
مدیا سایبرنتیک و هوش مصنوعی
رابطه سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه: کنترل و اعمال قدرت (سهیل سلیمی)
سایبرنتیک، به عنوان دانش کنترل و اعمال قدرت و ارتباطات در سیستمهای پیچیده، از زمان طرحشدن توسط نوربرت وینر، تحولات عمیقی را در عرصههای علمی، فناوری، و اجتماعی ایجاد کرده است. امروزه، با ظهور هوش مصنوعی و گسترش رسانههای دیجیتال، این دانش به سطحی بیسابقه از کاربرد و تاثیرگذاری رسیده است. در این نوشته، به بررسی رابطه سهگانه سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه میپردازم و نشان میدهم که چگونه این ترکیب، به ابزاری قدرتمند برای کنترل و اعمال قدرت در جوامع مدرن تبدیل شده است.

سایبرنتیک و هوش مصنوعی: چارچوبی برای کنترل
سایبرنتیک بر مفهوم بازخورد (Feedback) و خودتنظیمی سیستمها تاکید دارد. هوش مصنوعی، با الهام از این اصول، سیستمهایی را طراحی میکند که قادر به یادگیری، تطبیق، و تصمیمگیری هستند. این سیستمها از الگوریتمهای پیچیده برای پردازش دادهها استفاده میکنند و با تحلیل رفتار کاربران، الگوهای کنترل را بهینهسازی مینمایند. برای مثال، شبکههای عصبی مصنوعی با شبیهسازی مغز انسان، توانایی پیشبینی و تاثیرگذاری بر رفتارهای اجتماعی را دارند.
رسانه به عنوان ابزار تلقین و کنترل
رسانهها، به ویژه در عصر دیجیتال، نقش کلیدی در انتقال پیامهای کنترلگرانه ایفا میکنند. با استفاده از هوش مصنوعی، رسانهها قادر به شخصیسازی محتوا و هدفگیری دقیق مخاطبان هستند. این فرآیند، که به "مهندسی رضایت" معروف است، از طریق تحلیل دادههای کاربران و ارائه محتوای متناسب با ترجیحات و باورهای آنها انجام میشود. برای نمونه، الگوریتمهای فیسبوک و گوگل با نمایش انتخابی اخبار و تبلیغات، میتوانند افکار عمومی را جهتدهی کنند. که در مجموع من این اعمال قدرت و کنترل از طریق رسانه را مدیاسایبرنتیک می دانم.
چرخه کنترل و اعمال قدرت
در این سیستم، یک چرخه دائمی بین سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه وجود دارد:
1. **جمعآوری دادهها**: هوش مصنوعی با رصد رفتار کاربران در رسانههای اجتماعی، دادههای عظیمی را جمعآوری میکند.
2. **تحلیل و پیشبینی**: این دادهها برای شناسایی الگوهای رفتاری و پیشبینی تمایلات آینده استفاده میشوند.
3. **تلقین و کنترل**: رسانهها با استفاده از این تحلیلها، محتوایی را منتشر میکنند که باورها و رفتارهای مخاطبان را شکل میدهد.
4. **بازخورد و بهینهسازی**: نتایج این تاثیرگذاری، دوباره به سیستم بازگردانده میشود تا چرخه کنترل تقویت شود.
پیامدهای اجتماعی و اخلاقی
این رابطه سهگانه، پیامدهای عمیقی برای آزادی فردی و دموکراسی دارد. از یک سو، هوش مصنوعی و رسانهها میتوانند به بهبود خدمات و رفاه اجتماعی کمک کنند، اما از سوی دیگر، خطر تبدیل شدن به ابزارهای نظارت و دستکاری افکار عمومی را نیز به همراه دارند. مثال بارز این موضوع، استفاده از رسانههای اجتماعی برای تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات یا ایجاد قطبیسازی سیاسی است.
نتیجهگیری
ترکیب سایبرنتیک، هوش مصنوعی، و رسانه، یک سیستم کنترل قدرتمند را ایجاد کرده است که همزمان هم فرصتها و هم تهدیدهایی را برای جامعه به ارمغان میآورد. درک این رابطه برای حفظ تعادل بین پیشرفت فناوری و حریم خصوصی افراد ضروری است. آینده این تعامل، به چگونگی تنظیم مقررات اخلاقی و قانونی برای استفاده از این فناوریها بستگی خواهد داشت.
سهیل سلیمی - مشاور رسانه ای آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران
این نوشته بخشی از سخنرانی من در کنفرانس فضای سایبر سال 1403 می باشد.
**کلمات کلیدی**: سایبرنتیک، هوش مصنوعی، رسانه، کنترل اطلاعاتی، مهندسی رضایت، نظارت دیجیتال، آزادی فردی.
در جهانی که اطلاعات دیجیتال چون سیلی خروشان در شبکههای اجتماعی، استریمها و سکوها جریان دارد، تولید محتوا دیگر تنها انتقال پیام نیست؛ بلکه خلق روایتی است که مخاطب را به همسفری در جهانی پرمعنا دعوت میکند. محتوای روایتمحور (Narrative-Driven Content)، با تکیه بر داستانگویی، نه تنها احساسات مخاطب را برمیانگیزد، بلکه او را به بخشی از تجربهای ماندگار تبدیل میکند. شعار من این است: در دنیای امروز، مخاطب، فقط مخاطب نیست؛ او همسفر داستان شماست. اگر در شبکههای اجتماعی بدون محتوای روایتگر حضور دارید، فراموش خواهید شد. این مقاله، با نگاهی آکادمیک و در جایگاه یک پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک و هوش مصنوعی، به بررسی ادغام هوش مصنوعی (Artificial Intelligence - AI) در استراتژی بازاریابی محتوای چابک (Agile Content Marketing Strategy) میپردازد و نشان میدهد چگونه این رویکرد، با تمرکز بر روایتمحوری، میتواند تعامل پایدار و نرخ حفظ مخاطب (Retention Rate) را در فضای سایبر تقویت کند. با بهرهگیری از اصول چابک و ابزارهای هوش مصنوعی، این استراتژی نه تنها کارایی تولید محتوا را افزایش میدهد، بلکه عمق فرهنگی و اصالت انسانی را نیز حفظ میکند.
استراتژی بازاریابی محتوای چابک، رویکردی پویا و تکراری (Iterative) است که بر چرخههای کوتاه تولید، انتشار، سنجش و بهینهسازی محتوا استوار است. برخلاف روشهای سنتی که برنامهریزیهای طولانیمدت و غیرمنعطف را دنبال میکنند، چابکی به تیمها اجازه میدهد تا با انعطاف و سرعت، به تغییرات نیازهای مخاطب پاسخ دهند. این روش، با بهرهگیری از جلسات روزانه (Daily Stand-ups)، اسپرینتهای کوتاه (Sprints) و بازنگریهای مداوم (Retrospectives)، محتوا را به ابزاری برای یادگیری و بهبود مستمر تبدیل میکند.
هوش مصنوعی، بهویژه مدلهای زبانی پیشرفته مانند GPT-4 یا ابزارهای تحلیل داده مانند Google Analytics، این فرآیند را متحول میکند. AI میتواند حجم عظیمی از دادههای رفتاری مخاطبان را تحلیل کند، الگوهای تعامل را شناسایی نماید و پیشنهادهایی برای محتوای روایی ارائه دهد. برای نمونه، یک پلتفرم استریم که به دنبال جذب مخاطبان جوان است، میتواند از AI برای تولید اسکریپتهای اولیه ویدیوهای کوتاه استفاده کند که داستانهایی احساسی یا آموزشی را روایت میکنند. این اسکریپتها سپس در اسپرینتهای دوهفتهای منتشر شده و با بازخوردهای دریافتی از کانالهای دوسویه مانند کامنتهای اینستاگرام یا تلگرام، بهینه میشوند. این چرخه، نرخ تعامل (Engagement Rate) و حفظ مخاطب را به طور چشمگیری افزایش میدهد، زیرا محتوا نه تنها دادهمحور است، بلکه با نیازها و احساسات مخاطب همراستا میشود.
محتوای روایتمحور، در هسته خود، بر داستانگویی متمرکز است که مخاطب را از یک دریافتکننده منفعل به یک همسفر فعال تبدیل میکند. در شبکههای اجتماعی و سکوهای استریم، جایی که رقابت برای جلب توجه بیامان است، روایتهای قوی میتوانند مخاطب را درگیر نگه دارند. به عنوان یک فیلمساز و پژوهشگر استراتژی فرهنگی، بر این باورم که داستانها، با ایجاد پیوند عاطفی، نه تنها توجه را جلب میکنند، بلکه وفاداری (Loyalty) را نیز تقویت میکنند. هوش مصنوعی میتواند این فرآیند را تقویت کند؛ برای مثال، با تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی، AI میتواند موضوعات پرطرفدار یا نیازهای عاطفی مخاطبان را شناسایی کند و پیشنهادهایی برای روایتهای متناسب ارائه دهد. مثلاً، اگر دادهها نشان دهند که مخاطبان یک پلتفرم به محتوای انگیزشی علاقه دارند، AI میتواند داستانی درباره موفقیت یک کارآفرین جوان پیشنهاد دهد که با ارزشهای فرهنگی مخاطب همخوانی دارد.
با این حال، اینجاست که نقش نظارت انسانی برجسته میشود. هوش مصنوعی، هرچند قدرتمند، ممکن است فاقد عمق فرهنگی یا اصالت عاطفی باشد. به عنوان یک مشاور رسانهای در آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر، پیشنهاد میکنم که AI به عنوان دستیاری خلاق عمل کند، نه جایگزین ذهن انسانی. پژوهشگر یا نویسنده میتواند خروجیهای AI را ویرایش کند، عناصر فرهنگی بومی را به آن بیفزاید و روایتی خلق کند که نه تنها دادهمحور، بلکه عمیقاً انسانی باشد. این رویکرد، محتوای تولیدشده را از خطر یکنواختی یا فقدان اصالت نجات میدهد.
برای روشن شدن چگونگی این ادغام، فرض کنید آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران قصد دارد کمپینی برای ترویج سواد سایبری (Cyber Literacy) در شبکههای اجتماعی راهاندازی کند. هدف، افزایش آگاهی و نرخ حفظ مخاطب در میان دانشجویان است. در این سناریو، تیم رسانهای از استراتژی چابک استفاده میکند. ابتدا، با ابزارهای AI مانند تحلیلگرهای داده، نیازهای مخاطبان (مانند آموزش ساده درباره امنیت سایبری) شناسایی میشود. سپس، در یک اسپرینت دوهفتهای، محتوایی روایتمحور تولید میشود: یک ویدیوی کوتاه که داستان یک دانشجو را روایت میکند که با یادگیری نکات امنیتی، از هک شدن حسابش جلوگیری میکند. این ویدیو در اینستاگرام و تلگرام منتشر شده و بازخوردهای مخاطبان (مانند کامنتها و اشتراکگذاریها) جمعآوری میشود. AI دادهها را تحلیل میکند و پیشنهاد میدهد که افزودن یک اینفوگرافیک تعاملی، تعامل را افزایش میدهد. در اسپرینت بعدی، این پیشنهاد اجرا شده و نرخ تعامل ۲۵ درصد رشد میکند. این چرخهی چابک، با هدایت AI و نظارت انسانی، محتوایی تولید میکند که هم اثرگذار است و هم با نیازهای فرهنگی مخاطب همخوانی دارد.
هرچند این رویکرد قدرتمند است، اما چالشهایی نیز دارد. نخست، خطرشهای الگوریتمی (Algorithmic Bias) در خروجیهای AI است که ممکن است محتوا را از تنوع فرهنگی دور کند. برای رفع این مشکل، باید دادههای آموزشی AI متنوعتر شوند و خروجیها توسط تیمی با دیدگاههای فرهنگی مختلف بازبینی شوند. دوم، وابستگی بیش از حد به فناوری ممکن است خلاقیت انسانی را محدود کند. برای جلوگیری از این امر، آموزش مداوم تیمها و استفاده از ابزارهای مدیریت چابک مانند Jira یا Trello ضروری است تا تعادل بین فناوری و خلاقیت حفظ شود. سوم، مسائل اخلاقی مانند حریم خصوصی دادهها باید مورد توجه قرار گیرند. به عنوان پژوهشگر مطالعات سایبرنتیک، تأکید میکنم که استفاده از دادههای مخاطبان باید با رعایت استانداردهای اخلاقی و قوانین GDPR انجام شود.
ادغام هوش مصنوعی در استراتژی بازاریابی محتوای چابک، با محوریت محتوای روایتمحور، شرایط بهتری برای تعامل در فضای سایبر ترسیم میکند. این رویکرد، با ترکیب سرعت و انعطاف چابکی، قدرت تحلیل AI و عمق روایت انسانی، مخاطب را به همسفری دعوت میکند که نه تنها او را سرگرم میکند، بلکه وفاداریاش را نیز تضمین میکند. به عنوان کسی که سه دهه در عرصه رسانه فعال بوده ام، باور دارم که این روش، با نظارت دقیق انسانی و توجه به حفظ اصالت فرهنگی و دینی در تولید محتوا، از دیگر نقاط قوت این رویکردخواهد بود. در پایان، پیشنهاد میکنم که پژوهشگران و فعالان رسانهای، با هدایت استراتژیهای فرهنگی و بهرهگیری از ابزارهای نوین، این تحول را پیش ببرند تا محتوای دیجیتال نه تنها اثرگذار، بلکه ماندگار باشد.
منابع:
WordLift Blog. (2025). Transform Your Agile Marketing Strategy with AI. https://wordlift.io/blog/en/how-to-build-a-more-agile-marketing-strategy-with-ai/
Sprinklr. (2025). 4 Ways AI Is Reshaping Content Marketing in 2025. https://www.sprinklr.com/blog/ai-for-content-marketing/
SSRN. (2024). Artificial Intelligence-Driven Emotional Storytelling for Brand. https://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=4954803
ResearchGate. (2025). The Impact of AI-Driven Content Marketing on Social Media. https://www.researchgate.net/publication/391390103_The_Impact_of_AI-Driven_Content_Marketing_on_Social_Media_Customer_Engagement