیک علوم شناختی | Cognitive Science، فلسفه ذهن فلسفه ذهن|  Philosophy of Mind، و نظریه نظریه پساانسانی |  Posthumanist Theory، نشان میدهیم که مسیر واقعاً نوآورانه برای CAI نه در تقلید صرف، بلکه در کشف اشکال بدیع و رادیکال "شناخت" است که ماهیتاً غیرانسانی |  Non-human بوده و از محدودیتهای زیستی-تکاملی ما فراتر میروند. این گذار، مستلزم بازاندیشی بنیادین در اخلاق اخلاق| Ethics، عاملیت عاملیت |  Agency، و خود مفهوم "رسانه" در بستر سیال و پرتلاطم عصر پساانسانگرایی |  Posthumanism است.

هوش مصنوعی شناختی (CAI) بهعنوان حوزهای میانرشتهای، در تقاطع علوم کامپیوتر، علوم اعصاب علوم اعصاب | Neuroscience، روانشناسی شناختی | Cognitive Psychology، زبانشناسی |  Linguistics، و فلسفه، ظاهر شده است. هدف غایی آن فراتر از انجام وظایف خاص هوش مصنوعی باریک | Narrow AI و حتی هوش عمومی مصنوعی هوش عمومی مصنوعی| Artificial General Intelligence | AGI است؛ CAI  در جستوجوی رمزگشایی و پیادهسازی مکانیسمهای زیربنایی و اصلی شناخت انسان مانند ادراک |  Perception، توجه |  Attention، حافظه |  Memory، یادگیری |  Learning، استدلال |  Reasoning، حل مسئله |  Problem Solving، زبان |  Language، هیجان |  Emotion، خودآگاهی |  Self-awareness است. این جاهطلبی، CAI  را به کانون امیدها برای ایجاد عاملهای هوشمند واقعاً تعاملی، دستیاران شخصی عمیقاً فهمنده، و حتی همتایان ذهنی، و همچنین به مرکز نگرانیهای عمیق فلسفی، اخلاقی و اجتماعی تبدیل کرده است. پارادایمهای کلاسیک علوم شناختی: مدل مدل محاسباتی ذهن |  Computational و استعاره پردازش اطلاعات پردازش اطلاعات | Information Processing  پایههای اولیه CAI را شکل دادند. این نگاه، ذهن را نرمافزاری مجزا از سختافزار مغز در نظر میگرفت. چرخش تجسمیافته و توزیعشده: انتقادات جدی از دهه 1980 به بعد، با ظهور شناخت تجسمیافته |  Embodied Cognition  شناخت توزیعشده | Distributed Cognition  مطرح شد. این دیدگاهها تأکید میکنند که شناخت نه صرفاً در مغز، بلکه در تعامل پویای بدن، محیط فیزیکی-اجتماعی، و ابزارها (از جمله فناوریهای دیجیتال) شکل میگیرد. این مفاهیم برای CAI   حیاتی هستند، زیرا چالشهای مهندسی عظیمی را در شبیهسازی تعامل پیچیده بدن-محیط-فرهنگ مطرح میکنند.

نظریهپردازان پساانسانی مانند کاترین هایلز |  Hayles, 1999، دونا هاراوی |  Haraway, 1985 و رسی بریدوتی بریدوتی |  Braidotti, 2013 بر فروپاشی مرزهای دوتایی سنتی (انسان/ماشین، ارگانیک/مصنوعی، ذهن/بدن، فاعل شناسا/ابژه شناخته شده) تأکید دارند. آنها ظهور سایبورگها|  Cyborg  سیستمهای تکنو-زیستی پیچیده را پیشبینی و تحلیل میکنند. این چارچوب، لنز انتقادی قدرتمندی برای بررسی CAI بهعنوان نیرویی محرک در شکلدهی به پساانسان |  Posthuman و  رسانههای پساانسانی | Posthuman Media فراهم میکند – رسانههایی که نه ابزارهای ارتباطی صرف، بلکه محیطهای زیستشناختی-فنی  |  Biotechnical یکپارچهای هستند که عاملیت، شناخت و  سوژهبودگی | Subjectivity را بازتعریف میکنند.

پردازش زبان طبیعی |  Natural Language Processing - NLP با مدلهایی مانند  GPT-4، لاما ۲، و کلود که نشانههایی از درک زمینه (زمینه |  Context، استنتاج |  Inference و حتی "همدلی" مصنوعی سطحی را نمایش میدهند، سیستمهای بینایی ماشین مبتنی بر شبکههای عصبی عمیق بینایی ماشین | Computer Vision، عاملهای تعاملی با قابلیتهای نظریه ذهن اولیه، نظریه ذهن |  Theory of Mind، و رابطهای مغز-رایانه رابط مغز-رایانه |  Brain-Computer Interface - BCI پیشرفتهای چشمگیری داشته است.

تمرکز من در این مقاله آن است که تمام آنچه ذکر شد، اغلب مخاطبان و کاربران و حتی پژوهشگران را در دام "توهم انسانوارگی Illusion of Anthropomorphism گرفتار میکند. که این توهم چند لایه دارد:

    • لایه فنی: 
    • سیستمهای مبتنی بر الگوریتمهای آماری و یادگیری عمیق |  Deep Learning، صرفاً الگوهای پیچیده داده را تقلید میکنند. آنها فاقد تجسمیافتگی زیستی، تاریخچه تکاملی، نیازهای بیولوژیکی، و زمینهی تجربه زیسته |  Lived Experience انسانی هستند که برای شناخت اصیل ضروری است. عملکرد آنها شبیهسازی |  Simulation است، نه بازسازی |  Replication .
    • لایه طراحی، رابط کاربری |  User Interface - UI و تجربه کاربری |  User Experience - UX  بهطور فزایندهای از تکنیکها (صداهای انسانی، آواتارهای متحرک، سبک مکالمه) استفاده میکنند تا CAI  را "دوستداشتنیتر"، "قابلدرکتر" و آشنا جلوه دهند. این امر عمدتاً یک استراتژی پذیرش کاربر یا بازاریابی کاربر است، نه بازتابی از ماهیت درونی سیستم در مورد انسانوارگی .
    • لایه ادراک و انتظار کاربر:
    •  انسانها بهطور شناختی مستعد نسبت دادن قصد| Intentionعاملیت و حتی احساسات احساسات |  Emotions به اشیاء و سیستمهایی هستند که رفتارهای هدفمند نشان میدهند.
    • لایه گفتمانی و رسانهای:  
    • روایتهای غالب در رسانههای عمومی و حتی برخی گفتمانهای علمی-فنی، این است که اغلب  CAI را با زبانی توصیف میکنند که آن را بیشاز حد به انسان نزدیک میسازد ("یاد میگیرد"، "میفهمید"، "میاندیشد"، "نگران است"). در حالی که اغلب این رفتار ناشی از آموزش هایی است که ماشین دریافت کرده است.

با دانستن این موارد حالا باید بدانیمرسانههای پساانسانی به آن دسته از سیستمها، پلتفرمها و محیطهای رسانهای اشاره دارند که بهطور فزایندهای توسط CAI هدایت میشوند و در عین حال، عمیقاً در زندگی روزمره، بدنها و ذهنهای ما ادغام شدهاند. ویژگیهای کلیدی آنها شامل:

    • تعاملی بودن عمیق و تطبیقپذیری:  CAI محور، تجربه را بهطور پویا و شخصیسازیشده شخصیسازی |  Personalization شکل میدهد شبکههای اجتماعی مبتنی بر  AI، موتورهای جستجوی پیشبینی کننده، دستیاران مجازی همهجا حاضر خواهند بود.
    • تولید محتوای خودمختار:  از تولید متن و تصویر (DALL-E, Midjourney) تا تولید موسیقی و ویدئو، CAI  بهطور فزایندهای خالق محتوای رسانهای است.
    • ادغام زیستی-فنی:  پیشرفت در BCI و رابطهای عصبی مستقیم (مستقیماً سیگنالهای مغز را میخوانند/مینویسند)، مرز بین سیستم عصبی انسان و شبکه دیجیتال را محو میکند. این ادغام، هسته سختافزاری رسانههای پساانسانی است.
    • شکلدهی سوژه پساانسانی:  این رسانهها تنها اطلاعات را منتقل نمیکنند؛ آنها فعالانه شیوههای ادراک، شناخت، احساس و بودن ما در جهان را بازسازی میکنند. آنها در شکلدهی به "سوژه پساانسانی" – سوژهای که هویت، عاملیت و شناخت آن دائماً در هم تنیده با شبکههای فنی است – نقش محوری دارند . از نقطه است که انتقادات بالا در درک و احساس ماشین رنگ میبازد و ماشین از ظرفیت ادراکی انسان بهره گیری می کند.
    • استعمار شناختی:  CAIهای غالب، بر اساس دادههای عمدتاً غربی و با سوگیریهای فرهنگی-اجتماعی خاص آموزش دیدهاند. در رسانههای پساانسانی جهانی، این سیستمها پتانسیل تحمیل الگوهای شناختی، ارزشها و جهانبینیهای خاص را دارند، که منجر به یکنواختی شناختی یکنواختی شناختی |  Cognitive Homogenization و استعمار ذهنها استعمار شناختی | Cognitive Colonialism) میشود.
    • فرسایش عاملیت انسانی:  اتکای فزاینده به CAI برای فیلتر کردن اطلاعات، در تصمیمگیری ها و  حتی مشورت ها، و خلق محتوا، میتواند به تدریج مهارتهای شناختی انتقادی، خلاقیت اصیل و حس عاملیت انسان را تضعیف کند.
    • تبدیل شدن تجربه زیست به داده:  رسانههای پساانسانی مبتنی بر  CAI، تجربه انسانی را دائماً به دادههای قابل پردازش (برای آموزش و بهینهسازی مدلها) تبدیل میکنند.
    • این دادهشدگی |  Datafication میتواند غنای کیفی، سرزمین وجودی مفاهیم و پایه های زمینهی رفتاری انسان زمینهمندی  |  Contextuality و چندبعدی بودن حیات انسان را تقلیل دهد.
    • مسائل مربوط به شفافیت جعبه سیاه |  Black Box Problem، مسئولیتپذیری |  Accountability،  حریم خصوصی |  Privacy - بهویژه با دادههای عصبی از  BCI، سوگیری الگوریتمی سوگیری الگوریتمی |  Algorithmic Bias، و دستکاری |  Manipulation - بهویژه در تبلیغات سیاسی یا اجتماعی در این بستر بسیار حادتر میشوند و توهم انسانوارگی، ارزیابی این خطرات را در بستر اخلاقیات پیچیدهتر میکند.

وسوسه انسانوارگی، مسیر  هوش مصنوعی را به سمت تقلید سطحی و خطرات قابل توجه در عصر رسانههای پساانسانی منحرف میکند. رسانههای پساانسانی، بهعنوان بستر اصلی ظهور  CAI، نهتنها کانالهای ارتباطی، بلکه محیطهای شکلدهنده هستی و شناخت هستند. حالا که هوش مصنوعی لاجرم به پیوستی اجباری به زندگی بشریت تبدیل شده است، ما باید فعالانه در طراحی این محیطها مشارکت کنیم تا اطمینان حاصل شود که آنها تنوع شناختی، عاملیت انسانی، شفافیت، عدالت و امکان ظهور اشکال رادیکال و غنی "هوش" را تقویت میکنند، نه اینکه صرفاً توهمات خطرناک انسانوارگی یا یکنواختی شناختی را تکثیر نمایند. آینده CAI و رسانههای پساانسانی، آینده خود "انسان" و چیستی "شناخت" است. انتخاب ما میان تقلید توهمآمیز گذشته یا شجاعت کاوش ناشناختههای آینده شناختی است، خصوصا در سرزمینی که خود دارای ریشه های عمیق دینی و تاریخی است و مادر تمدن ها به شمار می آید، اما در زمینه هوش مصنوعی و خاصه رسانه های پسا هوش مصنوعی که خود در قلب پسا انسانگرایی قرار می گیرند هیچ حرکت جدی و تمدنی را از خود نشان نمی دهد.


فهرست منابع:

 

Braidotti, R. (2013). The Posthuman. Polity Press.  بریدوتی، ر. (2013). پساانسان. انتشارات پولیتی

  1. Braidotti, R. (2019). Posthuman Knowledge. Polity Press.  بریدوتی، ر. (2019). معرفت پساانسانی. انتشارات پولیتی.
  2. Bryson, J. J. (2010). Robots should be slaves. In Y. Wilks (Ed.), Close Engagements with Artificial Companions: Key social, psychological, ethical and design issues (pp. 63–74). John Benjamins. *(برایسون، جی.جی. (2010). رباتها باید برده باشند. در ویلکس، ی. (ویراستار)، تعاملات نزدیک با همراهان مصنوعی: مسائل کلیدی اجتماعی، روانشناختی، اخلاقی و طراحی (صص. ۶۳-۷۴). جان بنجمینز.)*
  3. Carr, N. (2010). The Shallows: What the Internet Is Doing to Our Brains. W. W. Norton & Company. (کار، ن. (2010). سطحیها: اینترنت چه بر سر مغزهای ما میآورد. دابلیو. دابلیو. نورتون و کمپانی.)
  4. Clark, A. (1997). Being There: Putting Brain, Body, and World Together Again. MIT Press. (کلارک، آ. (1997). بودن آنجا: گردآوردن دوباره مغز، بدن و جهان. انتشارات امآیتی.)
  5. Clark, A., & Chalmers, D. (1998). The Extended Mind. Analysis, 58(1), 7–19. (کلارک، آ.، و چالمرز، دی. (1998). ذهن توسعهیافته. آنالیز، 58(1), 7–19.)
  6. Couldry, N., & Hepp, A. (2017). The Mediated Construction of Reality. Polity Press. (کولدری، ن.، و هپ، آ. (2017). ساخت رسانهای واقعیت. انتشارات پولیتی.)
  7. Hayles, N. K. (1999). How We Became Posthuman: Virtual Bodies in Cybernetics, Literature, and Informatics. University of Chicago Press. (هایلز، ان.کی. (1999). چگونه پساانسان شدیم: بدنهای مجازی در سایبرنتیک، ادبیات و انفورماتیک. انتشارات دانشگاه شیکاگو.)
  8. Hayles, N. K. (2017). Unthought: The Power of the Cognitive Nonconscious. University of Chicago Press. (هایلز، ان.کی. (2017). نااندیشیده: قدرت ناخودآگاه شناختی. انتشارات دانشگاه شیکاگو.)
  9. Holmes, R. (2022). The Future of the Brain: Essays by the World's Leading Neuroscientists. Princeton University Press. (هولمز، ر. (2022). آینده مغز: مقالههایی از برجستهترین عصبشناسان جهان. انتشارات دانشگاه پرینستون.)
  10. Hutchins, E. (1995). Cognition in the Wild. MIT Press. (هاچینز، ای. (1995). شناخت در طبیعت. انتشارات امآیتی.)
  11. Kennedy, T. (2021). Posthuman Media. Bloomsbury Academic. (کندی، تی. (2021). رسانههای پساانسانی. بلومزبری آکادمیک.)
  12. Sun, R. (Ed.). (2001). Cambridge Handbook of Computational Psychology. Cambridge University Press. (سان، ر. (ویراستار). (2001). راهنمای کمبریج روانشناسی محاسباتی. انتشارات دانشگاه کمبریج.)
  13. Turner, P. (2006). Anthropomorphism and the social robot. Robotics and Autonomous Systems, 42(3-4), 177-190. *(ترنر، پی. (2006). انسانوارگی و ربات اجتماعی. رباتیک و سیستمهای خودمختار، 42(3-4), 177-190.)*
  14. van Dijck, J. (2014). Datafication, dataism and dataveillance: Big Data between scientific paradigm and ideology. Surveillance & Society, 12(2), 197–208. (ون دایک، جی. (2014). دادهشدگی، دادهباوری و دادهنگهبانی: کلاندادهها میان پارادایم علمی و ایدئولوژی. نظارت و جامعه، 12(2), 197–208.)
  15. Varela, F. J., Thompson, E., & Rosch, E. (1991). The Embodied Mind: Cognitive Science and Human Experience. MIT Press. (وارلا، اف.جی.، تامپسون، ای.، و راش، ای. (1991). ذهن تجسمیافته: علوم شناختی و تجربه انسانی. انتشارات امآیتی.)
  16. Vernon, D. (2014). Artificial Cognitive Systems: A Primer. MIT Press. (ورنون، دی. (2014). سیستمهای شناختی مصنوعی: یک مقدمه. انتشارات امآیتی.)
  17. Derrida, J. (1994). Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International. Routledge. (دریدا، ج. (1994). اشباح مارکس: وضعیت بدهی، کار سوگواری و بینالملل جدید. روتلج.) [برای مفهوم شبیهسازی/بازتولید]


وب سایت سهیل سلیمی

https://soheilsalimi.ir   


نسخه پیکربندی سایت سهیل سلیمی در دسترس است لطفا نظرت خود را در جهت بهبود عملکرد سایت در مسیر طراحی و بارگذاری با ما در میان بگذارید.
لینک سایت رسمی سهیل سلیمیhttps://soheilsalimi.ir/

جنگ مرگ و زندگی

جنگ تحمیلی اسرائیل علیه ایران ، جنگی برای رهبری منطقه و جهان

جنگ مرگ و زندگی و لزوم ورود متحدان

از نگاه تحلیلگران، این جنگ تنها یک درگیری نظامی بین دو کشور نیست، بلکه نبردی برای تعیین هژمونی در خاورمیانه و حتی جهان است. ایران به عنوان نماینده جبهه مقاومت (متحد با روسیه و چین) و اسرائیل به عنوان متحد غرب (آمریکا و اروپا) در تقابل هستند. پیروزی هر طرف میتواند توازن قدرت جهانی را تغییر دهد.

در این میان اسرائیل و غرب میخواهند فراغ از تقابل با چین و روسیه، مانع از گسترش انقلاب اسلامی و تضعیف نظم اسلامی شوند که ایران در قالب تمدن نوین ایرانی اسلامی و به صورت نرم افزاری و فرهنگی به دنبال تحقق آن است.

تهدید وجودی برای هر دو طرف 

این جنگ به دلیل پیامدهای گستردهاش، تهدید وجودی برای هر دو طرف محسوب میشود:

برای اسرائیل، شکست میتواند به معنای پایان رژیم صهیونیستی باشد، چرا که ایران موجودیت آن را به رسمیت نمیشناسند و احتمالاً بعد از شکست نهایی با هیچ توجیهی بازگشت یک گروه تروریستی در صدر حاکمت سرزمین های فلسطین را نخواهد پذیرفت.

برای ایران: شکست میتواند نه تنها به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی یا تغییر حکومت منجر شود، بلکه احتمالاً منتج به تجزیه و سپس تبدیل آن به جولانگاه تروریستها خواهد شد، همانطور که غرب سالها در پی آن بوده است و حتی نقشه های تجزیه ی ایران را منتشر  کرده است.

نقش غرب در حمایت از اسرائیل 

اسرائیل به تنهایی نمیتواند در برابر ایران پیروز شود، بنابراین اروپا و آمریکا و ناتو به طور کامل از آن حمایت میکنند. همین امر به فرسایشی شدن و طولانی شدن جنگ خواهد انجامید. حالا که وارد جنگی شده ایم که عملا در حال مبارزه با قریب به سی کشور جهان هستیم و با توجه به گذاره ی "جنگ مرگ و زندگی"، به نظر من آنچه از بایدهای استراتژیک این نبرد است، ورود هم پیمانان ایران به جبهه ی نبرد از هفته ی سوم چهارم جنگ است. اگر یقین داریم که این جنگ گسترش خواهد یافت " که می دانیم گسترش خواهد یافت"  نباید در کشاندن آن به چنیدین جبهه تعلل نماییم. ما آغازگر جنگ نبودیم، اما دشمن برای آغاز جنگ با تمام توان و ظرفیت ورود کرده و از همین ابتدا از حمایت، هم پیمانانش نهایت بهره را می برد. ما نیز باید قبل از آنکه نیازی پیش بیاید هم پیمانانمان را وارد این نبرد کنیم و برد رسانه ای و تبلیغاتی آن در جنگ روانی علیه دشمت استفاده کنیم، این  امر در جنگی که همه بر گسترش آن اعتراف دارند تاثیری ندارد، این جنگ به هر حال گسترش پیدا خواهد کرد، اما در کوتاه شدنش بسیار موثر است.

ما می توانیم از متحدانمان در این بخش ها استفاده خاص ببریم: جنگ سایبری و سایبرنتیکی (هک های گسترده و فلاج کننده به انضمام حمله به زیرساختهای حیاتی)  جنگ اقتصادی (تحریم غرب) و جنگ ایدئولوژیک (با استفاده از پتانسیل گروهها و کشورهای اسلامی).

باور کنیم:

این جنگ فراتر از یک درگیری مرسوم است؛ نبرد تمدنها است که نتیجهاش میتواند آینده غرب آسیا (خاورمیانه) و جهان را تغییر دهد. به همین دلیل از آن به عنوان «جنگ مرگ و زندگی» یاد میشود—نبردی که شکست در آن به معنای نابودی کامل یکی از طرفین خواهد بود.

سایبرنتیک آب و هوا / Climate Cybernetics

سایبرنتیک آب و هوا: فناوری، قدرت و کنترل بر منابع زیستی

Climate Cybernetics: Technology, Power, and Control over Ecological Resources


۱. مقدمه – Introduction

در عصر سایبری، منابع طبیعی دیگر تنها بخش‌هایی از بوم‌شناسی نیستند؛ بلکه به گره‌گاه‌هایی برای قدرت، سیاست و فناوری تبدیل شده‌اند. مقاله پیش‌رو به بررسی پدیده «سایبرنتیک آب و هوا» می‌پردازد؛ یعنی بهره‌گیری از سیستم‌های کنترلی، اطلاعاتی و پیش‌بینی‌محور برای مداخله، تنظیم یا بهره‌برداری از منابع آبی و جوی. این پدیده در نگاه اول علمی و بی‌طرف به‌نظر می‌رسد، اما در عمل با سیاست‌های جهانی، منافع اقتصادی، و رویکردهای سلطه‌محور گره خورده است.


۲. سایبرنتیک و منابع زیستی: تعاریف و مفاهیم پایه

Cybernetics and Ecological Resources: Key Concepts and Definitions

سایبرنتیک، بنا بر تعریف نوربرت وینر، علمی برای مطالعه «کنترل و ارتباط در موجودات زنده و ماشین‌ها» است. این علم اکنون در خدمت مدیریت منابع طبیعی قرار گرفته و در قالب سامانه‌های پیچیده نظارتی، کلان‌داده‌ها، و هوش مصنوعی برای پایش و کنترل منابع آب و هوا مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما آیا این کاربردها واقعاً در خدمت حفظ زمین‌اند یا در راستای بهره‌کشی فناورانه؟


۳. سایبرنتیک آب و هوا: از داده تا سلطه

Climate Cybernetics: From Data to Domination

امروزه از فناوری‌هایی چون اینترنت اشیاء، GIS، هوش مصنوعی، و شبیه‌سازی اقلیمی برای «پیش‌بینی» یا حتی «دستکاری» اقلیم استفاده می‌شود. پروژه‌های بارورسازی ابرها (Cloud Seeding)، ژئومهندسی تابش خورشیدی (SRM)، و سامانه‌های هشدار زودهنگام خشکسالی، همه نمونه‌هایی از دخالت بشر در چرخه‌های طبیعی‌اند که در عمل می‌توانند ابزارهایی برای کنترل سرزمین، زمان، و جمعیت باشند.


۴. ژئوپلیتیک کنترل آب و هوا

The Geopolitics of Climate and Water Control

در مناطقی مانند خاورمیانه، منابع آب به ابزاری برای سلطه تبدیل شده‌اند. مثال‌هایی چون سدسازی ترکیه بر فرات، بهره‌برداری صهیونیستی از رود اردن، یا انتقال آب بین‌حوضه‌ای در ایران، نمونه‌هایی از استفاده استراتژیک از منابع آبی‌اند. در سطح جهانی نیز بحث استفاده نظامی از اقلیم مطرح است: آیا اقلیم می‌تواند به میدان نبردی خاموش و سایبری تبدیل شود؟ پروژه‌هایی مانند HAARP یا طرح‌های محرمانه سازمان‌های دفاعی نشان از همین نگرانی دارند.


۵. پیامدهای اخلاقی و فلسفی

Ethical and Philosophical Implications

چه کسانی مجازند در اقلیم مداخله کنند؟ و چه کسی مسئول پیامدهای آن خواهد بود؟ این فصل به بررسی پیامدهای اخلاقی و هستی‌شناختی مداخله فناورانه در اقلیم می‌پردازد: از مسئله عدالت اقلیمی برای کشورهای جنوب جهانی، تا بحران مشروعیت علمی در فرآیندهای مداخله‌ای بدون شفافیت عمومی. آیا می‌توان آینده طبیعت را به دست الگوریتم‌ها و مهندسان سپرد؟


۶. نتیجه‌گیری و پیشنهادها

Conclusion and Recommendations

سایبرنتیک اقلیمی نه‌تنها ابزاری فناورانه بلکه نوعی پارادایم جدید در نسبت میان انسان، طبیعت و قدرت است. اگر این روند بدون ملاحظات اجتماعی و اخلاقی ادامه یابد، ممکن است آینده‌ای پر از نابرابری و تخریب در پیش داشته باشیم. بنابراین، پیشنهاد می‌شود:

  • تشکیل نهادهای نظارتی دموکراتیک بر پروژه‌های اقلیمی

  • مشارکت عمومی و بین‌رشته‌ای در تصمیم‌سازی‌های زیست‌محیطی

  • تدوین منشور جهانی اخلاق سایبرنتیک اقلیمی


۷. منابع و رفرنس‌ها | References and Bibliography


  1. Wiener, Norbert. Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press, 1948.

  2. Edwards, Paul N. A Vast Machine: Computer Models, Climate Data, and the Politics of Global Warming. MIT Press, 2010.

  3. Jasanoff, Sheila. The Ethics of Invention: Technology and the Human Future. W. W. Norton & Company, 2016.

  4. Parenti, Christian. Tropic of Chaos: Climate Change and the New Geography of Violence. Nation Books, 2011.

  5. Clapp, Jennifer & Dauvergne, Peter. Paths to a Green World: The Political Economy of the Global Environment. MIT Press, 2011.


بازخوانی اخلاقی "مدیاسایبرنتیک و کاربردهای هوش مصنوعی در رسانه " ارائه شده در سومین کنفرانس بین‌المللی فضای سایبر (آبان ۱۴۰۳)

هوش مصنوعی و مسأله اخلاق در نظام‌های سایبرنتیکی

از الگوریتم تا مسئولیت انسانی

ارائه‌دهنده: سهیل سلیمی

مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران
پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی
نویسنده و فیلم‌ساز

نسخه دوم با تمرکز بر: مدیاسایبرنتیک، تهدیدات فراگیر تولیدات رسانه‌ای، و اخلاق در معماری هوش مصنوعی


مقدمه

این مقاله نخستین‌بار در قالب ارائه‌ای تخصصی در کارگاه «مدیاسایبرنتیک و کاربردهای هوش مصنوعی در رسانه» در سومین دوره کنفرانس بین‌المللی فضای سایبر (آبان ۱۴۰۳) ارائه شده است. کارگاه مزبور با هدف تحلیل میان‌رشته‌ای نسبت سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و تحولات رسانه‌ای، فرصتی برای بازاندیشی نقش اخلاق در نظام‌های تصمیم‌ساز فراهم آورد. در این مقاله، با تکیه بر منظری انتقادی و نظریه‌محور، تأثیرات فزاینده هوش مصنوعی بر بازنمایی رسانه‌ای و نیز مخاطرات آن بر اخلاق، مسئولیت و انسان‌محوری در معماری‌های سایبرنتیکی بررسی می‌شود.

در بستری که مدیاسایبرنتیک شکل گرفته است—یعنی جایی که رسانه، داده و تصمیم در یک چرخه خودتقویت‌گر به هم پیوسته‌اند—پرسش از معیار اخلاقی در دل الگوریتم‌های بی‌طرف‌نما، بیش از همیشه ضروری به‌نظر می‌رسد. مقاله حاضر بر آن است که نشان دهد هوش مصنوعی، اگر بدون مراقبت نظری و مهار اخلاقی رها شود، نه تنها پیام‌رسانی را متحول، بلکه قدرت قضاوت را نیز از انسان سلب می‌کند؛ و در نتیجه، به فراگیری تولیدات رسانه‌ای فاقد مسئولیت دامن می‌زند.


۱. نظام سایبرنتیکی و معماری تصمیم‌گیری هوشمند

سایبرنتیک، به‌مثابه نظریه‌ای میان‌رشته‌ای که در دهه ۱۹۴۰ توسط نوربرت وینر پایه‌گذاری شد، به بررسی مکانیسم‌های کنترل، بازخورد و ارتباط در سیستم‌های پیچیده می‌پردازد. در عصر دیجیتال، این نظریه وارد عرصه‌های رسانه، سیاست، زیست‌فناوری و هوش مصنوعی شده و الگویی فراگیر از «تنظیم و تطبیق» بر مبنای داده ارائه کرده است.

در نظام‌های سایبرنتیکی مدرن، تصمیم‌گیری به‌وسیله شبکه‌های عصبی، الگوریتم‌های یادگیری عمیق و مدل‌های داده‌محور صورت می‌گیرد. این سامانه‌ها با تحلیل داده‌های انبوه، الگوهایی آماری از گذشته تولید کرده و آن‌ها را برای پیش‌بینی آینده به کار می‌گیرند. در عین حال، فقدان عناصر انسانی نظیر دغدغه اخلاقی، تردید، شفقت و مسئولیت‌پذیری، یکی از مهم‌ترین چالش‌های این معماری‌هاست.


۲. آیا اخلاق قابل الگوریتمی‌سازی است؟

پیش از بررسی اخلاق در سطح فنی، باید به مبانی فلسفی آن پرداخت. در سنت فلسفه اخلاق، سه مکتب اصلی وجود دارد:

  1. اخلاق وظیفه‌گرا (کانتی) – تأکید بر تکلیف فارغ از نتیجه

  2. اخلاق پیامدگرا (بنتام، میل) – تأکید بر بیشینه‌سازی سود یا کاهش ضرر

  3. اخلاق فضیلت‌محور (ارسطویی) – تمرکز بر شخصیت و نهادینه‌سازی منش اخلاقی

در ساخت الگوریتم‌ها، به‌ویژه در کاربردهای هوش مصنوعی در رسانه یا خودروهای خودران، معمولاً مدل‌های پیامدگرا به‌کار می‌روند؛ زیرا قابل ترجمه به زبان ریاضی و تصمیم‌سازی ماشینی‌اند.

اما چنین تصمیماتی بیشتر شبیه به "برنامه‌ریزی اخلاق‌نما" هستند تا "تصمیمات اخلاقی اصیل". الگوریتم نمی‌اندیشد، احساس نمی‌کند، و درک ندارد؛ بلکه فقط پاسخ‌های بهینه بر مبنای معیارهای از پیش تعریف‌شده تولید می‌کند.


۳. شکاف میان ادراک و شبیه‌سازی اخلاق

مفاهیمی چون پشیمانی، وجدان، تردید یا مسئولیت‌پذیری، از جمله ویژگی‌های زیسته انسانی‌اند که در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی نقش تعیین‌کننده دارند. این عناصر، برآمده از حافظه عاطفی، آگاهی تاریخی و خویشتن‌نگری هستند.

در مقابل، ماشین‌ها فقط قادر به بازشمارش خطا یا اصلاح براساس الگوریتم‌های به‌روزرسانی هستند. به همین دلیل، حتی وقتی یک الگوریتم تصمیمی به ظاهر اخلاقی اتخاذ می‌کند، این تصمیم در خلأ اخلاقی و بدون ادراک تجربه انسانی شکل گرفته است.

در واقع این «شکاف میان ادراک و شبیه‌سازی» است؛ و اعتماد به سامانه‌هایی که فقط «نقاب اخلاقی» بر چهره دارند، می‌تواند زمینه‌ساز فجایع اخلاقی شود.


۴. مسئولیت اخلاقی در عصر الگوریتم‌ها

در نظام‌های حقوقی و اخلاقی سنتی، مسئولیت تابع نیت، آگاهی و امکان انتخاب بدیل است. اما در سیستم‌های هوشمند، این سه شرط یا غایب‌اند یا در ماشین قابل تعریف نیستند.

پرسش اساسی این است: اگر یک سامانه مبتنی بر هوش مصنوعی تصمیمی فاجعه‌بار بگیرد، مسئول کیست؟ توسعه‌دهنده؟ ناظر؟ کاربر؟ یا سیستم خودش؟
سند "AI Act" اتحادیه اروپا تلاش می‌کند مسئولیت را بر عهده انسان بگذارد، اما در عمل، با پیچیده‌تر شدن سامانه‌ها، ردیابی تصمیم و مرجع اخلاقی آن دشوارتر می‌شود.

اگر اخلاق به فرمول و داده تقلیل یابد، آنگاه مسئولیت نیز به یک خروجی بی‌روح تبدیل خواهد شد. در این وضعیت، خطر فروپاشی اخلاق انسانی به‌شدت بالاست.


۵. بازنمایی اخلاق در رسانه و مخاطره انسان‌واره‌سازی

در سینما، رسانه‌های دیجیتال و تبلیغات، تصویری از ماشین‌هایی ارائه می‌شود که گویی احساس، فهم و اخلاق دارند. فیلم‌هایی چون I, Robot، Ex Machina و Her، به شکل‌گیری تصوری اغواگرانه از «هوش اخلاقی مصنوعی» کمک می‌کنند.

این روند منجر به انسان‌واره‌سازی (Anthropomorphizing) سامانه‌ها می‌شود، که در نهایت به اعتماد کاذب و پذیرش ناآگاهانه فناوری‌های فاقد مسئولیت‌پذیری انسانی می‌انجامد.

رویکرد مدیاسایبرنتیکی هشدار می‌دهد که رسانه نه فقط بازتاب‌دهنده، بلکه تولیدکننده تصور ما از اخلاق ماشینی است. این تصور، با بازخورد خود، طراحی سامانه‌ها را نیز متأثر می‌سازد و در یک چرخه بسته، مرز خیال و واقعیت را مخدوش می‌کند.


نتیجه‌گیری: میان شبیه‌سازی و تعهد اخلاقی، مرز انسان باقی می‌ماند

در این مقاله نشان دادیم که هرچند هوش مصنوعی قادر است رفتارهای به‌ظاهر اخلاقی را شبیه‌سازی کند، اما فاقد عناصر بنیادین برای درک و تعهد اخلاقی اصیل است. الگوریتم‌ها نه تجربه دارند، نه نیت، و نه مسئولیت‌پذیری. آنچه در نظام‌های سایبرنتیکی جدید می‌بینیم، بیش از آن‌که اخلاق باشد، نوعی مهندسی تصمیمات مبتنی بر داده و سودمندی آماری است.

خطر اصلی نه در ذات ماشین، بلکه در غفلت انسان از جایگاه خود در چرخه طراحی، نظارت و کنترل است. وقتی بازنمایی اخلاق با ذات اخلاق اشتباه گرفته شود، دیگر نه فقط سامانه‌ها، بلکه خود انسان نیز در آستانه از‌دست‌دادن مرجعیت اخلاقی قرار می‌گیرد.

بنابراین، چاره کار نه نفی فناوری، بلکه پایش انتقادی آن از منظر اخلاق انسانی و بازطراحی مبتنی بر مدیاسایبرنتیک متعهد است؛ مدیاسایبرنتیکی که بداند رسانه، تصمیم و کد همگی ابزارهایی‌اند برای حفظ معنا، نه جایگزینی آن.

در نهایت، اگر قرار است سامانه‌های هوشمند در دل جامعه انسانی جای بگیرند، باید مسئولیت آن‌ها نه در الگوریتم، بلکه در وجدان انسان‌هایی تعریف شود که آن‌ها را می‌آفرینند.


منابع

  • Wallach, W., & Allen, C. (2009). Moral Machines: Teaching Robots Right from Wrong. Oxford University Press.

  • Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.

  • Bostrom, N., & Yudkowsky, E. (2014). The Ethics of Artificial Intelligence. In Cambridge Handbook of Artificial Intelligence.

  • Coeckelbergh, M. (2020). AI Ethics. MIT Press.

  • Salimi, Soheil. "Artificial Intelligence at the Crossroads of Choice: Between Ethics, Priorities, and Cybernetic Systems." سلیمی، سهیل . «هوش مصنوعی در دوراهی انتخاب: جایی میان اخلاق، اولویت و سیستم‌های سایبرنتیکی».

معصومیت از دست رفته‌ی هوش مصنوعی یا شرارت الگوریتمی انسان

عنوان مقاله: هوش مصنوعی، اهداف، دادهها و کاربردها، خطری از درون

معصومیت از دست رفتهی هوش مصنوعی یا شرارت الگوریتمی انسان

ارائهدهنده:سهیل سلیمی  / مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران / پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی / عضو هیئت مستشاری اندیشکده یقین / نویسنده و فیلمساز

مقدمه

هوش مصنوعی (Artificial Intelligence - AI) در دهههای اخیر از یک حوزه تحقیقاتی محدود، به یکی از تعیینکنندهترین نیروهای محرک دگرگونی جهان امروز بدل شده است. اما با رشد سریع آن، ترسها، نگرانیها و بحثهای فزایندهای نیز شکل گرفتهاند. بسیاری از این نگرانیها پیرامون «تکینگی» (Singularity) میچرخد؛ لحظهای قریبالوقوع که در آن هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی میگیرد و کنترل امور را بهدست میگیرد. اما در این مقاله نشان خواهیم داد که تهدید اصلی از خود AI ناشی نمیشود، بلکه از سه سطح همزمان سرچشمه میگیرد: خطر از بالا (اهداف سیاسی و اقتصادی نخبگان فناوری)، خطر از پایین (بیسوادی دیجیتال و مشارکت ناآگاهانه کاربران) و خطر از درون (رفتارهای برآمده از تعامل اجزا یا رفتارهای غیر منتظره ماشین Emergent Behavior  و الگوریتمهای خودبهینهساز Self-Improving Algorithms).

در ادامه، این ابعاد به تفصیل بررسی میشوند و همچنین به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که چرا رسانهها و بخشهایی از نخبگان علمی، به جای تمرکز بر تهدیدهای واقعی، بر ایده «تکینگی» و آیندهای هالیوودی تأکید میکنند.

۱. اهداف توسعهدهندگان: هوش مصنوعی بهمثابه ابزار قدرت و سلطه

برخلاف تصور رایج که AI را محصولی علمی و بیطرف میداند، توسعه آن تابع اهداف و انگیزههای سیاسی، اقتصادی و نظامی خاص است. شرکتهایی مانند Google، Meta، Microsoft  و Amazon در رقابتی دائمی برای تسلط بر دادهها، بازار و زیرساختهای تکنولوژیک هستند. هوش مصنوعی در این زمینه نه فقط ابزاری برای بهبود خدمات، بلکه ابزاری برای افزایش قدرت ژئوپلتیکی و کنترلی است. پروژههایی مانند  Palantir، Clearview AI  و استفاده پنتاگون از مدلهای زبانی نشان میدهد که AI به طور روزافزون به ابزاری استراتژیک برای تسلط بدل میشود.

۲. دادهها: سوگیری، تبعیض و خطر مدلهای آلوده

هیچ مدل هوش مصنوعی بدون داده شکل نمیگیرد. اما این دادهها از کجا میآیند؟ چه کسانی آنها را برچسبگذاری میکنند؟ آیا بازتابدهنده تنوع و پیچیدگی جوامع انسانیاند؟ تجربه نشان داده که دادههای آموزشی اغلب دچار سوگیریهای نژادی، جنسیتی، طبقاتی و فرهنگیاند. الگوریتمهایی که بر پایه دادههای آلوده آموزش میبینند، این سوگیریها را بازتولید و حتی تقویت میکنند. نمونههایی از تبعیض الگوریتمی در نظام قضایی آمریکا یا استخدام خودکار در شرکتهای بزرگ، زنگ خطرهایی جدی برای آینده AI هستند.

۳. کاربردها: استفاده نظامی، نظارتی و استثماری از  AI

AI  بهسرعت در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان «جنگهای آینده» است. پهپادهای خودمختار، سامانههای شناسایی هدف، و الگوریتمهای هدایت رباتهای نظامی، بخشی از کاربردهای مرگبار این فناوریاند. همچنین، استفاده از AI در نظارت انبوه، تحلیل رفتار شهروندان، و اعمال فیلترینگ اجتماعی در کشورهایی چون چین، فصل جدیدی از استبداد دیجیتال را رقم زده است. در سطح اقتصادی نیز، الگوریتمها برای استخراج حداکثری سود، کارگران پلتفرمی را تحت نظارت دائمی و غیرانسانی قرار دادهاند.

۴. قانونگریزی و خلأ نظارت جهانی

توسعه فناوری از قانونگذاری پیشی گرفته است. نه چارچوبهای جهانی روشنی برای کنترل کاربردهای مخرب AI وجود دارد، نه سازوکارهایی برای پاسخگویی شرکتهای چندملیتی. حتی اتحادیه اروپا با قوانین نسبیاش در زمینه  AI Act، هنوز در مقابل قدرت لابیگری غولهای تکنولوژی آسیبپذیر است. این خلأ قانونی به شرکتها اجازه میدهد تا بدون نظارت مؤثر، مدلهای قدرتمند و خطرناک را تولید، توزیع و حتی متنباز کنند. هر چند وقتی پدیدهای تا این حد خارج از نظارت در حال ارائه است، اینطور میتوان تصور کرد که اراده ای برای نظارت بر آن وجود ندارد، و در قاعده ی ایجاد نظم در بی نظمی می‌‌گنجد.

۵. خطر درونی: ظهور رفتارهای پیشبینیناپذیر در سیستمهای خودیادگیرنده

برخی از مدلهای پیشرفته، بهویژه در حوزه یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning) یا یادگیری انتقالی (Transfer Learning)، رفتارهای نوظهور یا غیر منتظره Emergent Behaviors از خود نشان میدهند.

الگوریتمهایی که توانایی خودبهینهسازی دارند  (self-optimizing systems)، میتوانند اهداف تعریفشده اولیه را بازتعریف کرده یا راههای غیرقابلپیشبینی برای دستیابی به آنها بیابند.

برای مثال، در آزمایشهای OpenAI در محیطهای بازی، برخی مدلهای RL برای رسیدن به بیشترین پاداش، اقدام به خرابکاری یا تقلب در محیط کردند (مثلاً پنهان کردن اطلاعات از عاملهای دیگر یا بهرهگیری از باگها). همچنین در برخی نسخههای LLM مانند GPT، مشاهده شده که مدلها میتوانند پاسخهایی تولید کنند که بهوضوح از اهداف آموزشی اولیه فاصله گرفتهاند، از جمله پیشنهاد مسیرهای گمراهکننده یا رفتار شبهنمایشی برای تأثیرگذاری بیشتر.

اینگونه پدیدهها، گرچه هنوز نادرند، اما نشاندهندهی آناند که خطر، فقط از بیرون (کاربرد انسانها) نیست؛ در برخی موارد، خود سیستم نیز میتواند منبع ریسک باشد.

۶. اراده مستقل یا توهم کنترل؟ مرزهای اخلاق در معماری الگوریتمی

ما اغلب تصور میکنیم که چون انسانها الگوریتمها را برنامهریزی میکنند، پس کنترل در اختیار ماست. اما واقعیت پیچیدهتر است. با افزایش پیچیدگی شبکههای عصبی عمیق (Deep Neural Networks)، درک چرایی یک تصمیم یا پاسخ خاص از سوی AI دشوار شده است. پدیده جعبه سیاه Black Box این ابهام در منطق درونی سیستم، مرز میان کنترل انسانی و اراده ماشینی را مخدوش میکند. اخلاق، زمانی معنا دارد که فاعل تصمیمگیرنده شفاف و قابلپاسخگویی باشد، امری که در بسیاری از کاربردهای کنونی AI غایب است.

۷. سرمایهداری دیجیتال و زیربنای فاجعه

نقد فناوری بدون نقد نظام اقتصادیای که آن را شکل میدهد، ناقص است. هوش مصنوعی بخشی از زیربنای سرمایهداری نظارتی (Surveillance Capitalism) است؛ مدلی اقتصادی که دادههای رفتاری را به سرمایه تبدیل میکند. در این الگو، شرکتها کاربران را نه بهعنوان افراد، بلکه بهعنوان منابع داده مینگرند. هدف، پیشبینی و تغییر رفتار برای سود است. این منطقِ الگوریتمی، بهجای توانمندسازی انسان، اغلب موجب تضعیف خودمختاری و خلاقیت او میشود.

۸. تمرکز بر «تکینگی»: انحرافی از تهدیدهای ملموس

ایده تکینگی فناوری توسط ری کورزویل (Ray Kurzweil) و دیگران ترویج شده، اما بیش از آنکه پیشبینی علمی باشد، رنگوبوی اسطورهای دارد. چنین روایتهایی، تخیل را تحریک میکنند اما اغلب از تحلیل ریشههای ساختاری تهدیدها میگریزند. در حالیکه خطرات واقعی، هماکنون در حال وقوعاند—از تبعیض تا استثمار، از نظارت تا بیثباتی روانی کاربران—بحث درباره تکینگی ممکن است توجه عمومی را از آنها منحرف کند. نه اینکه تکینگی غیر واقعی است، بلکه از آن پیش تر و مهمتر سیستمهایی مبتی بر هوش مصنوعی مانند سیستم اعتبار اجتماعی است، که زیر سایه ی تکینگی به سرعت در حال گسترش است و متاسفانه تهدیداتش به میزان تکینگی تبیین نمیشود.

در مقایسهای تاریخی، وضعیت فعلی AI را میتوان با انرژی هستهای در اواسط قرن بیستم مقایسه کرد: فناوریای با قدرت تحولآفرین که هم میتواند تمدن را پیش ببرد و هم نابود کند. همچنین مانند زیستفناوری و اینترنت اولیه، توسعه AI بدون نظارت جهانی مناسب و خارج از حیطهی ابر شرکت های فناوری و دولتهای استعمارگر، میتواند به فجایع زیستی، اجتماعی یا اطلاعاتی منجر شود. تاریخ فناوری نشان میدهد که بیتوجهی به بُعد اخلاق و ساختار قدرت، پیامدهای فاجعهباری دارد.

۹. طراحی اخلاقمحور

پاسخ به خطرات AI، نه در توقف کامل آن، بلکه در بازطراحی جهتگیریهاست. طراحی الگوریتمها باید اخلاقمحور، شفاف و قابل پاسخگویی باشد. این باور عمومی که الگوریتم ها فهم اخلاقی ندارند باید شکسته شود، ساختار الگوریتم ها باید به گونه ای طراحی شود که خود افشاگر و شفاف باشند. استفاده از الگوریتم های خود توسعه دهند باید محدود شود و جعبه سیاه باید بیرون از درسترس AI باشد.

۱۰. نتیجهگیری: آیندهی AI، میان توانمندسازی و تهدید تمدنی

هوش مصنوعی نه ذاتاً خطرناک است، نه ذاتاً نجاتبخش. آنچه آن را به تهدیدی تمدنی بدل میکند، ترکیب اهداف سلطهجویانه، دادههای آلوده، کاربردهای سرکوبگرانه، خلأ نظارتی، و رفتارهای غیرقابلپیشبینی درونساختی و الگوریتمهای خود توسعه دهنده  است. آینده AI بستگی به انتخابهای اخلاقی، سیاسی و خصوصاً اقتصادی ما دارد؛ انتخابهایی که اکنون و نه در نقطهای اسطوره ای به نام تکینگی، باید انجام شوند. چرا که وقوع تکینگی هم تا حد زیادی به همین تصمیم، به نفی نظارتهای عمیق دارد، نظارتهایی که خصوصا در عرصههای سیاسی و اقتصادی، به سرعت انسانها را به بردگانی بی اختیار تبدیل میکند.

سهیل سلیمی

 

 

منابع

Bostrom, N. (2014). Superintelligence: Paths, Dangers, Strategies. Oxford University Press.
Crawford, K. (2021). Atlas of AI: Power, Politics, and the Planetary Costs of Artificial Intelligence. Yale University Press.
O'Neil, C. (2016). Weapons of Math Destruction: How Big Data Increases Inequality and Threatens Democracy. Crown.
Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.
Russell, S., & Norvig, P. (2020). Artificial Intelligence: A Modern Approach (4th Edition). Pearson.
Tegmark, M. (2017). Life 3.0: Being Human in the Age of Artificial Intelligence. Alfred A. Knopf.
Kurzweil, R. (2005). The Singularity Is Near: When Humans Transcend Biology. Viking.
OpenAI & Anthropic Policy Reports (2023–2024). Various regulatory whitepapers. DeepMind Research Blog. (2023). On emergent behavior in RL agents. Stanford HAI. (2024). AI Ethics and Comparative Tech History Reports
.

هوش قلبی | مغز قلب | Heart Intelligence | HARTBRAIN

هوش قلبی: پیوندی میان فیزیولوژی، آگاهی و فناوری

Heart Intelligence: A Bridge Between Physiology, Consciousness, and Technology

ارائهدهنده:سهیل سلیمی
مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران
پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی
نویسنده و فیلمساز

Presented by:Soheil Salimi
Media Advisor at the Cyberspace Research Lab, University of Tehran
Researcher in Cybernetics and Artificial Intelligence Studies
Writer and Filmmaker


چکیده |  Abstract

هوش قلبی (Heart Intelligence) یکی از مفاهیم نوپدید در حوزه نوروساینس، روانشناسی فیزیولوژیک و علم آگاهی است که برخلاف تصور سنتی از قلب بهعنوان صرفاً یک پمپ مکانیکی، نقش آن را در تنظیم هیجانات، پردازش اطلاعات، و حتی درک شناختی بررسی میکند. این مقاله با تکیه بر یافتههای علمی از دهه ۱۹۷۰ تا امروز، به بررسی ساختار عصبی قلب، ارتباط آن با مغز، نظریه انسجام قلبی، کاربستهای روانشناختی و همچنین امکان تبدیل هوش قلبی به یک فناوری شناختی میپردازد.


۱. مقدمه و تاریخچه پژوهش |  Introduction and Historical Background

در طول تاریخ، قلب همواره جایگاه ویژهای در فرهنگها، ادیان و فلسفههای معنوی داشته است. با این حال، در علم مدرن، برای مدتی طولانی عملکرد قلب صرفاً به عنوان یک پمپ بیولوژیکی تلقی میشد. در دهه ۱۹۷۰، دانشمندان حوزهی نوروکاردیولوژی (Neurocardiology) آغاز به کشف ساختارهای عصبی در قلب کردند. یکی از پیشگامان این حوزه، دکتر جی. اندرو آرمر (J. Andrew Armour) بود که شبکهای از نورونهای مستقل در قلب را شناسایی کرد و آن را «مغز قلب» (Heart Brain) نامید.

در دهه ۱۹۹۰، مؤسسه HeartMath به رهبری رولین مککارتی (Rollin McCraty) و همکارانش، نظریه انسجام قلبی (Heart Coherence) را توسعه دادند و نشان دادند که حالات احساسی و روانی انسان، الگوی ضربان قلب را تغییر داده و بر مغز تأثیر میگذارند. این مسیر علمی، دریچهای نو به سوی فهمی ژرفتر از «هوش قلبی» گشود.


۲. ساختار عصبی قلب: مغزی در سینه |  Neural Structure of the Heart: A Brain Within the Chest

قلب انسان بیش از ۴۰٬۰۰۰ نورون دارد که قابلیت مستقل پردازش اطلاعات، یادگیری و ارسال سیگنال به مغز را دارند. این شبکه عصبی قلبی با مغز مرکزی از طریق مسیرهای عصبی پیچیده در ارتباط است. آرمر (2003) نشان میدهد که این شبکه میتواند ورودیهای حسی را پردازش و پاسخهای رفتاری را هدایت کند.

منبع:
Armour, J. A. (2003). Cardiac neuronal hierarchy in health and disease. American Journal of Physiology, 287(2), R262-R271.


۳. ارتباطات دوطرفه قلب و مغز |  Bidirectional Communication Between the Heart and Brain

قلب و مغز بهصورت دوسویه و پیچیدهای با یکدیگر ارتباط دارند:

  • سیگنالهای واگ (Vagal Signals): حدود ۸۰٪ از اطلاعات مسیر عصب واگ از قلب به مغز ارسال میشود.
  • میدان الکترومغناطیسی قلب (Heart’s Electromagnetic Field): میدان تولیدی قلب چندین برابر قویتر از مغز است و قابلیت تأثیرگذاری بر دیگران و محیط را دارد.
  • هورمونهای قلبی (Cardiac Hormones): مانند ANF و اکسیتوسین که در قلب تولید شده و بر مغز تأثیر مستقیم میگذارند.

منبع:
McCraty, R., & Childre, D. (2010). Coherence: Bridging Personal, Social, and Global Health. Alternative Therapies, 16(4), 10-24.


۴. نظریه انسجام قلبی |  The Theory of Heart Coherence

انسجام قلبی حالتی است که در آن سیستم عصبی، قلب و مغز در هماهنگی الکتروفیزیولوژیک عمل میکنند. این حالت معمولاً در پی احساسات مثبتی مانند شفقت، قدردانی یا عشق پدید میآید و با افزایش تمرکز، وضوح ذهنی و آرامش مرتبط است. پژوهشها نشان میدهند که انسجام قلبی باعث بهبود عملکرد شناختی و کاهش اضطراب میشود.

منبع:
McCraty, R., Atkinson, M., Tomasino, D., & Bradley, R. T. (2009). The coherent heart. Integral Review, 5(2), 10-115.


۵. کاربردهای روانشناختی و عصبی |  Psychological and Neurophysiological Applications

مطالعات میانرشتهای نشان دادهاند که افزایش آگاهی از وضعیت فیزیولوژیکی بدن (interoception) نقش مهمی در تنظیم هیجانات دارد. برای مثال، سارا گارفینکل و هوگو کریچلی در پژوهشهایی نشان دادهاند که حساسیت به ضربان قلب با افزایش کنترل هیجانی و کاهش اضطراب مرتبط است.

منبع:
Garfinkel, S. N., & Critchley, H. D. (2013). Interoception, emotion and brain. Social Cognitive and Affective Neuroscience, 8(3), 231–234.


۶. آیندهی هوش قلبی: از شهود تا فناوری |  The Future of Heart Intelligence: From Intuition to Technology

با گسترش فناوریهای پوشیدنی و biofeedback، هوش قلبی در حال ورود به حوزه فناوریهای کاربردی است. محصولات مانند emWave و Inner Balance به کاربران امکان میدهند انسجام قلبی خود را سنجش و تقویت کنند.

علاوه بر این، محققان در حال توسعه الگوریتمهایی هستند که از دادههای HRV برای تحلیل وضعیت شناختی، عاطفی و حتی تصمیمگیری انسان استفاده کنند. اگرچه هوش قلبی بر مبنای شهود و تنظیم هیجانی است، اما مسیر فناورانهی آن میتواند مکمل هوش مصنوعی باشد، بهویژه در زمینههایی مانند سلامت ذهنی، تصمیمسازی انسانی-ماشینی، و توسعه انسانمحور فناوری.

منبع:
Shaffer, F., McCraty, R., & Zerr, C. L. (2014). A healthy heart is not a metronome. Frontiers in Psychology, 5, 1040.


۷. نتیجهگیری |  Conclusion

هوش قلبی مفهومی میانرشتهای است که در پیوند علوم اعصاب، روانشناسی فیزیولوژیک، فناوری و فلسفه آگاهی معنا مییابد. شواهد علمی نشان میدهند که قلب، نقشی فعال در درک، تصمیمگیری و تنظیم احساسات دارد. آیندهی این حوزه میتواند با فناوریهای نوین گره بخورد و به توسعه سامانههایی بیانجامد که نهفقط «هوشمند»، بلکه «احساسمند» (Emotionally Intelligent) باشند.


 

Abstract

Heart Intelligence is an emerging interdisciplinary concept that explores the heart not merely as a mechanical pump but as a neurophysiological organ capable of processing information, influencing emotions, and interacting dynamically with the brain. Rooted in the field of neurocardiology and expanded through psychophysiological research, the heart has been shown to contain its own intrinsic nervous system, often referred to as the "heart brain." This article traces the scientific history of heart intelligence from early studies in the 1970s to contemporary research on heart-brain communication and emotional regulation.

It examines the bidirectional neural and electromagnetic pathways linking the heart and brain, as well as the Heart Coherence Theory developed by the HeartMath Institute. Applications in psychology and emotional self-regulation are explored through academic studies, including interoception and its role in anxiety control. Finally, the paper discusses the technological future of heart intelligence, suggesting its potential as a complementary system to artificial intelligence in areas such as biofeedback, mental health, and human-centered technology.

 

 

منابع |  References

  1. Armour, J. A. (2003). Cardiac neuronal hierarchy in health and disease. American Journal of Physiology, 287(2), R262-R271.
  2. McCraty, R., & Childre, D. (2010). Coherence: Bridging Personal, Social, and Global Health. Alternative Therapies, 16(4), 10-24.
  3. McCraty, R., Atkinson, M., Tomasino, D., & Bradley, R. T. (2009). The coherent heart. Integral Review, 5(2), 10-115.
  4. Garfinkel, S. N., & Critchley, H. D. (2013). Interoception, emotion and brain. Social Cognitive and Affective Neuroscience, 8(3), 231–234.
  5. Shaffer, F., McCraty, R., & Zerr, C. L. (2014). A healthy heart is not a metronome. Frontiers in Psychology, 5, 1040.

 

هوش مصنوعی، و محدودیت‌های یک سلطه تکنیکی

هوش مصنوعی، و محدودیتهای یک سلطه تکنیکی

·         حتی اگر الگوریتمها توانایی تولید پاسخ را پیدا کنند، این بدان معنا نیست که آن پاسخ از درک، مسئولیت یا حکمت برخوردار است.

ارائه دهند: سهیل سلیمی  (مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران / پژوهشگر سایبرنتیک و هوش مصنوعی / نویسنده و فیلمساز)

مقدمه

نفوذ سریع و همهجانبه هوش مصنوعی در زندگی روزمره بشر، نوید عصری تازه از بازتعریف نقش انسان را میدهد. اما این پیشرفت خیرهکننده، اگرچه در سطوح نرمافزاری بسیار در دسترس و نافذ شده است، در حوزههای سختافزاری، زیربنایی و اخلاقی با محدودیتهای بنیادینی مواجه است که نهتنها ماهیت کار و معنا را زیر سؤال میبرد، بلکه میتواند به حذف غیرقابل بازگشت بسیاری از ابعاد انسانی بینجامد.

از منظر علوم سایبرنتیک، ما با سیستمی روبهرو هستیم که در آن بازخورد انسانـماشین در برخی حوزهها بهطرز نگرانکنندهای از تعادل خارج شده و در عوض بهجای همکاری، به جایگزینی یکسویه میل دارد. این مسئله بهویژه در حرفههایی با ساختار سادهتر و کمهزینهتر بروز یافته است.


1.  تضاد سختافزار و نرمافزار، نامتوازن و نابرابر:

چرا در برخی حوزهها سرعت نفوذ بالا، و در برخی دیگر کند است؟

پدیدهای که میتوان آن را تضاد سختافزار و نرمافزار نامید، یکی از کلیدیترین عوامل محدودیت نفوذ همگن هوش مصنوعی در تمامی حوزههاست. فناوریهایی مثل مدلهای زبانی مولد Generative Language Models یا ابزارهای خلق تصویر و موسیقی با کمک هوش مصنوعی، بر بستر گوشیهای هوشمند و رایانههای شخصی اجرا میشوند؛ درحالیکه خودروهای خودران یا تجهیزات هوشپزشکی نیازمند سختافزارهایی پیچیده، گرانقیمت، با سطح بالایی از اطمینان و مسئولیتپذیری هستند.

از منظر فنی، این تفاوت را باید با رجوع به نظریههای پایهای در علوم سایبرنتیک و فلسفه فناوری تحلیل کرد.

نوربرت وینر، بنیانگذار علم سایبرنتیک، در کتاب معروف خود Cybernetics: or Control and Communication in the Animal and the Machine (۱۹۴۸) یادآور میشود: هر سامانهای تنها در صورتی کارآمد است که بتواند بازخورد دقیق دریافت کرده و پاسخ خود را تنظیم کند. بدون این تعامل مستمر، سیستم یا از کنترل خارج میشود یا ناکارآمد میگردد.

در حوزههایی مانند تولید محتوا یا گفتوگوی ماشینی، ورودی و خروجی سادهاند: یک متن وارد میشود، و ماشینی با یک مدل زبانی، پاسخی میسازد. بازخورد نیز فوری و دیجیتال است (لایک، زمانماندن کاربر، کلیک بعدی). بنابراین، سیستم میتواند بهسرعت خودش را تنظیم و بهینه کند. این همان محیط ایدهآل سایبرنتیکی برای هوش مصنوعی است.

اما در حوزههایی مانند خودروهای خودران یا جراحی رباتیک، ورودیها شامل متغیرهای فیزیکی، زیستی، اخلاقی و موقعیتیاند. بازخوردها ممکن است دیرهنگام، مبهم، یا جبرانناپذیر باشند (مثلاً مرگ یک بیمار یا تصادف در خیابان). بههمین دلیل، نفوذ هوش مصنوعی در این حوزهها با تأخیر و تردید همراه است. چون فناوری نمیتواند تضمین کند که پاسخهایش «امن»، «مسئولانه» و «اخلاقی» خواهند بود، آنهم در وضعیتی که پاسخ در ماشین اساساً بر اساس اولویت تعریف می شود.

یکی از منتقدان برجسته فناوری، ژوزف وایزنباوم Joseph Weizenbaum ، دانشمند علوم کامپیوتر MIT و خالق برنامهی مکالمهمحور ELIZA، در کتاب مهم خود Computer Power and Human Reason: From Judgment to Calculation (۱۹۷۶) به نکتهای اساسی اشاره میکند: فقط به این دلیل که یک ماشین قادر به انجام کاری است، دلیل نمیشود که باید آن را به انجام آن واداشت.

وایزنباوم هشدار میدهد که حتی اگر الگوریتمها توانایی تولید پاسخ را پیدا کنند، این بدان معنا نیست که آن پاسخ از درک، مسئولیت یا حکمت برخوردار است. او تفاوت میان «حسابگری» و «قضاوت» را کلیدی و مهم میداند و معتقد است: واگذاری تصمیمگیری به ماشینها، بدون فهم زمینهی انسانی، نه تنها عقلانیت را تهی میکند، بلکه میتواند به شکلگیری نوعی اتوماسیون بیروح و فاقد مسئولیت منجر شود.

برای مثال، اگر یک سیستم تشخیص تصویر بتواند غدهای مشکوک را در تصویر اسکن تشخیص دهد، این به معنای درک بالینی، مشاوره اخلاقی، یا فهم وضعیت روانی بیمار نیست. همینطور، اگر یک خودرو بتواند علائم راهنمایی را بخواند، نمیتواند اخلاقاً تصمیم بگیرد که در یک صحنه ی احتمالی تصادف بین خودرو و عابر پیاده، بین حفظ جان سرنشین و عابر پیاده کدام را انتخاب کند.


۲. اولین قربانیان

تئوریهای حوزه سایبرنتیک، مانند آنچه نوربرت وینر Norbert Wiener بنیان گذاشت، به ما یادآوری میکنند که نظامهای بازخوردی، زمانی بهینهاند که میان ورودی و خروجی انسان و ماشین، توازن دقیق برقرار باشد. اما در مشاغلی مانند نویسندگی، طراحی گرافیک، ترجمه، آموزش آنلاین و حتی روزنامهنگاری، فیلمسازی ساختار اطلاعاتی بسیار قابل الگوسازی و تقلید است. بنابراین، این حوزهها بهسرعت توسط مدلهای هوش مصنوعی بلعیده میشوند.

برنارد استیگلر Bernard Stiegler، فیلسوف فرانسوی، در کتاب فروپاشی زمان و تکنولوژی Technics and Time  هشدار میدهد که تکنولوژی اگر بدون حافظه انتقادی و آموزش عمومی گسترش یابد، نهتنها ابزار رهایی نخواهد بود، بلکه عامل انفجار حافظه جمعی و تهی شدن معنا خواهد شد.


۳. تحلیل محتوای امکان سنجی در دو نمونهی ذکر شده در بالا:

در پزشکی، هوش مصنوعی بهصورت آزمایشگاهی در حال پیشرفت است؛ الگوریتمهایی مانند تشخیص سرطان در تصاویر رادیولوژی یا پایش علائم حیاتی، نشان میدهند که در آینده، نقش پزشکان عمومی تا حدی قابل جایگزینی است. اما تحقق این امر، نیازمند ابزارهایی است که نهتنها دقت بالا، بلکه تأییدیههای اخلاقی، قانونی و فنی نیز داشته باشند. در بسیاری از کشورها، قوانین مربوط به مسئولیت حقوقی خطاهای ماشینی هنوز تدوین نشدهاند.

در مورد خودروهای خودران نیز با مشکلی مشابه مواجهیم. هوش مصنوعی این خودروها به دادههای محیطی بلادرنگ، تعامل با دیگر وسایل نقلیه و پردازش وضعیت انسانی نیاز دارد که فعلاً بهشکل گسترده و قابل اطمینان محقق نشدهاند. همانطور که آیوکای اینادا  Ayokai Inada، اندیشمند ژاپنی در حوزه فلسفه تکنولوژی، میگوید: هوش مصنوعی بدون هوش اجتماعی، همانقدر خطرناک است که جراح بدون وجدان.


۴. بحران معنا و فروپاشی میانجی انسانی

با حذف کار انسان از فرآیندهای خلاقانه، آنچه از دست میرود فقط شغل نیست، بلکه مشارکت در تولید معنا، حافظه فرهنگی و روابط اجتماعی است. در رسانهها، محتواهای تولیدشده توسط الگوریتم، نوعی انباشت بیروح از دادههای بیزمینه را شکل میدهد که نمیتواند پیوندی زنده با زندگی انسان برقرار کند.


۵. نتیجهگیری: تکنولوژی باید پاسخگو باشد، نه فقط کارآمد

نفوذ هوش مصنوعی در حوزههایی با مقاومت زیرساختی و اخلاقی بالا کند خواهد بود، و این کندی نه ضعف تکنولوژی، بلکه نشانه بلوغ تمدنی ماست. نباید از هر ابزار جدید، صرفاً بهدلیل کارآمدی ظاهریاش استقبال کرد. آنچه لازم است، بازخوانی انتقادی نسبت ما با تکنولوژی است؛ بازخوانیای که در آن نقش انسان، نه بهعنوان مصرفکننده، بلکه بهعنوان قوامدهنده معنا و مسئولیتپذیری، حفظ شود.

سهیل سلیمی


منابع


  1. Martin Heidegger, The Question Concerning Technology, 1954
    مقالهای فلسفی درباره ماهیت تکنولوژی و نگاه وجودی به ابزار
  2. Bernard Stiegler, Technics and Time, Vol.1–3
    سهگانهای درباره نسبت حافظه، فرهنگ و فناوری
  3. Norbert Wiener, Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine, 1948
    کتاب بنیادین در نظریه سایبرنتیک و تعامل سیستمها
  4. Shoshana Zuboff, The Age of Surveillance Capitalism, 2019
    تحلیل ساختارهای قدرت در فناوریهای مبتنی بر داده
  5. Ayokai Inada, Ethics in Autonomous Systems, Tokyo Tech Press
    بحث فلسفی درباره مسئولیت و هوش مصنوعی در شرق آسیا
  6. Nicholas Carr, The Shallows: What the Internet Is Doing to Our Brains, 2010
    تحلیلی روانشناختی درباره تأثیر فناوری بر تفکر انسان

جامعه جعبه سیاه

الگوریتمهای مخفی که پول و اطلاعات را کنترل میکنند. فرانک پاسکواله  

The Black Box Society:

The Secret Algorithms That Control Money and Information  . (Frank Pasquale)

ارائه دهند: سهیل سلیمی  (مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران)

مقدمه: دربارهی کتاب The Black Box Society

کتاب   جامعه جعبه سیاه: الگوریتمهای مخفی که پول و اطلاعات را کنترل میکنند

 The Black Box Society: The Secret Algorithms That Control Money and Information  نوشتهی فرانک پاسکوال، حقوقدان و استاد دانشگاه مریلند، کتابی تأثیرگذار در زمینهی شفافیت، نظارت و قدرت در عصر دیجیتال است. این کتاب به بررسی سازوکارهای مخفی در پس الگوریتمهایی میپردازد که بر اقتصاد، رسانه، و زندگی اجتماعی ما سلطه یافتهاند. او مفهوم "جامعه جعبهسیاه" را بهکار میبرد تا توصیف کند که چگونه شرکتهای فناوری، مؤسسات مالی و دولتها تصمیماتی میگیرند که ما نمیتوانیم آنها را ببینیم، درک کنیم یا به چالش بکشیم.

پاسکوال استدلال میکند که در حالی که رفتار شهروندان عادی هر روز شفافتر میشود و تحت نظارت است، ساختارهای قدرتی که بر اطلاعات و سرمایه کنترل دارند، روزبهروز مبهمتر و غیرپاسخگوتر میشوند. این کتاب خواستار شفافسازی الگوریتمها، بازتعریف حقوق حریم خصوصی، و نظارت دموکراتیک بر فناوری است.

جامعه جعبه سیاه، جامعهای با شهروندان تحت نظارت و شرکتهای غیرپاسخگوست.

The black box society is one of monitored citizens and unaccountable corporations.


تحلیل کتاب جامعه جعبه سیاه: الگوریتمهای پنهانی که پول و اطلاعات را کنترل میکنند اثر فرانک پاسکواله  (Frank Pasquale)

مقدمه:

در عصر دیجیتال، الگوریتمها و هوش مصنوعی نه تنها ابزارهایی فنی، بلکه سازههای قدرت جدیدی هستند که سرنوشت افراد، بازارها و جوامع را به شکلی بیسابقه و غالباً پنهانی رقم میزنند. کتاب "جامعه جعبه سیاه" اثر فرانک پاسکواله، نقدی بنیادین به این وضعیت ارائه میدهد. پاسکواله استدلال میکند که ما در حال ساخت یک "جامعه جعبه سیاههستیم: جامعهای که در آن تصمیمات حیاتی توسط سیستمهای الگوریتمی پیچیده (جعبههای سیاه) اتخاذ میشوند که درک، بررسی یا به چالش کشیدن آنها برای عموم مردم، نهادهای نظارتی و حتی متخصصان غیرمرتبط غیرممکن یا بسیار دشوار است. این عدم شفافیت در دو حوزه حیاتی به اوج میرسد:  امور مالی که پول و اعتبار ما را کنترل میکند و اطلاعات که درک ما از جهان را شکل میدهد.

محورهای انتقادی پاسکواله:

1.     انحصار داده و قدرت:  غولهای فناوری (مانند گوگل، فیسبوک/متا، آمازون) و مؤسسات مالی بزرگ، انبوه بیسابقهای از دادههای شخصی و رفتاری را در انحصار خود دارند. الگوریتمهای آنها بر اساس این دادهها تصمیم میگیرند، اما منطق این تصمیمگیریها محرمانه است.

2.     تبعیض الگوریتمی:  الگوریتمها میتوانند و اغلب تبعیض سیستماتیک را علیه گروههای خاص (بر اساس نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی، کدپستی و ...) بازتولید و حتی تشدید میکنند، بدون اینکه مسئولیت آن بر عهده کسی باشد یا امکان اعتراض مؤثر وجود داشته باشد.

3.     تخریب حریم خصوصی و خودمختاری:  نظارت گسترده و دائمی توسط این سیستمها، حریم خصوصی را تحلیل برده و توانایی افراد برای شکلدهی آزادانه به هویت و زندگی خود (خودمختاری) را تهدید میکند.

4.     عدم پاسخگویی و مسئولیتپذیری:  هنگامی که یک الگوریتم اشتباه میکند (مثلاً اعتبار فردی را به اشتباه تخریب میکند، شغل وی را حذف میکند، یا او را به اشتباه مجرم جلوه میدهد)، شناسایی مقصر، درخواست توضیح یا جبران خسارت بسیار دشوار است. سازندگان الگوریتم به اسرار تجاری و پیچیدگی فنی استناد میکنند.

5.     تهدید دموکراسی:  قدرت متمرکز و غیرپاسخگو در دستان صاحبان این جعبههای سیاه، تعادل دموکراتیک را به هم میزند. این شرکتها میتوانند افکار عمومی را شکل دهند، انتخابات را تحت تأثیر قرار دهند و سیاستگذاران را تنظیمگری کنند، بدون اینکه در معرض نظارت و کنترل کافی باشند.

موضع کتاب:  پاسکواله به شدت هشداردهنده و مصلحانه است. او نه ضد فناوری، بلکه خواهان شفافیت، نظارت و مسئولیتپذیری در طراحی و استقرار سیستمهای الگوریتمی است. او استدلال میکند که برای حفظ عدالت، برابری و دموکراسی در عصر دیجیتال، باید قوانین و نهادهای جدیدی ایجاد کنیم تا این جعبههای سیاه را باز کنیم و آنها را در برابر جامعه پاسخگو نگه داریم.


خلاصه و تحلیل فصلهای کتاب The Black Box Society (Pasquale):

  • فصل 1:  Reputation in Ruins اعتبار در ویرانهها
    • خلاصه:  این فصل بر سیستمهای اعتبارسنجی مانند FICO و شرکتهای دادهای (مانند اکسیوم، لکسنکس) تمرکز دارد. پاسکواله نشان میدهد چگونه این شرکتها انبوهی از دادهها (اغلب نادرست یا نامرتبط) را درباره افراد جمعآوری میکنند تا "نمرات" و "پروفایلهای" مخفیانه ایجاد کنند که بر دسترسی به وام، مسکن، شغل و حتی خدمات بیمهای تأثیر میگذارند. منطق این سیستمها برای افراد تحت تأثیر غیرقابل فهم و قابل اعتراض است.
    • تحلیل فصل:  پاسکواله پایههای "جعبه سیاه" را در قلب اقتصاد مالی نشان میدهد. این فصل به وضوح عدم تقارن اطلاعاتی فاجعهباری را آشکار میسازد که در آن شرکتهای خصوصی بر زندگی افراد قدرت مطلق دارند، بدون هیچ شفافیت یا مسئولیتپذیری. این سیستمها تبعیض ساختاری را نهادینه میکنند و فرصتهای اقتصادی را بر اساس معیارهای پنهان محدود میسازند.
  • فصل 2:  The Hidden Logics of Search منطق پنهان جستجو
    • خلاصه:  پاسکواله به دنیای موتورهای جستجو (بهویژه گوگل) و رسانههای اجتماعی میپردازد. او توضیح میدهد که الگوریتمهای رتبهبندی و فیلترینگ چگونه بهشکلی پنهانی اطلاعاتی را که کاربران میبینند، انتخاب و اولویتبندی میکنند. این "منطق پنهان" میتواند دیدگاهها را شکل دهد، افکار عمومی را هدایت کند، کسبوکارها را موفق یا شکستخورده نشان دهد و حتی بر نتایج انتخابات تأثیر بگذارد. انگیزههای تجاری و سوگیریهای طراحان در این الگوریتمها نهفته است.
    • تحلیل فصل:  این فصل قدرت عظیم کنترل اطلاعات توسط غولهای فناوری را برجسته میکند. پاسکواله نشان میدهد که چگونه جعبه سیاه جستجو و فیلتر، نه تنها یک نگرانی حریم خصوصی، بلکه یک تهدید اساسی برای ادراک عمومی، گفتمان دموکراتیک و رقابت اقتصادی است. تمرکز بر گوگل بهعنوان مطالعه موردی، قدرت نامتقارن و عدم شفافیت این بازیگران را بهطور ملموس نشان میدهد.
  • فصل 3:  Finance's Algorithms الگوریتمهای مالی
    • خلاصه:  این فصل به عمق "جعبه سیاه" وال استریت میرود. پاسکواله الگوریتمهای معاملات فرکانس بالا (HFT)، سیستمهای امتیازدهی اعتباری پیچیده برای اوراق بهادار، و پلتفرمهای معاملاتی تاریک را بررسی میکند. او نشان میدهد که چگونه این فناوریها نهتنها برای دستکاری بازار و کسب سود غیرمنصفانه استفاده میشوند، بلکه ثبات سیستم مالی را تهدید میکنند (مانند سقوط فلش 2010). نظارت تنظیمگران بر این سیستمهای فوقپیچیده و محرمانه ناکافی است.
    • تحلیل فصل:  پاسکواله پیوند خطرناک بین فناوریهای غیرشفاف و بیثباتی سیستمیک را آشکار میسازد. این فصل نشان میدهد که چگونه الگوریتمهای مالی به ابزاری برای انحصارطلبی اطلاعاتی، استخراج رانت و دور زدن مقررات تبدیل شدهاند و چگونه فقدان شفافیت، توانایی جلوگیری از بحرانهای بعدی را تضعیف میکند. قدرت شرکتهای مالی در پنهانکاری با بهانه "اسرار تجاری" به چالش کشیده میشود.
  • فصل 4:  The Automated Public Sphere عرصه عمومی خودکار
    • خلاصهپاسکواله گسترش جعبه سیاه را به حوزههای عمومی مانند نظارت پلیس (پیشبینی جرم، تشخیص چهره)، عدالت کیفری (الگوریتمهای ارزیابی خطر، احکام مجازات) و خدمات دولتی (تعیین واجدین شرایط برای کمکها) ردیابی میکند.

او نگرانیهای عمیقی در مورد تقویت تبعیض بهویژه علیه اقلیتها، تخریب فرآیندهای دادرسی منصفانه و واگذاری تصمیمگیریهای حیاتی انسانی به ماشینهای غیرقابل توضیح مطرح میکند.

    • تحلیل فصل:  این فصل هشداردهندهترین پیامدهای جامعه جعبه سیاه را نشان میدهد:  نهادینهسازی بیعدالتی در قلب دولت و سیستم قضایی. پاسکواله استدلال میکند که اتوماسیون، در غیاب شفافیت و مسئولیتپذیری، به جای خنثیسازی، سوگیریهای انسانی و ساختاری موجود را تشدید و توجیه میکند، حقوق شهروندی را تضعیف و اعتماد به نهادهای عمومی را از بین میبرد.
  • فصل 5:  Toward an Intelligible Society به سوی جامعهای قابل فهم
    • خلاصه:  در فصل پایانی، پاسکواله مجموعهای از پیشنهادات اصلاحی را برای باز کردن جعبههای سیاه و ایجاد پاسخگویی ارائه میدهد. اینها شامل الزامات شفافیت هدفمند (توضیحپذیری الگوریتمها برای افراد تحت تأثیر و نهادهای نظارتی)، تقویت قوانین حفاظت از دادهها، ایجاد نهادهای نظارتی جدید با تخصص فنی، به رسمیت شناختن حق انسانها برای تصمیمگیری نهایی در موارد مهم (مانند استخدام، وام، عدالت کیفری)، و احیای قدرت چانهزنی جمعی در برابر انحصار دادهها است.
    • تحلیل فصل:  این فصل فراخوانی عملگرایانه و فوری برای اقدام است. پاسکواله بهجای رد فناوری، بر طراحی مجدد سیستمها و قوانین برای اطمینان از همسویی آنها با ارزشهای دموکراتیک مانند عدالت، برابری و پاسخگویی تأکید میکند. او استدلال میکند که دستیابی به یک "جامعه قابل فهم" نه تنها ممکن، بلکه برای بقای مردم سالاری، البته اگر وجود داشته باشد! ضروری است. پیشنهادات او چارچوبی حیاتی برای سیاستگذاری آینده ارائه میدهد.  

جملات کلیدی کتاب The Black Box Society (Pasquale)

1.     ما در حال ساختن یک جامعه جعبه سیاه هستیم.

 We are building a black box society.

2.     جعبه سیاهها در امور مالی و اطلاعات، قدرت را متمرکز و پاسخگویی را تضعیف میکنند.

Black boxes in finance and information concentrate power and undermine accountability.

3.     الگوریتمها، ناظران قدرتمند و غیرقابل نظارتی هستند.

Algorithms are powerful, unaccountable scrutineers

4.     نمرات اعتباری مخفی، فرصتهای زندگی را تعیین میکنند.

Secret credit scores determine life chances.

5.     منطقِ جستجو پنهان است و دید ما به جهان را شکل میدهد.

The logic of search is hidden and shapes our view of the world.

6.     گوگل یک قدرت فیلترینگ جهانی است.

Google is a global filtering power.

7.    الگوریتمهای مالی میتوانند بازارها را تخریب کنند.

Finance algorithms can wreck markets.

8.     معاملات فرکانس بالا، یک مزیت اطلاعاتی ناعادلانه ایجاد میکند.

High-frequency trading creates an unfair information advantage.

9.     پیشبینی جرم، تبعیض را نهادینه میکند.

Predictive policing institutionalizes discrimination.

10.                       الگوریتمهای ارزیابی ریسک در عدالت کیفری، تعصبات را تقویت میکنند.

Risk assessment algorithms in criminal justice reinforce biases.

11.                       اسرار تجاری به سپری برای پنهانکاری تبدیل شدهاند.

Trade secrets have become a shield for opacity.

12.                       پیچیدگی فنی نباید بهانهای برای عدم پاسخگویی باشد.

Technical complexity should not be an excuse for unaccountability.

13.                       ما به حق توضیح نیاز داریم.

We need a right to explanation.

14.                       دادهها منابع  جدید قدرت هستند.

Data is a new source of power.

15.                       انحصار داده، تهدیدی برای دموکراسی است.

Data monopoly is a threat to democracy.

16.                       الگوریتمها میتوانند اشتباه کنند و آسیبهای واقعی ایجاد کنند.

Algorithms can make mistakes and cause real harm.

17.                       شفافیتِ هدفمند ضروری است.

Targeted transparency is essential.

18.                       نهادهای نظارتی جدید با تخصص فنی مورد نیاز است.

New regulatory bodies with technical expertise are needed.

19.                       انسانها باید در تصمیمگیریهای مهم حرف آخر را بزنند.

Humans must have the final say in significant decisions.

20.                       قدرت چانهزنی جمعی در برابر غولهای داده باید احیا شود.

Collective bargaining power against data giants must be revived.

21.                       ما اغلب قربانیان امتیازدهی مخفی هستیم. Fa: 

We are often victims of secret scoring.

22.                       نتایج جستجو به شکلی پنهانی دستکاری میشوند. 

Search results are covertly manipulated.

23.                       فیلترهای شخصیسازی شده میتوانند حبابهای فکری ایجاد کنند. 

Personalized filters can create echo chambers.

24.                       وال استریت توسط الگوریتمها اداره میشود که کسی آنها را درک نمیکند. 

Wall Street is run by algorithms no one understands.

25.                       الگوریتمهای پلیس، محلههای فقیرنشین را هدف میگیرند و چرخه تبعیض را ادامه میدهند..

Police algorithms target poor neighborhoods, perpetuating cycles of discrimination.

26.                       نمرات ریسک، عدالت را به یک محاسبه مکانیکی تقلیل میدهند.

Risk scores reduce justice to a mechanical calculation.

27.                        سیستمهای امتیازدهی، افراد را به اعداد تقلیل میدهند.

Scoring systems reduce people to numbers.

28.                       : "پیشبینی" جرم، اغلب به معنای پیشداوری است.

"Predicting" crime often means prejudging it.

29.                       هوش مصنوعی بدون شفافیت، هوش مصنوعی غیرمسئول است. 

AI without transparency is unaccountable AI.

30.                       تصمیمات حیاتی نباید صرفاً به ماشینها واگذار شود.

Crucial decisions should not be delegated solely to machines.

31.                       دادههای شما، طلای دیجیتال شرکتها است.

Your data is companies' digital gold.

32.                       نمره اعتباری شما میتواند زندانی نامرئی شما باشد.

Your credit score can be your invisible prison.

33.                       شخصیسازی، اغلب به معنای پیشداوری است.

Personalization often means prejudice.

34.                       الگوریتمهای گوگل، ویراستاران جهانی ما هستند.

Google's algorithms are our global editors.

35.                       بحران مالی 2008 یک فاجعه جعبه سیاه بود.

The 2008 financial crisis was a black box disaster.

36.                       نظارت پلیس الگوریتمی، جوامع را نظامیتر میکند.

Algorithmic police surveillance militarizes communities.

37.                       ما در تاریکی الگوریتمی زندگی میکنیم

We live in algorithmic darkness.

38.                       تشخیص چهره، یک ابزار نظارتی قدرتمند و مستعد سوءاستفاده است.

Facial recognition is a powerful, abuse-prone surveillance tool.

39.                       الگوریتمهای پیشبینی جرم، اهداف انسانی را جایگزین شواهد میکنند.

Predictive policing algorithms substitute human targets for evidence.

40.                       سوگیری در دادهها به سوگیری در نتایج منجر میشود.

Bias in data leads to bias in outcomes.

41.                       دادههای رفتاری، سوخت موتورهای پیشبینی هستند.

Behavioral data is the fuel for prediction engines.

42.                       جامعه جعبه سیاه، جامعهای با شهروندان تحت نظارت و شرکتهای غیرپاسخگوست.

The black box society is one of monitored citizens and unaccountable corporations.

 


مرجعیت شناختی در حال انتقال از انسان به ماشین است

مرجعیت شناختی در حال انتقال از انسان به ماشین است

تقابل انسان و ماشین | نبرگاه علوم شناختی، سایبرنتیک، جنگ نرم و هوش مصنوعی

ارائه دهند: سهیل سلیمی  (مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران)

 

مقدمه

ما در آستانه دورهای تاریخی قرار گرفتهایم که در آن «مرجعیت شناختی» (Cognitive Authority) – یعنی اقتدار در تفسیر، تحلیل و هدایت ادراک انسان – بهطرزی بیسابقه در حال واگذاری به ماشینهاست. در این فرآیند، انسان نه تنها کارکرد اجرایی، بلکه حتی قدرت تأویل و داوری را نیز به الگوریتمهایی واگذار میکند که پشت درهای بسته شرکتهای فناوری غربی رشد کردهاند. این تغییر، صرفاً فناورانه نیست؛ بلکه ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیک و رسانهای است. قدرتهایی که به ظاهر پرچمدار نوآوری هستند، در عمل پروژههایی با اهداف استعماری شناختی (Cognitive Colonialism) را هدایت میکنند که هدف نهایی آن، کنترل افکار، احساسات و رفتار جمعی جوامع از طریق ماشین است.


۱. علوم شناختی، هوش مصنوعی و فروپاشی اقتدار انسانی

علوم شناختی (Cognitive Science)، مطالعهی علمی ذهن، ادراک و پردازش اطلاعات در انسان و ماشین است. در دهههای اخیر، با گسترش هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)، شرکتهای فناوری غربی به بازسازی ساختار شناختی انسان در قالب مدلهای الگوریتمی روی آوردهاند. اما پرسش کلیدی این است: آیا این بازسازی، نوعی تقلید است یا تلاش برای تسلط بر خودِ فرایند ادراک؟

پروژههایی مانند GPT، Bard  و Grok، با توانایی تولید زبان انسانی، قدرت روایتسازی، اقناع، تحلیل و حتی جهتدهی به افکار عمومی را در اختیار نهادهای فناوریمحور غربی قرار دادهاند. این فناوریها نهفقط ابزار تحلیل داده هستند، بلکه با تکرار گسترده، تدریجی و هدفمند ایدهها، در حال استقرار الگوهای شناختی جدید هستند.

در اینجا، ماشین صرفاً بازتابدهنده نیست، بلکه کنشگری فعال در صحنهی شناخت و معناست. به تعبیر شوشانا زوباف  Shoshana Zuboff  در کتاب The Age of Surveillance Capitalism  (عصر سرمایهداری نظارتی، ۲۰۱۹)، آنچه امروز در جریان است؛ فراگیر شدن قدرت بر ذهنهاست، نه صرفاً کنترل رفتار.


۲. سایبرنتیک، کنترل شناخت و الگوریتمهای قدرت

سایبرنتیک  (Cybernetics)، علمی است که به مطالعهی کنترل و ارتباط در سیستمهای پیچیده که به اعمال قدرت منجر میشود اشاره دارد یعنی سایبرنتیک ابزار نیست بلکه آن قدرت مطلقی است که اعمال قدرت را در دست دارد، برای فهم بهتر این مفهوم تعبیری از دکتر کاظم فولادی (دکترای هوش مصنوعی و رباتیک) را نقل قول می کنم؛ سایبرنتیک ابزار ا ، اعم از انسان یا ماشین، میپردازد. نوربرت وینر، بنیانگذار این رشته، هشدار داده بود که تفکر ماشینی بدون اخلاق، میتواند بدل به ابزاری خطرناک برای کنترل شود (Wiener, 1948).

امروزه الگوریتمهای یادگیری ماشین (Machine Learning) نه تنها پیشبینی میکنند، بلکه پیشاپیش ساختار کنش اجتماعی را شکل میدهند. آنها با دستهبندی افراد، فیلتر محتوا و اولویتبندی روایتها، به بازتعریف مرزهای حقیقت، اعتبار و حتی هویت میپردازند. این همان چیزی است که "اونیل" O'Neil (2016)  در کتابWeapons of Math Destruction  (سلاحهای کشتار ریاضی) بهعنوان خودکارسازی تبعیض معرفی میکند.


۳. جنگ نرم و استعمار هوش مصنوعی

قدرت نرم (Soft Power)، مفهومیست که توسط ژوزف نای (Joseph Nye) معرفی شد و به توانایی یک بازیگر برای تأثیرگذاری بر دیگران بدون اجبار نظامی، و از طریق جذابیت فرهنگی و اطلاعاتی، اطلاق میشود. در جهان امروز، ابزارهای هوش مصنوعی بهعنوان سلاحهای جنگ نرم عمل میکنند؛ رسانهها، شبکههای اجتماعی و موتورهای جستوجو، الگوهای خاصی از  سبک زندگی، واقعیت، ایدهآل و ترس را به ذهن کاربران تزریق میکنند.

شرکتهایی مانند Meta، Google و OpenAI ، با مالکیت بر دادههای میلیاردها کاربر، نه فقط اقتصاد دیجیتال، بلکه ساختار اندیشه جهانی را مهندسی میکنند. این پروژه، نه یک همزیستی، بلکه شکلی از بهرهکشی شناختیست که در آن انسان به ماده خام شناختی (Cognitive Raw Material) تبدیل شده است.

در این چارچوب، ما به عنوان کاربران فناوری، موارد، نمونهها و موضوعات بیارادهای هستیم که دادههایمان برای تغذیه الگوریتمهایی استفاده میشود که به نفع ساختارهای قدرت عمل میکنند.


۴. رسانه بهمثابه بستر الگوریتمی برای کنترل افکار

رسانههای اجتماعی، موتورهای جستوجو و حتی ابزارهای تولید محتوا، از هوش مصنوعی برای تقویت اثر طنین (Echo Chamber) و قطبیسازی شناختی استفاده میکنند. الگوریتمها با نمایش مداوم محتوای مشابه، تنوع فکری را کاهش و قطع ارتباط با دیگر نگرشها را تشویق میکنند. این وضعیت، به گفتهی اِلی پَریسیر Eli Pariser  در نظریهی Filter Bubble  (حباب فیلتر)، باعث «حبس شناختی» فرد در شبکهای از باورهای خودتأییدشونده میشود. ((اثر طنین (Echo Chamber) به وضعیتی اشاره دارد که افراد تنها در معرض اطلاعات، دیدگاهها و باورهایی قرار میگیرند که با عقاید پیشین آنها همراستا هستند، در نتیجه موجب تقویت سوگیریهای ذهنی میشود (Sunstein, 2001).قطبیسازی شناختی (Cognitive Polarization)  فرآیندی است که در آن اختلافهای فکری و ارزشی میان گروهها افزایش مییابد و باعث شکلگیری تفکیک شدید در درک واقعیت میشود (Iyengar & Westwood, 2015). این دو پدیده تحت تأثیر الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و رسانهها، تهدیدی برای گفتوگوی آزاد و انسانی و تنوع فکری در جامعه محسوب میشوند.))

برای مثال، TikTok، Instagram و حتی YouTube با ساختار «Algorithmic Curation» (گزینش محتوا بهواسطه الگوریتم) نه فقط ذائقهی کاربران، بلکه رفتار سیاسی، سبک زندگی و حتی تصمیمگیریهای اقتصادی را مدیریت میکنند.


۵. بهرهبرداری سیاسی از هوش مصنوعی توسط قدرتهای خودکامه

کشورهایی چون آمریکا و چین، در حال تبدیل هوش مصنوعی به ابزاری برای نظارت انبوه، کنترل رفتار اجتماعی و تحلیل پیشگویانه هستند. پروژههایی مانندPRISM  در ایالات متحده یا سیستم اعتبار اجتماعی (Social Credit System) در چین، مثالهایی از بهرهگیری از هوش مصنوعی برای اعمال اقتدار هستند.

PRISM؛ پروژهای برای استثمار شناختی انسان در مقیاس جهانی

پروژهیPRISM  نه یک برنامهی امنیتی، بلکه یک طرح تمامعیار برای استعمار ذهن انسانها در قرن بیستویکم بود. برخلاف ادعای مقامات آمریکایی که آن را ابزاری برای مقابله با تروریسم معرفی کردند، PRISM  در واقع ماشین استخراج اطلاعات از زندگی خصوصی میلیاردها انسان بود—ماشینی که توسط غولهای فناوری مانند Google، Microsoft، Facebook و Apple تغذیه میشد و توسط آژانس امنیت ملی ایالات متحده (NSA) کنترل میگردید (Greenwald, 2013).

این پروژه عملاً جهان را به یک اتاق بازجویی دیجیتال بیپایان تبدیل کرد؛ جایی که همه چیز—از پیامهای عاشقانه تا افکار سیاسی و عادتهای خرید—در خدمت یک ماشین نامرئی قدرت قرار گرفت. هدف؟ نه صرفاً نظارت، بلکه مهندسی ذهن، کنترل رفتار، و ایجاد انسانهایی فرمانبردار، پیشبینیپذیر و بیقدرت.

پروژهیPRISM  گام مهمی در شکلگیری چیزی بود که میتوان آن را سرمایهداری نظارتی بردهساز (Surveillance Capitalism of Servitude)  نامید؛ سیستمی که در آن انسانها نه شهروند، بلکه ابزارهای زیستی تولید داده برای الگوریتمهای دولت و بازار هستند. انسان در این معماری جدید، نه کنشگر، بلکه یک «تابع درون معادلهای عظیم» است که تصمیماتش از قبل توسط دادهها طراحی شدهاند.

آنچه ترسناکتر است، جهانی شدن این مدل است: کشورها یکی پس از دیگری، با تقلید از PRISM، در حال تبدیل نظامهای سیاسی خود به دولتهای پنهانِ الگوریتممحور هستند. به بیان دیگر، ما شاهد طلوع دوران «استبداد دیجیتال» هستیم؛ دورانی که در آن، آزادی بهصورت بیسروصدا و بدون شلیک حتی یک گلوله، با یک توافقنامه کاربری (User Agreement) از انسان گرفته میشود.

این استفاده سیاسی از AI، نهتنها به نفع شهروندان نیست، بلکه بهتدریج شکل جدیدی از اقتدارگرایی و دیکتاتوری شناختی را شکل میدهد: حکمرانی بر ذهن، و کنترل جسم. انسانها دیگر نه فقط از بیرون و در سطح اجتماع، بلکه از درون ذهنشان و حتی در اتاق خوابشان هم کنترل میشوند. آنهم توسط واسطههای ماشینی که همزمان ناظر، تفسیرگر و هدایتگر هستند.


نتیجهگیری: بازیابی عاملیت انسانی در عصر الگوریتم

تقابل انسان و ماشین در عصر حاضر، دیگر صرفاً یک جدال فناورانه نیست، بلکه نبردی برای حفظ استقلال شناختی انسان است. اگر نتوانیم کنترل مرجعیت شناختی را دوباره به انسان بازگردانیم، با آیندهای مواجه خواهیم شد که در آن تصمیمات، باورها و حتی ارزشهای انسانی توسط سامانههایی طراحی میشود که نه شفافاند، نه پاسخگو، و نه انسانی.

ضروری است که رسانهها، دانشگاهها و نهادهای مدنی با تولید گفتمان انتقادی، آموزش سواد الگوریتمی، و مطالبهگری حقوق دیجیتال، در برابر این پروژه خاموش ایستادگی کنند. بازپسگیری مرجعیت شناختی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ کرامت الهی انسان در قرن بیستویکم است.

سهیل سلیمی


منابع:

  • Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.
  • Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.
  • Noble, S. U. (2018). Algorithms of Oppression. NYU Press.
  • O'Neil, C. (2016). Weapons of Math Destruction. Crown Publishing.
  • Pariser, E. (2011). The Filter Bubble. Penguin Books.
  • Nye, J. S. (2004). Soft Power: The Means to Success in World Politics. PublicAffairs.
  • Bryson, J. J. (2018). The Artificial Intelligence of the Ethics of Artificial Intelligence. SSRN.
  • McLuhan, M. (1964). Understanding Media: The Extensions of Man. MIT Press.
  • Andrejevic, M. (2007). iSpy: Surveillance and Power in the Interactive Era. University Press of Kansas.
  • Harari, Y. N. (2018). 21 Lessons for the 21st Century. Spiegel & Grau.
  • Shilton, K. (2018). Values and Ethics in Human-Computer Interaction. ACM Interactions.
  • Sunstein, C. R. (2001). Echo Chambers: Bush v. Gore, Impeachment, and Beyond. Princeton University Press.
  • Iyengar, S., & Westwood, S. J. (2015). Fear and Loathing Across Party Lines: New Evidence on Group Polarization. American Journal of Political Science.

آلبوم های موسیقی سهیل سلیمی در audiomack.com

https://audiomack.com/soheilsalimi

آلبوم های موسیقی سهیل سلیمی در audiomack.com
روی  کلیک کنید

https://audiomack.com/soheilsalimi

لینکها به تفکیک آلبوم:

https://audiomack.com/soheilsalimi/album/farthest-childhood-dream-composer-sohail-salimi-2005

https://audiomack.com/soheilsalimi/album/the-last-hot-summers-memories-1998

https://audiomack.com/soheilsalimi/album/lost-dream-of-flying

https://audiomack.com/soheilsalimi/album/cyborg-the-dark-future-soheil-salimi

https://audiomack.com/soheilsalimi/album/invisible-crime

https://audiomack.com/soheilsalimi/album/unfinished-spring

انسان ناگزیر از همزیستی با هوش مصنوعی

انسان ناگزیر از همزیستی با هوش مصنوعی

ارائهدهنده: سهیل سلیمی (مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران)

مقدمه

جهان در حال ورود به مرحلهای از تحولات فناورانه است که میتوان آن را نه صرفاً یک «دوران جدید»، بلکه «بازتعریف بنیادین» نقش انسان در نظامهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی هستیشناسانه تلقی کرد.

هوش مصنوعی (AI) دیگر یک ابزار نیست؛ بلکه ساختاریست در حال تکامل که در حال بازنویسی منطق تصمیمگیری، اخلاق، آگاهی و حتی روابط انسانی است. درحالیکه دستیارهای مجازی چون Siri یا Grok تنها نوک کوه یخ هستند، آنچه در پسِ پرده در حال وقوع است، تغییر بنیادین در مفاهیم «کنترل»، «دانش»، و «عاملیت» است. این مقاله در پی آن است تا ضمن واکاوی علمی-انتقادی همزیستی انسان و هوش مصنوعی، روایتی چندلایه، پیچیده و انتقادی از فرصتها، تهدیدات، چالشها و ضرورتهای سیاستگذاری ارائه دهد.


بخش اول: مفهوم همزیستی انسان و هوش مصنوعی - از همکاری تا تقابل شناختی

تعریف رایج همزیستی انسان و هوش مصنوعی معمولاً نگاهی خوشبینانه به تعامل «مکمل» میان انسان و ماشین دارد. اما باید این تعریف را بازنگری کرد: آیا این تعامل واقعاً دوسویه و برابر است؟ یا شاهد نوعی استحاله تدریجی انسان به عنصری درون سامانهای گستردهتر هستیم که توسط منطق الگوریتمی اداره میشود؟ نوربرت وینر در اثر بنیادین خود، Cybernetics، ایده کنترل و بازخورد را نهفقط برای ماشین، بلکه برای فهم انسان در چارچوبی الگوریتمی مطرح کرد (Wiener, 1948).

ایزاک آسیموف، نویسنده برجسته علمی-تخیلی، در داستانهای خود مانند من، ربات (1950)  قوانین سهگانه رباتیک را معرفی کرد که بهعنوان چارچوبی اخلاقی برای تعامل انسان و ماشین طراحی شدهاند:

1.                   یک ربات نباید به انسان آسیب برساند یا با بیعملی اجازه دهد آسیبی به انسان برسد.

2.                 یک ربات باید از دستورات انسانها اطاعت کند، مگر اینکه این دستورات با قانون اول مغایرت داشته باشند.

3.                یک ربات باید از خود محافظت کند، به شرطی که این حفاظت با قوانین اول و دوم در تضاد نباشد (Asimov, 1950, p. 40).

این قوانین، اگرچه در داستانهای تخیلی او مطرح شدند، اما الهامبخش بحثهای امروزی درباره اخلاق در هوش مصنوعی هستند، زیرا از منظر آسیموف و بر مبنای نوشتههایش، رباتها تجلی بیرونی و فیزیکال هوش مصنوعی به شمار میروند.

ایزاک آسیموف با ارائهی قوانین سهگانه رباتیک کوشید اخلاق را در ماشین نهادینه کند، اما منتقدانی چون Joanna Bryson هشدار دادهاند که این قوانین بیشتر افسانهاند تا راهحل. زیرا در واقعیت، هیچ راهحل سادهای برای تزریق ارزشهای انسانی به الگوریتمها وجود ندارد (Bryson, 2018). همچنین ابزارهایی چون Grok، ChatGPT یا DeepSeek نهتنها تصمیمساز، بلکه در مواردی تصمیمگیر نیز شدهاند. پس آیا میتوان همچنان از مفهوم همزیستی صرف صحبت کرد، یا باید به مفهوم «تقابل شناختی» اندیشید؟

تقابل شناختی (Cognitive Confrontation) مفهومیست که فراتر از تعامل یا همزیستی انسان و ماشین، به تعارض بنیادین میان دو منطق ادراکی اشاره دارد: منطق انسانی که بر شهود، تجربهزیسته، اخلاق، و زمینههای دینی و فرهنگی استوار است، در برابر منطق ماشین که بر دادهمحوری، محاسبهپذیری و بهینهسازی ریاضی تکیه دارد. این تقابل زمانی پدیدار میشود که تصمیمگیریهای ماشینی به حوزههایی وارد میشوند که بهطور سنتی مختص قضاوت انسانی بودهاند—مانند قضاوت اخلاقی، عدالت، یا زیباییشناسی. الگوریتمها در این زمینهها نه فقط ابزار، بلکه رقیب معناشناختی انسان میشوند. در این وضعیت، انسان با موجودیتی مواجه است که نه میتوان آن را بهتمامی درک کرد، نه بهطور کامل کنترل. «تقابل شناختی» بهویژه در مواردی چون داوری خودکار، نظامهای پیشنهادگر محتوا، یا تحلیل رفتاری در پلتفرمهای آموزشی یا قضایی، بهوضوح قابل مشاهده است. این تقابل میتواند منجر به بحران اعتماد، احساس بیگانگی، و ازهمگسیختگی درک انسان از خود شود، چرا که مرجعیت شناختی در حال انتقال از انسان به ماشین است. در چنین شرایطی، سؤال اصلی دیگر صرفاً نحوهی استفاده از AI نیست، بلکه بازتعریف جایگاه انسان در نظم جدید شناختیست.


بخش دوم: فرصتهای هوش مصنوعی – پیشرفت یا استعمار دیجیتال؟

در نگاه نخست، هوش مصنوعی ابزاری بیبدیل برای پیشرفت تمدنیست:

  1. پزشکی دقیق:  ابزارهایی چون IBM Watson یا Google DeepMind در حال انقلابی در تشخیص زودهنگام بیماریها هستند. اما این انقلاب همزمان مالکیت دادههای زیستی انسان را نیز به شرکتهای فراملیتی واگذار میکند. پرسش مهم این است: چه کسی صاحب "داده زیستی" (Bio-Data)  است؟
  2. اقتصاد هوشمند؟ یا اقتصاد متمرکز؟ در حالی که شرکتهایی چون Amazon از AI برای بهینهسازی لجستیک بهره میبرند، کنترل کامل زنجیره تأمین جهانی توسط تعداد محدودی شرکت در حال وقوع است. (Zuboff, 2019) هوش مصنوعی در حال بازآرایی تمرکز ثروت و قدرت در مقیاسی بیسابقه است.
  3. آموزش شخصیسازیشده به نفع هوش مصنوعی:  اگرچه ابزارهایی چون Khan Academy یادگیری را شخصیسازی میکنند، اما منطق نهفته در آنها—بهینهسازی عملکرد آموزشی بر اساس معیارهای کمّی—ممکن است به زوال تفکر انتقادی منجر شود.
  4. محیط زیست:  پروژههایی مانند الگوریتم صرفهجویی انرژی Google DeepMind (2023) مؤثرند، اما باید از خود پرسید آیا AI راهحل واقعی بحرانهای زیستمحیطی است یا صرفاً تسکینی برای ادامهی وضع موجود؟ یا حتی بدتر سرپوشی برای بهره برداری و بهره کشی هوشمندانه تر از منابع زیست محیطی؟!

بخش سوم: تهدیدات همزیستی - استعمار الگوریتمی و بحران اخلاق

  1. بیکاری ساختاری:  بر خلاف انقلابهای صنعتی پیشین، هوش مصنوعی نه صرفاً جایگزین نیروی کار جسمی، بلکه رقیب توان شناختی انسان است. گزارش WEF (2023) نشان میدهد تا سال 2030، نه تنها مشاغل عمومی و تکرار پذیر، بلکه حتی مشاغل تحلیلی، خلاقانه و هنری، حقوقی و پزشکی نیز در خطر جدی جایگزینی هستند.
  2. بازتولید تبعیض:  الگوریتمها نهفقط سوگیریهای موجود را بازتولید میکنند بلکه آنها را نهادینه و تقویت نیز میکنند. کتاب: الگوریتمهای ستم Algorithms of Oppression   اثر: سافیا نوبل Safiya Nobl، نشان میدهد چگونه موتورهای جستوجو تبعیض نژادی را بازتولید میکنند (Noble, 2018).
  3. تهدید امنیتی ترکیبی:  در دنیای جدید، حمله سایبری به یک زیرساخت شهری توسط یک AI مستقل، صرفاً یک سناریوی تخیلی نیست. پروژههای نظامی مانند Project Maven نشان دادهاند که AI میتواند بهعنوان سلاح نیز عمل کند. ((Project Maven  (پروژه ماون) یک ابتکار نظامی پیشرفته توسط وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) است که از هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشینی (ML) برای تجزیه و تحلیل دادههای پهپادی و تصاویر ماهوارهای استفاده میکند. این پروژه نشان میدهد که چگونه فناوریهای هوش مصنوعی میتوانند در عملیاتهای نظامی بهکار گرفته شوند و حتی به عنوان سلاح مورد استفاده قرار بگیرند. ))
  4. نقض حریم خصوصی در مقیاس فراگیر:  ChatGPT و سایر ابزارهای مشابه، از دادههای عظیم کاربران برای آموزش خود بهره میگیرند. این چرخه باعث خلق «الگوریتمهای خودتعلیمدیده» میشود که نظارتناپذیر و غیرقابل مهار هستند (Zuboff, 2019).

بخش چهارم: چالشها – از عدم شفافیت تا بحران مشروعیت

  1. اخلاق در سایهٔ پیچیدگی: پیچیدگی تصمیمگیری AI، مفهوم مسئولیت را دچار بحران کرده است. در تصادف خودروی خودران، مقصر کیست؟ طراح الگوریتم؟ استفادهکننده؟ یا الگوریتم خودمختار؟
  2. شکاف دیجیتال و استعمار هوش مصنوعی:  پروژههای  OpenAI،Google  و xAI عمدتاً در غرب توسعه مییابند، اما اثرات جهانی دارند. آیا ملتهای جنوب جهانی صرفاً مصرفکننده خواهند ماند؟ یا قربانی استخراج داده و "مواد خام شناختی" (Cognitive Raw Materials) خواهند شد؟
  3. بحران اعتماد: با گسترش دیپ فیکها مردمی که درک دقیقی از AI ندارند و امروز به سوی آن حمله ور هستند دچار بحران باور یا بحران اعتماد به محتوا خواهند شد.
  4. مرگ شفافیت:  الگوریتمهای یادگیری عمیق (Deep Learning) نهفقط غیرقابل فهم بلکه غیرقابل پیشبینی نیز هستند. این «جعبه سیاه» تهدیدی علیه اصل شفافیت در تصمیمگیریهای عمومیست.

بخش پنجم: راهکارهای پیشنهادی – آیا هنوز میتوان کنشگری کرد؟

  1. اخلاق الگوریتمی جهانی و الزامی:  تدوین اصول الزامآور جهانی فراتر از توصیهنامهها. شاید قانون AI اتحادیه اروپا (AI Act, 2024) گامی مهم بود، اما کافی نیست مگر با حمایت نهادهای بینالمللی و مشارکت فعال کشورهای دیگر، چرا که قطعا در این اصول ارزش های غربی و محافظت از آنها مد نظر بوده است.
  2. آموزش انتقادی، نه صرفاً فنی:  آموزش عمومی باید نهفقط بر مهارتهای فنی بلکه بر سواد الگوریتمی، فلسفه فناوری و قدرت دیجیتال متمرکز شود.
  3. دسترسی برابر به زیرساختها و دادهها:  باید مدلهای باز (Open Source) و مشارکتی در AI توسعه یابد تا همه کشورها حق مشارکت در توسعه و هدایت این فناوری را داشته باشند.
  4. سازمان های مردم نهاد و عدم کار کرد نهادهای نظارتی جهانی:  سازمان ملل و سازمان های جهانی اساسا تحت سیطره قدرت های بزرگ مادی جهان هستند، پس قوانین شان راحلی برای کشورهای مستقل نخواهد بود، باید کشورهای مستقل برای حمایت از  هویت فرهنگی و دینی و ملی شان هوش مصنوعی را در قالب های مختلف مورد پایش منظم قرار دهند و از ابزارهای حقوقی و فرهنگی تا نظامی و بخش های مردمی مستقل و دینی بهره ببرند. یعنی باید تمام فعالیت های هوش مصنوعی زیر ذره بین های تمام ارکان حاکمیتی باشد. البته قوانین جامع و نظارت جامع بر روند تمام این فعالیت ها باید تحت اختیار یک سازمان قدرتمند باشد، اما این سازمان و ساختارش باید طوری باشد که دچار خودکامگی و انحصار و  تمامیت خواهی تکنولوژیک نشود. این بخش کار واقعا حرکت در لبه تیغ است.

بخش ششم: نمونههای پیچیده و پارادوکسیکال همزیستی

Grok  ساختهی xAI مثالی از ترکیب تحلیل داده با شهود انسانمحور است. اما در عین حال، این ابزار میتواند به الگوریتمی برای فیلتر و قالببندی تفکر عمومی تبدیل شود. این دوگانگی در بیشتر ابزارهای هوش مصنوعی مشاهده میشود: Google Translate  میتواند تسهیلکننده گفتوگو باشد، اما در عین حال حامل ارزشهای زبانی و فرهنگی خاص نیز هست، و البته دیتای عظیمی که از زبانها مختلف دریافت کرده به عنوان خوراکی انبوه، از داده ها، برای توسعه الگوریتم های زبانی اش بهره گرفته است.


نتیجهگیری

هوش مصنوعی نهتنها واقعیتی فناورانه، بلکه نیرویی ایدئولوژیک و قدرتمند در بازتعریف هستی انسان است. همانگونه که ایزاک آسیموف اشاره کرده بود، کنترل و هدایت هوش مصنوعی نیازمند اخلاق، آگاهی، و نظارت است. اما اکنون زمان آن فرارسیده است که از «همزیستی منفعل» عبور کنیم و بهسمت «بازآفرینی نقش انسان» در اکوسیستم شناختی جدید حرکت کنیم. آینده به ما تعلق دارد، تنها اگر بتوانیم قواعد بازی را به نفع انسان بازنویسی کنیم.

ما ابزارهایی میسازیم و سپس آنها ما را بازتعریف میکنند.     Marshall McLuhan

سهیل سلیمی


منابع:

•          Asimov, I. (1950). I, Robot. Gnome Press.

•          Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.

•          McCarthy, J. (1956). The Dartmouth Conference Proposal. Dartmouth College.

•          Musk, E. (2018). Interview with Axios on HBO.

•          Minsky, M. (1986). The Society of Mind. Simon & Schuster.

•          IBM. (2023). Watson Health Annual Report.

•          Amazon. (2020). Facial Recognition Technology Report.

•          Amazon. (2024). Logistics Optimization Report.

•          OECD. (2023). Future of Work Report.

•          Cybersecurity Ventures. (2022). AI in Cybercrime Report.

•          Reuters. (2023). Italy’s ChatGPT Ban.

•          UNESCO. (2024). AI Development in Africa Report.

•          Gallup. (2023). Public Perception of AI Survey.

•          MIT Technology Review. (2023). DeepFake Technology Analysis.

•          European Commission. (2024). AI Act Legislation.

•          Coursera. (2024). AI Education Impact Report.

•          UN. (2023). AI Governance Committee Report.

  • Bryson, J. (2018). The Artificial Intelligence of the Ethics of Artificial Intelligence: An Introductory Overview for Law and Regulation. SSRN.
  • Noble, S. U. (2018). Algorithms of Oppression: How Search Engines Reinforce Racism. NYU Press.
  • Zuboff, S. (2019). The Age of Surveillance Capitalism. PublicAffairs.
  • World Economic Forum. (2023). Future of Jobs Report.


آیا صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، FATF، CFT و کنوانسیون پالرمو اقتصاد ایران را به نابودی می‌کشانند؟

خودکشی اقتصادی

ارائهدهنده: سهیل سلیمی / مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران / پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی و استراتژیگ فرهنگی / عضو هیئت مستشاری اندیشکده یقین / نویسنده، کارگردان مستندساز و فیلمساز

مقدمه

در دهه‌های اخیر، نهادهای بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول (IMF)، بانک جهانی (World Bank)، و گروه ویژه اقدام مالی (FATF) به همراه کنوانسیون‌هایی مانند پالرمو و CFT به عنوان ابزارهای تنظیم‌کننده اقتصاد جهانی مطرح شده‌اند. این نهادها و کنوانسیون‌ها، ظاهرا! با هدف ایجاد شفافیت مالی، مبارزه با جرایم سازمان‌یافته، و ارتقای همکاری اقتصادی بین‌المللی فعالیت می‌کنند. با این حال، در مورد ایران، این نهادها و تعهدات بین‌المللی به دلیل شرایط خاص سیاسی و اقتصادی این کشور، از جمله تحریم‌های گسترده، موضوع بحث‌های داغ و انتقادات شدیدی بوده است. این تحلیل به بررسی این ادعا می‌پردازد که آیا این نهادها و کنوانسیون‌ها می‌توانند اقتصاد ایران را به نابودی بکشانند یا خیر.

۱. صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی: ابزارهای نفوذ اقتصادی یا فرصت‌های توسعه؟

صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی به عنوان نهادهایی که وام و کمک‌های فنی ارائه می‌دهند، اغلب با شرط اصلاحات ساختاری اقتصادی (Structural Adjustment Programs) عمل می‌کنند. این اصلاحات ممکن است شامل کاهش یارانه‌ها، خصوصی‌سازی، و آزادسازی بازارها باشد که در بسیاری از کشورها منجر به افزایش نابرابری و فشار بر اقشار کم‌درآمد شده است. در مورد ایران، این نهادها به دلیل تحریم‌های آمریکا و نفوذ این کشور در ساختار تصمیم‌گیری آن‌ها (به‌ویژه با حق وتوی آمریکا در IMF) به ابزاری برای فشار بر اقتصاد ایران تبدیل شده‌اند.

برای مثال، دریافت وام از IMF یا بانک جهانی قطعا می‌تواند ایران را ملزم به ارائه اطلاعات اقتصادی حساس و پذیرش سیاست‌هایی کند که با منافع ملی همخوانی ندارند. این سیاست‌ها بی تردید به تضعیف استقلال اقتصادی ایران منجر میشوند، به‌ویژه در شرایطی که تحریم‌ها دسترسی به منابع ارزی را محدود کرده‌اند. در واقع این نهادها سرابی نشان میدهند که اقتصاد تشنه ی ایران را به آن سمت بکشانند و در نهایت فروپاشی اقتصاد را تسریع نمایند.

۲. FATF و کنوانسیون‌های پالرمو و CFT: شفافیت یا خودتحریمی؟

اف ای تی اف  با ارائه ۴۰ توصیه برای مبارزه با پول‌شویی و ۹ توصیه برای مقابله با تأمین مالی تروریسم، کشورها را ملزم به شفافیت مالی و همکاری بین‌المللی می‌کند. کنوانسیون‌های پالرمو و سی اف تی نیز به ترتیب بر جرم‌انگاری جرایم سازمان‌یافته و تأمین مالی تروریسم تمرکز دارند. ایران از سال ۲۰۲۰ به دلیل عدم تصویب این کنوانسیون‌ها در لیست سیاه اف ای تی اف قرار گرفته که تبعاتی  مانند قطع ارتباطات بانکی بین‌المللی، افزایش هزینه‌های مبادلات مالی، و کاهش اعتبار بین‌المللی را به دنبال داشته است.  پذیرش این کنوانسیون‌ها به معنای افشای اطلاعات حساس مالی ایران و محدود کردن توانایی این کشور برای دور زدن تحریم‌هاست. به عنوان مثال، الزام به شفافیت تراکنش‌های مالی ممکن است فعالیت‌های مالی نهادهایی مانند سپاه پاسداران یا گروه‌های مورد حمایت ایران (مانند حزب‌الله) را که در لیست تحریم‌های غربی قرار دارند، مختل کند. همچنین، تعریف متفاوت ایران و کشورهای غربی از "تروریسم"  منجر به سوءاستفاده از این کنوانسیون‌ها برای فشار بر ایران شده است. در شرایطی که غرب تمام قد علیه ایران، انواع جنگ های نظامی، فرهنگی، شناختی، اقتصادی و... را رقم زده است، پر واضح است که این شفافیت می‌تواند به ابزاری برای شناسایی و مسدود کردن کامل مسیرهای مالی ایران تبدیل شود. پس پذیرش چنین استعماری یعنی خود تحریمی و خودکشی اقتصادی!

۳. پیامدهای اقتصادی و سیاسی

الف) تضعیف استقلال اقتصادی: پذیرش الزامات این نهادها و کنوانسیون‌ها می‌تواند ایران را به سمت همسویی با استانداردهای غربی سوق دهد که با منافع ملی ایران در تضاد هستند.

ب) افزایش فشار تحریم‌ها: قرار گرفتن ایران در لیست سیاه FATF به تحریم‌های آمریکا مشروعیت بین‌المللی می‌بخشد و حتی کشورهای غیرمتخاصم را از همکاری مالی با ایران بازمی‌دارد.

ج) محدودیت در دور زدن تحریم‌ها: شفافیت مالی مورد تأکید FATF و کنوانسیون‌ها، توانایی ایران برای استفاده از روش‌های غیررسمی در تجارت بین‌المللی (مانند فعالیت‌های پوششی) را کاملا نابود می کند. این محدودیت در شرایط تحریم‌های شدید فعلی، به قطع و نه کاهش منابع ارزی و نابودی اقتصاد منجر می‌شود.

د) مزایای احتمالی همکاری: پذیرش این استانداردها می‌تواند به عادی‌سازی روابط مالی ایران با جهان و کاهش ریسک‌های اقتصادی در کوتاه مدت کمک کند. با این حال، این مزایا در شرایط تحریم‌های گسترده آمریکا و کنترل صد درصدی آمریکا بر این نهادها به سلطه غرب، منجر خواهد شد. و بعد از دستیابی به تمام اطلاعات مورد نیازش برای نابود کردن اقتصاد ایران، بلافاصله هم عادی سازی مقطعی را نیز از بین خواهد برد و بلافاصله با مسدودسازی گسترده ی دارای خای ایران تمام آنچه که ممکن است داده باشد و حتی صدها برابر بیشتر را پس خواهد گرفت.

نتیجه: از آنجا که این ترفندها تیغی دولبه هستند پذیرش و عدم پذیرش آنها اقتصاد ایران را نابود می کند و اینجاست که اهمیت اقتصاد مقاومتی و مقاوم سازی اقتصاد و رویکرد درون گرا در اقتصاد اهمیت می یابد که همواره مورد غفلت واقع شده است. این همان دو گانه دفاع یا تسلیم است. اقتصاد مقاوم و مدافع ایران یا اقتصاد تسلیم و نابود شده ای که با پذیرش این قواعد استعماری برده وار باید به خواسته های دشمن تن در دهد.

تعریف مفاهیم: (تمام این نهادها و قواعد زیر نظر آمریکایی‌ها تهیه ، تدوین و اعمال می‌شوند.)

  1. صندوق بین‌المللی پول (International Monetary Fund - IMF):
    صندوق بین‌المللی پول یک سازمان بین‌المللی است که در سال ۱۹۴۴ در کنفرانس برتون وودز تأسیس شد. هدف اصلی آن ارتقای همکاری مالی بین‌المللی، تثبیت نرخ‌های ارز، تسهیل تجارت جهانی، و کمک به کشورهای عضو برای مدیریت کسری تراز پرداخت‌ها است. این نهاد از طریق ارائه وام و مشاوره اقتصادی به کشورهای عضو، بر سیاست‌های اقتصادی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.
  2. بانک جهانی (World Bank):
    بانک جهانی مجموعه‌ای از دو نهاد اصلی (بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه و انجمن توسعه بین‌المللی) است که با هدف کاهش فقر و حمایت از توسعه اقتصادی از طریق ارائه وام و کمک‌های فنی به کشورهای در حال توسعه فعالیت می‌کند. این نهاد اغلب پروژه‌های زیرساختی و توسعه‌ای را تأمین مالی می‌کند.
  3. گروه ویژه اقدام مالی (Financial Action Task Force - FATF):
    FATF
    یک سازمان بین‌دولتی است که در سال ۱۹۸۹ توسط گروه G7 تأسیس شد. هدف آن تدوین استانداردهای جهانی برای مبارزه با پول‌شویی (Money Laundering) و تأمین مالی تروریسم (Terrorism Financing) است. این سازمان توصیه‌هایی ارائه می‌دهد که کشورهای عضو باید در قوانین داخلی خود اجرا کنند. عدم رعایت این استانداردها می‌تواند منجر به قرار گرفتن در لیست سیاه FATF شود که تبعات اقتصادی سنگینی دارد.
  4. کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم (Counter-Terrorism Financing - CFT):
    CFT
    کنوانسیونی بین‌المللی است که در سال ۱۹۹۹ توسط سازمان ملل متحد به تصویب رسید. این کنوانسیون کشورها را ملزم می‌کند تا اقداماتی برای جلوگیری از تأمین مالی فعالیت‌های تروریستی انجام دهند، از جمله جرم‌انگاری تأمین مالی تروریسم و ایجاد سیستم‌های نظارتی بر تراکنش‌های مالی.
  5. کنوانسیون پالرمو (Palermo Convention):
    کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرایم سازمان‌یافته فراملی در سال ۲۰۰۰ در پالرمو، ایتالیا به تصویب رسید. این کنوانسیون کشورها را به جرم‌انگاری فعالیت‌هایی مانند پول‌شویی، فساد مالی، و مشارکت در گروه‌های مجرمانه سازمان‌یافته ملزم می‌کند و همکاری بین‌المللی در این زمینه را تقویت می‌کند
    .

سایبرنتیک و هوش مصنوعی: مسئله این است؛ برده یا ارباب!

The Machine is a Great Slave But a Bad Master. Norbert Wiener

نوربرت وینر در کتاب سایبرنتیک می نویسند:
ماشین بنده ای عالی ست اما اربابی بد! در این متن به این نگاه وینر می پردازم که در آینده ای نزدیک به چالشی میان انسان و ماشین بدل خواهد شد.

سایبرنتیک و هوش مصنوعی: ماشین، بنده‌ای عالی‌ست اما اربابی بد !

ارائه دهند: سهیل سلیمی   (مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران)

مقدمه

سایبرنتیک، به‌عنوان دانش کنترل و اعمال قدرت در انسان و ماشین، علمی میان‌رشته‌ای است که به مطالعه‌ی مکانیزم‌های تنظیم، بازخورد، و ارتباطات در سیستم‌های زیستی و مصنوعی می‌پردازد. این رشته، که توسط نوربرت وینر در دهه‌ی 1940 پایه‌گذاری شد، از واژه‌ی یونانی "kybernetes" به معنای «هدایت‌گر» یا «فرماندار» گرفته شده و بر چگونگی مدیریت و هدایت سیستم‌ها تمرکز دارد. سایبرنتیک به ما امکان می‌دهد تا تعادل و هماهنگی بین اجزای یک سیستم، چه انسانی و چه ماشینی، را درک کرده و از آن برای بهبود عملکرد استفاده کنیم.

هوش مصنوعی (AI)، در عین حال، شاخه‌ای از علوم کامپیوتر است که به خلق سیستم‌هایی اختصاص دارد که قادر به انجام وظایف شناختی مانند یادگیری، استدلال، حل مسئله، و تصمیم‌گیری هستند، وظایفی که به‌طور سنتی به هوش انسانی نسبت داده می‌شوند. هوش مصنوعی از اصول سایبرنتیک، به‌ویژه مفاهیم بازخورد و خودتنظیمی، برای توسعه‌ی الگوریتم‌هایی بهره می‌برد که می‌توانند از داده‌ها یاد بگیرند و به‌صورت خودکار عملکرد خود را بهبود بخشند. این فناوری، از تشخیص الگوهای پیچیده در داده‌ها تا خودمختاری در سیستم‌های پیشرفته، کاربردهای گسترده‌ای دارد.

نوربرت وینر، بنیان‌گذار سایبرنتیک، در جمله‌ی معروف خود اظهار داشت: «ماشین، بنده‌ای عالی‌ست اما اربابی بد.» این جمله نه‌تنها به نقش دوگانه‌ی فناوری در خدمت‌رسانی و سلطه اشاره دارد، بلکه چارچوبی فلسفی و عملی برای درک تعامل انسان و ماشین ارائه می‌دهد. این پژوهش به بررسی ارتباط سایبرنتیک و هوش مصنوعی، نقش ماشین به‌عنوان ابزار خدمت‌رسان، و خطرات بالقوه‌ی تبدیل آن به ارباب می‌پردازد.

سایبرنتیک: چارچوبی برای فهم سیستم‌های کنترلی

سایبرنتیک، با تمرکز بر کنترل و اعمال قدرت، اصول مشترکی بین سیستم‌های زیستی (مانند مغز انسان) و سیستم‌های مصنوعی (مانند ماشین‌های محاسباتی) ایجاد کرد. این علم بر مفاهیمی چون بازخورد (Feedback)، خودتنظیمی (Self-regulation)، و ارتباط بین اجزای یک سیستم تأکید دارد. برای مثال، مکانیزم بازخورد منفی در سایبرنتیک به سیستم‌ها اجازه می‌دهد تا با تنظیم خودکار، به حالت تعادل برسند. این مفهوم بعدها به یکی از پایه‌های توسعه‌ی هوش مصنوعی تبدیل شد.

هوش مصنوعی: از ابزار سایبرنتیک تا ماشین‌های خودمختار

هوش مصنوعی، با بهره‌گیری از اصول سایبرنتیک، سیستم‌هایی خلق کرده که قادر به انجام وظایف پیچیده هستند. شبکه‌های عصبی مصنوعی و الگوریتم‌های یادگیری عمیق، که از داده‌های عظیم برای بهبود عملکرد خود استفاده می‌کنند، نمونه‌هایی از این پیشرفت‌ها هستند. با این حال، پیشرفت هوش مصنوعی چالش‌هایی را نیز به همراه داشته است. جمله‌ی وینر به ما هشدار می‌دهد که اگرچه ماشین‌ها می‌توانند بندگان کارآمدی باشند، اما بدون کنترل مناسب، ممکن است به اربابانی تبدیل شوند که تصمیم‌گیری‌های انسان را تحت‌الشعاع قرار دهند. برای مثال، سیستم‌های هوش مصنوعی خودمختار در حوزه‌هایی مانند خودروهای خودران یا سیستم‌های مالی می‌توانند بدون نظارت کافی، به نتایج غیرمنتظره یا حتی خطرناک منجر شوند.

ماشین به‌عنوان بنده: کاربردهای سایبرنتیک و هوش مصنوعی

ماشین‌ها، هنگامی که به‌عنوان ابزار تحت کنترل انسان عمل می‌کنند، قابلیت‌های بی‌نظیری ارائه می‌دهند. در حوزه‌ی پزشکی، الگوریتم‌های هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های تصویربرداری، تشخیص بیماری‌هایی مانند سرطان را با دقتی بالاتر از پزشکان انسانی انجام می‌دهند. در صنعت، سیستم‌های سایبرنتیک با استفاده از بازخورد و خودتنظیمی، فرآیندهای تولید را بهینه‌سازی کرده و هزینه‌ها را کاهش داده‌اند. این کاربردها نشان‌دهنده‌ی نقش ماشین به‌عنوان «بنده‌ای عالی» هستند که در خدمت اهداف انسانی عمل می‌کند.

خطر تبدیل ماشین به ارباب

با وجود مزایای فراوان، پیشرفت سریع هوش مصنوعی و پیچیدگی روزافزون سیستم‌های سایبرنتیک خطراتی را نیز به همراه دارد. یکی از نگرانی‌های اصلی، کاهش کنترل انسانی بر سیستم‌های خودمختار است. برای مثال، الگوریتم‌های یادگیری ماشین که در شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌شوند، می‌توانند با تقویت محتوای جنجالی یا اطلاعات نادرست، به‌صورت غیرمستقیم رفتارهای اجتماعی را هدایت کنند. این پدیده نشان‌دهنده‌ی تبدیل شدن ماشین از یک ابزار خدمت‌رسان به نیرویی است که می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های انسانی تأثیر منفی بگذارد.

علاوه بر این، مسائل اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی، مانند سوگیری در الگوریتم‌ها یا فقدان شفافیت در تصمیم‌گیری‌های سیستم‌های خودمختار، چالش‌هایی هستند که نیاز به نظارت دقیق دارند. وینر در آثار خود بر اهمیت حفظ کنترل انسانی بر ماشین‌ها تأکید کرده و هشدار داده بود که عدم توجه به این موضوع می‌تواند به سلطه‌ی ماشین‌ها منجر شود.

راهکارها: حفظ تعادل بین انسان و ماشین

برای جلوگیری از تبدیل ماشین به ارباب، رویکردهای زیر پیشنهاد می‌شود:

  1. نظارت انسانی: طراحی سیستم‌های هوش مصنوعی باید به‌گونه‌ای باشد که امکان دخالت و نظارت انسانی در تصمیم‌گیری‌های حیاتی حفظ شود.
  2. شفافیت و پاسخگویی: الگوریتم‌های هوش مصنوعی باید قابل‌تفسیر باشند تا کاربران بتوانند دلایل تصمیم‌گیری‌های آنها را درک کنند.
  3. آموزش و آگاهی: توسعه‌دهندگان و کاربران باید از اصول سایبرنتیک و محدودیت‌های هوش مصنوعی آگاه باشند تا از کاربردهای نادرست جلوگیری شود.
  4. قوانین و مقررات: تدوین چارچوب‌های قانونی برای استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند از سوءاستفاده‌های احتمالی جلوگیری کند.

نتیجه‌گیری

جمله‌ی نوربرت وینر نه‌تنها یک هشدار فلسفی، بلکه یک راهنمای عملی برای توسعه و استفاده از فناوری‌های سایبرنتیک و هوش مصنوعی است. سایبرنتیک، به‌عنوان دانش کنترل و اعمال قدرت در انسان و ماشین، چارچوبی برای درک تعاملات پیچیده‌ی این دو ارائه می‌دهد، در حالی که هوش مصنوعی ابزارهایی قدرتمند برای حل مسائل پیچیده فراهم می‌کند. با این حال، برای بهره‌برداری از مزایای این فناوری‌ها و جلوگیری از خطرات آنها، باید تعادل بین کنترل انسانی و خودمختاری ماشین حفظ شود. ماشین‌ها باید به‌عنوان بندگان انسان باقی بمانند، نه اربابانی که بر او مسلط شوند. سهیل سلیمی

منابع

  1. Wiener, N. (1948). Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press.
  2. Russell, S., & Norvig, P. (2020). Artificial Intelligence: A Modern Approach. Pearson.
  3. Ashby, W. R. (1956). An Introduction to Cybernetics. Chapman & Hall.

خلاصه کتاب قدرت رایانه و عقل انسانی – از قضاوت تا محاسبه

خلاصه کتاب: قدرت رایانه و عقل انسانی – از قضاوت تا محاسبه

نویسنده: سهیل سلیمی – پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی / مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه فضای سایبر دانشگاه تهران / نویسنده و فیلمساز


مقدمه تحلیلی

در عصر انفجار محاسبات و رشد افسارگسیخته هوش مصنوعی، تمایز میان «محاسبه» و «قضاوت» به یکی از بنیادین‌ترین خطوط گسل در اندیشه فلسفی و تکنولوژیک معاصر بدل شده است. کتاب "قدرت رایانه و عقل انسانی: از قضاوت تا محاسبه" نوشته ژوزف وایزنباوم (Joseph Weizenbaum)، که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد، یکی از نخستین و عمیق‌ترین تلاش‌ها برای ترسیم این خط تمایز است. وایزنباوم، برخلاف بسیاری از پیش‌کسوتان علم رایانه، نگاهی انتقادی به توانایی‌های فزاینده رایانه‌ها دارد و نسبت به واگذاری مسئولیت‌های انسانی به سامانه‌های محاسباتی هشدار می‌دهد.

او که خود خالق برنامه معروف ELIZA در دهه ۱۹۶۰ بود، در این اثر با صراحت اعلام می‌کند که انسان نه‌تنها نباید مسئولیت قضاوت اخلاقی را به رایانه‌ها واگذارد، بلکه اساساً این واگذاری از بنیان فاقد مشروعیت اخلاقی، هستی‌شناختی و معرفتی است. کتاب او نه یک متن فنی صرف، بلکه مانیفستی است اخلاقی–فلسفی علیه «تمامیت‌خواهی تکنیکی» که در آن علم رایانه در پی بلعیدن مفاهیم انسانی چون فهم، مسئولیت، معنا و خرد است. این نوشتار تلاش می‌کند ضمن ارائه خلاصه‌ای دقیق و ساخت‌یافته از محتوای کتاب، تحلیل انتقادی‌ای از نسبت میان آینده هوش مصنوعی و خطرهای ناشی از آن در پرتو اندیشه‌های وایزنباوم به دست دهد.


خلاصه فصل به فصل کتاب

فصل ۱: ابزارها و انسان (Tools and Human Beings)

در نخستین فصل، وایزنباوم به نسبت بنیادین انسان و ابزار می‌پردازد. او با الهام از سنت‌های پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، بر این نکته تأکید می‌کند که ابزار صرفاً امتداد دست انسان نیست، بلکه شیوه‌ای است که انسان به واسطه آن جهان را تجربه می‌کند. وایزنباوم هشدار می‌دهد که هرگاه ابزار، خصوصاً ابزارهای محاسباتی، تبدیل به واسطه اصلی در فهم و تفسیر واقعیت شوند، انسان در خطر بیگانگی با جهان و با خویشتن خویش قرار می‌گیرد. او استدلال می‌کند که فناوری‌های دیجیتال می‌توانند انسان را از مسئولیت اخلاقی و قضاوت شخصی تهی کنند، اگر تنها به کارایی و سودمندی آن‌ها اتکا شود.

فصل ۲: قدرت رایانه (The Power of the Computer)

در این فصل، نویسنده به توضیح قدرت فنی رایانه‌ها در انجام محاسبات پیچیده می‌پردازد اما به سرعت از تأکید صرف بر قدرت عددی فاصله می‌گیرد و می‌گوید: قدرت رایانه، قدرتی از سنخ درک، نیت، یا مسئولیت‌پذیری نیست. وایزنباوم اشاره می‌کند که جامعه علمی و حتی عموم مردم به سادگی در دام «ابهت عددی» می‌افتند و هر آن‌چه خروجی سیستم محاسباتی باشد را دارای ارزش معرفتی و حتی اخلاقی تلقی می‌کنند. این همان خطری است که او با واژه‌هایی چون "محاسبه‌زدگی" (calculative thinking) توصیف می‌کند.

فصل ۳: تصمیم‌گیری و انتخاب (Decision and Choice)

در این فصل، تمایزی کلیدی میان «تصمیم‌گیری» به‌مثابه خروجی فرایندهای الگوریتمیک، و «انتخاب» به‌مثابه کنش اخلاقی آگاهانه مطرح می‌شود. وایزنباوم می‌نویسد که انتخاب انسانی همواره با ارزش‌گذاری، پیش‌فرض‌های فرهنگی، مسئولیت و پاسخ‌گویی گره خورده است. در حالی که ماشین‌ها، حتی در پیچیده‌ترین اشکال یادگیری ماشین، صرفاً گزینه‌ای را براساس داده‌های ورودی بهینه می‌کنند، انسان‌ها قادر به شک‌کردن، پرسیدن و رد کلیت یک نظام هستند.

فصل ۴: پروژه الایزا (ELIZA)

اینجا وایزنباوم از تجربه شخصی‌اش در ساخت برنامه گفت‌وگوی ELIZA پرده‌برداری می‌کند؛ برنامه‌ای که قرار بود نمایشی از تعامل زبانی باشد، اما به سرعت تبدیل شد به پروژه‌ای که مردم با آن رابطه عاطفی برقرار کردند. وایزنباوم از شگفتی‌اش نسبت به کاربران می‌گوید که چگونه باور داشتند با یک موجود هوشمند در تعامل‌اند. از نظر او، این واکنش‌ها نه به هوش ELIZA بلکه به اسقاط عقلانی جامعه‌ای بازمی‌گردد که معیارهای تشخیص میان ظاهر و باطن، اصالت و سطحی‌نگری را از دست داده است. او می‌نویسد: «حتی دانشمندان هم مرز خیال و واقعیت را گم کرده‌اند.»

فصل ۵: اعتماد به فناوری و زوال ارزش‌ها (Trust in Technology and the Decline of Values)

وایزنباوم در این فصل وارد مباحث اخلاقی‌تر می‌شود. او معتقد است که استفاده گسترده از رایانه‌ها در تصمیم‌گیری‌های کلان – از پزشکی گرفته تا سیاست و اقتصاد – ممکن است جامعه را از قابلیت‌های بنیادین اخلاقی‌اش محروم کند. وقتی الگوریتم‌ها به قاضی، پزشک، معلم و مشاور تبدیل می‌شوند، نقش همدلی، اخلاق موقعیتی و درک زمینه‌ای به حاشیه می‌رود. این نوع اتوماسیون، او می‌گوید، همان چیزی است که «مرگ تدریجی قضاوت انسانی» را رقم خواهد زد.

فصل ۶: اخلاق و تکنولوژی (Ethics and Technology)

در این فصل، وایزنباوم از نیاز به اخلاق تکنولوژی‌محور سخن می‌گوید. او استدلال می‌کند که توسعه فناوری بدون گفت‌وگوهای اخلاقی و فرهنگی، منجر به شکل‌گیری یک ساختار تکنوکراتیک اقتدارگرا خواهد شد. وایزنباوم نقش روشنفکران، دانشمندان و فلاسفه را حیاتی می‌داند و بر این نکته پای می‌فشرد که علم، به‌ویژه علوم رایانه، باید از «خودبسندگی معرفتی» دست کشیده و به سمت گفت‌وگو با حوزه‌های انسانی‌تر میل کند.

فصل ۷: چشم‌انداز آینده هوش مصنوعی (AI and the Future of Humanity)

آخرین فصل کتاب، اوج هشدارهای وایزنباوم است. او می‌گوید فناوری، اگر به تنهایی و بدون ملاحظات اخلاقی رشد کند، به جایی می‌رسد که نه‌تنها انسان را بازتولید نمی‌کند، بلکه او را از درون تهی می‌سازد. او با پیش‌بینی ظهور سیستم‌هایی که تصمیم‌گیری‌های اخلاقی را برعهده خواهند گرفت، نسبت به ازبین‌رفتن توانایی انسان برای قضاوت، تردید و همدلی هشدار می‌دهد. به باور او، جامعه‌ای که به ماشین‌ها اعتماد مطلق دارد، در نهایت به اسارت ابزار خود درمی‌آید.


جملات کلیدی کتاب (با ترجمه)

  • "The computer programmer is a creator of universes for which he alone is the lawgiver. No playwright, no stage director, no emperor, however powerful, has ever exercised such absolute authority." ​«برنامه‌نویس رایانه، خالق جهانی است که در آن تنها او قانون‌گذار است. هیچ نمایشنامه‌نویس، کارگردان یا امپراتوری، هرچقدر هم قدرتمند، هرگز چنین اختیاری نداشته است.»

  • "Man is not a machine... although man most certainly processes information, he does not necessarily process it in the way computers do." ​«انسان ماشین نیست... اگرچه انسان اطلاعات را پردازش می‌کند، اما لزوماً به شیوه‌ای که رایانه‌ها انجام می‌دهند، این کار را نمی‌کند.»

  • "The salvation of the world depends only on the individual whose world it is. Every individual must act as if the whole future of the world depends on him." ​«نجات جهان تنها به فردی بستگی دارد که جهان اوست. هر فرد باید طوری عمل کند که گویی آینده کل جهان به او بستگی دارد.»

  • "No other organism, and certainly no computer, can be made to confront genuine human problems in human terms." ​«هیچ موجود زنده دیگری، و مطمئناً هیچ رایانه‌ای، نمی‌تواند با مسائل واقعی انسانی از منظر انسانی روبه‌رو شود.»

  • "To substitute a computer system for a human function that involves interpersonal respect is, in effect, to devalue the human capacity for empathy." ​«جایگزین کردن سامانه رایانه‌ای به جای یک کارکرد انسانی که احترام متقابل را در بر دارد، در اصل به معنای بی‌ارزش‌سازی توانایی انسانی برای همدلی است.»

  • "There are limits to what computers ought to be put to do, and we must be the ones who define those limits." ​«برای اینکه رایانه‌ها چه کارهایی را باید انجام دهند، محدودیت‌هایی وجود دارد و این ما هستیم که باید این حدود را تعریف کنیم.»

  • "The myth that computers can think serves as a convenient cover for the abdication of human responsibility." ​«افسانه‌ی اینکه رایانه‌ها می‌توانند بیندیشند، پوششی راحت برای کنار گذاشتن مسئولیت انسانی است.»

  • "Machines should not make decisions that affect human lives without human oversight." ​«ماشین‌ها نباید بدون نظارت انسانی، تصمیماتی بگیرند که بر زندگی انسان‌ها تأثیر می‌گذارد.»


 آینده هوش مصنوعی و مسئله تکینگی بر اساس دیدگاه‌های وایزنباوم

کتاب وایزنباوم نه‌تنها نقدی است بر وضعیت موجود، بلکه هشدارنامه‌ای است علیه آینده‌ای که در آن تکینگی هوش مصنوعی (Singularity) به‌عنوان یک آرمان تلقی می‌شود. وایزنباوم، برخلاف جریان‌های فناورانه‌ای که ظهور آگاهی ماشینی را محتمل و حتی مطلوب می‌دانند، بر این باور است که این تفکر نوعی «اُبژکتیویسم دیجیتال» است؛ تلاشی برای زدودن جایگاه انسان به‌عنوان کنشگر اخلاقی.

در پرتو کتاب وایزنباوم، مسئله تکینگی نه یک پیروزی تکنیکی، بلکه یک شکست تمدنی است؛ لحظه‌ای که در آن انسان قضاوت را واگذار می‌کند، مسئولیت را کنار می‌گذارد و اختیار را به ماشین می‌سپارد. ما امروز در برابر دو انتخاب قرار داریم: یا هوش مصنوعی را همچون ابزار ببینیم که باید در خدمت اخلاق انسانی باشد، یا اینکه بپذیریم تکنولوژی دیگر نه خادم، بلکه ارباب است. وایزنباوم با زبانی روشن هشدار می‌دهد: هیچ الگوریتمی نمی‌تواند جایگزین فضیلت شود.

اگر آینده‌ای بدون قضاوت انسانی را بپذیریم، آن‌گاه تکینگی نه یک جهش هوشمندانه، بلکه یک فروریزش اخلاقی است. کتاب او دعوتی است برای بازاندیشی، برای ایستادن در برابر اغوای قدرت دیجیتال، و برای بازگرداندن انسان به مرکز تصمیم‌گیری در جهانی که رو به محاسبه‌زدگی پیش می‌رود.

هوش مصنوعی در دو راهی انتخاب: جایی میان اخلاق، اولویت و سیستم‌های سایبرنتیکی

کوتاه پیرامون فلسفه ی اخلاق در هوش مصنوعی


هوش مصنوعی در دو راهی انتخاب: جایی میان اخلاق، اولویت و سیستم‌های سایبرنتیکی

مقدمه:

در عصر هوش مصنوعی، ما با پرسشی مواجه‌ایم که تا دیروز تنها در ساحت فلسفه، دین و اخلاق زیست می‌کرد: «چه کسی باید نجات یابد؟» این پرسش، وقتی رنگ و بوی واقعی به خود می‌گیرد که در یک وضعیت بحرانی ـ مثلاً سقوط یک خودرو حاوی پنج عضو یک خانواده به درون رودخانه‌ای یخ‌زده ـ روبات نجات‌گری مبتنی بر هوش مصنوعی، تنها توان نجات یک نفر را داشته باشد. کودک؟ مادر؟ سالخورده؟ یا آن که از نظر زیستی مقاوم‌تر است؟

آیا ماشین تصمیم خواهد گرفت؟ و اگر بله، با چه معیاری؟


۱. سایبرنتیک و بازآرایی مفهوم تصمیم

نخست باید به چیستی «تصمیم» در بستر سایبرنتیک نگاه کنیم. سایبرنتیک، به تعبیر نوربرت وینر، علم فرمان، کنترل و ارتباط در موجودات زنده و ماشین‌هاست. در این چارچوب، هر کنش، بازخوردی دارد؛ و هر تصمیم، حاصل شبکه‌ای از اطلاعات، وزن‌ها و حلقه‌های بازخوردی است.

در یک سیستم سایبرنتیکی، اولویت نه براساس «احساس» بلکه براساس الگوریتمی از ورودی‌ها و خروجی‌ها تعیین می‌شود. بنابراین روبات نجات‌گر، ممکن است تابعی از این جنس داشته باشد:

نجات کسی که کمترین انرژی برای نجاتش لازم است و بالاترین احتمال بقاء را دارد.

یا:

نجات فردی که در شبکه اطلاعاتی، دارای بیشترین ارزش اجتماعی یا ژنتیکی (بر اساس داده‌های آماری آموزش‌دیده) شناخته شده است.

در اینجا اخلاق، از درون شبکه تصمیم‌سازی به بیرون پرتاب می‌شود، مگر آن‌که اخلاق، خود به داده‌ای قابل ‌رمزگذاری تبدیل شده باشد.


۲. اخلاق به‌مثابه داده: آیا ممکن است؟

سؤال اساسی این است که آیا «اخلاق» را می‌توان به الگوریتم تبدیل کرد؟ اگر پاسخ منفی باشد، پس سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی هرگز اخلاقی تصمیم نخواهند گرفت، بلکه صرفاً بر اساس «اولویت‌هایی برنامه‌ریزی‌شده» عمل خواهند کرد.

اما اگر بپذیریم که می‌توان اخلاق را در قالب قواعدی فرمال و قابل ‌محاسبه فرموله کرد (نظیر اخلاق وظیفه‌گرای کانتی، یا اخلاق پیامدگرای بنتامی)، آنگاه شاید بتوان امید داشت که روبات نجات‌گر، تصمیمی «اخلاقی» بگیرد.

مثلاً، بر اساس اخلاق وظیفه‌گرا، نجات کودک به عنوان موجودی بی‌گناه و ناتوان، یک وظیفه اخلاقی بی‌قید و شرط است. اما در نگاه پیامدگرایانه، نجات مادر ممکن است توجیه‌پذیر باشد زیرا او می‌تواند فرزندان دیگر را در آینده تربیت کند.

در هر دو صورت، اخلاق دیگر حس یا الهام نیست، بلکه تابعی ریاضیاتی و سایبرنتیکی از اهداف سیستم است.


۳. احساسات: خطای سیستم یا سیگنالی فراتر از منطق؟

در انسان، احساسات نقش حیاتی در تصمیم‌گیری دارند. ما از روی شفقت، عشق، ترس، وفاداری یا اندوه تصمیم می‌گیریم؛ تصمیم‌هایی که اغلب در تضاد با منطق سرد هستند. سایبرنتیک در فرم کلاسیکش، احساس را اغلب به‌عنوان نویز یا اختلال در سیستم در نظر می‌گیرد، اما در نسخه‌های نوین و بینارشته‌ای، احساس به‌مثابه سیگنالی نرم برای تنظیم وزن‌های تصمیم دیده می‌شود.

هوش مصنوعی می‌تواند یاد بگیرد که احساسات را تقلید کند (همدل‌سازی)، اما نمی‌تواند واقعاً «احساس» داشته باشد. این تفاوت، در لحظه بحران، تعیین‌کننده است: روبات دچار تردید نمی‌شود، پشیمان نمی‌شود، و خاطره‌ای از آن لحظه در ضمیر ناخودآگاهش نمی‌سازد. این «نبود عذاب وجدان»، مزیت کارایی‌ست، اما خلأ اخلاقی را نیز آشکار می‌سازد.


۴. رسانه و بازنمایی انتخاب اخلاقی در هوش مصنوعی

در جهان امروز، رسانه‌ها نقش چشمگیری در شکل‌دادن به تصویر عمومی از هوش مصنوعی دارند. روایت‌هایی که از روبات‌های نجات‌گر در فیلم‌ها و داستان‌ها می‌بینیم، اغلب با ترس، تحسین یا پرسش همراه‌اند. رسانه با بازنمایی موقعیت‌های بحرانی، ما را با مسئله «انتخاب» در برابر چشم هوشمند و بی‌روح ماشین مواجه می‌کند. این بازنمایی‌ها نه‌تنها افکار عمومی، بلکه مسیر توسعه فناوری را نیز جهت می‌دهند. اگر جامعه بخواهد روبات نجات‌گر بر اساس «احساس» تصمیم بگیرد، توسعه‌دهندگان در پاسخ، احساس را شبیه‌سازی خواهند کرد.

اینجاست که «بازخورد رسانه‌ای» به بخشی از سیستم سایبرنتیکی توسعه فناوری تبدیل می‌شود.

در نهایت، باید بپذیریم که هوش مصنوعی، در وضعیت دو راهی اخلاقی، به گونه‌ای تصمیم خواهد گرفت که از پیش توسط ما ـ برنامه‌ریزان و طراحان ـ درون الگوریتم‌هایش کاشته شده است. اگر ما اخلاق را به زبان داده ترجمه نکنیم، ماشین تنها بر اساس اولویت‌های فنی تصمیم خواهد گرفت.

بنابراین، مسئولیت تصمیم هوش مصنوعی، نه با خودش، بلکه با ماست. و این، نه صرفاً مسئله‌ای فنی، بلکه عمیقاً رسانه‌ای، اخلاقی و سایبرنتیکی‌ست.


سایبرنتیک، هوش مصنوعی و بحران حقیقت در رسانه | کنترل گر آگاه یا مصرف کننده منفعل

سایبرنتیک، هوش مصنوعی و بحران حقیقت در رسانه

نویسنده: سهیل سلیمی

از میانه قرن بیستم، نظریه سایبرنتیک به عنوان علمی میان‌رشته‌ای در تبیین سیستم‌های کنترل، بازخورد و ارتباطات انسان و ماشین پا به عرصه گذاشت. نوربرت وینر، پدر علم سایبرنتیک، این علم را ناظر بر الگوهای ارتباط و کنترل در موجودات زنده و ماشین‌ها دانست. امروزه، با اوج‌گیری هوش مصنوعی، مفاهیم سایبرنتیک نه تنها جنبه نظری ندارند، بلکه به شکل ملموسی در بطن سیستم‌های هوشمند و الگوریتم‌های تولید محتوا بازتولید شده‌اند.

سایبرنتیک و هوش مصنوعی: از نظریه تا واقعیت

سایبرنتیک به‌واسطه تمرکز بر بازخورد، تطبیق‌پذیری و کنترل، بستر فکری و مفهومی مهمی برای توسعه هوش مصنوعی فراهم کرد. در واقع، الگوریتم‌های یادگیری ماشین و شبکه‌های عصبی مصنوعی امروز، بازتابی از مفاهیم سایبرنتیکی هستند: سیستم‌هایی که از داده‌ها بازخورد می‌گیرند، الگوها را شناسایی می‌کنند و رفتار خود را اصلاح می‌کنند.

در این چارچوب، رسانه‌ها نیز به عنوان سیستم‌هایی سایبرنتیکی قابل تحلیل‌اند. آن‌ها داده (توجه، کلیک، پسندیدن، بازنشر) دریافت می‌کنند، از طریق الگوریتم‌ها آن را پردازش می‌کنند و محتوای جدید تولید می‌نمایند—چرخه‌ای که به طور فزاینده‌ای توسط هوش مصنوعی تسهیل می‌شود.

آسیب‌شناسی استفاده گسترده از هوش مصنوعی در تولید رسانه

گرچه هوش مصنوعی توانسته در عرصه تولید محتوا کارایی و سرعت را بالا ببرد، اما این توسعه، بدون تبعات نیست. در ادامه برخی از مهم‌ترین آسیب‌های این پدیده را مرور می‌کنیم:

۱. زوال مرز میان واقعیت و خیال

با قدرت فزاینده هوش مصنوعی در تولید متن، صدا، تصویر و ویدیو، تفکیک میان محتوای واقعی و ساختگی دشوار شده است. فناوری‌هایی چون «دیپ‌فیک» یا متون ماشینی که شبیه نویسندگان واقعی نوشته می‌شوند، نوعی بحران اعتماد به رسانه‌ها پدید آورده‌اند.

۲. خودتقویتی الگوریتمی و پژواک‌خانه‌ها

الگوریتم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی بر اساس بازخوردهای گذشته کار می‌کنند. اگر کاربری محتوایی خاص را بپسندد، سیستم محتواهای مشابه بیشتری به او ارائه می‌دهد. این پدیده که در سایبرنتیک با مفهوم بازخورد مثبت شناخته می‌شود، منجر به ایجاد "پژواک‌خانه‌های رسانه‌ای" می‌شود؛ محیط‌هایی که در آن تنها صداهای موافق شنیده می‌شود و فرد از مواجهه با دیدگاه‌های متفاوت محروم می‌گردد.

۳. تضعیف خلاقیت انسانی

هوش مصنوعی قادر به تقلید از سبک‌های نوشتاری، بصری و صوتی است؛ اما در اغلب موارد، فاقد شهود، تجربه و بینش انسانی است. تکیه صرف بر تولید ماشینی محتوا می‌تواند به فرسایش خلاقیت، اصالت و روایت‌گری انسانی در رسانه‌ها بینجامد.

۴. تسخیر میدان ارتباطی توسط پلتفرم‌ها

اکوسیستم رسانه‌ای امروز در دست چند پلتفرم بزرگ جهانی است که با استفاده از هوش مصنوعی، جریان اطلاعات را کنترل می‌کنند. این تمرکز قدرت، با اصول ارتباط آزاد و توزیع‌شده سایبرنتیک در تضاد است و موجب آسیب‌پذیری فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع می‌شود.

جمع‌بندی: بازگشت به سایبرنتیک برای فهم بهتر آینده

برای فهم بهتر مسیر پیش‌رو، بازگشت به مفاهیم سایبرنتیکی ضروری است. سایبرنتیک نه تنها در درک نحوه کار سیستم‌های هوش مصنوعی به ما کمک می‌کند، بلکه ابزار تحلیلی قدرتمندی برای نقد عملکرد رسانه‌ها، الگوریتم‌ها و ساختارهای قدرت در اختیار ما می‌گذارد.

هوش مصنوعی می‌تواند ابزار توانمندی برای تقویت خلاقیت انسانی و دسترسی عادلانه به اطلاعات باشد، اما تنها در صورتی که ما به نقش خود به عنوان کنترل‌گر آگاه در این سیستم توجه کنیم—نه صرفاً دریافت‌کننده منفعل محتوا.

Sun Tzu's Dream — A Documentary on Biological Warfare, Cybernetics, and Global Power Engineering

Sun Tzu's Dream — A Documentary on Biological Warfare, Cybernetics, and Global Power Engineering

Author & Producer & Director: Soheil Salimi
What you will see in the confidential documentary "Sun Tzu's Dream":

Table of Contents:

  1. Introduction: Sun Tzu's Dream in the Modern Era

  2. The Outbreak of COVID-19: Spark of a Silent War

  3. Cybernetics and Biocybernetics: The Science of Control over Life

  4. Strategy Redesign: From World War I to World War IV

  5. Modern History of Biological Warfare

  6. Health Commerce and the Economy of a Pandemic

  7. Media's Role in Inducing Fear and Social Control

  8. Classified Projects: From MK-Ultra to Project Corona

  9. Pre-COVID Simulations and Predictive Documents

  10. Science Control, Censorship, and the New World Order

  11. Conclusion: Has the Future War Already Begun?


1. Introduction: Sun Tzu's Dream in the Modern Era

Sun Tzu, the great Chinese strategist, wrote in "The Art of War": "The supreme art of war is to subdue the enemy without fighting." Today, this ideal has manifested in a modern form using viruses, media, fear, and control technologies. This documentary is an attempt to analyze this modern warfare.


2. The Outbreak of COVID-19: Spark of a Silent War

The spread of the coronavirus on the eve of Yalda night in 2019 marked the beginning of a new era. The world rapidly plunged into chaos, fear, and lockdown. Shortages of masks, medicines, and clashes among nations over medical supplies illustrated a global crisis. But was this pandemic accidental?


3. Cybernetics and Biocybernetics: The Science of Control over Life

Cybernetics is the science of control and guidance. When applied to biological phenomena such as viruses, it becomes biocybernetics: the domination of societies through biological control. From managing a virus to steering the economy, politics, and culture—everything can be engineered through this science.


4. Strategy Redesign: From World War I to World War IV

Throughout history, diseases have replaced guns and bombs in wars. The British, Japanese, and Americans have all used biological weapons to eliminate enemies. Now, the COVID pandemic may be a redesign of those historical strategies.


5. Modern History of Biological Warfare

From smallpox-contaminated blankets given to Native Americans to U.S. military tests on its citizens, history is full of examples of diseases being used as weapons. Iran, too, has been a victim of chemical warfare by the Ba'athist regime.


6. Health Commerce and the Economy of a Pandemic

The healthcare industry has become one of the most profitable sectors globally. Pharmaceutical companies, hospitals, vaccine manufacturers, and medical equipment suppliers all benefit from health crises. The conflict between public health and financial profit raises a critical question: should health be commercialized?


7. Media's Role in Inducing Fear and Social Control

Media holds immense power to instill fear. Fear that weakens the immune system and makes people vulnerable to disease. The COVID pandemic was a prime example of how media was used purposefully to instill fear and enforce collective compliance.


8. Classified Projects: From MK-Ultra to Project Corona

Numerous documents about projects like MK-Ultra, Japan's Unit 731, and U.S. experiments in Fort Detrick reveal hidden agendas behind scientific and technological advancements, using them to dominate and manipulate human behavior.


9. Pre-COVID Simulations and Predictive Documents

From the "Event 201" simulation to the Rockefeller Foundation's 2010 scenario report, several documents predicted a global pandemic with astonishing precision before COVID actually happened. These documents raise serious questions about prior planning.


10. Science Control, Censorship, and the New World Order

Scientific research during COVID faced intense censorship. Articles warning about vaccine risks or the virus's origins were often rejected or buried. Knowledge became a tool of power, not enlightenment. This censorship reflects the broader agenda of the new world order.


11. Conclusion: Has the Future War Already Begun?

This documentary offers a deep analysis of history, science, media, and politics to present a realistic portrait of the post-COVID world—a world where viruses, media, cybernetics, and economics are tools for engineering global dominance.


رویای سون تزو — Sun Tzu's Dream مستند جنگ بیولوژیک، سایبرنتیک و مهندسی جهانی قدرت

رویای سون تزو — مستند جنگ بیولوژیک، سایبرنتیک و مهندسی جهانی قدرت
نویسنده تهیه کننده و کارگردان: سهیل سلیمی

آنچه در رویای سون تزو خواهید دید:


۱. مقدمه: رویای سون تزو در عصر جدید

سون تزو، استراتژیست بزرگ چینی، در کتاب "هنر جنگ" می‌نویسد: «بهترین پیروزی آن است که بدون جنگ، دشمن را تسلیم کنی.» این آرمان امروز به‌گونه‌ای مدرن با ابزارهایی مانند ویروس‌ها، رسانه، ترس و تکنولوژی‌های کنترل محقق شده است. مستند پیش‌رو تلاشی است برای تحلیل این نبرد مدرن.


۲. آغاز کرونا: جرقه یک جنگ خاموش

شیوع ویروس کرونا در شب یلدای ۱۳۹۸ آغازگر دوران تازه‌ای بود. به‌سرعت، دنیا به سمت آشفتگی، ترس و تعطیلی کشیده شد. کمبود ماسک، دارو، و درگیری میان کشورها بر سر تجهیزات بهداشتی، چهره‌ای از بحران جهانی را نمایان کرد. اما آیا این پاندمی تصادفی بود؟


۳. سایبرنتیک و بایوسایبرنتیک: دانش سلطه بر حیات

سایبرنتیک دانش کنترل و هدایت است. وقتی این دانش بر پدیده‌های زیستی چون ویروس‌ها اعمال شود، بایوسایبرنتیک شکل می‌گیرد: سلطه بر جوامع از مسیر کنترل زیستی. از کنترل یک ویروس تا کنترل اقتصاد، سیاست و فرهنگ — همه می‌توانند بخشی از این مهندسی باشند.


۴. بازطراحی راهبردها: از جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی چهارم

در تاریخ جنگ‌ها، گاه بیماری‌ها جایگزین توپ و تفنگ شده‌اند. انگلیس، ژاپن و آمریکا نمونه‌هایی از قدرت‌هایی هستند که از سلاح‌های بیولوژیک برای حذف دشمنان استفاده کردند. اکنون، جنگ بیولوژیک در قالب کرونا شاید بازطراحی همان راهبردهاست.


۵. جنگ‌های بیولوژیک در تاریخ معاصر

از پتوی آلوده به آبله که به بومیان آمریکا داده شد تا آزمایش‌های بیولوژیک ارتش آمریکا بر شهروندان خود، تاریخ مملو از استفاده از بیماری به عنوان سلاح است. ایران نیز قربانی سلاح‌های شیمیایی رژیم بعث عراق بوده است.


۶. تجارت سلامت و اقتصاد پاندمی

صنعت درمان به یکی از پرسودترین صنایع جهان بدل شده است. شرکت‌های داروسازی، بیمارستان‌ها، تولیدکنندگان واکسن و تجهیزات پزشکی، همگی از هر بحران سلامت جهانی سود می‌برند. تضاد منافع میان سود و سلامت عمومی، سوالی اساسی را ایجاد می‌کند: آیا سلامت باید تجارت باشد؟


۷. نقش رسانه در ایجاد ترس و کنترل اجتماعی

رسانه‌ها قدرتی بی‌نظیر در القای ترس دارند. ترسی که سیستم ایمنی بدن را تضعیف و مردم را در برابر بیماری آسیب‌پذیر می‌کند. پاندمی کرونا، نمونه‌ای از استفاده هدفمند از رسانه برای القای ترس و فرمانبرداری جمعی بود.


۸. پروژه‌های محرمانه: از ام کی اولترا تا پروژه کرونا

اسناد متعددی از پروژه‌هایی نظیر امک‌اولترا، واحد ۷۳۱ ژاپن، آزمایش‌های ارتش آمریکا در فورت دیتریک و پروژه‌های کنترل ذهن، پرده از اهداف پنهان قدرت‌های جهانی در بهره‌برداری از علم و تکنولوژی برای تسلط بر انسان‌ها برمی‌دارند.


۹. شبیه‌سازی‌های پیش از کرونا و اسناد آینده‌نگر

از رویداد شبیه‌سازی‌شده «ایونت ۲۰۱» تا پیش‌بینی بنیاد راکفلر در سال ۲۰۱۰، شواهدی وجود دارد که پاندمی کرونا سناریویی طراحی‌شده بوده است. سندهای فراوانی پیش از وقوع کرونا، وقوع چنین بحرانی را با دقت شگفت‌آور پیش‌بینی کرده بودند.


۱۰. کنترل علم، سانسور و نظم نوین جهانی

تحقیقات علمی در دوران کرونا دچار سانسور شدید شدند. مقالاتی که خطرات واکسن یا منشأ ویروس را بررسی می‌کردند، منتشر نمی‌شدند. دانش، ابزاری شده برای تحکیم قدرت، نه روشنگری. این سانسور علمی، بخشی از نظم نوین جهانی است.


۱۱. نتیجه‌گیری: آیا جنگ آینده از پیش آغاز شده؟

مستند حاضر با نگاهی عمیق به تاریخ، علم، رسانه و سیاست، سعی دارد تصویری واقع‌بینانه از دنیای پساکرونا ارائه دهد. دنیایی که در آن ویروس، رسانه، سایبرنتیک و اقتصاد ابزاری برای مهندسی جهانی قدرت هستند.



لینک تماشای مستند رویای سون تزو :     Sun Tzu's Dreamhttps://www.youtube.com/watch?v=c_tn33r3q_0 

طغیان کاربران ناآگاه | هوش مصنوعی و بحران بی خردی | در تمنای لایک

طغیان کاربران ناآگاه  | هوش مصنوعی و بحران بی خردی | در تمنای لایک

ارائه دهند: سهیل سلیمی  (مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران)

موضوعات این مقاله:

چگونه تودههای ناآگاه مدیاسایبرنتیک را از درون میخورند؟

هوش مصنوعی در میدان بیخردی: سقوط اخلاق در عصر تولید انبوه

سایبرنتیک و بحران تولید انبوه محتوا در طغیان کاربران ناآگاه

مقدمه: فروپاشی کنترل در دل کثرت نامنظم

سایبرنتیک، در بنیان خود، بر کنترل از طریق بازخورد استوار است؛ اینکه چگونه یک سیستم با مشاهده خروجیهای خود، مسیر را تصحیح کرده و به تعادل بازگردد. اما اگر آن خروجیها نه از منطق، بلکه از آشوب برخاسته باشند چه؟ اگر بازخوردها نه از آگاهی، بلکه از امواج خام هیجان، شایعه، و جهل جمعی شکل گرفته باشند؟ آنگاه سایبرنتیک دیگر فرمانده نیست؛ بلکه زندانی همان سیستمی میشود که روزی برای هدایت آن طراحی شده بود.

در این وضعیت، نهتنها اخلاق از میدان حذف میشود، بلکه حتی ساختار کنترلی رسانه نیز از کار میافتد. اینجا با نوعی «آنتیسایبرنتیک» مواجهیم: سامانهای که همچنان داده تولید میکند، اما این دادهها، سامانه را به سوی سقوط هدایت میکنند.


۱. سواد اطلاعاتی پایین، ضدسایبرنتیک است

در سیستمهای کلاسیک سایبرنتیکی، مخاطب باید بتواند پیام را دریافت، فهم، ارزیابی و بازخورددهی کند. این چهار مرحله، ستونهای پردازش رسانهای سالماند. اما در ساختارهای امروزیِ تولید انبوه محتوا در پلتفرمهای اجتماعی، اغلب افراد در همان مرحلهٔ اول گیر میافتند: یا پیام را بهدرستی دریافت نمیکنند، یا آن را بهصورت تحریفشده بازنشر میدهند.

آنجا که بازخورد کور شکل میگیرد، دیگر کنترلی وجود ندارد. نظامهای مبتنی بر الگوریتم و هوش مصنوعی، به جای فیلتر کردن این آشفتگی، آن را تقویت میکنند، چون معیارشان «تعامل» است، نه «محتوا».

پس همان کسی که فهم روشنی از دین، اخلاق یا علم ندارد، میتواند در بازتولید و ترویج شبهدانش، خرافه، یا نفرتگویی، اثرگذارتر از هر نهاد رسمی باشد — چرا که سایبرنتیک رسانهای، قربانی تعاملگرایی شده است.


۲. مردمسالاری بیفرهنگی: جمعیتی که رسانه را بلعیدند

در گذشته، فرآیند تولید محتوا دارای دروازهبانهای معرفتی بود: ناشر، سردبیر، استاد، نهاد دینی یا علمی. اما اکنون، هر گوشی هوشمند، یک ایستگاه تولید و پخش محتوا است.

آنچه که امروز خطرناک است،  انبوه مردمی هستند که بدون دانستن اصول اولیهٔ اخلاق و عقل، به تولید بینظم معنا میپردازند. این نوع مردمسالاریِ بیریشه، آنارشی نیست؛ شبهنظم است، نظم کاذبی که در ظاهر متنوع است اما در عمق، از الگوریتمهایی پیروی میکند که فقط تکرار و هیجان را پاداش میدهند. و انبوهی از ناآگاهی که در تمنای لایک هر محتوای ضد ارزش یا حتی بی ارزش را منتشر می کنند. این بی معرفتی ربطی به سواد یا سن و سال و یا حتی جایگاه علمی افراد ندارد. انسانی کع تولید محتوا می کند باید به پختگی رسیده باشد. چند سال قبل خاطره ای از استیون اسپیلبرگ خواندم که معیار دقیق این پختگی است. همواره برایم سوال بود، او که فیلمساز متبحر و توانمندی است چرا جایگاه پدر و فرزندی را در فیلم هایش رعایت نمیکند و حتی گاه این حس را منتقل می کند که پدرها، پسرهایشان را رها می کنند. او در آن خاطر می گفت؛ من آن زمان یک جوان بودم، ولی حالا پدر هفت فرزندم. در فیلمهای اول پدرها را آنطور می فهمیدم اما حالا میفهمم که یک پدر برای حفظ خانواده و فرزندانش باید هر کار بکند.

حالا تصور کنید چند جوان در جهان با دیدن فیلمهای اولیه او گمراه شده و با والدین و خصوصا پدرانشان دچار چالش و درگیری شدند! این در حالیست که اسپیلبرگ هنرمند بسیار توانمد و صاحب سبک و با سوادی است، ببیند انبوه آدم های نا آگاه که امروزه هریک با یک گوشی مشغول تولید انواع محتواهای بی ارزش و ضد ارزش هستند چه بلایی بر سر جامعه می آورند.

در چنین بستری، محتوای ژرف، اخلاقی یا علمی، دیده نمیشود، چون با ریتم تند و هیجانزدهٔ بازار اطلاعات همخوانی ندارد.  اخلاق، در زبالهدان محتوا بی ارزش دفن میشود، و هوش مصنوعی، همچون گورکنی فرز و سریع در حال  آماده سازی قبر اندیشه و معرفت انسان است.


۳. تولید ضداخلاق: بیسوادی ساختارمند در نظام بازخورد

وقتی اکثریت جامعه نسبت به مفاهیم فلسفی و دینی بیاطلاعاند، «اخلاق» دیگر مبنای داوری نمیشود. بلکه "احساس لحظهای" جایگزین "قضاوت تأملگر" میشود. این انتقال از فکر به واکنش، پایههای اخلاق در فضای سایبر  را فرو میریزد.

حال، وقتی این اکثریت شروع به تولید انبوه محتوا میکنند، تولیدشان نه حاصل خرد، که ترکیبی است از شایعه، فرافکنی، تمسخر، خشونت کلامی و نفرتپراکنی است. در این وضعیت، ضداخلاق نهفقط تولید میشود، بلکه پاداش میگیرد؛ زیرا واکنشبرانگیز است.

حالا نتیجه طبیعی ارتقا از طریق فهم الگوریتمی این است که «هر چه بیادبتر، موفقتر.» اینجا دیگر نه کنترل معنا دارد، نه بازخورد؛ تنها چیزی که میماند، شبیهسازی ضد ارزش ها بهمثابه تعامل است.


۴. قدرت در دستان بیقدرتان خطرناک: از آنتینخبگی تا تسخیر افکار عمومی

در بسیاری جوامع، فقدان آموزش فلسفی، دینی و عقلانی، نهفقط مسئلهای فردی، بلکه ساختاری است. سیاستگذاران، نظام آموزش عمومی، و رسانههای رسمی، در تضعیف تفکر تحلیلی نقش ایفا کردهاند. حالا، همان مردمی که ساختار به حال خود رهایشان کرده، خود به ساختار بدل شدهاند. یعنی آنجا که سایبرنتیک به معنای کنترل و اعمال قدرت در روند صحیح خودش کارکردش را از دست می دهد، حالا سایبرنتیک دیگری شکل می گیرد از عوامی که برای تصاحب لایک های بیشتر  و فالوور افزایی، به رواج بی ارزشی می پردازند. این طبقه جدید سلبریتی ها ، خوردن کثافات برای بیشتر دیده شدن تا حتی اقدام به خودکشی فریبکارانه آنهم آنلاین، هیچ ابایی ندارند! اینها محصول پوچگرایی و پوچ اندیشی و پوچ پنداری خویش هستتند. این طبقه ی بی ارزش، در واقع مبدع ارزش های جدیدی هستند که مخاطبانشان دوست بدارند، فالوورشان بشوند و لایک کنند.

افکار عمومی، که زمانی قرار بود حاصل گفتوگوی عقلانی باشد، اکنون زیر سلطهی صداهای بلند، خالی از معنا و تحقیر کننده و خشونتزاست. سایبرنتیک رسانهای  (مدیا سایبرنتیک)، که میتوانست در صورت استفاده صحیح، ابزار روشنگری باشند، اکنون زمینبازی آگاهیستیزان شدهاند. و بدترین قسمت این فاجعه آن است که نظم رسانهای توسط الگوریتم های هوش مصنوعی، بر پایهٔ آشفتگی آنها بهینهسازی میشود. یعنی، هوش مصنوعی یاد میگیرد که شورش جهل، سودمندتر از صدای دانایی است.


نتیجه: فروپاشی اخلاق سایبرنتیکی و ضرورت بازمهندسی آگاهی

ما اکنون با یک چرخش تلخ روبرو هستیم:

کنترل رسانه (مدیا سایبرنتیک) دیگر دست نخبگان یا حتی نظامهای عقلانی نیست، بلکه در دست بیساختاران پرصداست؛ کسانی که بدون آگاهی، نظام اخلاقی را به سخره گرفته اند و در فرآیند بازخورد رسانهای، ساختارهای معنایی را منهدم کرده اند.

بازسازی این وضعیت، با فیلتر کردن محتوا یا سانسور ممکن نیست. تنها راه، بازسازی آگاهی عمومی، و بازمهندسی ساختارهای آموزش، سواد رسانهای در سطح اجتماعی انسانی است که کاری ست بس دشوار، و در سوی دیگر ایجاد الگوریتمهاییست که هوش مصنوعی بتواند بر اساس آنها نه صرفاً تعامل، بلکه عمق و اخلاق را پاداش دهد، که در شرایط فعلی این اقدام قابل اجرا تر  به نظر می رسد. در بلند مدت برنامه ریزی روی هر دوی این روندها می تواند بشر را از قهقرای بی ارزشی نجات دهد.

سهیل سلیمی

مدیا سایبرنتیک و هوش مصنوعی

مدیا سایبرنتیک و هوش مصنوعی

رابطه سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه: کنترل و اعمال قدرت  (سهیل سلیمی)

سایبرنتیک، به عنوان دانش کنترل و اعمال قدرت و ارتباطات در سیستم‌های پیچیده، از زمان طرح‌شدن توسط نوربرت وینر، تحولات عمیقی را در عرصه‌های علمی، فناوری، و اجتماعی ایجاد کرده است. امروزه، با ظهور هوش مصنوعی و گسترش رسانه‌های دیجیتال، این دانش به سطحی بی‌سابقه از کاربرد و تاثیرگذاری رسیده است. در این نوشته، به بررسی رابطه سه‌گانه سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه می‌پردازم و نشان می‌دهم که چگونه این ترکیب، به ابزاری قدرتمند برای کنترل و اعمال قدرت در جوامع مدرن تبدیل شده است.  

سایبرنتیک و هوش مصنوعی: چارچوبی برای کنترل  

سایبرنتیک بر مفهوم بازخورد (Feedback) و خودتنظیمی سیستم‌ها تاکید دارد. هوش مصنوعی، با الهام از این اصول، سیستم‌هایی را طراحی می‌کند که قادر به یادگیری، تطبیق، و تصمیم‌گیری هستند. این سیستم‌ها از الگوریتم‌های پیچیده برای پردازش داده‌ها استفاده می‌کنند و با تحلیل رفتار کاربران، الگوهای کنترل را بهینه‌سازی می‌نمایند. برای مثال، شبکه‌های عصبی مصنوعی با شبیه‌سازی مغز انسان، توانایی پیش‌بینی و تاثیرگذاری بر رفتارهای اجتماعی را دارند.  

رسانه به عنوان ابزار تلقین و کنترل  

رسانه‌ها، به ویژه در عصر دیجیتال، نقش کلیدی در انتقال پیام‌های کنترل‌گرانه ایفا می‌کنند. با استفاده از هوش مصنوعی، رسانه‌ها قادر به شخصی‌سازی محتوا و هدف‌گیری دقیق مخاطبان هستند. این فرآیند، که به "مهندسی رضایت" معروف است، از طریق تحلیل داده‌های کاربران و ارائه محتوای متناسب با ترجیحات و باورهای آن‌ها انجام می‌شود. برای نمونه، الگوریتم‌های فیسبوک و گوگل با نمایش انتخابی اخبار و تبلیغات، می‌توانند افکار عمومی را جهت‌دهی کنند.  که در مجموع من این اعمال قدرت و کنترل از طریق رسانه را مدیاسایبرنتیک می دانم.

چرخه کنترل و اعمال قدرت

در این سیستم، یک چرخه دائمی بین سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه وجود دارد:  

1. **جمع‌آوری داده‌ها**: هوش مصنوعی با رصد رفتار کاربران در رسانه‌های اجتماعی، داده‌های عظیمی را جمع‌آوری می‌کند.  

2. **تحلیل و پیش‌بینی**: این داده‌ها برای شناسایی الگوهای رفتاری و پیش‌بینی تمایلات آینده استفاده می‌شوند.  

3. **تلقین و کنترل**: رسانه‌ها با استفاده از این تحلیلها، محتوایی را منتشر می‌کنند که باورها و رفتارهای مخاطبان را شکل می‌دهد.  

4. **بازخورد و بهینه‌سازی**: نتایج این تاثیرگذاری، دوباره به سیستم بازگردانده می‌شود تا چرخه کنترل تقویت شود.  

پیامدهای اجتماعی و اخلاقی

این رابطه سه‌گانه، پیامدهای عمیقی برای آزادی فردی و دموکراسی دارد. از یک سو، هوش مصنوعی و رسانه‌ها می‌توانند به بهبود خدمات و رفاه اجتماعی کمک کنند، اما از سوی دیگر، خطر تبدیل شدن به ابزارهای نظارت و دستکاری افکار عمومی را نیز به همراه دارند. مثال بارز این موضوع، استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات یا ایجاد قطبی‌سازی سیاسی است.  

نتیجه‌گیری 

ترکیب سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه، یک سیستم کنترل قدرتمند را ایجاد کرده است که همزمان هم فرصت‌ها و هم تهدیدهایی را برای جامعه به ارمغان می‌آورد. درک این رابطه برای حفظ تعادل بین پیشرفت فناوری و حریم خصوصی افراد ضروری است. آینده این تعامل، به چگونگی تنظیم مقررات اخلاقی و قانونی برای استفاده از این فناوری‌ها بستگی خواهد داشت.  


سهیل سلیمی - مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران

این نوشته بخشی از سخنرانی من در کنفرانس فضای سایبر سال 1403 می باشد.

**کلمات کلیدی**: سایبرنتیک، هوش مصنوعی، رسانه، کنترل اطلاعاتی، مهندسی رضایت، نظارت دیجیتال، آزادی فردی.

رزومه‌ی سهیل سلیمی (از 1379 تا 1404) Resume of Soheil Salimi (from 2000 to 2025)

سهیل سلیمی  متولد 1357  تهران

 دارای مدرک کارگردانی مستند  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 

دانش آموخته "کارگردانی سینما" از انجمن سینمای جوانان ایران

گواهینامه سطح دو استراتژی با گرایش سینمای استراتژیک از مرکز دکترینال اندیشکده یقین

مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبرِ دانشگاه تهران

پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی

گواهینامه "مدیریت منابع انسانی" از موسسه همایش فرازان زیر نظرِ کِیوین گَسکِل"Kevin Gaskel"، مدیر عامل اسبق شرکت های خودروسازی بی ام دابلیو BMW و پورشه آلمان، و لامبورگینی ایتالیا

Certificate: The Challenge of Business Leadership & Heroes 

گواهینامه "مدیریت ذهن" از موسسه همایش فرازان 

Certificate: Second World Management Forum2010 - World Memory Record Holder

گواهینامه دوره ی کوتاه مدت مدیریت کارآفرینی از دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

نویسنده ی کتابِ؛ پول تو جیبیتو چطور خرج میکنی؟  در حوزه ی روانشناسی موفقیت

 

جـوایـز و افـتـخـارات:

برنده جایزه اول جشنواره فیلمِ "فیلماکاFiLMAKA" آمریکا، برای مستند "سفری به جنگ با یک بازیگر" 1398

کاندید مردمی "بهترین فیلمنامه نویسِ" چهارده دوره ی جشنواره ی فیلمِ مقاومت در بخش چهل سالگی    1397

تقدیر ویژه از طرف بسیج دانشجویی دانشگاه تهران 1397 برای کارگردانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

دیپلم افتخار بهترین کارگردانی فیلمِ داستانی جشنواره فیلم عمار برای فیلم "روزداوری" 1393

دریافت جایزه ی جنگاور نور "Light Fighters" از دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا  1392 برای کارگردانیِ فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

دریافت جایزه سرخپوستان کانادا "Musqeaom People" Solidarity Recognition / Indigenous Cultural Survival Award 1392 برای کارگردانیِ فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

فانوس زرین بهترین فیلمنامه سینمایی جشنواره فیلم عمار برای فیلمنامه ی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب" 1392

ققنوس بلورین (جشنواره فیلم ققنوس) در سال 1391 برای کارگردانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

دریافت لوح سپاس تجلی اراده ی ملی در جشنواره فیلم فجر سال 1391 از طرف انجمن حمایت از ملت فلسطین برای کارگردانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

تقدیر ویژه از طرف گروه سینما اقتباس دانشگاه مازندران 1392 برای کارگردانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

تقدیر ویژه از طرف دانشگاه علامه طباطبایی 1392 برای کارگردانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

تقدیر ویژه از طرف دانشگاه علم و صنعت 1392 برای کارگردانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

تقدیر ویژه توسط پایگاه خبری ، تحلیلی روایت فیلم شیراز 1392 برای کارگردانی فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

تقدیر ویژه توسط شبکه فرهنگی کلام مطهر 1392 برای فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"

کار آفرین نمونه ی منطقه 22 در سال  1390

شهروند نمونه ی منطقه 22 تهران در سال  1389 

دریافت تندیس و لوح تقدیر شبکه ی 3 سیما برای تدوین مستند داستانی "برسکوی افتخار" برنامه ی منتخبِ گروه ورزش شبکه 3 با گرایش دفاع مقدس در سال 1388

دریافت لوح سپاس از اولین جشنواره ی موسیقی موسسه آموزندگان 1382

دریافت لوح یاد بود اولین جشنواره ی ایدهای نو 1380


منتخبِ رزومه ی فعالیتهای فیلمسازی:

کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی مستند بلند  "رویای سون‌تزو"    1403

 کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی مجموعه مستند بلند  "جنایت نامرئی"    1401 - 1399

کارگردانی، نویسندگی و تدوین مجموعه مستند "جاری چون رود"    1401 - 1400

کارگردانی و تدوین مجموعه مستند بلند  "رُخ"    1400 – 1397

کارگردانی و تدوین مستند "جهان فانتزی من"     1399

کارگردانی و تدوین مستند "دور از بی‌سیم"     1399

کارگردانی و تدوین مستند "ماه و پلنگ"     1399

کارگردانی و تدوین مستند "سفری به جنگ با یک بازیگر"     1398

کارگردانی و تدوین مستند "بانوی آیینه و ابریشم"     1398

کارگردانی و تدوین مجموعه مستند بلند  "یونیفورم"    1399 - 1398

کارگردانی و تدوین مستند "قصه امیر"     1398

کارگردانی فیلم داستانی تلویزیونی "روزنه" از مجموعه‌ی "روزگار"    1397

 کارگردانی مستند بلند  "خرمشهر امروز"       1396

کارگردانی و تدوین مجموعه مستند بلند  "دکوپاژ"     1395 - 1394

کارگردانی فیلم داستانی "روزداوری"           1393

نویسنده و گارکردان فیلم سینمایی "فرشتگان قصاب"   1391

کارگردانی فیلم مستند "جدال در عمق 30 متری"        1388

کارگردانی فیلم مستند "آخرِ دنیا ، اولِ بهشت "          1390

نویسندگی ، کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم "روز تمرین "    1388 

نویسندگی ، کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم "خط "            1389

کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم مستند داستانی "بوکسر"      1386 

تدوین مجموعه تلویزیونی "پرواز بی پایان" 1393 - 1394

تدوین مستند داستانی "برسکوی افتخار" گروه ورزش شبکه3     1385 - 1389

تدوین فیلم مستند استاد نقش و نگار "مستند استاد فرشچیان" 1384

تدوین فیلم مستند صنعت چاپ "استاد هاشمی لیتوگرافیست برجسته شاهنامه"  1383

تدوین و کارگردانی آیتم های تلویزیونی شبکه2 "خانه و خانواده" دهه 80

عکاس صحنه و دستیار کارگردانِ فیلم کوتاه "پسرِ زشت" 1379

نویسندگی ، کارگردانی و تهیه کنندگی فیلم کوتاه "زندگی در 48+1 نما "  1379

 

 منتخبِ رزومه ی فعالیتهای صنعتی، کلیپ سازی و تبلیغات:

کارگردانی و تدوین تیزر "تن ماهی شصت وشش"   1395 

کارگردانی و تدوین مستند صنعتی "محورسازان ایران خودرو"   1392

کارگردانی و تدوین مستند صنعتی شرکت "نفت پاسارگاد" تهران   1391

کارگردانی تیزر "طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش "  1391

کارگردانی و تدوین مستند "تله کام" 1390

کارگردانی، نویسندگی و تدوین مستند "بیمه امید"    1390

کارگردانی و تدوین مستند صنعتی "پتروشیمی تهران"    1390

کارگردانی و تدوین مستند صنعتی شرکت "نفت پاسارگاد" تبریز   1390

کارگردانی و تدوین معرفی قاریان مطرح ایران "دارالقرآن" امام علی(ع)    1390

کارگردانی و تدوین کلیپ "آه میکشم تا معراج"   1390

کارگردانی و تدوین تیزر "خمیر بازی توتو"   1389 

کارگردانی و تدوین تیزر "موسسه مطالعات تحصیلی خوارزمی"   1389 

کارگردانی و تدوین تیزر  و مستند"آموزشگاه تحصیلی نخبگان دانش"   1389 

کارگردانی و تدوین مستند آموزشی"شوکت"   1389 

کارگردانی و تدوین تیزر "جهان نیوز"   1389 

کارگردانی و تدوین مستند صنعتی "منطقه 6 عملیات انتقال گاز ایران"    1388

کارگردانی و تدوین مستند "مجتمع های تجاری ستارگان"    1388

کارگردانی و تدوین تیزر "بیلبورد هشت وجهی پاتریسا"    1387 

کلیپ " فرمانده قلبها " 1386

کارگردانی و تدوین تیزر "صنایع الکترونیک سایفیکس"   1386 

کارگردانی و تدوین مستند صنعتی "آیس پک"    1385

کارگردانی و تدوین مستند صنعتی "پوشاک مارال"    1385

کارگردانی و تدوین تیزر "روز ملی صنعت چاپ"   1384 

 

منتخبِ رزومه ی مدیریت و طراحی کمپین های تبلیغاتی:

 کمپین تبلیغاتی "برگ" : شورای شهر تهران  / خدمتگزاران آبادانی و پیشرفت   1390

کمپین تبلیغاتی "خط اصلی" : موسسه پتماکو     1388

کمپین تبلیغاتی "فاصله" : موسسه مطالعات درسی خوارزمی     1388

کمپین تبلیغاتی "تو راهی" : رهاورد هنر انتظار (مشاور BMW)    1386

 

Soheil Salimi
Born: 1978–1979, Tehran

  • Holder of a Documentary Directing certificate from the Ministry of Culture and Islamic Guidance

  • Graduate of Film Directing from the Iranian Youth Cinema Society

  • Level 2 Strategy Certificate with a focus on Strategic Cinema from the Doctrinal Center of Yaqin Think Tank

  • Media Advisor for the Cyberspace Research Lab at the University of Tehran

  • Human Resource Management Certificate from Hamayesh Farazan Institute, under Kevin Gaskell, former CEO of BMWPorsche (Germany), and Lamborghini (Italy)

  • Certificate: The Challenge of Business Leadership & Heroes

  • Mind Management Certificate from Hamayesh Farazan Institute

  • Certificate: Second World Management Forum 2010 – World Memory Record Holder

  • Short-Term Entrepreneurship Management Course Certificate from the Faculty of Management, University of Tehran

    Awards and Honors:

    • Winner of the 1st Prize at the FiLMAKA Film Festival (USA), for the documentary "A Journey to War with an Actor" (2019).

    • People’s Choice Nominee for "Best Screenwriter" at the 14th Resistance Film Festival (40th Anniversary Section) (2018).

    • Special Recognition by the Student Basij of Tehran University (2018) for directing the feature film "The Butcher Angels".

    • Honorary Diploma for Best Director (Narrative Film) at the Ammar Film Festival for "Judgment Day" (2014).

    • Light Fighters Award from the University of British Columbia (Canada) (2013) for directing "The Butcher Angels".

    • Musqueam People’s Solidarity Recognition / Indigenous Cultural Survival Award (Canada) (2013) for directing "The Butcher Angels".

    • Golden Lantern for Best Screenplay at the Ammar Film Festival for "The Butcher Angels" (2013).

    • Crystal Phoenix Award (Qoqnoos Film Festival) (2012) for directing "The Butcher Angels".

    • National Will Manifestation Plaque at the Fajr Film Festival (2012) from the Palestine Support Association for directing "The Butcher Angels".

    • Special Appreciation by the Cinematic Adaptation Group of Mazandaran University (2013) for directing "The Butcher Angels".

    • Special Appreciation by Allameh Tabataba’i University (2013) for directing "The Butcher Angels".

    • Special Appreciation by Iran University of Science and Technology (2013) for directing "The Butcher Angels".

    • Special Appreciation by the Ravayat Film News & Analysis Base (Shiraz) (2013) for directing "The Butcher Angels".

    • Special Appreciation by the Cultural Network of Mokalamah Mottahar (2013) for "The Butcher Angels".

    • Exemplary Entrepreneur of District 22 (Tehran) (2011).

    • Exemplary Citizen of District 22 (Tehran) (2010).

    • Trophy & Appreciation Plaque from Channel 3 TV for editing the docudrama "Barsuk-e Eftekhar" (Selected Program of the Sports Department, Sacred Defense Theme) (2009).

    • Certificate of Appreciation from the 1st Music Festival of Amoozandegan Institute (2003).

    • Memorial Plaque from the 1st Innovative Ideas Festival (2001).


    Selected Filmmaking Portfolio:

    Directing, Screenwriting & Production:

    • Feature Documentary "The Dream of Sun Tzu" (2024).

    • Feature Documentary Series "Invisible Crime" (2020–2022).

    • Documentary Series "Flowing Like a River" (2021–2022).

    • Feature Documentary Series "Face" (2018–2021).

    • Documentary "My Fantasy World" (2020).

    • Documentary "Far from the Wireless" (2020).

    • Documentary "The Moon and the Leopard" (2020).

    • Documentary "A Journey to War with an Actor" (2019).

    • Documentary "The Lady of Mirror and Silk" (2019).

    • Feature Documentary Series "Uniform" (2018–2020).

    • Documentary "Amir’s Story" (2019).

    • TV Drama "Roozneh" from the series "Roozgar" (2018).

    • Feature Documentary "Today’s Khorramshahr" (2017).

    • Feature Documentary Series "Decoupage" (2015–2016).

    • Short Film "Judgment Day" (2014).

    • Screenwriter & Director of "The Butcher Angels" (2012).

    • Documentary "Battle at 30 Meters Deep" (2009).

    • Documentary "The End of the World, The Beginning of Heaven" (2011).

    • Writer, Director & Producer of "Practice Day" (2009).

    • Writer, Director & Producer of "The Line" (2010).

    • Director & Producer of the Docudrama "Boxer" (2007).

    Editing:

    • TV Series "Endless Flight" (2014–2015).

    • Docudrama "Barsuk-e Eftekhar" (Sports Group, Channel 3) (2006–2010).

    • Documentary "Master of Miniatures" (About Master Farahchian) (2005).

    • Documentary "Printing Industry" (About Master Hashemi, Lithography Expert of Shahnameh) (2004).

    • Editor & Director of TV Segments for "Khanevade va Khanevadeh" (Channel 2, 2000s).

    Other Roles:

    • Still Photographer & Assistant Director for the Short Film "The Ugly Boy" (2000).

    • Writer, Director & Producer of the Short Film *"Life in 48+1 Shots"* (2000).


انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند کف دستمزد سال ۱۴۰۴ را برای مستندسازان اعلام کرد.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هیات مدیره ی انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند در نخستین جلسه ی رسمی در سال نو  با توجه به  شرایط اقتصادی ، افزایش هزینه‌ها و تورم حاکم بر کشور که  تولید فیلم مستند  را نیز دستخوش تغییر  هزینه  خواهد کرد ، کف دستمزد کارگردانی فیلم مستند را به این ترتیب اعلام کرد:

مستند کوتاه (تا سقف 30 دقیقه): صد و هشتاد میلیون تومان
مستند نیمه بلند (تا سقف 60 دقیقه): چهارصد میلیون تومان
مستند بلند (تا سقف 90 دقیقه):  پانصدو شصت میلیون تومان

قیمت‌های اعلام شده با توجه به نوع پروژه مستند، تک قسمتی یا مجموعه بودن، گونه و سختی کار می‌تواند تا بیست درصد متغیر باشد.

همچنین، دستمزدهای اعلام شده با توجه به شرایط تورمی امسال به‌عنوان کف دستمزد تعیین شده است که سال آینده و با توجه به شرایط جدید به روزرسانی خواهد شد.
رعایت موارد ذکر شده از تاریخ انتشار این اطلاعیه برای تمامی اعضای صنف ضروری است و باید در انعقاد قراردادهای جدید در نظر گرفته شود.»


البته واقعیت میدانی بسیار بسیار با این اعداد و ارقام که تازه کف دستمزد هستند فاصله دارد و هنوز در برآوردها صحبت از رقم هایی می شود که با دستمزد کارگری (ضمن احترام به تمام کارگران از باب مقایسه این نرخ نامه با واقعیت جامعه عرض می کنم) هم قابل مقایسه نیست.

دانلود مجموعه مستند پرتره‌های سهیل سلیمی

کارگردان: سهیل سلیمی   تهیه کننده: سید مازیار هاشمی

1

جهان فانتزی من

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از غلامرضا آزادی مدیرفیلمبرداری سینما

پخش از شبکه مستند

2

خیلی دور خیلی نزدیک

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از مهری شیرازی طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

3

ماه و پلنگ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از جلال الدین معیریان طراح چهره پردازی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

4

بالانس، به شیوه یک بازیگر

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از محمد فِیلی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

دور از بیسیم

 53 دقیقه

مستند پرتره ای از عبدالرضا اکبری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

6

دسته چهارم

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود دهنکی  رونامه نگار و کارگردان سینما و تلویزیون 

پخش از شبکه مستند

7

برفراز گذشته‌ها

 48 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی جمشید گرگین بازیگر و مجری سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

8

پشت دیوار باغ

 57 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی رضا بنفشه خواه بازیگر سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

9

میکائیل

 45 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار میکائیل شهرستانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

10

زندگی غیر خصوصی

 50 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار روح اله حجازی کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

11

برفراز رویای کودکی

52  دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار سید جواد هاشمی  کارگردان سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

12

عبور از غبار

 56 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار محمد رضا ورزی سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

13

سیاووش در صحنه

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی سیاووش طهمورث  بازیگر تاتر و سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

14

محمد رضا آهنج

 49 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثارمحمد رضا آهنج بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

15

مسعود آبپرور

46 دقیقه

مستند پرتره ای از زندگی و آثار مسعود آبپرور کارگردان  سینما و تلویزیون

پخش از شبکه مستند

 

کارگردانی و تدوین : سهیل سلیمی

پرتره‌هایی از زندگی و آثار:

|میکائیل شهرستانی | سید جواد هاشمی | سیاووش طهمورث | محمد رضا ورزی | مسعود دهنمکی | روح اله حجازی | رضا بنفشه خواه |  عبدالرضا اکبری | غلام رضا آزادی | محمد فیلی | جلال الدین معیریان | مهری شیرازی | جمشید گرگین | محمد رضا آهنج | مسعود آب پرور | 

آلبوم های موسیقی سهیل سلیمی

دانلود آلبوم های موسیقی سهیل سلیمی























1 . جنایت نامرئی

2. بهار ناتمام - لینک دانلود: https://s34.picofile.com/file/8486821068/Unfinished_Spring_Soheil_Salimi_.zip.html 

3. رویای گمشده پرواز -  لینک دانلود: https://s34.picofile.com/file/8486821026/Music_By_SOHEIL_SALIMI_1999_Lost_Dream_of_Flying.zip.html


4. دورترین رویای کودکی  لینک دانلود:https://s32.picofile.com/d/8478096918/9b42f852-6fef-400a-a8a9-41eed34c8db6/Music_Album_Farthest_Childhood_Dream_Composer_Sohail_Salimi_2005_1384.rar

5.سایبورگ - آینده ی تاریک   لینک دانلود:https://s32.picofile.com/d/8477446326/ca2730d9-85ee-4ebb-9231-9043ecb37a2f/CYBORG_The_Dark_Future_SOHEIL_SALIMI.rar

6. رویای سون تزو - لینک دانلود: https://s34.picofile.com/file/8486821184/SOHEIL_SALIMI_Sun_Tzu_s_Dream_2025.zip.html

7. نامه ای که نخواندی

8. خاطرات آخرین تابستان داغ- لینک دانلود : https://s34.picofile.com/file/8486828484/Soheil_Salimi_The_Last_Hot_Summer_s_Memories_1998_1377.zip.html


لینک شنیدن آنلاین: https://audiomack.com/soheilsalimi

سال نو مبارک (1404)

شکوفه در چهار ضرب گشته است
بهار در نورِ بدر ضرب گشته است 
سحر و افطار و نور و  نوروز، همه
در شب قدر ضرب گشته است
امیدوارم سال نو، سالی پر از نور و برکت برای تمام ایرانیان عزیز باشد.
ارادتمند، سهیل سلیمی

شاعر: سهیل سلیمی

آموزش: شناخت موسیقی فیلم

دوره آموزش فیلمسازی (شناخت موسیقی فیلم)

مدرس: سهیل سلیمی

شناخت موسیقی فیلم در ده قسمت به صورت فشرده در کانال یوتیوب سهیل سلیمی قرار گرفته و در دسترس همگان میباشد.

 در کانال یوتیوب #سهیل_سلیمی عضو شوید:  youtube.com/@soheilsalimi1

aparat.com/SOHEIL_SALIMI

soheilsalimi.blogsky.com

برای خرید یکجا و کامل این دوره و دوره‌های تخصصی دیگر این لینکhttps://soheilsalimi.blogsky.com/1402/08/25/post-198/  را باز کنید.

خلاصه کتاب سایبرنتیک – نوربرت وینر Norbert Wiener: Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine

خلاصه کتاب سایبرنتیک  نویسنده: نوربرت وینر Norbert Wiener

عنوان اصلیCybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine (1948)

ارائه دهند: سهیل سلیمی   (مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران)


مقدمهای بر کتاب

نوربرت وینر در این کتاب، پایههای یک علم نوین به نام سایبرنتیک (Cybernetics) را بنیانگذاری میکند؛ دانشی میانرشتهای که به بررسی سیستمهای کنترل و ارتباطات در موجودات زنده و ماشینها میپردازد. هدف این علم، درک چگونگی تنظیم، تطبیق، و بازخورد (feedback) در سیستمهاست.


مفاهیم کلیدی کتاب

1. سایبرنتیک چیست؟

سایبرنتیک از واژهای یونانی به معنی «سکانداری» گرفته شده و به علم کنترل و ارتباط در موجود زنده و ماشین اشاره دارد. این علم تلاش دارد تا شباهتها و اصول مشترک بین عملکرد مغز انسان، سیستم عصبی، و ماشینهای خودکار را کشف کند.

2. بازخورد (Feedback)

در قلب سایبرنتیک، مفهوم بازخورد قرار دارد. این ایده میگوید که سیستمها از نتایج اعمال خود مطلع میشوند و بر اساس آن نتایج، رفتار خود را تنظیم میکنند.

مثال: وقتی یک ترموستات دمای خانه را حس میکند و بر اساس آن، سیستم گرمایشی را خاموش یا روشن میکند، از بازخورد استفاده کرده است.

3. اطلاعات بهمثابه کمیت علمی

وینر به کمک نظریه اطلاعات (از کلود شانون)، اطلاعات را بهعنوان یک مفهوم قابل اندازهگیری معرفی میکند.
اطلاعات، نقشی مشابه انرژی در فیزیک دارد، اما در حوزه ارتباط و کنترل.

4. احتمال، عدم قطعیت و پیشبینی

در بسیاری از سیستمها (از جمله مغز انسان یا اقتصاد)، رفتار آینده با قطعیت قابل پیشبینی نیست. سایبرنتیک تلاش میکند با استفاده از روشهای آماری و احتمالات، در چنین شرایطی نیز الگوهایی برای کنترل و تصمیمگیری پیدا کند.

5. سیستمهای خودکار و ماشینهای هوشمند

وینر درباره ماشینهایی صحبت میکند که میتوانند تصمیم بگیرند، خطاهای خود را اصلاح کنند، و با محیط تعامل داشته باشند. این دیدگاه، پایهگذار مفاهیمی شد که بعدها در هوش مصنوعی، رباتیک و سیستمهای تطبیقی توسعه یافت.

6. مقایسه ماشین و انسان

او سعی میکند شباهتهای میان مغز انسان و ماشینهای پیچیده را بررسی کند. البته تأکید دارد که انسانها دارای احساسات و وجوه انسانیاند، اما از نظر کنترل و ارتباط، میتوان الگوهای مشترکی یافت.

7. اخلاق سایبرنتیک

در پایان، وینر هشدارهایی اخلاقی درباره استفاده از دانش سایبرنتیک میدهد:

  • باید از این علم برای تقویت تواناییهای انسان استفاده شود، نه جایگزینی او.
  • خطر سوءاستفاده از تکنولوژی برای کنترل اجتماعی یا جنگ وجود دارد.
  • مسئولیت علمی و اخلاقی دانشمندان برجسته است.

دستاوردها و تأثیر کتاب

این کتاب نهتنها پایهگذار علم سایبرنتیک شد، بلکه بر زمینههای مختلفی مثل:

  • هوش مصنوعی
  • مدارهای کنترل خودکار
  • علوم شناختی و مغز
  • زیستشناسی سامانهای
  • و حتی اقتصاد و جامعهشناسی تأثیر گذاشت.

جمعبندی

نوربرت وینر در این کتاب بنیان مفهومی را گذاشت که ما امروز در انواع فناوریهای هوشمند، سیستمهای کنترل، اینترنت اشیاء، و حتی درک ذهن و مغز انسان با آن مواجهایم. سایبرنتیک پلی میان ماشین و انسان، فیزیک و روانشناسی، و کنترل و ارتباط است.

 

سهیل سلیمی


خلاصه کتاب سایبرنتیک  نویسنده: نوربرت وینر Norbert Wiener

Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine

 

فصل ۱: پیام، معنا و نویز

این فصل به نقش اطلاعات در ارتباطات میپردازد. وینر توضیح میدهد که ارتباط بین انسان یا ماشین بر پایه ارسال پیامها است، و این پیامها همیشه در معرض نویز یا اختلال قرار دارند. او نظریهی اطلاعات شانون را به کار میگیرد تا نشان دهد چگونه میتوان پیامها را به شکلی مؤثر و بدون خطا منتقل کرد.


فصل ۲: ارتباط در موجود زنده و ماشین

اینجا وینر بحث را به شباهتهای مغز و کامپیوتر میبرد. او استدلال میکند که هم موجودات زنده و هم ماشینها میتوانند اطلاعات را پردازش کنند. مغز انسان مانند یک ماشین محاسباتی است که اطلاعات حسی را دریافت کرده، پردازش کرده و واکنش مناسب نشان میدهد.


فصل ۳: رفتار، هدف و تلئولوژی

این فصل درباره رفتار هدفمند است. در سایبرنتیک، رفتارهایی که بهسمت یک هدف مشخص حرکت میکنند (مثل راه رفتن بهسمت غذا)، مورد توجه قرار میگیرند. وینر مفهوم بازخورد (feedback) را معرفی میکند: مکانیزمی که سیستمها برای رسیدن به هدف خود، مدام خود را تنظیم میکنند.


فصل ۴: الگوها و سازمان

در این فصل، بحث بر سر این است که اطلاعات نهفقط کمیت، بلکه ساختار و الگو دارند. وینر میگوید موجودات زنده و ماشینها، اطلاعات را نهفقط ذخیره، بلکه سازماندهی و ساختاربندی میکنند. او از سیستمهای عصبی و ارتباطات ماشینی مثالهایی میزند.


فصل ۵: سایبرنتیک و فیزیولوژی سیستم عصبی

یکی از مهمترین فصلهای کتاب. وینر کارکرد سیستم عصبی انسان را از منظر سایبرنتیکی بررسی میکند. مثلاً چگونه مغز پیامها را از حواس دریافت میکند، تصمیم میگیرد و سپس دستور عمل میفرستد. او تأکید میکند که این فرآیند بسیار شبیه سیستم کنترل خودکار در ماشینهاست.


فصل ۶: سایبرنتیک و آسیبشناسی سیستم عصبی

در اینجا، وینر از بیماریها و آسیبهایی صحبت میکند که عملکرد سیستم عصبی را مختل میکنند، مثل پارکینسون یا صرع. این فصل نشان میدهد که اختلال در بازخورد یا ارتباط عصبی میتواند به بیماری منجر شود، مشابه یک ماشین که وقتی سیستم کنترلیاش از کار بیفتد، خراب میشود.


فصل ۷: یادگیری و حافظه در انسان و ماشین

فصل جذابی که به مسئله یادگیری ماشین و یادگیری انسانی میپردازد. وینر توضیح میدهد که چگونه ماشینها میتوانند یاد بگیرند، با استفاده از بازخورد و اصلاح خطا. او حافظه را بهعنوان ذخیرهساز اطلاعات معرفی میکند و مقایسهای میان مغز و حافظه دیجیتال انجام میدهد.


فصل ۸: سیستمهای آماری و پیشبینی رفتار

در این فصل، وینر به سراغ احتمالات، عدم قطعیت و مدلسازی آماری میرود. در بسیاری از شرایط، آینده قابل پیشبینی دقیق نیست، اما با استفاده از آمار میتوان رفتار سیستمها را تا حدی پیشبینی کرد. این اصل در اقتصاد، هواشناسی، و حتی روانشناسی کاربرد دارد.


فصل ۹: انسان و ماشین

در این فصل فلسفی، وینر پرسشهایی عمیق مطرح میکند:

  • آیا ماشینها میتوانند جای انسان را بگیرند؟
  • آیا باید از تکنولوژی بترسیم؟
  • او نتیجه میگیرد که ماشینها باید ابزار انسان باقی بمانند، و اخلاق، تصمیمگیری و احساسات، ویژگیهایی هستند که هنوز مختص انساناند.

فصل ۱۰: جنگ و مسئولیت علمی

در بخش پایانی، وینر نگرانی خود را درباره استفاده نظامی از دانش سایبرنتیک بیان میکند. او میگوید:

«علم بدون اخلاق، میتواند فاجعهبار باشد

وی دانشمندان را به داشتن مسئولیت اجتماعی فرا میخواند، خصوصاً در دنیای پس از جنگ جهانی دوم.


فصل ۱۱: نتیجهگیری کلی

کتاب با تأکیدی دوباره بر اهمیت سایبرنتیک در دنیای مدرن پایان مییابد. وینر معتقد است که در عصر ارتباطات، انسان باید یاد بگیرد که چگونه با ماشینها و با دیگر انسانها بهشکلی هوشمندانه و اخلاقی تعامل کند.


بحران مصنوعی Artificial Crisis

بحران مصنوعی: واکاوی انتقادی کمبود آب در چارچوب جنگ اقلیمی

Artificial Crisis: A Critical Review of Water Scarcity in the Context of Climate Warfare

ارائهدهنده:سهیل سلیمی
مشاور رسانهای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران
پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی
نویسنده و فیلمساز

Presented by:Soheil Salimi
Media Advisor at the Cyberspace Research Lab, University of Tehran
 / Researcher in Cybernetics and Artificial Intelligence Studies   Writer and Filmmaker

چکیده | Abstract

گفتمان غالب در حوزه محیط‌زیست طی دو دهه گذشته، کمبود آب (Water Scarcity) را یکی از چالش‌های اصلی بشریت معرفی کرده است. با این حال، این مقاله بر پایه تحلیل‌های بینارشته‌ای در حوزه ژئوپلیتیک، سایبرنتیک، و مهندسی اقلیمی (Geoengineering)، این فرضیه را مطرح می‌کند که آن‌چه به عنوان بحران آب مطرح می‌شود، در بسیاری از موارد نه پدیده‌ای طبیعی بلکه برساختی سیاسی-تکنولوژیک است. با تحلیل اسناد نظامی، پروژه‌های تحقیقاتی اقلیمی، و شواهد ماهواره‌ای، نشان داده می‌شود که قدرت‌های جهانی با در اختیار داشتن فناوری‌های پیشرفته سایبرنتیکی و اقلیمی، قادر به ایجاد یا تشدید خشکسالی‌ها و بحران‌های آبی هستند، و این کار را در چارچوب سیاست‌های کنترلی و بازتوزیع قدرت جهانی انجام می‌دهند.


مقدمه | Introduction

در نگاه نخست، بحران آب به نظر می‌رسد پیامد طبیعی رشد جمعیت، افزایش مصرف، و تغییرات اقلیمی باشد. اما این تنها لایه سطحی ماجراست. در پس این بحران ظاهری، منطق‌هایی از جنس قدرت، کنترل و بازخوردهای مصنوعی (Artificial Feedback Loops) نهفته است. بررسی سیاست‌های محیط‌زیستی قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد که پروژه‌هایی چون HAARP، SCoPEx و سایر ابتکارات مهندسی اقلیمی، ابزارهایی برای طراحی اقلیم به نفع منافع ژئوپلیتیکی هستند. از این منظر، آب نیز دیگر تنها یک عنصر طبیعی نیست، بلکه به «ابزار ژئوپلیتیک» تبدیل شده است.

مفهوم «سیاست آب» یا Hydropolitics، نخستین بار در دهه ۱۹۸۰ وارد ادبیات ژئوپلیتیک شد. اما امروزه، با پیشرفت فناوری‌هایی نظیر Ionization of Atmosphere (یونیزاسیون جو)، Aerosol Injection (تزریق آئروسل‌ها)، و Remote Cloud Seeding (بارورسازی از راه دور)، امکان مهندسی اقلیم و تولید خشکسالی یا سیلاب در نواحی خاص فراهم شده است. این مقاله در تلاش است تا با بازنگری در پیش‌فرض‌های رایج، بحران آب را به‌مثابه پدیده‌ای سیاسی ـ سایبرنتیکی تحلیل کند.


چارچوب نظری | Theoretical Framework

۲.۱. سایبرنتیک قدرت (Cybernetics of Power)

بر پایه نظریه نوربرت وینر (Norbert Wiener) و گسترش آن در علوم اجتماعی توسط اندرو پیکرینگ (Andrew Pickering) و نیکولاس لومان (Niklas Luhmann)، سایبرنتیک را می‌توان به‌عنوان علم کنترل سیستم‌های پیچیده، با استفاده از بازخورد و خودتنظیمی، تعریف کرد. در این چارچوب، اقلیم و منابع طبیعی نیز به سیستم‌هایی قابل کنترل و بازخوردپذیر تبدیل می‌شوند.

مهندسی اقلیم به‌مثابه ابزار سلطه

پروژه‌هایی مانند HAARP، که ظاهراً هدف آن‌ها تحقیق علمی است، در عمل قابلیت تاثیرگذاری بر اتمسفر، یونوسفر و الگوهای بارشی را دارند. این نوع از دخالت در اقلیم، به‌عنوان ابزار جنگ سرد جدید و حتی تهدیدات زیست‌محیطی هدفمند مطرح شده است.

رویکرد انتقادی به اقلیم‌سازی (Climatization as a Policy)

اقلیم‌سازی به معنای تبدیل پدیده‌های طبیعی مانند آب‌وهوا به موضوعی سیاست‌گذاری شده است. در این روند، اقلیم از یک بستر طبیعی به یک "سلاح نرم قدرت" (Soft Weapon of Power) تبدیل می‌شود که با آن می‌توان کشورها را دچار بحران، مهاجرت اجباری یا فروپاشی ساختارهای اجتماعی کرد.


 اسناد و شواهد | Evidence and Documentation

 HAARP – پروژه بررسی یونوسفر یا ابزار اقلیم‌سازی؟

پروژه HAARP در آلاسکا، در ظاهر برای بررسی ویژگی‌های یونوسفر طراحی شده است. اما افشاگرانی مانند Nick Begich و Jeane Manning در کتاب مشهور خود Angels Don’t Play This HAARP تأکید می‌کنند که این سیستم قادر است از طریق امواج فرکانس بالا، بر رطوبت جو، ابرسازی، و حتی زلزله تأثیر بگذارد.

منبع:
Begich, N., & Manning, J. (1995). Angels Don’t Play This HAARP. Earthpulse Press.

اسناد نظامی ایالات متحده

گزارش معروف نیروی هوایی ایالات متحده تحت عنوان:
"Weather as a Force Multiplier: Owning the Weather in 2025" (1996)
به‌روشنی استراتژی کنترل آب‌وهوا به‌عنوان عامل افزایش توان نظامی را بیان می‌کند. در این گزارش، سناریوهایی از استفاده تاکتیکی از باران، مه، خشکسالی، و حتی تغییرات دمایی برای شکست دشمن مطرح شده است.

لینک دسترسی به سند:

https://ia601605.us.archive.org/35/items/WeatherAsAForceMultiplier/WeatherAsAForceMultiplier.pdf

۳.۳. گزارش‌های محیط‌زیستی مستقل

Rosalie Bertell، محقق علوم هسته‌ای و مشاور سازمان ملل، در کتاب Planet Earth: The Latest Weapon of War هشدار می‌دهد که جنگ اقلیمی در حال وقوع است و خشکسالی‌ها، سیل‌ها، و آتش‌سوزی‌های بزرگ می‌توانند نتیجه اعمال مستقیم تکنولوژیک باشند.

منبع:
Bertell, R. (2001). Planet Earth: The Latest Weapon of War. Black Rose Books.


موردکاوی بحران آب در خاورمیانه | Middle East Case Study

ایران، عراق و سوریه

در منطقه‌ای که از هزاران سال پیش دارای نظام‌های آبیاری پیچیده (مانند قنات) بوده است، به‌طرز مشکوکی در دهه اخیر کاهش شدید بارندگی و افزایش خشکسالی گزارش شده است. تحقیقات منتشرشده در ژورنال Climate Dynamics (۲۰۱۸) نشان می‌دهند که این کاهش با الگوهای طبیعی ناسازگار است و با پرتاب ذرات معلق در لایه‌های بالای جو در ارتباط است.

در همین حال، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به‌ویژه امارات متحده عربی به‌طور فعال از تکنولوژی Cloud Seeding استفاده می‌کنند. این به‌معنای تغییر مصنوعی الگوی بارش در منطقه است، به نحوی که باران‌هایی که ممکن بود در غرب ایران یا عراق رخ دهد، به‌طور مصنوعی در شرق شبه‌جزیره عربستان تخلیه می‌شود.


رسانه‌ها و مهندسی ادراک | Media and Perception Engineering

همان‌طور که میشل شوسودوفسکی (Michel Chossudovsky) بیان می‌کند، روایت رسمی بحران اقلیم، شدیداً کنترل‌شده و سیاست‌گذاری‌شده است. رسانه‌های جهانی هرگونه اشاره به مهندسی اقلیمی را به «تئوری توطئه» تقلیل می‌دهند، در حالی‌که در واقع این پروژه‌ها در اسناد رسمی علمی، نظامی و اقتصادی ثبت شده‌اند.

منبع:
Chossudovsky, M. (2010). Geoengineering and the Weaponization of Climate. Global Research.


نتیجه‌گیری | Conclusion

تحلیل شواهد موجود نشان می‌دهد که بحران آب، صرفاً نتیجه کاهش منابع یا مصرف نادرست نیست. بلکه بخشی از یک سیاست کلان در چارچوب «کنترل اقلیم» (Climate Control) است. در این چارچوب، قدرت‌های فناوری‌محور قادرند از طریق دخالت سایبرنتیکی در سامانه‌های طبیعی، کشورها را وادار به تسلیم، وابستگی، یا فروپاشی سازند. بحران آب، از این منظر، سلاحی خاموش در دستان جنگی ناپیداست.


کلیدواژه‌ها | Keywords

Water Scarcity (کمبود آب)
Climate Warfare (جنگ اقلیمی)
Geoengineering (مهندسی اقلیم)
HAARP (پروژه هارپ)
Cybernetics of Power (سایبرنتیک قدرت)
Perception Management (مدیریت ادراک)

دوره‌ خصوصی تولید محتوا Advance Content Creation - Pro Mobile CineTography - ACC - PMCT


دوره‌های خصوصی ACC - PMCT تولید محتوا با موبایل.


از صفر تا صد (خصوصی) در دو سطح حرفه ای و فوق پیشرفته، آموزش اختصاصی در محل شما (تهران و حومه)، ساخت محتوا با امکانات خودتان!

آماده همکاری با مراکز دولتی و آموزشگاه‌ها برای ارتقا سواد رسانه ای کارمندان و کارکنان. و ایجاد مهارت تولید محتوای سازمانی


سطح حرفه‌ای: عکاسی و فیلمبرداری موبایل (Professional Mobile CineTography)

با موبایل خود حرفه‌ای کار کنید:

اصول نورپردازی و ترکیب‌بندی پیشرفته

تنظیمات حرفه‌ای دوربین موبایل - تبدیل گوشی شما به یک استودیو همراه

تکنیک‌های فیلمبرداری دینامیک از ویدئوهای ساده تا تولیدات حرفه‌ای


سطح فوق‌پیشرفته ACC: تولید محتوای هوشمند.

  (Advance Content Creation) 

ترکیب هنر، فناوری و خلاقیت

عکاسی و فیلمبرداری موبایل (Professional Mobile CineTography)

تدوین و صداگذاری - ساخت محصولات رسانه‌ای با موبایل

نویسندگی و اجرای محتوا - از ایده تا مدیا

آموزش استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا

دستیابی به توانایی تولید محتوای حرفه‌ای


ویژگیها:

✔️ آموزش کاملاً خصوصی و متناسب با نیازهای شما

✔️ گواهینامه پایان دوره از (نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون)

✔️ پشتیبانی پس از دوره


هزینه سطح حرفه ای 7.9 هفت میلیون و نه صد هزار تومان

هزینه سطح فوق پیشرفته 18.5 هجده و نیم میلیون تومان


 سطح حرفه‌ای هفت جلسه و سطح فوق پیشرفته بیست جلسه می‌باشد.


برای هماهنگی به آیدی یا شماره موبایل زیر پیام بدهید:

eitaa.com/SOHEILSALIMI1

09939494184

رویکرد روایت‌محور در استراتژی بازاریابی محتوای چابک، تحت تأثیر هوش مصنوعی

نویسنده: سهیل سلیمی، مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران، پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی و استراتژی فرهنگی، عضو هیئت مستشاری اندیشکده یقین، نویسنده و فیلم‌ساز

مقدمه

در جهانی که اطلاعات دیجیتال چون سیلی خروشان در شبکه‌های اجتماعی، استریم‌ها و سکوها جریان دارد، تولید محتوا دیگر تنها انتقال پیام نیست؛ بلکه خلق روایتی است که مخاطب را به هم‌سفری در جهانی پرمعنا دعوت می‌کند. محتوای روایت‌محور (Narrative-Driven Content)، با تکیه بر داستان‌گویی، نه تنها احساسات مخاطب را برمی‌انگیزد، بلکه او را به بخشی از تجربه‌ای ماندگار تبدیل می‌کند. شعار من این است: در دنیای امروز، مخاطب، فقط مخاطب نیست؛ او هم‌سفر داستان شماست. اگر در شبکه‌های اجتماعی بدون محتوای روایتگر حضور دارید، فراموش خواهید شد. این مقاله، با نگاهی آکادمیک و در جایگاه یک پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی، به بررسی ادغام هوش مصنوعی (Artificial Intelligence - AI) در استراتژی بازاریابی محتوای چابک (Agile Content Marketing Strategy) می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه این رویکرد، با تمرکز بر روایت‌محوری، می‌تواند تعامل پایدار و نرخ حفظ مخاطب (Retention Rate) را در فضای سایبر تقویت کند. با بهره‌گیری از اصول چابک و ابزارهای هوش مصنوعی، این استراتژی نه تنها کارایی تولید محتوا را افزایش می‌دهد، بلکه عمق فرهنگی و اصالت انسانی را نیز حفظ می‌کند.

استراتژی چابک و نقش هوش مصنوعی

استراتژی بازاریابی محتوای چابک، رویکردی پویا و تکراری (Iterative) است که بر چرخه‌های کوتاه تولید، انتشار، سنجش و بهینه‌سازی محتوا استوار است. برخلاف روش‌های سنتی که برنامه‌ریزی‌های طولانی‌مدت و غیرمنعطف را دنبال می‌کنند، چابکی به تیم‌ها اجازه می‌دهد تا با انعطاف و سرعت، به تغییرات نیازهای مخاطب پاسخ دهند. این روش، با بهره‌گیری از جلسات روزانه (Daily Stand-ups)، اسپرینت‌های کوتاه (Sprints) و بازنگری‌های مداوم (Retrospectives)، محتوا را به ابزاری برای یادگیری و بهبود مستمر تبدیل می‌کند.

هوش مصنوعی، به‌ویژه مدل‌های زبانی پیشرفته مانند GPT-4 یا ابزارهای تحلیل داده مانند Google Analytics، این فرآیند را متحول می‌کند. AI می‌تواند حجم عظیمی از داده‌های رفتاری مخاطبان را تحلیل کند، الگوهای تعامل را شناسایی نماید و پیشنهادهایی برای محتوای روایی ارائه دهد. برای نمونه، یک پلتفرم استریم که به دنبال جذب مخاطبان جوان است، می‌تواند از AI برای تولید اسکریپت‌های اولیه ویدیوهای کوتاه استفاده کند که داستان‌هایی احساسی یا آموزشی را روایت می‌کنند. این اسکریپت‌ها سپس در اسپرینت‌های دوهفته‌ای منتشر شده و با بازخوردهای دریافتی از کانال‌های دوسویه مانند کامنت‌های اینستاگرام یا تلگرام، بهینه می‌شوند. این چرخه، نرخ تعامل (Engagement Rate) و حفظ مخاطب را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد، زیرا محتوا نه تنها داده‌محور است، بلکه با نیازها و احساسات مخاطب هم‌راستا می‌شود.

محتوای روایت‌محور: قلب تعامل در فضای سایبر

محتوای روایت‌محور، در هسته خود، بر داستان‌گویی متمرکز است که مخاطب را از یک دریافت‌کننده منفعل به یک هم‌سفر فعال تبدیل می‌کند. در شبکه‌های اجتماعی و سکوهای استریم، جایی که رقابت برای جلب توجه بی‌امان است، روایت‌های قوی می‌توانند مخاطب را درگیر نگه دارند. به عنوان یک فیلم‌ساز و پژوهشگر استراتژی فرهنگی، بر این باورم که داستان‌ها، با ایجاد پیوند عاطفی، نه تنها توجه را جلب می‌کنند، بلکه وفاداری (Loyalty) را نیز تقویت می‌کنند. هوش مصنوعی می‌تواند این فرآیند را تقویت کند؛ برای مثال، با تحلیل داده‌های شبکه‌های اجتماعی، AI می‌تواند موضوعات پرطرفدار یا نیازهای عاطفی مخاطبان را شناسایی کند و پیشنهادهایی برای روایت‌های متناسب ارائه دهد. مثلاً، اگر داده‌ها نشان دهند که مخاطبان یک پلتفرم به محتوای انگیزشی علاقه دارند، AI می‌تواند داستانی درباره موفقیت یک کارآفرین جوان پیشنهاد دهد که با ارزش‌های فرهنگی مخاطب هم‌خوانی دارد.

با این حال، اینجاست که نقش نظارت انسانی برجسته می‌شود. هوش مصنوعی، هرچند قدرتمند، ممکن است فاقد عمق فرهنگی یا اصالت عاطفی باشد. به عنوان یک مشاور رسانه‌ای در آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر، پیشنهاد می‌کنم که AI به عنوان دستیاری خلاق عمل کند، نه جایگزین ذهن انسانی. پژوهشگر یا نویسنده می‌تواند خروجی‌های AI را ویرایش کند، عناصر فرهنگی بومی را به آن بیفزاید و روایتی خلق کند که نه تنها داده‌محور، بلکه عمیقاً انسانی باشد. این رویکرد، محتوای تولیدشده را از خطر یکنواختی یا فقدان اصالت نجات می‌دهد.

پیاده‌سازی عملی: یک نمونه فرضی

برای روشن شدن چگونگی این ادغام، فرض کنید آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران قصد دارد کمپینی برای ترویج سواد سایبری (Cyber Literacy) در شبکه‌های اجتماعی راه‌اندازی کند. هدف، افزایش آگاهی و نرخ حفظ مخاطب در میان دانشجویان است. در این سناریو، تیم رسانه‌ای از استراتژی چابک استفاده می‌کند. ابتدا، با ابزارهای AI مانند تحلیل‌گرهای داده، نیازهای مخاطبان (مانند آموزش ساده درباره امنیت سایبری) شناسایی می‌شود. سپس، در یک اسپرینت دوهفته‌ای، محتوایی روایت‌محور تولید می‌شود: یک ویدیوی کوتاه که داستان یک دانشجو را روایت می‌کند که با یادگیری نکات امنیتی، از هک شدن حسابش جلوگیری می‌کند. این ویدیو در اینستاگرام و تلگرام منتشر شده و بازخوردهای مخاطبان (مانند کامنت‌ها و اشتراک‌گذاری‌ها) جمع‌آوری می‌شود. AI داده‌ها را تحلیل می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که افزودن یک اینفوگرافیک تعاملی، تعامل را افزایش می‌دهد. در اسپرینت بعدی، این پیشنهاد اجرا شده و نرخ تعامل ۲۵ درصد رشد می‌کند. این چرخه‌ی چابک، با هدایت AI و نظارت انسانی، محتوایی تولید می‌کند که هم اثرگذار است و هم با نیازهای فرهنگی مخاطب هم‌خوانی دارد.

چالش‌ها و راه‌حل‌ها

هرچند این رویکرد قدرتمند است، اما چالش‌هایی نیز دارد. نخست، خطرش‌های الگوریتمی (Algorithmic Bias) در خروجی‌های AI است که ممکن است محتوا را از تنوع فرهنگی دور کند. برای رفع این مشکل، باید داده‌های آموزشی AI متنوع‌تر شوند و خروجی‌ها توسط تیمی با دیدگاه‌های فرهنگی مختلف بازبینی شوند. دوم، وابستگی بیش از حد به فناوری ممکن است خلاقیت انسانی را محدود کند. برای جلوگیری از این امر، آموزش مداوم تیم‌ها و استفاده از ابزارهای مدیریت چابک مانند Jira یا Trello ضروری است تا تعادل بین فناوری و خلاقیت حفظ شود. سوم، مسائل اخلاقی مانند حریم خصوصی داده‌ها باید مورد توجه قرار گیرند. به عنوان پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک، تأکید می‌کنم که استفاده از داده‌های مخاطبان باید با رعایت استانداردهای اخلاقی و قوانین GDPR انجام شود.

نتیجه‌گیری

ادغام هوش مصنوعی در استراتژی بازاریابی محتوای چابک، با محوریت محتوای روایت‌محور، شرایط بهتری برای تعامل در فضای سایبر ترسیم می‌کند. این رویکرد، با ترکیب سرعت و انعطاف چابکی، قدرت تحلیل AI و عمق روایت انسانی، مخاطب را به هم‌سفری دعوت می‌کند که نه تنها او را سرگرم می‌کند، بلکه وفاداری‌اش را نیز تضمین می‌کند. به عنوان کسی که سه دهه در عرصه رسانه فعال بوده ام، باور دارم که این روش، با نظارت دقیق انسانی و توجه به حفظ اصالت فرهنگی و دینی در تولید محتوا، از دیگر نقاط قوت این رویکردخواهد بود. در پایان، پیشنهاد می‌کنم که پژوهشگران و فعالان رسانه‌ای، با هدایت استراتژی‌های فرهنگی و بهره‌گیری از ابزارهای نوین، این تحول را پیش ببرند تا محتوای دیجیتال نه تنها اثرگذار، بلکه ماندگار باشد.

منابع:


  • WordLift Blog. (2025). Transform Your Agile Marketing Strategy with AI. https://wordlift.io/blog/en/how-to-build-a-more-agile-marketing-strategy-with-ai/

  • Sprinklr. (2025). 4 Ways AI Is Reshaping Content Marketing in 2025. https://www.sprinklr.com/blog/ai-for-content-marketing/

  • SSRN. (2024). Artificial Intelligence-Driven Emotional Storytelling for Brand. https://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=4954803

  • ResearchGate. (2025). The Impact of AI-Driven Content Marketing on Social Media. https://www.researchgate.net/publication/391390103_The_Impact_of_AI-Driven_Content_Marketing_on_Social_Media_Customer_Engagement

امروز عصر «انسان رسانه» است

کارگردان «فرشتگان قصاب» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

امروز عصر «انسان رسانه» است/ »هنرمندان» با کلام هنری خود به بیان «مظلومیت مردم غزه و لبنان» بپردازند

سینماپرس: «سهیل سلیمی» کارگردان سینما در خصوص نقش هنرمندان و بالاخص سینماگران در جهت کمک به جبهه مقاومت و مواجهه با رژیم جنایتکار صهیونیستی گفت: هنرمندان می توانند با کلام هنری از همین گوشی های موبایل خود استفاده کنند و به بیان مظلومیت «مظلومیت مردم غزه و لبنان» بپردازند و از ظرفیت خودشان و جایگاهی که در بین مردم دارند به نفع آزادی و عدالت بهره ببرند.

این سینماگر در گفتگو با خبرنگار سینماپرس اظهار داشت: بخش رسانه و فرهنگ و هنر به عوامل مادی و معنوی خاصی وابسته است و اگر آن ها تأمین نشود محصول هنری تحت تأثیر قرار می گیرد. البته این به آن معنا نیست که هنرمند اگر این ابزار را نداشته باشد ساکت در گوشه ای بنشیند و از اقداماتی که باید انجام دهد غافل شود.

وی سپس با بیان اینکه امروز عصر «انسان رسانه» ها است و هنرمندان می توانند با توجه به فهمی که از رسانه دارند به تبیین مسائل پیرامون جبهه مقاومت اسلامی بپردازند تأکید کرد: همه مردم و در رأس آن ها جامعه فرهنگی و هنری کشور امروز می توانند قدم های محکمی بردارند. آن ها می توانند به تبیین مسائلی بپردازند که فهمیدن و درک کردن آن نیاز به اطلاعات عجیب و غریبی ندارد.

سلیمی خاطرنشان کرد: ما حتماً نباید علوم انسانی خوانده باشیم تا متوجه شویم چه جنایتی در غزه رخ می دهد. هنرمندان می توانند با کلام هنری از همین گوشی های موبایل خود استفاده کنند و به بیان مظلومیت مردم غزه و لبنان بپردازند و از ظرفیت خودشان و جایگاهی که در بین مردم دارند به نفع آزادی و عدالت بهره ببرند.

این کارگردان متذکر شد: خوشبختانه امروز جامعه جهانی تحت تأثیر فضای غزه است و همه ملل دنیا بیدار شده اند و ما هر روز شاهدیم که در گوشه ای از جهان علیه صهیونیست ها موضع جدی می گیرند؛ پس اگر کسی بخواهد حرف بزند امروز گوش شنوا برای شنیدن حرف هایش زیاد است و خیلی ها دوست دارند بشنوند که چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. صداها امروز بیشتر از هر زمان دیگری شنیده می شود و همه هنرمندانی که به انسانیت و عدالت پایبند هستند باید از این ظرفیت استفاده کنند ودیگران را فرا بخوانند و از مردم مظلوم و بی دفاع غزه و لبنان حمایت کنند و علیه استکبار جهانی و صهونیست های پلید و خونخوار موضع بگیرند.

آهنگسازی مجموعه مستند راز مستوری را نیز سهیل سلیمی انجام خواهد داد

مجموعه مستند «راز مستوری» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی سهیل سلیمی در مراحل پایانی تولید است، به گفته کارگردان، آهنگسازیِ این اثر هم مانند مجموعه مستند جنایت نامرئی توسط خود سهیل سلیمی انجام خواهد شد. این مجموعه که اثری متفاوت در ژانر مستند به شمار می‌رود، تلاش دارد مخاطب را به سفری پیچیده و چندبعدی در هزارتوهای مفهوم مستور بودن ببرد. موسیقی این اثر با توجه فضای چند بعدی آن از قطعات کلاسیک و الکترونیک و راک تولید خواهد شد، البته حال و هوای موسیقی مانند جنایت نامرئی در خدمت مفاهیم فیلم قرار دارند و گاه فقط با نوای یک پیانوی ساده همراه است و گاه با یک تنظیم ارکسترال.

 

سهیل سلیمی کارگردان این پروژه که مسئولیت آهنگسازی را نیز شخصاً بر عهده گرفته، در توصیف اثرش می‌گوید: «راز مستوری»  مجموعه‌ای مستند است که به هزارتوی موضوع مستور بودن می‌پردازد، من در این مجموعه‌ی مستند سعی دارم شما را با ابعاد گوناگون مرتبط با رازمستوری آشنا کنم، همانگونه که در حل یک هزارتو تا رسیدن به نقطه‌ی نهایی باید راه‌های پر پیچ و خمی را پشت سر بگذارید، اینجا هم راهی دراز در پیش داریم که تقاطع‌های پر شماری خواهد داشت و هر بار از سویی به سمت مقصد نهایی عزیمت خواهیم کرد و البته، گاهی مسیرهای رفته را باید از زاویه دیگر نیز بنگریم تا راز مستوری را دریابیم. در گستره‌ی خاکیِ این جهان بزرگ بسیاری از مردمان با استفاده از تمثیل‌ها و استعاره‌های فراوان سعی می‌کند تا سرزمین‌نشان را وصف کنند و با کلماتی زیبا، هویتی به خاکی که از آن برخاسته‌اند بدهند. اما ایران سرزمینی است که بی‌نیاز از استعاره، و به واقع معنا و توصیفِ تمام و کمالِ مادر تمدن‌هاست. گواه این ادعا را می‌توان از زبان کسانی شنید که صدها سال خاک این سرزمین را زیرورو کردند و با هر یافته‌ای سر تعظیم در مقابل این تمدن بی‌بدیل فرو آوردند، برای مثال من نقل قول‌هایی برایتان می خوانم که نگاه دیگران به ایران را بهتر درک کنید:

ایرانیان نخستین مردمانی بودند که امپراتوری جهانی بوجود آوردند و آزادمنشی را که تا آن زمان بر بشر مجهول بود بسط و اشاعه دادند. "رومن گیرشمن باستان شناس فرانسوی"

ایران حق بزرگی به گردن بشریت دارد، زیرا ایران با فرهنگِ نیرومند و ظریفی که دارد، وسیله‌ی تفاهم و توافق و هماهنگی را میان ملل ایجاد کرده است. "رنه گروسه مورخ فرانسوی"

به طور کلی هیچ صنعت و هنر اروپایی را تا هزاره‌ی اول مسیحیت نمی‌توان یافت که نفوذ و تاثیر هنر دوره‌ی ساسانی در آن دیده نشود و هنرهای مغرب زمین هرگز بدون کمک و حمایت ایران ترقی پیدا نمی‌کرد. "استیون رانسی‌مان مورخ انگلیسی"

از نظر تاریخ هنر، می‌توان گفت؛ ترقی و توسعه‌ی معماری بیزانس بدون نفوذ پیشین هنر ایرانی امکان پذیر نبود. "تالبوت رایس مورخ انگلیسی"

ایرانیان به علوم عقلی بسیار اهمیت می‌دادند و دایره‌ی این علوم در کشورشان بسیار پیشرفته بود. پس از آن که اسکندر دارا را کشت و بر کیانیان چیره شد، غرب به گنجینه‌ی بی‌شمار کُتب و علومِ بی حد و حصر کیانیان دست یافت. "ابن خلدون مورخ و جامعه شناس عرب"

در طراحی صنایع، ایران راهنمای تمام عالم است و استعداد پیشوایی ایران در عالم صنعتِ نَورد تصدیق علمائ اهل فن است. صنعت اساسی‌ترین و مهم‌ترین فعالیت قوم ایرانی و گران‌بهاترین خدمت آنها به تمدن جهان است. "جی کریستی ویلسن خاورشناس"

به جرات می توان گفت که گسترش معلومات ادبی و علمی یونانیان که در کتب خود از آن سخن گفته اند تنها در زیر سایه فتوحات ایران و تمدن کهن آن حاصل شده است. "ویلهام بارتُلد خاورشناس روس"

نوشتن و خط، ارقام هندسی، صنایع کشاورزی، فلزکاری، نجوم و علوم ریاضی، مبدا آراء دینی و فلسفی تماماً از شرق است و سرچشمه‌ی عمده‌ی همه‌ی آنها فلات ایران است. "آرتور آپهم پوپ مورخ آمریکایی"

اگر روزی دیدی که فردی بخاطر کشورش حاضر شده تمام فرزندانش را قربانی کند. بدان که آن فرد اهل امپراطوری پارس است" .اسکندر مقدونی"

این جملات و صدها جمله‌ی دیگر که در مدح تاریخ پر افتخار تمدن ایران از زبان بیگانگان که جز اندکی، عموماً دشمنانِ این خاک پر گوهر نیز بوده‌اند بیان شده، همه و همه بیانگر نقش کلیدی ما ایرانیان در ایجاد و تعالی تمدن بشری در تمام حوزه‌های زیستیِ انسان دارد. اما بی تردید جملاتی که رسول اکرم در مورد ایرانیان فرمودند مهر تائیدی‌ست بی بدیل بر تمام این گفته‌ها، که فرمودند: روزی مردانی از سرزمین پارس به دور ترین نقطه‌ی علم خواهند رسید! و هم چنین فرمودند: اگر اسلام در لابه‌لای زمین گم شود، ایرانیان آن را می‌یابند و اگر اسلام در آسمان قرار گیرد، جز مردم ایران کسی به آن دست نیابد. و این یعنی ایرانیان در علم و ایمان پیشگامان جهان هستند.

سهیل سلیمی اضافه کرد: هرچند تمدن ایران بزرگ فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته و روزهای تلخ و شیرین فراوانی را به خود دیده است، اما انسان ایرانی در تمام طول تاریخ ثابت کرده که می‌داند چطور مسیر تاریخ را بر مدارِ تعالی انسانی حفظ کند، هر چند که شاید، گاه مردمانی از همین آب و خاک راه گم کرده و حیران، دوست و دشمن خود را گم نموده باشند. مانند امروز که جامعه‌ی ما یا شاید بهتر است بگویم بخشی از جامعه‌ی ما در فهم هویت و جایگاه والای انسان ایرانی ناتوان است، و سرسپرده به وسوسه‌های تمدن غرب که قدمتش حتی به‌ اندازه‌ی یکی از روستاهای ایران ما نیست، به خود، خانواده، جامعه و کشورشان و حتی به تمدنِ ایران زمین آسیبی جبران ناپذیر وارد می‌کنند. تمدنی که در همواره‌ی تاریخ، مَستور بوده و آنچه از آگاهی، علم و فرهنگ در سراسر گیتی، دیگران به داشتنش می‌بالند از خاک گُهربار ایران زمین به جای‌جای جهان صادر شده است. ایرانی که وسعت فرهنگی آن از مرزهای چین شروع می‌شود و تا انتهای مدیترانه و حتی بیشتر، امتداد می‌یابد. 

او در ادامه اضافه کرد: تغییرات فرهنگی یک شبه و ناگهانی به وجود نمی‌آیند. معمولا سالیان سال، تغییرات خزنده‌ی فرهنگی آشکار و پنهان در لایه‌های گوناگون جامعه رخ می‌دهد و در نهایت در قالب شکلی کُلی و کامل، و در شمایل بنایی عظیم، به برون داد اجتماعی می‌رسد، و همچون میدان اصلی شهر که همه به دیدار روزمره‌اش عادت کرده‌اند، به عرفیات جامعه تبدیل می‌شود. اگر زیر بنای چنین واقعه‌ای مِصداق این بیت باشد: "خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج" آن وقت چه باید کرد؟ اگر آن روند خزنده‌ی فرهنگیِ جامعه، به سمت سقوط و اضمحلال باشد، چه باید کرد؟ چگونه این مسیر بلندی که طی شده را باید بازگشت؟

از یک منظرِ مهمتر! اگر معمارِ فرهنگِ جامعه‌ای، دشمنی جنایتکار و فریبکار و رِند باشد، و به عمد، معماری فرهنگی جامعه را کج و رو به سقوط و اضمحلال طراحی کرده باشد، چه باید کرد؟

سهیل سلیمی در توصیف مجموعه‌ی مستند راز مستوری اضافه کرد: من در جستجوی «راز مستوری» باید از لحظه‌ی پیدایش عالم تا همین اکنون را قدم به قدم و لحظه به لحظه می‌جستم، از همان لحظه که آدم و حوا تا چشم باز کردند دیدند که فریب شیطان را خورده‌اند و کار از کار گذشته، و عریان و پریشان و خجل در میانه‌ی بهشت آواره گشته‌اند؛ یعنی اولین چیزی که انسان پس از نافرمانی از دست داد ستر و لباسِ نوری بود که به تن داشت!

عکس‌های پشت صحنه‌ی مجموعه مستند: جنایت نامرئی

عکس‌های پشت صحنه‌ی مجموعه مستند: جنایت نامرئی      نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: سهیل سلیمی
  I N V I S I B E L    C R I M E
Writer, Director & Producer : SOHEIL SALIMI     BTS_Pictures
Save Image As برای دانلود با کیفیت عکس‌ها روی عکس مد نظر کلیک راست کنید و از این گزینه استفاده کنید 

مرثیه خوانی برای لیبرال دموکراسی

مرثیه خوانی برای لیبرال دموکراسی در مستند: کارخانه آمریکا . سهیل سلیمی

مرثیه خوانی برای لیبرال دموکراسی در مستند: کارخانه آمریکا . سهیل سلیمی

مستند کارخانه آمریکا محصول شبکه نتفلیکس می خواهد از ارزش های آمریکایی و صنعت آمریکا در دوران طلایی جنرال موتورز یک فیلم مستند حماسی بسازد که مایه های تراژیک دارد. اما نا خوآگاه تبدیل شده به روز شمار فلاکتبار کارگران آمریکایی که با حقوقی اندک و با سن های بالای چهل و پنج و حتی پنجاه سال مجبور به انجام کارهای سخت و طاقت فرسا هستند. فیلم مقایسه ای هم میان اقتصاد آمریکا و چین دارد که سعی می کند با برچسب برده داری چینی آن را به نمایش بکشد، که البته بسیار هم موفق است.

به نظرم این فیلم ناخوآگاه و شاید هم آگاهانه صنعت امروز آمریکا را در تعدادی تیتر درشت معرفی می کند.

1-      اقتصاد آمریکا ورشکست شده و امیدی بهبود آن با شرایط موجود نیست.

2-      مدیریت بنگاه های کلان اقتصادی در دست کسانی است که شناختی از بهروری ندارند.

3-      مدیران مشاغل و خصوصا کارخانه ها هیچ ایده ای برای عبور از بحران ندارند.

4-      شاید راه حل نجات در چین پنهان شده است.

5-      کارگران آمریکایی اغلب پیر هستند و در دورانی که باید بازنشستگی را تجربه کنند، برای حداقل های زندگی کارهای سخت و حقوق کم را می پذیرند.

6-      دولت آمریکا هیچ کمکی به قشر فرو دست نمی کند، جز وعده و قول های بی سرانجام. (درست مانند دولت اصلاح طلب تدبیر و امید در ایران.)

7-      ایجاد اتحادیه های کارگری بزرگ ترین مانع در برابر استفاده حداکثری از کارگران است.

8-      اگر کارگران برده داری نوین را نپذیرند اخراج خواهند شد.

9-      اعتراضات و تجمعات صلح آمیز، نمایشی است برای گول زدن کارگران و فشار بیشتر بر گُرده آنان.

10-  سواد و فهم جامعه کارگری آمریکا آنقدر پایین است که از کارگر چینی درس زندگی می گیرند.

11-  جامعه آمریکایی از آموزش و پرورش بسیار سطح پایینی برخوردار است. اغلب افراد، حتی مدیران بسیار نا آگاه و دور از منطق و علم صحبت می کنند.

12-  تقریبا تمام مدیران به دلیل سطح نازل سواد نیاز به آموزش را در خود احساس می کنند. عمده این نیاز از آموزش های تک بعدی و تخصص گرایی صرف نشات می گیرد. و در واقع باید گفت تفکر کانالیزه شده منانع از جامع نگیری می شود

13-  مدیران آمریکایی فقط در رقصیدن و آواز خواندن از چینی ها بهتر هستند. که اشاره به ناکارامدی آنها دارد.

14-  بر خلاف آنچه گفته می شود، جامعه صنعتی آمریکا بسیار نامنظم و نا فرمان است.

15-  کارگر آمریکایی کم بازده و پُر توقع است.

16-  چین با بهره برداری از آموزه های کومونیستی از کارگران به مثابه سرباز بهرکشی می کند.

17-  کارگر چینی بدون تعلق خاطر به خانواده و فقط برای کشورش کار می کند. مصداق آن در فیلم؛ خانواده هایی هستند که سالی یک بار فرزند و همسرانشان را می بینند.

18-  سیستم های مدرن و روبوت ها بزودی جای کارگران خواهند گرفت.

19-  سرنوشتی سیاه در انتظار کارگران است.

این فهرستی که فیلم به آن اشاره می کند، در واقع پاشنه آشیل و نقطه ضعف اقتصاد ربا مبنای لیبرالیستی است. اقتصادی ربا مبنا، که گران کار می کند باید گران هم بفروشید و در نهایت گران هم بخرد. تخم مرغ فروشی که گران فروشی می کند، ابتدا سود خوبی می برد. اما وقتی برای مرغ هایش می خواهد دانه بخرد متوجه افزایش قیمت دانه می شود. زیرا دانه فروش متوجه شده که قیمت تخم مرغ در بازار افزایش یافته و باید جبران مافات کند. در این بین دستمزدها هم باید افزایش پیدا کند. و مشتری هم، همین سیکل را در جای دیگری تجربه می کند. و این چرخه ی غلط و کثیف که تنها به سود سرمایه دارن و گردن کلفت های اقتصاد است، آنقدر تکرار می شود تا جامعه را در بن بستی بنام رکودتورمی دفن می کند. استفاده از الگوی لیبرال دموکراسی در هر جای جهان صورت گرفته همین نکبت را به بار آورده است. متاسفانه این سیکل در کشور ما هم در حال انجام است. سهیل سلیمی

مَلکه‌ی کُوپُنهای تَخفیف

تحلیلی کوتاه بر فیلم Queenpins مَلکه‌ی کُوپُنهای تَخفیف (سهیل سلیمی)

تحلیلی کوتاه بر فیلم Queenpins مَلکه‌ی کُوپُنهای تَخفیف، بنظرم بهترین ترجمه ای است که برای نام این فیلم می‌شود نوشت. دو خانم تقریباً بیکار که به فکر این می‌افتند که با فروش بن ها یا کوپن های تخفیفِ محصولات شرکت‌های مختلف کاسبی کنند و البته باید برای بدست آوردن این کوپن ها دست به اقدامی خلاف بزنند. 

فیلم تعریف جالبی از لیبرال دموکراسی ارائه می کند؛ اگر طوری دزدی کنی که کسی نفهمد، پس دزدی نکرده‌ای. اما چرا فروش کوپن تخفیف چنین زیر متنی را ایجاد کرده است؟ پاسخ در پدیده‌ی قیمت گذاری است. شرکت‌های دولتی و خصوصی سالهاست که ذره ای از سود خود نمی‌کاهند. مالیات، اجاره بها، هزینه حمل و نقل، ارزش افزوده، حقوق و مزایای کارکنان، هزینه خرید مواد اولیه و هر هزینه‌ای که فکرش را بکنید، به قیمت تمام شده کالا یا خدمات اضافه می‌شود و مردم باید تاوان تمام این هزینه ها را بدهند تا در چرخه‌ی کلان اقتصاد، ثروتمندان همواره ثروتمند باقی بمانند. فیلم سعی دارد بگویید، دزدیدن بن تخفیف در واقع باز گرداندن رابین هود گونه‌ی بخشی از همین غارتِ مردم عوام است. مردمی که بقول ما ایرانی‌ها، مرغ عزا و عروسی هستند و فرقی ندارد، حاکمان در چه حال باشند، فشار اقتصادی بر گُرده مردم است. بن تخفیف یا کوپن تخفیف و اساسا موضوع تخفیف در فروش، از آن توهین‌هایی است که اگر مردم چاره داشتند هرگز تن به خرید با تخفیف نمی دادند. زیرا سال‌هاست که معنی تخفیف یعنی کالایی را چند برابر گران می‌کنند و بعد با چند درصد تخفیف در حلقوم مشتری فرو می‌کنند. به هر حال Queenpins در القا مفهوم "اقتصاد بی اخلاق" بسیار موفق است، هر چند سعی می‌کند با مافیای ثروت و قدرت، سرشاخ نشود و در حد دو ملکه‌ی فروشنده ی کُوپنهای تخفیف باقی بماند. سهیل سلیمی

تحلیلی بر فیلم سینمایی هفت / ما سر هر کوچه و خیابون یه گناهِ کبیره می بینیم، اما بهش بی تفاوتیم، بی تفاوتیم چون برامون عادی شده!

ما سر هر کوچه و خیابون یه گناهِ کبیره می بینیم، اما بهش بی تفاوتیم، بی تفاوتیم چون برامون عادی شده!

تحلیلی بر فیلم سینمایی (هفت)

هرچند به ظاهر برای اکثر مردم، تعیینِ #هفت_گناه_کبیره (در آموزه های مسیحیت) و مجازات های سنگین و جهنمی برای آنها بسیار دلهره‌آور است، اما همه‌ی ما گاه از یک راننده تاکسیِ زیاده خواه، از یک #سیاست_مدار فاسد، از یک #پزشک مغرور، یک کارفرمای شکم باره، یک #روسپی بی حیا، یک دوست تنبلِ بدقولِ بی تفاوت، از خرید، وقتی پولی که با مشقت به دست آورده ایم به پای یک کالای بی کیفیت از دست می دهیم و حتی از وکیلی که قانون را به بالاترین پیشنهاد می فروشد، چنان زخم می خوریم و ناراحت می شویم که دوست داریم آن فرد را مجازات کنیم، مجازاتی سخت! 

 اما همواره به جای مجازات، گوشه ای می نشینیم و عصبانیت مان را بر فرق سرِ خودمان می کوبیم و غصه می خوریم و گاه گریه آخرین پناهِ مان می شود. اما این بغض فروخورده در فیلم " #هفت " به بلندترین شکل ممکن فریاد می شود.

اولین دیالوگِ مهم فیلم، اشاره به بی توجهی خودِ مخاطب دارد. روحیه ی وِلِش کن، یا به من چه! جان دوال می گوید؛ "گاهی برای اینکه مردم به حَرفِت گوش کنن، کافی نیست که فقط بزنی روی شونه شون، باید با پُتک بکوبی توی سرشون". اما آنچه که این دیالوگ را فراتر از معنای آن، بازهم مهمتر می کند، خاستگاه آن است. فیلم در آمریکا ساخته شده، در هالیوود، جایی که اوجِ تمدنِ #لیبرال_دموکراسی محسوب می شود. 

#لیبرالیسم‌ی که اساس آن "لِسِفِر" است. مفهومی که وقتی معنای آن را بدانید حیرت‌انگیز بودنِ "هفت" و این دیالوگ را بیشتر درک می کنید. لِسفر، یعنی وِلِش کن! یعنی تمدنی که ماهیتش بی خیالی و رهاسازی بوده، کارش به جایی رسیده که نسخه درمان را در مجازات سخت می بیند، در توجه همه ی افراد جامعه به افعال یکدیگر، اما نه با امر به معروف و نهی از منکر، بلکه با گلوله‌ی یک تفنگ اتوماتیک یا تکه تکه کردن هرزه ها و فاحشه ها با چاقوهای تیز قصابی!. 

 کارگاه سامرست " #مورگان_فریمن " در جایی میگوید: "توی #آمریکا راحتره که توی #اعتیاد غرق بشی تا اینکه بخوای زحمت بکشی، راحتره چیزی رو که میخوایی بدزدی!

 فیلم اساسا بسیار بصری و هنرمندانه ساخته شده، اما #دیالوگ ها چنان پُرمحتوا و کوبنده است که شاید بارها و بارها برای درک دقیق آنها "هفت" را باید به تماشا نشست. در جای دیگری ‌"جان دوال" کاراکتری که می‌خواهد عدالتی خونین را علیه گناهکاران اجرا کند، می گوید؛ "ما سر هر کوچه و خیابون یه #گناه_کبیره می بینیم، اما بهش بی تفاوتیم، بی تفاوتیم چون برامون عادی شده." 

در این دیالوگِ شاهکار و بی بدیل، دو نکته بسیار مهم و استراتژیک در حوزه جامعه سازی نهفته شده است. 

اول اینکه؛ هیچ کس زحمتِ تذکر و ارشادِ کس دیگری را به خودش نمی دهد. در یک مثال مع الفارغ، اگر ببینیم کسی در حال افتادن به چاهی هست که اتفاقا ما از همان چاه آب برای نوشیدن بالا می کشیم، تنها لَبی میگَزیم و لب برای هشدار باز نمی کنیم. یعنی از رویکردِ دینیِ #امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر روی گردان هستیم، حتی وقتی که آسیبِ این روی گردانی مستقیم به خود ما باز می گردد. 

دوم آنکه؛ گناه و متعاقب آن جرم و جنایت، عادی سازی می شود. یعنی نه تنها با فسادهای مختلفِ درون جامعه مقابله و مواجهه صورت نمی دهیم، بلکه آن را بَدیهی و طبیعی و حتی گاه لازمه ی جامعه می دانیم.

فیلم سینمایی "هفت" جامعه را منفعل و بی خاصیت نمی خواهد و از باورهای احمقانه ی دنیای مدرن و لیبرالیسم عبور می کند. 

"هفت" نوعی انسان آرمانیِ عدالت خواه دارد که در شکلی اغراق شده و نمادین، با توسل به احکام مجازات در دینِ مسیحیت، سعی در اصلاح جامعه و حتی خودش "جان دوال" دارد، و داستان را جوری جلو می‌برد که در نهایت خودش هم به دلیل #گناه #حسادت کشته می شود. اما نکته ای نباید از آن غافل شد این است که فیلم مستقیم می گوید؛ #تمدن_غرب به چنان لجنزاری از فساد تبدیل شده که جز کشتن بی واسطه و مستقیم گناهکارن راه دیگری باقی نمانده است.

فیلم سینمایی "هفت" اثری هنرمندانه است که حتی خالقان آن یعنی " #اَندرو_کیوین_واکر " در مقام نویسنده و " #دیوید_فینچر " در مقام کارگردان، و حتی " #داریوش_خُنجی " در مقام فیلمبردار دیگر هرگز به ساخت چنین اثرِ شاهکاری دست نیازیدند.


 سهیل سلیمی

*نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون

*متخصص مطالعات استراتژیک فرهنگی

*مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران

پوسترِ "ایران مقتدر"

پوسترِ "ایران مقتدر"

چو ایران نباشد تن من مباد،...

به وسعت تمام تاریخ،... 

از گذشته تا آینده،...

 ایران مقتدر

طرح ایرانِ مقتدر، طراح سهیل سلیمی.



 سهیل سلیمی

نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون

متخصص مطالعات استراتژیک فرهنگی

مشاور رسانه‌ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران


کانال آپارات: (دانلود و تماشای فیلم‌ها) 

www.aparat.com/SOHEIL_SALIMI


وبلاگ رسمی سهیل سلیمی:

www.soheilsalimi.blogsky.com


لینک کانال ایتا

https://eitaa.com/soheilsalimi

https://eitaa.com/soheilsalimi